چهارشنبه 19 ذیقعده 1447
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
6 می 2026

۴۷۲ – جمع بین حادیث: «سید فقط الله است»، و «من سید فرزندان آدم هستم» و امثال آن

۴۷۲ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: جمع بین این احادیث چگونه است: «سید فقط الله تبارک و تعالی است»، و «من سید فرزندان آدم هستم»، و «برای سیدتان برخیزید»، و فرموده‌ی ایشان در مورد برده: «و بگوید: سید من»؟

جواب دادند: در این مورد بر چند قول اختلاف وجود دارد:

قول اول: نهی از سید گفتن هر کس غیر از الله، بر سبیل ادب، و اباحه‌ی آن بر سبیل جواز است. بنا بر این، نهی در اینجا برای تحریم نیست که با جواز آن در تعارض باشد.

قول دوم: نهی زمانی است که ترس از مفسده‌ای وجود داشته باشد، و این مفسده، تدرّج به سوی غلوّ است. اباحه زمانی است که هیچ محذوری وجود نداشته باشد.

قول سوم: نهی به خاطر خطاب است. یعنی کسی دیگر را این گونه مورد خطاب قرار داده و بگویی: «سیدی»، یا «سیدنا». زیرا ممکن است وقتی این گونه صدا زده شود، در نفس خود احساس غرور کند، و نیز به خاطر این است که ممکن است این شخص که مخاطبش را سید می‌نامد، خود را برای او خاضع و ذلیل کند. اما وقتی با صیغه‌ای بر خلاف این بیاید، اشکالی ندارد. مثل: «برای سیدتان برخیزید»، و «من سید فرزندان آدم هستم».

اما ممکن است گفته شود: حدیث رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم این را رد می‌کند و آن را مباح می‌داند. زیرا فرموده که برده می‌تواند به آقایش بگوید: «سید من».

در جواب گفته می‌شود: به کار برده شدن لفظ «سید من» توسط برده برای مالکش، امری معلوم است که هیچ پوشیدگی در آن نیست. به همین خاطر بر او حرام است که از حقوقی که سیدش بر او دارد، امتناع ورزد. اما آنچه برای من ظاهر است، این است که – والله أعلم – گفتن «سیدی» از طرف برده به آقایش، درست است. اما به شرطی که آن شخص که به او سید گفته می‌شود، اهلیت آن را داشته باشد، و همچنین ترس از محذوری مثل مغرور شدن سید یا ذلیل شدن گوینده وجود نداشته باشد. اما اگر مخاطب، اهلیّت آن را ندارد؛ مثلا فاسق یا زندیق باشد، به او «سید» گفته نمی‌شود. حتی اگر به فرض، دارای جاه و مرتبه‌ی بالاتری نیز باشد، و در حدیث نیز آمده است: «به منافق نگویید: «سید»، زیرا وقتی چنین چیزی بگویید، الله را غضبناک کرده‌اید». همچنین زمانی که ترس از مغرور شدن مخاطب یا ذلت متکلم وجود داشته باشد، نباید این لفظ به کار رود.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(472) سئل فضيلة الشيخ: عن الجمع بين قول النبي، ﷺ:”السيد الله تَبَارَكَ‌وَتعالى ٰ” وقوله، ﷺ:”أنا سيد ولد آدم” وقوله : “قوموا إلى سيدكم” وقوله في الرقيق: “وليقل : سيدي”؟

فأجاب بقوله: اختلف في ذلك على أقوال:

القول الأول: أن النهي على سبيل الأدب، والإباحة على سبيل الجواز، فالنهي ليس للتحريم حتى يعارض الجواز.

القول الثاني: أن النهي حيث يخشى منه المفسدة وهي التدرج إلى الغلو، والإباحة إذا لم يكن هناك محذور.

القول الثالث: أن النهي بالخطاب أي أن تخاطب الغير بقولك:”سيدي أو سيدنا” لأنه ربما يكون في نفسه عجب وغلو إذا دعي بذلك، ولأن فيه شيئاً آخر وهو خضوع هذا المتسيد له وإذلال نفسه له، بخلاف إذا جاء على غير هذا الوجه مثل “قوموا إلى سيدكم” و “أنا سيد ولد آدم”.

لكن هذا يرد عليه إباحته ﷺ، للرقيق أن يقول لمالكه : “سيدي”؟

لكن يجاب عن هذا بأن قول الرقيق لمالكه:”سيدي” أمر معلوم لا غضاضة فيه، ولهذا يحرم عليه أن يمتنع مما يجب عليه نحو سيده والذي يظهر لي ـ والله أعلم ـ أن هذا جائز لكن بشرط أن يكون الموجه إليه السيادة أهلاً لذلك، وأن لا يخشى محذور من إعجاب المخاطب وخنوع المتكلم، أما إذا لم يكن أهلاً، كما لو كان فاسقاً أو زنديقاً فلا يقال له ذلك حتى ولو فرض أنه أعلى منه مرتبة أو جاهاً، وقد جاء في الحديث “لا تقولوا للمنافق : سيد فإنكم إذا قلتم ذلك أغضبتم الله” وكذلك لا يقال إذا خشي محذور من إعجاب المخاطب أو خنوع المتكلم.

مطالب مرتبط:

۴۶۷ – منظور از روح و نفْس چیست؟ و فرق بین روح و نفس چیست؟

۴۶۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: منظور از روح و نفس چیست؟ همچنین، فرق بین این دو در چیست؟ جواب دادند: غالبا روح به آن چیزی اطلاق می‌شود که دارای حیات است. چه این حیات، حسّی باشد یا معنوی. قرآن، روح نامیده شده. الله تعالی می‌فرماید: {وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِنْ أَمْرِنَا}[۱]، یعنی: {و […]

ادامه مطلب …

۴۴۹ – حکم این گفته‌ی عوام چیست: «برای ما برکت آوردی» و «برکت آمد به دیدارمان»؟

۴۴۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این گفته‌ی مردم عوام چیست: «برایمان برکت آوردی»، و «برکت، زیارتمان کرد»؟ جواب دادند: منظور عوام از این که می‌گویند: «برایمان برکت آوردی»، آن چیزی نیست که به نسبت الله عز وجل منظور دارند. بلکه منظورشان این است که با آمدن، برکت به ما رسید. نسبت دادن […]

ادامه مطلب …

۴۷۳ – حکم گفتن این سخن چیست: «اوضاع چنین ایجاب کرد» یا «تقدیر این چنین خواست»

۴۷۳ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن این سخن چیست: «ظروف چنین ایجاب کرد که چنین و چنان شود»، و «أقدار خواستند که چنین و چنان شود»؟ جواب دادند: گفتن: «أقدار خواستند»، یا «ظروف چنین ایجاب کرد»، الفاظی منکر هستند؛  زیرا ظروف، جمع ظرف و به معنی زمان است، و زمان هیچ مشیئت […]

ادامه مطلب …

۴۲۱ – حکم پناه بردن به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم چیست؟

۴۲۱ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: نظرتان در مورد کسی که می‌گوید: «به الله ایمان آوردم، و بر او توکل کردم، و به او اعتصام جستم، و به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم پناه بردم»، چیست؟ جواب: گفتن: «به الله ایمان آوردم، و بر او توکل کردم، و به او اعتصام جستم» هیچ اشکالی ندارد. این […]

ادامه مطلب …

۴۲۲ – حکم گفتن: «الله بقایت را طولانی کند»، یا «عمرت دراز باد» چیست؟

۴۲۲ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن: «الله بقایت را طولانی کند»، یا «عمرت دراز باد» چیست؟ جواب دادند: شایسته نیست به صورت مطلق، طول بقا را بخواهد؛ زیرا طول بقا ممکن است خیر باشد، و ممکن است شر باشد. زیرا بدترین مردم کسانی هستند که عمرشان دراز و عملشان بد است. بر […]

ادامه مطلب …

۴۳۵ – حکم این سخن که کسی بگوید: «من آزادم»

۴۳۵ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این سخن چیست که کسی بگوید: «من آزادم»؟ جواب دادند: وقتی شخصی آزاد، این را بگوید و منظورش این است که از بردگی خلق، آزاد است، بله، درست است. چون برده‌ی کسی نیست. اما اگر منظورش این است که از بند عبودیّت الله عز و جل آزاد […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه