یکشنبه 3 شوال 1447
۲ فروردین ۱۴۰۵
22 مارس 2026

۴۷۲ – جمع بین حادیث: «سید فقط الله است»، و «من سید فرزندان آدم هستم» و امثال آن

۴۷۲ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: جمع بین این احادیث چگونه است: «سید فقط الله تبارک و تعالی است»، و «من سید فرزندان آدم هستم»، و «برای سیدتان برخیزید»، و فرموده‌ی ایشان در مورد برده: «و بگوید: سید من»؟

جواب دادند: در این مورد بر چند قول اختلاف وجود دارد:

قول اول: نهی از سید گفتن هر کس غیر از الله، بر سبیل ادب، و اباحه‌ی آن بر سبیل جواز است. بنا بر این، نهی در اینجا برای تحریم نیست که با جواز آن در تعارض باشد.

قول دوم: نهی زمانی است که ترس از مفسده‌ای وجود داشته باشد، و این مفسده، تدرّج به سوی غلوّ است. اباحه زمانی است که هیچ محذوری وجود نداشته باشد.

قول سوم: نهی به خاطر خطاب است. یعنی کسی دیگر را این گونه مورد خطاب قرار داده و بگویی: «سیدی»، یا «سیدنا». زیرا ممکن است وقتی این گونه صدا زده شود، در نفس خود احساس غرور کند، و نیز به خاطر این است که ممکن است این شخص که مخاطبش را سید می‌نامد، خود را برای او خاضع و ذلیل کند. اما وقتی با صیغه‌ای بر خلاف این بیاید، اشکالی ندارد. مثل: «برای سیدتان برخیزید»، و «من سید فرزندان آدم هستم».

اما ممکن است گفته شود: حدیث رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم این را رد می‌کند و آن را مباح می‌داند. زیرا فرموده که برده می‌تواند به آقایش بگوید: «سید من».

در جواب گفته می‌شود: به کار برده شدن لفظ «سید من» توسط برده برای مالکش، امری معلوم است که هیچ پوشیدگی در آن نیست. به همین خاطر بر او حرام است که از حقوقی که سیدش بر او دارد، امتناع ورزد. اما آنچه برای من ظاهر است، این است که – والله أعلم – گفتن «سیدی» از طرف برده به آقایش، درست است. اما به شرطی که آن شخص که به او سید گفته می‌شود، اهلیت آن را داشته باشد، و همچنین ترس از محذوری مثل مغرور شدن سید یا ذلیل شدن گوینده وجود نداشته باشد. اما اگر مخاطب، اهلیّت آن را ندارد؛ مثلا فاسق یا زندیق باشد، به او «سید» گفته نمی‌شود. حتی اگر به فرض، دارای جاه و مرتبه‌ی بالاتری نیز باشد، و در حدیث نیز آمده است: «به منافق نگویید: «سید»، زیرا وقتی چنین چیزی بگویید، الله را غضبناک کرده‌اید». همچنین زمانی که ترس از مغرور شدن مخاطب یا ذلت متکلم وجود داشته باشد، نباید این لفظ به کار رود.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(472) سئل فضيلة الشيخ: عن الجمع بين قول النبي، ﷺ:”السيد الله تَبَارَكَ‌وَتعالى ٰ” وقوله، ﷺ:”أنا سيد ولد آدم” وقوله : “قوموا إلى سيدكم” وقوله في الرقيق: “وليقل : سيدي”؟

فأجاب بقوله: اختلف في ذلك على أقوال:

القول الأول: أن النهي على سبيل الأدب، والإباحة على سبيل الجواز، فالنهي ليس للتحريم حتى يعارض الجواز.

القول الثاني: أن النهي حيث يخشى منه المفسدة وهي التدرج إلى الغلو، والإباحة إذا لم يكن هناك محذور.

القول الثالث: أن النهي بالخطاب أي أن تخاطب الغير بقولك:”سيدي أو سيدنا” لأنه ربما يكون في نفسه عجب وغلو إذا دعي بذلك، ولأن فيه شيئاً آخر وهو خضوع هذا المتسيد له وإذلال نفسه له، بخلاف إذا جاء على غير هذا الوجه مثل “قوموا إلى سيدكم” و “أنا سيد ولد آدم”.

لكن هذا يرد عليه إباحته ﷺ، للرقيق أن يقول لمالكه : “سيدي”؟

لكن يجاب عن هذا بأن قول الرقيق لمالكه:”سيدي” أمر معلوم لا غضاضة فيه، ولهذا يحرم عليه أن يمتنع مما يجب عليه نحو سيده والذي يظهر لي ـ والله أعلم ـ أن هذا جائز لكن بشرط أن يكون الموجه إليه السيادة أهلاً لذلك، وأن لا يخشى محذور من إعجاب المخاطب وخنوع المتكلم، أما إذا لم يكن أهلاً، كما لو كان فاسقاً أو زنديقاً فلا يقال له ذلك حتى ولو فرض أنه أعلى منه مرتبة أو جاهاً، وقد جاء في الحديث “لا تقولوا للمنافق : سيد فإنكم إذا قلتم ذلك أغضبتم الله” وكذلك لا يقال إذا خشي محذور من إعجاب المخاطب أو خنوع المتكلم.

مطالب مرتبط:

۵۱۵ – خواندن الله جَلَّ‌جَلَالُهُ با منادای «یا هادی» و «یا دلیل»

۵۱۵ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: نظرتان در مورد سخن برخی مردم که می‌گویند: «یا هادی»، «یا دلیل»، چیست؟ جواب دادند: «یا هادی»، و «یا دلیل»، از اسم‌های الله نیست. اگر قصد انسان از آن، صفت باشد، اشکالی ندارد. چنان که می‌گوید: «ای حرکت دهنده‌ی ابرها»، یا «ای نازل کننده‌ی کتاب»، و صفاتی شبیه […]

ادامه مطلب …

۴۷۶ – حکم گفتن: «فلانی شهید است»

۴۷۶ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این سخن چیست: «فلانی شهید است»؟ جواب دادند: گواهی دادن بر شهادت شخص، دو صورت دارد: اول: مقید به وصف باشد. مثلا گفته شود: هر کسی که در راه الله کشته شود، شهید است، و هر کسی که در دفاع از مالش کشته شود، شهید است، و […]

ادامه مطلب …

۴۱۷ – آیا درست است به کسی بگوییم: الله روزگارت را پاینده کند؟

۴۱۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: عبارت: «الله روزگارت را پاینده گرداند»، چه حکمی دارد؟ جواب دادند: گفتن: «الله روزگارت را پاینده گرداند»، نوعی اعتداء و تجاوز در دعاست. زیرا دوام ایام، مخالف با فرموده‌ی الله تعالی است: {كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ. وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ}[۱]، یعنی: {همه‌ی کسانی که روی زمین […]

ادامه مطلب …

۴۵۹ – درباره‌ی «آزادی فکر» که دعوت به آزادی عقیده است

۴۵۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: پیوسته می‌شنویم و می‌خوانیم که می‌گویند: «آزادی فکر»، که دعوت به آزادی عقیده است. تعلیق شما بر این مساله چیست؟ جواب دادند: تعلیقمان این است که هر کس جایز می‌بیند که انسان در عقیده آزاد باشد، که به دینی که خواست، معتقد باشد، چنین شخصی کافر است. زیرا […]

ادامه مطلب …

۴۷۷ – آیا لقب «شیخ الاسلام» جایز است؟

۴۷۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا لقب «شیخ الاسلام» جایز است؟ جواب دادند: لقب شیخ الاسلام اگر به صورت مطلق به کار برده شود، جایز نیست. یعنی شیخ مطلقی که اسلام به او باز می‌گردد، جایز نیست کسی این گونه خوانده شود. زیرا جز پیامبران، هیچ کسی در مورد آنچه از اسلام می‌گوید، […]

ادامه مطلب …

۴۳۷ – حکم این سخن در پایان دعا چیست: «إن الله علی ما یشاء قدیر»؟

۴۳۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این سخن در پایان دعا و امثال آن چیست: «إن الله علی ما یشاء قدیر»؟ جواب دادند: از چند جهت، گفتن چنین چیزی جایز نیست: اول: وقتی الله تعالی خود را وصف به قدرت نموده، آن مقید به مشیئت نفرموده است. در این آیه، می‌فرماید: {وَلَوْ شَاءَ […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه