شنبه 12 شعبان 1447
۱۱ بهمن ۱۴۰۴
31 ژانویه 2026

(۱۷۶۹) مادرم نماز نمی‌خواند مگر در رمضان، چگونه او را نصیحت کنم؟

(۱۷۶۹) سوال: مادرم نماز نمی‌خواند مگر در رمضان و من بسیار او را نصیحت کرده‌ام و همچنین از خلال نوار‌های دینی و کتاب‌ها و احادیث ترغیب و ترهیب و به وسیله‌های مختلف نصیحت کرده‌ام اما او این نصحیت من را استجابت نمی‌کند و می‌گوید که کارهای خانه به من اجازه نمی‌دهد و کسی نیست که در کار‌های خانه مرا یاری دهد از امور پخت و پز و غیره و چه بسا فقط در وقتی که من هستم فقط نماز بخواند و زمانی که من در سفر هستم سهل‌انگاری به خرج دهد و بعضی از اوقات نماز را ترک کند. توجیه شما چیست جناب شیخ؟ و همچنین توجیه شما برای من چیست و باید با او چه کار کنم؟ آیا با او قطع رابطه کنم و پیام دادن به او را ترک کنم؟

جواب:

نصیحت من به این زن این است که تقوای الهی را رعایت کند و به آنچه الله از نمازهای پنجگانه را فرض گردانیده است بجای آورد و کسی که نماز را بدون عذر ترک کند کافر و مرتد می‌گردد و اگر با وجود عذر نماز را ترک کرد مثل خواب و یا غفلت زمانی که آن را به یاد آورد و یا بیدار شد نمازش را بخواند.
و به این زن می‌گویم که تقوای الله را در خودش رعایت کند و اگر بر ترک نماز مرد با حالت کفر مرده‌ای و همراه فرعون، هامان، قارون و أبی بن خلف حشر می‌گردی و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بهشت را بر تو حرام می‌گرداند و قرآن و سنت و اقوال صحابه همه‌اش دلالت بر کفر تارک نماز را دارند.
و اما از قرآن در مورد مشرکین می‌فرماید: {فَإِن تَابُوا۟ وَأَقَامُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَوُا۟ ٱلزَّكَوٰةَ فَإِخۡوَ ا⁠نُكُمۡ فِی ٱلدِّینِۗ وَنُفَصِّلُ ٱلۡـَٔایَـٰتِ لِقَوۡمࣲ یَعۡلَمُونَ} [سوره التوبة: ۱۱] (پس اگر توبه کنند، و نماز را بر پا دارند، و زکات را بدهند، برادران دینی شما هستند، و ما آیات خود را برای گروهی که می‌دانند بیان می‌کنیم) وجه دلالت این آیه این است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ سه شرط برای اخوت دینی می‌گزارد: توبه از شرک، اقامه‌ی نماز و پرداخت زکات. توبه از شرک که به اجماع مسملین شرط محسوب می‌شود و اخوت بین مشرک و مؤمن مطلقا وجود ندارد اگر چه مادر، پدر و یا برادرش باشد که در حقیقت برادر او نمی‌باشد و برای همین الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به نوح می‌گوید: {رَبِّ إِنَّ ٱبۡنِی مِنۡ أَهۡلِی وَإِنَّ وَعۡدَكَ ٱلۡحَقُّ وَأَنتَ أَحۡكَمُ ٱلۡحَـٰكِمِینَ} [سوره هود: ۴۵] («پروردگارا! همانا پسرم از خاندان من است، و بی‌گمان وعدۀ تو (دربارۀ نجات خاندانم) حق است، و تو بهترین داورانی») و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فرمود: {إِنَّهُۥ لَیۡسَ مِنۡ أَهۡلِكَ} [سوره هود: ۴۶] (همانا او از خاندان تو نیست) با وجود این که پسرش بود الله از اهل بودن او را منتفی کرد چون که کافر بود و بزرگترین افتراق بین مسلمان و کافر است.
و اما ظاهر آیه این را می‌رساند که اخوت دینی ثابت نمی‌شود تا این که نماز را برپا بدارد و اخوت دینی نیز با معاصی از بین نمی‌رود هرچند که بزرگ باشند زیرا که برادری دینی فقط با کفر از بین می‌رود بنابراین این آیه دلالت بر کفر تارک نماز دارد.
و در مورد پرداخت زکات نیز مانند اقامه‌ی نماز است که اکر پرداخت نکرد کافر می‌گردد و بعضی از اهل علم و روایتی از امام احمد رَحِمَهُ‌الله آمده است و این ظاهر آیه است ولی با حدیثی در صحیح مسلم که ابو هریرة رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم روایت می‌کند در تعارض است: «مَا مِنْ صَاحِبِ ذَهَبٍ، وَلَا فِضَّةٍ لَا يُؤَدِّي مِنْهَا حَقَّهَا ؛ إِلَّا إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ صُفِّحَتْ لَهُ صَفَائِحُ مِنْ نَارٍ، فَأُحْمِيَ عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ، فَيُكْوَى بِهَا جَنْبُهُ، وَجَبِينُهُ، وَظَهْرُهُ، كُلَّمَا بَرَدَتْ أُعِيدَتْ لَهُ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ، حَتَّى يُقْضَى بَيْنَ الْعِبَادِ، فَيَرَى سَبِيلَهُ ؛ إِمَّا إِلَى الْجَنَّةِ، وَإِمَّا إِلَى النَّارِ» (هر صاحب طلا و نقره‌ای که زکات آن‌ها را پرداخت نکند در روز قیامت آن طلاها و نقره‌ها برای او به ورق‌هایی از آتش بدل خواهند شد که حرارت خود را از آتش جهنم می‌گیرند و به وسیله‌ی آن‌ها پشت، پهلو و پیشانی‌اش داغ می‌گردد؛ هرگاه سرد شوند دوباره داغ می‌گردند و این کار در روزی که طول آن به اندازه‌ی پنجاه هزار سال [دنیا] است ادامه می‌یابد تا آن‌گاه که میان بندگان قضاوت شود و هر یک راه خود را به سوی بهشت یا جهنم در پیش گیرد) پس زمانی که ممکن است مسیرش به بهشت برسد پس کافر نیست چون که کافر به بهشت راه ندارد.
و اما دلالت سنت بر کفر تارک نماز، در صحیح مسلم از جابر بن عبدالله رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ روایت است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرموده است: «إِنَّ بَيْنَ الرَّجُلِ وَبَيْنَ الشِّرْكِ وَالْكُفْرِ تَرْكَ الصَّلَاةِ» (فاصله‌ی انسان با شرک و کفر ترک نماز است) و در سنن از بریدة بن الحَصیب روایت است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «إِنَّ الْعَهْدَ الَّذِي بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمُ الصَّلَاةُ، فَمَنْ تَرَكَهَا فَقَدْ كَفَرَ» ( عهد بین ما و ایشان نماز است پس کسی آن را ترک کند حقیقتا کافر گشته است)
و اما اقوال صحابه که عبدالله بن شقیق رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ که از تابعین معروف می‌باشد از اصحاب می‌گوید: (كَانَ أَصْحَابُ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ لَا يَرَوْنَ شَيْئًا مِنَ الْأَعْمَالِ تَرْكُهُ كُفْرٌ غَيْرَ الصَّلَاةِ) (اصحاب محمد ترک هیچ اعمالی را کفر نمی‌دانستند مگر نماز) و اسحاق بن راهویه نیز از صحابه بر کفر تارک نماز، اجماع نقل می‌کند.
و دلیل چهارمی هم وجود دارد که عقلی است و این است که معقول نمی‌باشد که شخصی بر ترک نماز محافظت کند با وجود عظمت و شرفی که نماز در ارکان اسلام دارد و او مؤمن به الله و روز قیامت باشد و این محال است.
مبنی بر همین این مادر را بر حذر می‌داریم که فقط در رمضان نماز بخواند و عجیب است که کارهای خانه را عذر قرار داده است و نمی‌دانم که چگونه کارهای خانه فقط او را در غیر رمضان مشغول می‌کند؟ پس باید به این سوال جواب دهد.
سپس می‌گوییم: قطعا نماز وقتی زیادی را از او نمی‌گیرد یعنی کل نماز با وضوی آن همه‌اش ربع ساعت یا ده دقیقه بیشتر وقت او را نمی‌گیرد ولی شیطان عقول انسان را به بازی گرفته و چیزی به این آسانی را برای او سخت جلوه می‌دهد.
مخصوصا که منزلت نماز در دین بسیار عظیم است به خاطر همین شیطان بر سست کردن انسان در مورد نماز بسیار حریص است چون که شیطان با ترک سجده‌ای برای الله کافر گشت زمانی که الله امر کرد برای انسان سجده کند پس تکبر ورزید و از کافرین گردید و می‌خواهد که بنی آدم نیز مانند خودش کافر شوند همانطور که دشمنان مسلمین می‌خواهند مسلمانان نیز مانند خودشان کافر شوند که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در موردشان می‌فرماید: {وَدُّوا۟ لَوۡ تَكۡفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا۟ فَتَكُونُونَ سَوَاۤءࣰ} [سوره النساء: ۸۹] (آنان آرزو می‌کنند که شما هم مانند آن‌ها کافر شوید تا با هم یکسان شوید) و بر این مادر واجب است که در مورد خودش تقوای الهی را پیشه کند و از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ کمک بخواهد و هنگامی که نماز را بر پا داشت او را در کارهای خانه نیز کمک خواهد کرد و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {یَـٰۤأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ ٱسۡتَعِینُوا۟ بِٱلصَّبۡرِ وَٱلصَّلَوٰةِۚ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلصَّـٰبِرِینَ} [سوره البقرة: ۱۵۳] (ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید، از شکیبایی و نماز یاری بجویید، که همانا الله با شکیبایان است) و با وقتی که برای نماز می‌گزارد الله مابقی وقتش را بابرکت می‌کند که در صورت نبود آن برایش حاصل نمی‌شود.
اما به نسبت فرزند برایش واجب است که مادرش را نصیحت کند و از آن تحذیر دهد و اما اگر باز هم انجام نداد و اگر در قطع ارتباطش مصلحتی است که توبه کند و از کارش خجالت بکشد پس این کار را بکند و اگر فقط به مشکل و طغیان او می‌افزاید پس این کار نکند.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: والدتي لا تُصَلِّي إلا في رمضان، ونصحتها كثيرًا بالمداومة على أداء الصلاة، وذلك من خلال الأشرطة الدينية، والكتيبات والأحاديث من ترغيب وترهيب وشتى الوسائل، ولكنها لا تستجيب لهذا النصح، وتقول بأن عملي في البيت لا يسمح لي، لأنني ربة بيت ولا يوجد من يساعدني في متطلبات المنزل من أمور الطهي والغسيل والكي إلى آخره، وربما لا تصلي إلا أثناء وجودي، وعند سفري تتهاون وتترك بعض الأوقات من الصلاة. ما توجيهكم شيخ محمد؟ وتوجيهكم أيضًا لي أنا ماذا أفعل معها؟ هل أقاطعها وأترك مراسلتها؟

فأجاب رحمه الله تعالى: نصيحتي لهذه المرأة أن تتقي الله -عز وجل-، وأن تقوم بما أوجب الله عليها من الصلوات الخمس في أوقاتها، لأن من ترك الصلاة بلا عذر فإنه يكون كافرًا مرتداً عن دين الإسلام، وإن تركها لعذر حتى خرج وقتها مثل النوم والغفلة أي النسيان فإنه يصليها متى ذكرها ومتى استيقظ.

وأقول لهذه المرأة: اتقي الله في نفسك فإنك إن مت على ترك الصلاة من كافرة، وحشرت مع فرعون وهامان وقارون وأبي بن خلف، وحَرَّمَ الله عليك الجنة، فإن القرآن والسنة وأقوال الصحابة  رضي الله عنهم كلها تدل على أن تارك الصلاة كافر.

أما القرآن فقوله تعالى في المشركين: ﴿ فإن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَوةَ وَءَاتَوُا الزَّكَوةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ ﴾ [التوبة: (١١]، ووجه الدلالة من هذه الآية أن الله اشترط لثبوت الأخوة الدينية ثلاثة شروط الأول: التوبة من الشرك، والثاني: إقامة الصلاة، والثالث: إيتاء الزكاة فأما التوبة من الشرك فهي شرط لثبوت الأخوة الإيمانية بإجماع المسلمين، إذ لا أخوة بين المشرك والمؤمن إطلاقا، حتى ولو كان أخاه من أبيه وأمه، فإنه ليس أخا له في الحقيقة، ولهذا قال الله -تبارك وتعالى- لنوح عليه الصلاة والسلام حين قال: ﴿ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنتَ أَحْكَمُ الْحَكِيمِينَ ﴾ [هود : ٤٥] ، قال الله تعالى: ﴿إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ ﴾ [هود: ٤٦]، فنفى الله تعالى أن يكون من أهله مع أنه ابنه، لأنه كافر، وأعظم بينونة وفرقة ما تكون بين المسلم والكافر.

وأما إقامة الصلاة فإن ظاهر الآية الكريمة أنها لا تثبت الأخوة في الدين إلا إذا أقام الصلاة، ومفهومه إذا لم يقم الصلاة فلا أخوة في الدين، ولا تنتفي الأخوة في الدين بمجرد المعاصي وإن عظمت، بل لا يكون انتفاء الأخوة في الدين إلا بالكفر، وعلى هذا فتكون الآية دالة على أن من لم يقم الصلاة فهو كافر.

وأما إيتاء الزكاة فنقول فيه كما قلنا في إقامة الصلاة: إن من لم يؤتِ الزكاة فهو كافر خارج عن الملة، وقد قال بذلك بعض أهل العلم، أي: إن ترك إيتاء الزكاة كفر مخرج عن الملة، وهو رواية عن الإمام أحمد بن حنبل رحمه الله، وهو ظاهر الآية الكريمة، لكن هذا معارض بما ثبت في صحيح مسلم عن أبي هريرة رضي الله عنه عن النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم- قال: «ما من صاحب ذهب ولا فضة لا يؤدي منها حقها، إلا إذا كان يوم القيامة صُفْحَتْ له صفائح من نار، وأُخمِيَ عليها في نار جهنم، فيُكْوَى بها جنبه وجبينه وظهره، كلما بردت أُعِيدَتْ في يوم كان مقداره خمسين ألف سنة، حتى يقضى بين العباد، ثم يرى سبيله: إما إلى الجنة، وإما إلى النار»، فكونه يرى سبيله إلى الجنة يدل على أنه ليس بكافر، إذ لو كان كافرًا لم يكن له سبيل إلى الجنة، وعلى هذا فيكون إخراج إيتاء الزكاة من هذه الآية الكريمة ثابتا بالسنة.

وأما دلالة السُّنَّة على كفر تارك الصلاة فقد ثبت في صحيح مسلم عن جابر بن عبد الله رضي الله نه أن النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم- قال: «بين الرجل وبين الكفر والشرك ترك الصلاة»، وفي السنن عن بُرَيْدَةَ بن الْحَصِيب أن النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم- قال: «العهد الذي بيننا وبينهم الصلاة، فمن تركها فقد كفر».

وأما أقوال الصحابة فقد نقل عبد الله بن شقيق -وهو من التابعين المعروفين- عن أصحاب النبي صلى الله عليه و سلم «أنهم لا يرون شيئًا من الأعمال تركه كفر إلا الصلاة»، ونقل إجماع الصحابة إسحاق بن راهويه على أن تارك الصلاة کافر.

وهناك دليل رابع يدل على كفر تارك الصلاة، وهو الدليل النظري، فإنه ليس من المعقول أن يحافظ الإنسان على ترك الصلاة مع عظمها، وشرف مرتبتها في أركان الإسلام، وعلو شأنها وهو مسلم مؤمن بالله واليوم الآخر، هذا محال.

وبناءً على ذلك تُحَذِّرُ هذه الأم التي لا تصلي إلا في رمضان من ترك الصلاة، والعجب أنها تعتذر بشؤون البيت ولا أدري كيف تكون شؤون البيت شاغلة لها عن الصلاة في غير رمضان وغير شاغلة لها في رمضان؟ فلتجب عن هذا السؤال.

ثم نقول: إن الصلاة لا تستوعب وقتا طويلا، يعني: أن الصلاة كلها بوضوئها إذا كان وضوءًا عاديًا لا تستوعب أكثر من ربع ساعة أو عشر دقائق، ولكن الشيطان يلعب بعقول بني آدم حتى يجعل السهل اليسير عسيرا عليهم، ولاسيما إذا عظمت منزلته في دين الله، أي: إذا عظمت منزلة هذا الشيء في دين الله، فإن الشيطان يحرص غاية الحرص على أن يُثَبِّطَ الإنسان عنه، لأن الشيطان كفر بترك سجدة الله -عز وجل- حين أمره أن يسجد لآدم فاستكبر وكان من الكافرين، وهو يريد من بني آدم أن يكفروا كما كفر هو، كما أن أعداء المسلمين من الكفار أيضًا يَوَدُّون أن يكفر المسلمون كما كفروا، قال الله تعالى: ﴿ وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَوَاءَ ﴾ [النساء: ٨٩]، فعلى هذه الأم أن تتقي الله -عز وجل- في نفسها، وأن تستعين الله، وهي إذا قامت بالصلاة فإن الصلاة تعينها على شؤون البيت قال الله تعالى: ﴿ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَوةُ إِنَّ الله مَعَ الصَّابِرِينَ ﴾ [البقرة: ١٥٣]، والوقت الذي ينقضي بفعل الصلاة وما يلزم لها من طهارة ونحوها يجعل الله تعالى في بقية الزمن بركة يحصل فيه من الأعمال ما لا يحصل فيما لو نزعت البركة.

أما بالنسبة للولد: فإن الولد قد قام بواجبه حين كان ينصح أمه ويحذرها ويخوفها ولكنها لم تفعل، وأما مقاطعته إياها فينظر إن كان في مقاطعته إياها مصلحة – بحيث تتوب إلى الله عز وجل، وتخجل مما كانت عليه – فليقاطعها لعلها تتوب وإن كانت مقاطعته إياها لا تزيدها إلا تماديًا وطغيانا فلا يقاطعها.

مطالب مرتبط:

(۱۸۰۱) قضای نمازهای فوت شده

در چنین موردی توبه کافی است زیرا هر کسی که عبادتی را بدون عذر از وقت محدودش خارج کند برای او قضایی نیست و اگر قضا کند نیز برای او فایده‌ای ندارد و قضای آن بیهوده است...

ادامه مطلب …

(۱۸۱۱) حکم نماز زنی که بدون حجاب بیرون می‌رود

نماز او صحیح است ولی به خاطر ترک حجاب شرعی گناه کار است و اگر شوهرش به او امر می‌کند که حجاب نداشته باشد اطاعت از او صحیح نیست....

ادامه مطلب …

(۱۷۴۷) حکم قرائت کردن قرآن برای تارک نماز

تارک نمازی که به صورت کلی نماز را ترک کند و هیچ نمازی از جمعه و غیر آن را نخواند کافر است و از ملت اسلام خارج گشته است....

ادامه مطلب …

(۱۸۳۲) موقف زنی که شوهرش نماز نمی‌خواند

برای این زن واجب است که بعد از تلاشی که در نصیحت کردن می‌توانسته انجام دهد این است که از او جدا شود و فرزندانش را به سوی اهل خود ببرد زیرا که شوهرش که نماز نمی‌خواند کافر مرتد از اسلام برگشته است....

ادامه مطلب …

(۱۷۸۷) حکم انجام حج برای شخص تارک نماز

اگر نماز را ترک کرده و در سلامت عقل بوده است که کافر گشته است والعیاذ بالله و زمانی که کافر باشد پس جایز نیست که برای حج شود و برای او دعا شود...

ادامه مطلب …

(۱۸۰۴) حکم کفاره‌ی واجبات دینی که در سال‌های گذشته ترک شده است

چیزی از آن بر شما واجب نیست بلکه چیزی که بر شما واجب است این که الان اعمال خود را اصلاح کنی و بقیه عمر خود را بر راه مستقیم باشی و توبه چیزی‌های گذشته را از بین می‌برد...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه