سه‌شنبه 5 شوال 1447
۴ فروردین ۱۴۰۵
24 مارس 2026

۴۹۸ – حکم گفتن «قدرتِ الله اراده کرد» چیست؟

۴۹۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن: «قدرتِ الله اراده کرد»، چیست؟ اگر جواب، این است که درست نیست، چرا؟ با توجه به اینکه صفت، تابع موصوف است، و صفت، از ذات الله جدا نیست؟

جواب دادند: درست نیست بگویی: «قدرتِ الله خواست» ؛ زیرا، مشیئت، اراده است، و قدرت، معناست، و معنا هیچ اراده‌ای ندارد. بلکه کسی که اراده می‌کند، اراده دارد، و مشیئت برای مشیئت کننده است. اما می‌گوییم: حکمت الله چنین و چنان اقتضا کرد. یا وقتی که می‌خواهیم در مورد چیزی که اتفاق افتاده سخن بگوییم، می‌گویی: این قدرت الله است. همان طور که می‌گوییم: این خلقت الله است. اما نسبت دادن و اضافه کردن امری به قدرت الله، که مقتضایش فعل اختیاری است، جایز نیست.

اما اینکه سائل گفت: «صفت تابع موصوف است» ؛ می‌گوییم: بله، و همین که تابع موصوف است، دلالت دارد که نمی‌شود به آن چیزی را نسبت داد که خود، مستقلا آن را انجام دهد. این سخن ورد زبان بسیاری از مردم است که می‌گویند: «قدرت الهی چنین و چنان اراده کرد»، یا «قَدَر، چنین و چنان خواست». این سخن جایز نیست؛ زیرا قَدَر و قدرت دو امر معنوی هستند و اراده ندارند. بلکه مشیئت را کسی دارد که قادر و مقدَّر کننده است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(498) سئل فضيلة الشيخ: ماحكم قول: “شاءت قدرة الله”، وإذا كان الجواب بعدمه فلماذا؟ مع أن الصفة تتبع موصوفها، والصفة لا تنفك عن ذات الله؟

فأجاب قائلاً: لا يصح أن نقول: “شاءت قدرة الله”، لأن المشيئة إرادة، والقدرة معنى، والمعنى لا إرادة له، وإنما الإرادة للمريد، والمشيئة للشائي ولكننا نقول: اقتضت حكمة الله كذا وكذا، أو نقول عن الشيء إذا وقع: هذه قدرة الله، كما نقول : هذا خلق الله، وأما إضافة أمر يقتضي الفعل الاختياري إلى القدرة فإن هذا لا يجوز.

وأما قول السائل: “إن الصفة تتبع الموصوف” فنقول: نعم، وكونها تابعة للموصوف تدل على أنه لا يمكن أن نسند إليها شيئاً يستقل به الموصوف، وهي دارجة على لسان كثير من الناس، يقول: شاءت قدرة الله كذا وكذا، شاء القدر كذا وكذا، وهذا لا يجوز، لأن القدر والقدرة أمران معنويان ولا مشيئة لهما، وإنما المشيئة لمن هو قادر ولمن هو مقدر.

مطالب مرتبط:

۴۶۷ – منظور از روح و نفْس چیست؟ و فرق بین روح و نفس چیست؟

۴۶۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: منظور از روح و نفس چیست؟ همچنین، فرق بین این دو در چیست؟ جواب دادند: غالبا روح به آن چیزی اطلاق می‌شود که دارای حیات است. چه این حیات، حسّی باشد یا معنوی. قرآن، روح نامیده شده. الله تعالی می‌فرماید: {وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا}[۱]، یعنی: {و […]

ادامه مطلب …

۴۲۴ – آیا هنگام سلام، گفتن الفاظی دیگر مثل «صبح خیر» جایز است؟

۴۲۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: برخی مردم هنگام سلام، به جای سلامی که در شرع آمده، عباراتی به کار می‌برند. از جمله: «مسّاک بالخیر»، و «الله بالخیر»، و «صبّحک الله بالخیر». آیا این درست است؟ و آیا سلام کردن با لفظ «علیک السلام» جایز است؟ جواب دادند: سلامی که در شرع وارد شد، […]

ادامه مطلب …

۴۹۶ – حکم گفتن این عبارت چیست: «اگر الله و فلانی نبودند…»؟

۴۹۶ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم به زبان آوردن این عبارت چیست: «اگر الله و فلانی نبودند»؟ جواب دادند: غیر الله را در کنار الله ذکر کردن، در امور قَدَری به وسیله‌ی حرفی که اشتراک و عدم فرق بین این دو را برساند، جایز نیست. مثلا در مورد مشیئت، جایز نیست که کسی […]

ادامه مطلب …

۴۷۱ – حکم گفتن: «سیده عایشه رضی الله عنها» چیست؟

۴۷۱ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن این عبارت چیست: «سیده عایشه رضی الله عنها»؟ جواب دادند: شکی نیست که عایشه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَایکی از سیدات زنان امت است. اما تصور می‌کنم اطلاق لفظ «سیده» بر زن، یا «سیدات» بر زنان، از غربی‌ها گرفته شده است. چون آنها هر زنی را سیده خطاب می‌کنند. حتی […]

ادامه مطلب …

۴۸۸ – حکم لقب «قاضی القضات» چیست؟

۴۸۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن «قاضی القضاة» چیست؟ جواب دادند: قاضی القضاة، با این معنای برای الله عز و جل شایسته‌ است. کسی که خود را این گونه نام گذاری کند، خود را در چیزی شریک الله عز و جل قرار داده که فقط مختص الله تعالی است. او قاضی است […]

ادامه مطلب …

۴۳۹ – حکم گفتن: «مرحوم فلانی»، و «الله او را غریق رحمت کند»، و «به رحمت الله رفت»، چیست؟

۴۳۹ – از رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن: «مرحوم فلانی»، و «الله او را در پوشش رحمتش قرار دهد»، و «به رحمت الله انتقال یافت»، چیست؟ جواب دادند: گفتن «مرحوم فلانی»، یا «الله او را در پوشش رحمتش قرار دهد»، اشکالی ندارد. زیرا وقتی می‌گویند: «مرحوم»، از باب تفاؤل و رجاء است، نه از باب […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه