یکشنبه 9 ربیع‌الثانی 1448
۲۹ شهریور ۱۴۰۵
20 سپتامبر 2026

۴۳۸ – اگر کسی بگوید: «من إن شاء الله مومن هستم» چه حکمی دارد؟

۴۳۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: اگر کسی بگوید: «من إن شاء الله مومن هستم»، چه حکمی دارد؟

جواب دادند: وقتی کسی می‌گوید: «من إن شاء الله مومن هستم»، نزد علما (مساله‌ی استثناء در ایمان) نامیده می‌شود. در این قول، تفصیل وجود دارد:

اول: اگر استثناء به خاطر شک در وجود اصل ایمان باشد، حرام، و بلکه کفر است؛ زیرا ایمان، جزم است، و شک با آن منافات دارد.

دوم: اگر از ترس تزکیه‌ی نفس (خود را پاک خواندن)، و گواهی دادن به خود برای تحقیق ایمان در قول و عمل و اعتقاد باشد، واجب است. زیرا به خاطر خوف از واقع شدن در این کار حرام است.

سوم: اگر مقصود از استثناء، تبرک به وسیله‌‌ی ذکر کردن مشیئت باشد، یا برای بیان علت باشد، و برای این باشد که بگوید: آنچه از ایمان که در قلبش وجود دارد، به مشیئت الله است؛ جایز است. همچنین، تعلیق ایمان آن بر چنین وجهی – منظورم با بیان تعلیل است – منافاتی با تحقق ایمان ندارد. زیرا تعلیق کردن بر این وجه، در مورد اموری که تحقق یافته، در شرع نیز وارد شده است. مانند این فرموده‌ی الله تعالی: {لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ}[۱]، یعنی: {ان‌شاء الله ایمن و در حالی که موی سرتان را تراشیده و کوتاه کرده‌اید، وارد مسجدالحرام خواهید شد}، و همچنین در دعای زیارت قبور: «و إنّا إن شاء الله بکم لاحقون»، یعنی: «و ما نیز ان شاء الله به شما ملحق می‌شویم». با این توضیح، دانسته می‌شود که اطلاق حکم در مورد مساله‌ی استثناء در ایمان، درست نیست. بلکه حتما باید همراه با تفصیلی باشد که ذکر کردیم.


[۱] – سوره فتح، آیه «۲۷».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(438) سئل فضيلة الشيخ: عن حكم قول الإنسان : “أنا مؤمن إن شاء الله”؟

فأجاب بقوله: قول القائل : “أنا مؤمن إن شاء الله، يسمى عند العلماء (مسألة الاستثناء في الإيمان). وفيه تفصيل:

أولاً: إن كان الاستثناء صادراً عن شك في وجود أصل الإيمان فهذا محرم بل كفر، لأن الإيمان جزم والشك ينافيه.

ثانياً: إن كان صادراً عن خوف تزكية النفس والشهادة لها بتحقيق الإيمان قولاً وعملاً واعتقاداً، فهذا واجب خوفاً من هذا المحذور.

ثالثاً: إن كان المقصود من الاستثناء التبرك بذكر المشيئة، أو بيان التعليل وأن ما قام بقلبه من الإيمان بمشيئة الله، فهذا جائز والتعليق على هذا الوجه ـ أعني بيان التعليل ـ لا ينافي تحقق المعلق فإنه قد ورد التعليق على هذا الوجه في الأمور المحققة كقوله تعالى: (لتدخلن المسجد الحرام إن شاء الله آمنين محلقين رءوسكم ومقصرين لا تخافون) (سورة الفتح، الآية “27”) والدعاء في زيارة القبور “وإنا إن شاء الله بكم لاحقون” وبهذا عرف أنه لا يصح إطلاق الحكم على الاستثناء في الإيمان بل لابد من التفصيل السابق.

مطالب مرتبط:

۴۳۲ – حکم «امام» خواندن یک شخص چیست؟

۴۳۲ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن «امام» به یک شخص، چیست؟ جواب دادند: گفتن امام خیلی بهتر از گفتن شیخ الاسلام است. زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم امام مسجد را امام نامید، حتی اگر یک نفر جماعت بیشتر نداشته باشد. اما شایسته است در مورد اطلاق کلمه‌ی امام، سهل انگاری نکرد، و باید […]

ادامه مطلب …

۴۷۸ – آیا استعمال کلمه‌ی «صُدفَه» (ناگهان) درست است؟

۴۷۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: نظرتان در مورد استعمال کلمه‌ی «صُدفَه: ناگهانی» چیست؟ جواب دادند: نظرمان این است که این سخن اشکال ندارد و امری متعارف است، و گمان می‌کنم احادیثی نیز با این تعبیر وجود دارند: ناگهان با رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم مواجه شدیم، رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ناگهان با ما مواجه شد. اما […]

ادامه مطلب …

۴۳۷ – حکم این سخن در پایان دعا چیست: «إن الله علی ما یشاء قدیر»؟

۴۳۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این سخن در پایان دعا و امثال آن چیست: «إن الله علی ما یشاء قدیر»؟ جواب دادند: از چند جهت، گفتن چنین چیزی جایز نیست: اول: وقتی الله تعالی خود را وصف به قدرت نموده، آن مقید به مشیئت نفرموده است. در این آیه، می‌فرماید: {وَلَوْ شَاءَ […]

ادامه مطلب …

۴۸۰ – چرا گذاشتنِ اسم «عبدالحارث» شرک است، با اینکه الله، «حارث» است؟

۴۸۰ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: چرا گذاشتنِ اسم «عبدالحارث» شرک است، با اینکه الله، «حارث» است؟ جواب دادند: در گذاشتنِ اسم عبدالحارث، نسبت عبودیت برای غیر الله وجود دارد. زیرا حارث، همان است، چنان که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌فرماید: «همه‌ی شما حارث، و همه‌ی شما همّام هستید». بنا بر این وقتی انسان، عبودیت […]

ادامه مطلب …

۴۷۴ – حکم گفتن این سخن چیست: «قدرت الهی چنین خواست» و «تقدیر چنین خواست»؟

۴۷۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن این سخن چیست: «قدرت الهی چنین خواست»، و «قَدَر چنین خواست»؟ جواب دادند: درست نیست بگوییم: «قدرت الهی چنین خواست». زیرا مشیئت، اراده است، و قدرت، معنا است، و معنا، دارای اراده نیست. بلکه اراده متعلق به اراده کننده، و مشیئت برای کسی است مشیئت کند. […]

ادامه مطلب …

۴۵۷ – حکم گفتن: «بر تو حرام است که چنین و چنان کنی»

۴۵۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم این سخن که برخی مردم می‌گویند، چیست: «بر تو حرام است که چنین و چنان کنی»؟ جواب دادند: چیزی که آن را حرام توصیف می‌کنند، یا از چیزهایی است که الله آن را حرام فرموده؛ مثل اینکه اگر گفتند: حرام است شخصی به حقوق برادرش تجاوز کند، […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه