چهارشنبه 22 صفر 1448
۱۴ مرداد ۱۴۰۵
5 آگوست 2026

۴۳۱ – حکم قسم خوردن به الله چیست؟

۴۳۱ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم قسم خوردن بر الله چیست؟

جواب دادند: قسم خوردن بر الله چنین است که انسان بگوید: والله که چنین و چنان نخواهد شد، یا، والله که الله چنین و چنان نخواهد کرد. قسم خوردن بر الله دو نوع است:

نوع اول: آنچه که باعث می‌شود شخص بر الله قسم بخورد، اعتماد قویِ مُقسم بر الله عز و جل و قوت ایمانش به او، همراه با اعتراف به ضعف خود، و عدم ملزم نمودن الله به چیزی است. این کار جایز است، و دلیل آن، فرموده‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است: «چه بسا ژولیده موی غبار آلوده‌ای که او را از درها می‌رانند، که اگر بر الله قسم بخورد، الله قسم گیرش نمی‌کند»[۱]. دلیل آخر، دلیلی واقعی در حدیث انس بن نضر است. وقتی خواهر انس به نام رُبَیِّع، دندان‌های جلوی دخترکی از انصار را شکست، خانواده‌ی آن دختر، طلب قصاص کردند. از آنها خواسته شد عفو کنند. اما قبول نکردند. به آنها پیشنهاد مبلغ خسارت داده شد. قبول نکردند. پس نزد رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آمدند. اما خانواده‌ی دختر، جز قصاص چیزی نمی‌خواستند. پس رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم دستور به قصاص دادند. در این هنگام انس بن نضر گفت: آیا دندان‌های جلوی رُبَیِّع شکسته می‌شوند؟ خیر، قسم به کسی که تو را به حق مبعوث نمود، دندان‌هایش شکسته نمی‌شود. رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: «ای انس، در کتاب الله آمده که باید قصاص شود». در این هنگام خانواده‌ی دختر راضی شده و عفو کردند. رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: «همانا در میان بندگان الله، کسانی هستند که اگر بر الله قسم بخورند، الله او را تصدیق کرده و رغبتش را محقق می‌نماید». این در حالی بود که انس رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ برای اعتراض بر حکم و خود داری از اجرای آن، قسم نخورد. الله نیز در دل اولیای آن دختر که دندانش شکسته بود، رحمت انداخت و به همین خاطر، عفو کردند. در همین هنگام رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: «همانا در میان بندگان الله، کسانی هستند که اگر بر الله قسم بخورند، الله او را تصدیق کرده و رغبتش را محقق می‌نماید». این نوع از قسم خوردن، اشکالی ندارد.

نوع دوم: نوع دیگر قسم خوردن بر الله، آن کس که انگیزه‌اش غرور و اعجاب به نفس است و تصور می‌کند که وظیفه‌ی الله است چنین و چنان کند. این نوع – عیاذاً بالله – حرام است، و ممکن است باعث از بین رفتن اعمال نیک انسان شود. دلیل این نوع، همان مرد عابدی است که همیشه بر مردی گناهکار می‌گذشت، و هر بار او را از معصیت نهی می‌کرد، اما او دست از گناه نمی‌کشید. به همین خاطر روزی گفت: قسم به الله که الله فلانی را نمی‌آمرزد. – از الله عافیت می‌طلبیم – این نوعی محروم کردن از رحمت الله است؛ چون آن شخص به خود مغرور بود. الله عز و جل فرمود: «چه کسی قسم به من می‌خورد که فلانی را نمی‌آمرزم؟ بی گمان او را آمرزیدم و عمل تو را نابود کردم». ابوهریره می‌گوید: «سخنی گفت که دنیا و آخرتش را به نابودی کشاند». از اینجا در می‌یابیم که یکی از چیزهایی که بسیار برای انسان ضرر دارد، زبان است. چنان که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به معاذ بن جبل فرمود: «آیا تو را از ملاک همه‌ی اینها آگاه سازم»؟ گفتم: بله یا رسول الله. رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم زبان خود را گرفته و گفت: این را نگه دار. گفت: یا رسول الله، آیا مگر ما در مورد آنچه می‌گوییم، مواخذه می‌شویم؟ فرمودند: «مادرت به عزایت بنشیند ای معاذ، آیا چیزی جز زبان، باعث افتادن مردم با صورت یا بینی در آتش می‌شود»؟ والله الموفق و الهادی إلی سواء السبیل.


[۱] – یعنی الله خواسته‌اش را بر آورده می‌کند. (مترجم)

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(431) وسئل: هل يجوز للإنسان أن يقسم على الله؟

فأجاب بقوله: الإقسام على الله أن يقول الإنسان : والله لا يكون كذا وكذا، أو والله لا يفعل الله كذا وكذا والإقسام على الله نوعان:

أحدهما: أن يكون الحامل عليه قوة ثقة المقسم بالله ـ عزوجل ـ وقوة إيمانه به مع اعترافه بضعفه وعدم إلزامه الله بشيء فهذا جائز ودليله قوله، ﷺ: “رب أشعث أغبر مدفوع بالأبواب لو أقسم على الله لأبره” ودليل آخر واقعي وهو حديث أنس بن النضر حينما كسرت أخته الربيع سناً لجارية من الأنصار، فطالب أهلها بالقصاص فطلبوا إليهم العفو فأبوا، فعرضوا الأرش فأبوا، فأتوا رسول الله، ﷺ، فأبوا إلا القصاص، فأمر رسول الله، ﷺ، بالقصاص فقال أنس بن النضر: أتكسر ثنية الربيع؟ لا والذي بعثك بالحق لا تكسر ثنيتها فقال رسول الله، ﷺ: “يا أنس كتاب الله القصاص” فرضي القوم فعفوا فقال رسول الله، ﷺ: “إن من عباد الله من لو أقسم على الله لأبره” وهو – رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ -لم يقسم اعتراضاً على الحكم وإباءً لتنفيذه فجعل الله الرحمة في قلوب أولياء المرأة التي كسرت سنها فعفوا عفواً مطلقاً عند ذلك قال الرسول ﷺ: “إن من عباد الله من لو أقسم على الله لأبره”، فهذا النوع من الإقسام لا بأس به.

النوع الثاني: من الإقسام على الله: ماكان الحامل عليه الغرور والإعجاب بالنفس وأنه يستحق على الله كذا وكذا، فهذا والعياذ بالله محرم، وقد يكون محبطاً للعمل، ودليل ذلك أن رجلاً كان عابداً وكان يمر بشخص عاصٍ لله، وكلما مر به نهاه فلم ينته، فقال ذات يوم:والله لا يغفر الله لفلان ـ نسأل الله العافيةـ فهذا تحجر رحمة الله ، لأنه مغرور بنفسه فقال الله ـ عزوجل ـ: “من ذا الذي يتألى علي ألا أغفر لفلان قد غفرت له وأحبطت عملك” قال أبوهريرة: “تكلم بكلمة أوبقت دنياه وآخرته”. ومن هذا نأخذ أن من أضر ما يكون على الإنسان اللسان كما قال النبي، ﷺ، لمعاذ بن جبل ـ رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ ـ: “ألا أخبرك بملاك ذلك كله”، قلت: بلى يا رسول الله، فأخذ النبي، ﷺ، بلسانه فقال: كف عليك هذا، فقال: يا رسول الله وإنا لمؤاخذون بما نتكلم به؟، فقال: “ثكلتك أمك يا معاذ، وهل يكب الناس في النار على وجوههم – أو قال – على مناخرهم إلا حصائد ألسنتهم”. والله الموفق والهادي إلى سواء الصراط.

مطالب مرتبط:

۴۶۹ – چه کسی شایسته است به سیادت توصیف شود؟

۴۶۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: چه کسی شایسته است به سیادت توصیف شود؟ جواب دادند: هیچ کسی جز الله تعالی، شایستگی این را ندارد که به سیادت مطلق وصف شود. الله تعالی سیدی است که سیادتش در منتهای درجه است. اما غیر او، با سیادت مقید وصف می‌شوند. مثل: سید فرزندان آدم، که […]

ادامه مطلب …

۴۴۸ – حکم ثنا گفتن بر الله با عبارت «خیر و شر به دست اوست»

۴۴۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم ثنا گفتن انسان بر الله با این عبارت: «خیر و شر به دست اوست»، چیست؟ جواب دادند: بهترین روشی که بنده با آن پروردگارش را ستایش می‌کند، آن چیزی است که الله سبحانه تعالی با آن خود را ستایش کرده، و یا رسول الله صلی الله علیه […]

ادامه مطلب …

۴۶۸ – حکم اطلاق لفظ «سید» به کسی غیر از الله

۴۶۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم اطلاق لفظ «سید» به کسی غیر از الله تعالی چیست؟ جواب دادند: اگر منظور از اطلاق لفظ سید به کسی غیر از الله تعالی، از لحاظ معنا باشد؛ یعنی سیادت مطلق: این جایز نیست. اما اگر قصدش تنها اکرام شخص است، در صورتی که آن شخص شایستگی‌اش […]

ادامه مطلب …

۴۵۳ – حكم گذاشتن اسم‌هایی مانند «کریم» و «عزیز» و امثال آن چیست؟

۴۵۳ – حكم نهادن اسم‌هایی مانند «کریم»، و «عزیز» و امثال آن، چیست؟ جواب دادند: نام گزاری به اسم‌های الله متعال، بر دو وجه است: وجه اول: دو نوع است: نوع اول: با «الف و لام» باشد. در این صورت کسی جز الله این گونه نامیده نمی‌شود. کما اینکه اگر کسی را «العزیز» و «السید» […]

ادامه مطلب …

۵۰۱ – حکم گفتن: «فلانی دارای مثل اعلی است»، یا «فلانی مثل اعلی بود»، چیست؟

۵۰۱ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: حکم گفتن: «فلانی دارای مثل اعلی[۱] است»، یا «فلانی مثل اعلی بود»، چیست؟ جواب دادند: اگر به صورت مطلق باشد، فقط برای الله جایز است، و برای هیچ کسی غیر از الله جایز نیست. زیرا برترین مثل برای اوست. اما اگر گفت: «فلانی در فلان و بهمان کار، […]

ادامه مطلب …

۴۷۸ – آیا استعمال کلمه‌ی «صُدفَه» (ناگهان) درست است؟

۴۷۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: نظرتان در مورد استعمال کلمه‌ی «صُدفَه: ناگهانی» چیست؟ جواب دادند: نظرمان این است که این سخن اشکال ندارد و امری متعارف است، و گمان می‌کنم احادیثی نیز با این تعبیر وجود دارند: ناگهان با رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم مواجه شدیم، رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ناگهان با ما مواجه شد. اما […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه