سه‌شنبه 15 شعبان 1447
۱۴ بهمن ۱۴۰۴
3 فوریه 2026

(۱۷۹۲) توضیحاتی درباره قضای نمازهای فوت شده

(۱۷۹۲) سوال: حدود ده سال پیش من بر نمازم مواظبت نمی‌کردم و گاهی می‌خواندم و گاهی آن را ترک می‌کردم و در آن سهل‌انگاری می‌کردم و نمی‌دانم که چه تعداد اوقات نماز را و یا چند روز نماز نخوانده‌ام. پس در مورد آن باید چکار کنم؟

جواب:

از ظاهر این سوال بر می‌آید که این مرد الان نمازش را درست می‌خواند و این کافی است و نیازی به اعاده‌ی نمازش نیست بلکه اعمال صالح و نوافل زیاد انجام دهد و خوبی‌ها، بدی‌ها را از بین می‌برد.

و آن قول راجح از اقوال اهل علم بود و بعضی علما گفته‌اند کسی که نماز را ترک کند باید قضای آن را بجای آورد هرچند که عامدانه بوده است اما قول راجح آن بود که برای آن قضایی نیست و اگر قضا کند برای او فایده‌ای ندارد برای این قول رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم که می‌فرماید:{من عمل عملاً لیس علیه أمرنا فهو رد} (هر عملی که امر ما بر آن نیست مردود است) و اگر نماز را ترک کرده است که با آن کافر گشته است و برای کافر همانطور که معلوم است که قضا نمی‌شود به خاطر این که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {قُل لِّلَّذِینَ كَفَرُوۤا۟ إِن یَنتَهُوا۟ یُغۡفَرۡ لَهُم مَّا قَدۡ سَلَفَ} [سوره اﻷنفال: ۳۸] ((ای پیامبر!) به کسانی‌که کافر شدند بگو: «اگر (از کفر و دشمنی) دست بر دارند، گذشته‌هایشان آمرزیده می‌شود، و اگر (به همان اعمال خود) بازگردند) و اگر بر وجه ترک کرده است که کافر نشده باشد مثلا گاهی می‌خوانده و گاهی نمی‌خوانده است پس تمام عبادت‌هایی که وقت مشخصی دارد وقتی بدون عذر از وقتش خارج شد دیگر قضایی ندارد و اگر قضا کند هم قضایی ندارد.

و از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌خوانیم که برادر سوال کننده‌ی مان را ثابت قدم بدارد و نعمت دین و اسلام برای ما مداوم بگرداند.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: قبل عشر سنوات أو أقل من ذلك كنت لا أواظب على الصلاة، حيث إنني أصلى يومًا وأقطع آخر، وذلك تهاونًا مني في ذلك، ولا أعلم عدد الأوقات التي لم أصلها، أو عدد الأيام التي لم أصل بها، فما العمل في ذلك؟

فأجاب رحمه الله تعالى: الظاهر من سؤاله أن الرجل استقام وصار يصلي، وهذا كافٍ، ولا يحتاج أن يعيد صلاته الماضية، بل يصلح العمل ويكثر من النوافل، والحسنات يذهبن السيئات.

وإنما قلت ذلك لأن هذا هو القول الراجح من أقوال العلماء، ومن العلماء من يقول: إذا ترك الصلاة مدة وجب عليه قضاؤها ولو كان عامدًا، لكن القول الراجح أنه لا يشرع قضاؤها، وأنه لو قضاها لم تنفعه، لقول النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم-: «من عمل عملا ليس عليه أمرنا فهو رده»، وهذا الذي ترك الصلاة إذا تركها تركا يكفر به فالكافر لا يقضي كما هو معلوم، لقول الله تعالى: ﴿ قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا إِن يَنتَهُوا يُغْفَرْ لَهُم مَّا قَدْ سَلَفَ ﴾ [الأنفال: ۳۸]، وإذا تركها على وجه لا يكفر به، كما لو كان يصلي ويخلي، فإن كل عبادة مؤقتة إذا أخرجها الإنسان عن وقتها بدون عذر شرعي فإنه لا يقضيها، لأنه لو قضاها لم تقبل منه.

نسأل الله أن يثبت أخانا السائل وأن يُدِيمُ علينا وعليه نعمة الدين والإسلام.

مطالب مرتبط:

(۱۸۲۸) حکم ترک کردن بعضی از نمازها به خاطر سنگینی شغل

اما نماز که در هیچ صورتی عذر به ترک آن نداری و بر تو واجب است که نماز خود را در وقتش بخوانی اگر چه با عوض کردن کارت باشد...

ادامه مطلب …

(۱۷۷۶) حکم شخصی که شهادتین را می‌گوید ولی نماز نمی‌خواند

این مرد در تناقض است چگونه بر فعل خیر حریص است در صورتی که بزرگترین خیر نماز است؟ برای چه بر نماز حریص نمی‌باشد؟...

ادامه مطلب …

(۱۸۱۵) حکم شخصی که فوت کرده و بعضی از نمازهایش را ترک می‌کرده است

بر تو لازم است که برایش طلب بخشش کنی زیرا که این نیکی به آن است و او نیازمند استغفار برایش می‌باشد زیرا که او نماز را ترک کرده است و ترک نماز ابدا جایز نمی‌باشد...

ادامه مطلب …

(۱۸۰۵) چگونگی قضای نمازهای فوت شده

اگر اصلا نماز نخوانده است پس قضایی بر او نیست زیرا که برای او فایده‌ای ندارد و از او قبول نمی‌شود زمانی که عمدا نماز را از وقتش خارج کرده است....

ادامه مطلب …

(۱۸۳۰) حکم شخصی که بعضی نمازهای فرض را می‌خواند و بعضی دیگر را نمی‌خواند

در خطر بسیار عظیمی قرار دارد زیرا که بعضی از علما گفته‌اند کسی که حتی یک نماز را به عمد از وقتش خارج کند و آن را ترک کند کافر گشته است...

ادامه مطلب …

(۱۷۴۴) حکم ترک بعضی از نمازها بدلیل عدم حواس

قول راجح در مورد بی‌هوشی، اگر بدون اختیار مریض باشد قضا ندارد یعنی آن نمازی که از او فوت شده را قضا نمی‌کند زیرا زمانی که او عقلش را از دست داده است...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه