یکشنبه 9 ربیع‌الثانی 1448
۲۹ شهریور ۱۴۰۵
20 سپتامبر 2026

۵۰۲ – حکم گفتن این عبارت چیست: «در آخرین منزلگاهش دفن شد»؟

۵۰۲ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن این عبارت چیست: «در آخرین منزلگاهش دفن شد»؟

جواب دادند: اینکه کسی بگوید: «در آخرین منزلگاهش دفن شد»، حرام است و جایز نیست گفته شود. زیرا وقتی بگویی: آخرین منزلگاه، مقتضایش این است که قبر آخرین منزل اوست، و این متضمن انکار بعث بعد از مرگ است. برای همه‌ی مسلمانان واضح است که قبر آخرین چیز نیست. قبر فقط نزد کسانی که به قیامت ایمان ندارند، آخرین جایگاه است. وقتی یک اعرابی شنید که شخصی این فرموده‌ی الله را قرائت می‌کند: {أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ (۱) حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ}[۱]، یعنی: {افزون طلبی (و فخرفروشی به اموال و فرزندان) شما را به خود مشغول کرد. تا آنکه (بر همین حال مردید و) به قبرستان‌ها رفتید}، گفت: «والله کسی که زائر است، مقیم نیست». چون کسی که به زیارت می‌رود، آنجا باقی نمی‌ماند. بنا بر این حتما بر انگیختنی بعد از مرگ وجود دارد. همین صحیح است.

از این رو، واجب است از چنین عبارتی اجتناب کرد. پس در مورد قبر نباید گفت: «آخرین منزلگاه» است. زیرا آخرین منزلگاه، در روز قیامت، یا بهشت است و یا جهنم.


[۱] – سوره تکاثر، آیات «۱و۲».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(502) سئل فضيلة الشيخ: ما حكم قولهم : “دفن في مثواه الأخير”؟

فأجاب قائلاً: قول القائل : “دفن في مثواه الأخير” حرام ولا يجوز لأنك إذا قلت : في مثواه الأخير فمقتضاه أن القبر آخر شيء له ، وهذا يتضمن إنكار البعث ، ومن المعلوم لعامة المسلمين أن القبر ليس آخر شي ، إلا عند الذين لا يؤمنون باليوم الآخر، فالقبر آخر شيء عندهم ، أما المسلم فليس آخر شيء عنده القبر وقد سمع أعرابي رجلاً يقرأ قوله تعالى : (ألهاكم التكاثر. حتى زرتم المقابر) (سورة التكاثر، الآيتان “1-2”) فقال: “والله ما الزائر بمقيم” لأن الذي يزور يمشي فلابد من بعث وهذا صحيح.

لهذا يجب تجنب هذه العبارة فلا يقال عن القبر: إنه المثوى الأخير، لأن المثوى الأخير إما الجنة، وإما النار في يوم القيامة.

مطالب مرتبط:

۴۹۹ – حکم این عبارت چیست: «بر الله تصدیق نمی‌کردم که چنین و چنان شود»؟

۴۹۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این عبارت چیست: «بر الله تصدیق نمی‌کردم که چنین و چنان شود»؟ جواب دادند: مردم می‌گویند: بر الله تصدیق نمی‌کردم که چنین و چنان شود، و منظورشان این است که توقع نداشتم و گمان نمی‌کردم چنین شود. معنایش این نیست که مثلا: تصور نمی‌کردم الله به خاطر […]

ادامه مطلب …

۴۱۸ – حکم الفاظی چون: جلالة، صاحب الجلالة، صاحب السموّ، خواهش می‌کنم، و امیدوارم

۴۱۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: نظرتان در مورد این الفاظ چیست: جلالة، و صاحب الجلالة، و صاحب السموّ، و خواهش می‌کنم، و امیدوارم؟ جواب دادند: اشکالی ندارد در صورتی که مخاطب، اهلیّت و شایستگی آن را داشته باشد، و خوف از این نباشد که دچار خود بزرگ بینی و خودخواهی شود. خواهش می‌کنم، […]

ادامه مطلب …

۴۶۲ – حکم گفتن جملاتی نذیر «در حج این قدر ضرر کردم»

۴۶۲ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این سخن که برخی مردم می‌گویند، چیست: «در حج این قدر ضرر کردم، و در عمره، این قدر ضرر کردم، و در جهاد، این قدر ضرر کردم و و و»؟ جواب دادند: این عبارات درست نیستند. زیرا هر آنچه در طاعت الله صرف شده باشد، ضرر نیست. […]

ادامه مطلب …

۴۲۳ – در خطبه‌ای در موضوع جنگ بدر، خطیب گفت: «الله و شیطان با هم رو در رو شدند». آیا کلام او درست بود؟

۴۲۳ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: یکی از خطیبان در سخنش حول غزوه‌ی بدر، گفت: «الله و شیطان با هم رو در رو شدند». برخی از علما گفتند که این سخن، کفر صریح است. زیرا ظاهر این عبارت، اثبات حرکت برای الله تعالی است. از شما می‌خواهیم که این را توضیح دهید. جواب دادند: […]

ادامه مطلب …

۴۹۴ – حکم گفتن این عبارات چیست: «شرایط به من اجازه ندادند» و «وقت اجازه نداد»؟

۴۹۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن این عبارات چیست: «شرایط به من اجازه ندادند»، و «وقت اجازه نداد»؟ جواب دادند: اگر منظور این است که وقت میسر نشد که فلان کار را انجام دهد، اشکالی ندارد. اما اگر منظورش این است که وقت، به خودیِ خود تاثیر دارد، جایز نیست. تعداد بازدید: […]

ادامه مطلب …

۴۲۹ – حکم گفتن این عبارت چیست: «به من ببخش، الله تو را خوار نکند»؟

۴۲۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن این عبارت چیست: «به من ببخش، الله تو را خوار نکند»؟ جواب دادند: این عبارت صحیح است. الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ گاهی بنده‌اش را خوار و ذلیل می‌کند. الله تعالی در مورد عذاب کفار می‌فرماید که عذاب خوار کننده‌ای پاداش استکبار آنها در زمین است. الله نیز به […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه