یکشنبه 9 ربیع‌الثانی 1448
۲۹ شهریور ۱۴۰۵
20 سپتامبر 2026

۴۵۳ – حكم گذاشتن اسم‌هایی مانند «کریم» و «عزیز» و امثال آن چیست؟

۴۵۳ – حكم نهادن اسم‌هایی مانند «کریم»، و «عزیز» و امثال آن، چیست؟

جواب دادند: نام گزاری به اسم‌های الله متعال، بر دو وجه است:

وجه اول: دو نوع است:

نوع اول: با «الف و لام» باشد. در این صورت کسی جز الله این گونه نامیده نمی‌شود. کما اینکه اگر کسی را «العزیز» و «السید» و «الحکیم» و امثال آن نامیدی، درست نیست. زیرا کسی جز الله این گونه نامیده نمی‌شود. چون «الف و لام» اشاره به اصل دارند، و اصل، همان معنایی است که این اسم متضمن آن است.

نوع دوم: وقتی منظور از اسم، معنای صفت باشد، و «الف و لام» نیز نداشته باشد، باز هم نامیدن به آن درست نیست. به همین خاطر رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم کُنیه‌ی ابوالحَکَم را تغییر داد؛ زیرا اصحابش حکمیت را نزد او می‌بردند. رسول الله علیه الصلاة و السلام فرمود: «الله حَکَم است و حُکم از آنِ اوست». سپس او را با نام بزرگ‌ترین فرزندش کنیه داده، و او را ابو شُرَیح نامید. این دلالت دارد که وقتی کسی یکی از اسم‌های الله را برای خود بر می‌گزیند، و منظورش از آن، صفتی است که این اسم متضمن آن است، چنین شخصی از این کار منع می‌شود. زیرا این تسمیه کاملا مطابق با اسم‌های الله تعالی است. زیرا اسم‌های الله تعالی، أعلام بوده، و به خاطر دلالتشان بر معنایی که اسم، متضمن آن است، اوصاف هستند.

وجه دوم: اسمی برای خود بگیرد که بدون «الف و لام» باشد، و مقصود از آن نیز معنای صفت نباشد. این اشکالی ندارد. مثل «حکیم»، که اسم یکی از صحابه، حکیم بن حزام است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به او فرمود: «دنبال چیزی که نزد تو نیست نرو»، و این دلالت دارد که وقتی منظورش از اسم، معنای صفت نباشد، اشکالی ندارد که به عنوان اسم استفاده شود.

اما در مورد اسم‌هایی مثل «جبّار»؛ نام گزاری به آن شایسته نیست. حتی اگر معنای صفت را نیز لحاظ نکرده باشد، درست نیست. چرا که در نفس شخص تاثیر می‌گذارد و جبروت و غلوّ و استکبار بر خلق را در او پرورش می‌دهد. شایسته است که انسان از امثال چنین چیزهایی که بر صاحبش تاثیر گذار است، دوری کند. والله اعلم

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(453) وسئل: عن حكم التسمي بأسماء الله مثل كريم، وعزيز ونحوهما؟

فأجاب بقوله: التسمي بأسماء الله – عَزَّوَجَلَّ – يكون على وجهين:

الوجه الأول: وهو على قسمين:

القسم الأول: أن يحلى بـ”ال” ففي هذه الحال لا يسمى به غير الله عَزَّوَجَلَّ (1) كما لو سميت أحداً بالعزيز، والسيد، والحكيم وما أشبه ذلك فإن هذا لا يسمى به غير الله لأن “ال” هذه تدل على لمح الأصل وهو المعنى الذي تضمنه هذا الاسم.

القسم الثاني: إذا قصد بالاسم معنى الصفة وليس محلى بـ”ال” فإنه لا يسمى به ولهذا غير النبي، ﷺ، كنية أبي الحكم التي تكنى بها، لأن أصحابه يتحاكمون إليه فقال النبي، عَلَيْهِ‌الصَّلَاةُوَالسَّلَام:”إن الله هو الحكم وإليه الحكم” ثم كناه بأكبر أولاده شريح فدل ذلك على أنه إذا تسمى أحد باسم من أسماء الله ملاحظاً بذلك معنى الصفة التي تضمنها هذا الاسم فإنه يمنع لأن هذه التسمية تكون مطابقة تماماً لأسماء الله ـ سُبْحَانَهُ‌وَتعالى ٰ ـ فإن أسماء الله تعالى أعلام وأوصاف لدلالتها على المعنى الذي تضمنه الاسم.

الوجه الثاني: أن يتسمى بالاسم غير محلى بـ”ال” وليس المقصود به معنى الصفة فهذا لا بأس به مثل حكيم ومن أسماء بعض الصحابة حكيم بن حزام الذي قال له النبي، عَلَيْهِ‌الصَّلَاةُوَالسَّلَام: “لا تبع ما ليس عندك” وهذا دليل على أنه إذا لم يقصد بالاسم معنى الصفة فإنه لا بأس به.

لكن في مثل “جبار” لا ينبغي أن يتسمى به وإن كان لم يلاحظ الصفة وذلك لأنه قد يؤثر في نفس المسمى فيكون معه جبروت وغلو واستكبار على الخلق فمثل هذه الأشياء التي قد تؤثر على صاحبها ينبغي للإنسان أن يتجنبها. والله أعلم.

 

(1) راجع الفتوى رقم (103) حيث إنه يشترط أن يلاحظ معنى الصفة.

مطالب مرتبط:

۴۳۴ – حکم گفتن: «ای بنده‌ام» یا «ای کنیزم» چیست؟

۴۳۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن: «ای بنده‌ام»، و «ای کنیزم» چیست؟ جواب دادند: گفتن «ای بنده‌ام»، و «ای کنیزم» و امثال آن، دارای دو صورت است: صورت اول: با صیغه‌ی ندا گفته شود. مثلا: ای بنده‌ام، ای‌کنیزم؛ این به خاطر نهیی که از آن شده، جایز نیست. رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: […]

ادامه مطلب …

۴۷۳ – حکم گفتن این سخن چیست: «اوضاع چنین ایجاب کرد» یا «تقدیر این چنین خواست»

۴۷۳ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن این سخن چیست: «ظروف چنین ایجاب کرد که چنین و چنان شود»، و «أقدار خواستند که چنین و چنان شود»؟ جواب دادند: گفتن: «أقدار خواستند»، یا «ظروف چنین ایجاب کرد»، الفاظی منکر هستند؛  زیرا ظروف، جمع ظرف و به معنی زمان است، و زمان هیچ مشیئت […]

ادامه مطلب …

۴۴۷ – آیا درست است هنگام تعزیه می‌گویند: «بقای عمر شما» یا «بقیه در زندگی خودت»؟

۴۴۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این سخن چیست که هنگام تعزیه، به شیخ می‌گویند: «بقیه در زندگی خودت»، و اهل میت نیز این گونه جواب می‌دهند: «زندگی باقیِ خودت»؟ جواب دادند: مانعی نمی‌بینم که انسان بگوید: «بقیه در زندگی خودت». اما بهتر این است که گفته شود: الله برای هر مرده‌ای بازمانده […]

ادامه مطلب …

۴۴۶ – آیا درست است بگوییم: «به فضل فلانی، این مساله تغییر کرد»، یا «با تلاش من، چنین شد»؟

۴۴۶ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا این عبارت بدون اشکال است: «به فضل فلانی، این مساله تغییر کرد»، یا «با تلاش من، چنین شد»؟ جواب دادند: این عبارت در صورتی که شخص مذکور، اثری در حصول آن داشته باشد، صحیح است. زیرا انسان وقتی به برادرش نیکی کند، بر او فضل دارد. پس […]

ادامه مطلب …

۴۷۶ – حکم گفتن: «فلانی شهید است»

۴۷۶ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این سخن چیست: «فلانی شهید است»؟ جواب دادند: گواهی دادن بر شهادت شخص، دو صورت دارد: اول: مقید به وصف باشد. مثلا گفته شود: هر کسی که در راه الله کشته شود، شهید است، و هر کسی که در دفاع از مالش کشته شود، شهید است، و […]

ادامه مطلب …

۴۸۹ – حکم تقسیم دین به قشور و لُبّ چیست؟

۴۸۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم تقسیم دین به قشور و لُبّ چیست؟ جواب دادند: این چنین تقسیمی، اشتباه و باطل است. تمامِ دین لُبّ است. همه‌اش برای بنده سودمند است و او را به الله عز و جل نزدیک می‌کند. بنده به خاطر عمل به همه‌ی دین ثواب می‌برد و با ازدیاد […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه