یکشنبه 9 ربیع‌الثانی 1448
۲۹ شهریور ۱۴۰۵
20 سپتامبر 2026

۴۷۲ – جمع بین حادیث: «سید فقط الله است»، و «من سید فرزندان آدم هستم» و امثال آن

۴۷۲ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: جمع بین این احادیث چگونه است: «سید فقط الله تبارک و تعالی است»، و «من سید فرزندان آدم هستم»، و «برای سیدتان برخیزید»، و فرموده‌ی ایشان در مورد برده: «و بگوید: سید من»؟

جواب دادند: در این مورد بر چند قول اختلاف وجود دارد:

قول اول: نهی از سید گفتن هر کس غیر از الله، بر سبیل ادب، و اباحه‌ی آن بر سبیل جواز است. بنا بر این، نهی در اینجا برای تحریم نیست که با جواز آن در تعارض باشد.

قول دوم: نهی زمانی است که ترس از مفسده‌ای وجود داشته باشد، و این مفسده، تدرّج به سوی غلوّ است. اباحه زمانی است که هیچ محذوری وجود نداشته باشد.

قول سوم: نهی به خاطر خطاب است. یعنی کسی دیگر را این گونه مورد خطاب قرار داده و بگویی: «سیدی»، یا «سیدنا». زیرا ممکن است وقتی این گونه صدا زده شود، در نفس خود احساس غرور کند، و نیز به خاطر این است که ممکن است این شخص که مخاطبش را سید می‌نامد، خود را برای او خاضع و ذلیل کند. اما وقتی با صیغه‌ای بر خلاف این بیاید، اشکالی ندارد. مثل: «برای سیدتان برخیزید»، و «من سید فرزندان آدم هستم».

اما ممکن است گفته شود: حدیث رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم این را رد می‌کند و آن را مباح می‌داند. زیرا فرموده که برده می‌تواند به آقایش بگوید: «سید من».

در جواب گفته می‌شود: به کار برده شدن لفظ «سید من» توسط برده برای مالکش، امری معلوم است که هیچ پوشیدگی در آن نیست. به همین خاطر بر او حرام است که از حقوقی که سیدش بر او دارد، امتناع ورزد. اما آنچه برای من ظاهر است، این است که – والله أعلم – گفتن «سیدی» از طرف برده به آقایش، درست است. اما به شرطی که آن شخص که به او سید گفته می‌شود، اهلیت آن را داشته باشد، و همچنین ترس از محذوری مثل مغرور شدن سید یا ذلیل شدن گوینده وجود نداشته باشد. اما اگر مخاطب، اهلیّت آن را ندارد؛ مثلا فاسق یا زندیق باشد، به او «سید» گفته نمی‌شود. حتی اگر به فرض، دارای جاه و مرتبه‌ی بالاتری نیز باشد، و در حدیث نیز آمده است: «به منافق نگویید: «سید»، زیرا وقتی چنین چیزی بگویید، الله را غضبناک کرده‌اید». همچنین زمانی که ترس از مغرور شدن مخاطب یا ذلت متکلم وجود داشته باشد، نباید این لفظ به کار رود.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(472) سئل فضيلة الشيخ: عن الجمع بين قول النبي، ﷺ:”السيد الله تَبَارَكَ‌وَتعالى ٰ” وقوله، ﷺ:”أنا سيد ولد آدم” وقوله : “قوموا إلى سيدكم” وقوله في الرقيق: “وليقل : سيدي”؟

فأجاب بقوله: اختلف في ذلك على أقوال:

القول الأول: أن النهي على سبيل الأدب، والإباحة على سبيل الجواز، فالنهي ليس للتحريم حتى يعارض الجواز.

القول الثاني: أن النهي حيث يخشى منه المفسدة وهي التدرج إلى الغلو، والإباحة إذا لم يكن هناك محذور.

القول الثالث: أن النهي بالخطاب أي أن تخاطب الغير بقولك:”سيدي أو سيدنا” لأنه ربما يكون في نفسه عجب وغلو إذا دعي بذلك، ولأن فيه شيئاً آخر وهو خضوع هذا المتسيد له وإذلال نفسه له، بخلاف إذا جاء على غير هذا الوجه مثل “قوموا إلى سيدكم” و “أنا سيد ولد آدم”.

لكن هذا يرد عليه إباحته ﷺ، للرقيق أن يقول لمالكه : “سيدي”؟

لكن يجاب عن هذا بأن قول الرقيق لمالكه:”سيدي” أمر معلوم لا غضاضة فيه، ولهذا يحرم عليه أن يمتنع مما يجب عليه نحو سيده والذي يظهر لي ـ والله أعلم ـ أن هذا جائز لكن بشرط أن يكون الموجه إليه السيادة أهلاً لذلك، وأن لا يخشى محذور من إعجاب المخاطب وخنوع المتكلم، أما إذا لم يكن أهلاً، كما لو كان فاسقاً أو زنديقاً فلا يقال له ذلك حتى ولو فرض أنه أعلى منه مرتبة أو جاهاً، وقد جاء في الحديث “لا تقولوا للمنافق : سيد فإنكم إذا قلتم ذلك أغضبتم الله” وكذلك لا يقال إذا خشي محذور من إعجاب المخاطب أو خنوع المتكلم.

مطالب مرتبط:

۴۲۱ – حکم پناه بردن به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم چیست؟

۴۲۱ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: نظرتان در مورد کسی که می‌گوید: «به الله ایمان آوردم، و بر او توکل کردم، و به او اعتصام جستم، و به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم پناه بردم»، چیست؟ جواب: گفتن: «به الله ایمان آوردم، و بر او توکل کردم، و به او اعتصام جستم» هیچ اشکالی ندارد. این […]

ادامه مطلب …

۴۸۰ – چرا گذاشتنِ اسم «عبدالحارث» شرک است، با اینکه الله، «حارث» است؟

۴۸۰ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: چرا گذاشتنِ اسم «عبدالحارث» شرک است، با اینکه الله، «حارث» است؟ جواب دادند: در گذاشتنِ اسم عبدالحارث، نسبت عبودیت برای غیر الله وجود دارد. زیرا حارث، همان است، چنان که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌فرماید: «همه‌ی شما حارث، و همه‌ی شما همّام هستید». بنا بر این وقتی انسان، عبودیت […]

ادامه مطلب …

۴۶۲ – حکم گفتن جملاتی نذیر «در حج این قدر ضرر کردم»

۴۶۲ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این سخن که برخی مردم می‌گویند، چیست: «در حج این قدر ضرر کردم، و در عمره، این قدر ضرر کردم، و در جهاد، این قدر ضرر کردم و و و»؟ جواب دادند: این عبارات درست نیستند. زیرا هر آنچه در طاعت الله صرف شده باشد، ضرر نیست. […]

ادامه مطلب …

۴۲۴ – آیا هنگام سلام، گفتن الفاظی دیگر مثل «صبح خیر» جایز است؟

۴۲۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: برخی مردم هنگام سلام، به جای سلامی که در شرع آمده، عباراتی به کار می‌برند. از جمله: «مسّاک بالخیر»، و «الله بالخیر»، و «صبّحک الله بالخیر». آیا این درست است؟ و آیا سلام کردن با لفظ «علیک السلام» جایز است؟ جواب دادند: سلامی که در شرع وارد شد، […]

ادامه مطلب …

۵۱۱ – حکم گفتن: «لا حول الله» چیست؟

۵۱۱ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن: «لا حول الله» چیست؟ جواب دادند: تا به حال نشنیده‌ام کسی بگوید: «لا حول الله». مثل اینکه منظورشان این است که بگویند: «لا حول و لا قوة إلا بالله»، که در این صورت، اشتباهشان در این مورد، در تعبیر آن است. واجب است که با وجه […]

ادامه مطلب …

۴۹۷ – حکم این سخن چیست: «ماده فنا نمی‌شود و از بین نمی‌رود، و از عدم نیز خلق نشده است»؟

۴۹۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این سخن چیست: «ماده فنا نمی‌شود و از بین نمی‌رود، و از عدم نیز خلق نشده است»؟ جواب دادند: اعتقاد به اینکه ماده فنا نمی‌شود و از عدم نیز خلق نمی‌شود، کفر است و امکان ندارد مومن چنین چیزی بگوید. هر چیزی در آسمان‌ها و زمین جز […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه