۲۳۳ – از شیخ رَحِمَهُالله سوال شد: حکم کسی که در حالت غضب، دین را دشنام دهد، چیست؟ آیا کفاره دارد؟ شرط توبه از این عمل، چیست؟ و آیا نکاح همسرش فسخ میشود؟
جواب دادند: حکم کسی که دین اسلام را دشنام دهد، این است که کافر میشود. زیرا دشنام دادن به دین و استهزای آن، ارتداد از اسلام و کفر به الله عز و جل و به دین اوست. الله تعالی از گروهی حکایت کرده که دین اسلام را استهزا میکردند، و میگفتند: ما داریم شوخی و بازی میکنیم. الله تعالی بیان فرمودهاند که این شوخی و بازی، استهزای الله و آیات و رسول او تعالی است و آنها با این کار، کافر شدهاند. الله تعالی میفرماید: {وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّمَا كُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللَّهِ وَآيَاتِهِ وَرَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ . لَا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ}[۱]، یعنی: {و اگر آنان را بازخواست کنی، میگویند: ما فقط شوخی و بازی میکردیم. بگو: آیا الله، و آیات و فرستادهاش را به مسخره میگیرید؟ عذر و بهانه نیاورید؛ به راستی پس از ایمانتان، کفر ورزیدهاید}. بنا بر این، استهزای دین یا دشنام دادن به آن، یا دشنام دادن به الله و رسول یا استهزای آنها، کفری است که شخص را از دین خارج میکند.
با این حال، باز هم مجال برای توبه از این کار وجود دارد. به این دلیل که الله تعالی میفرماید: {قُلْ يَاعِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ}[۲]، یعنی: بگو: ای بندگان من که با زیادهروی در گناهان به خویشتن ستم کردهاید! از رحمت الله نا امید نباشید. بیگمان الله، همهی گناهان را میآمرزد. بهراستی که او، همان ذات آمرزنده و رحیم است}. بنا بر این وقتی انسان از هر گونه ارتدادی، توبهی نصوح کند که هر پنج شرط توبه را دارا باشد، الله تعالی توبهاش را میپذیرد.
شروط پنجگانهی توبه عبارتند از:
شرط اول: توبهاش خالصانه برای الله باشد. یعنی انگیزهاش از توبه، ریا و خودنمایی، یا ترس از مخلوق، یا امید رسیدن به درجهی دنیوی نباشد. وقتی توبهاش خالصانه باشد و انگیزهی توبهاش، تقوای الله و ترس از عقوبت او و امید به ثواب الله تعالی باشد، توبهاش خالصانه است.
شرط دوم: از عملی که انجام داده پشیمان باشد. به طوری که در دل خود حسرت و اندوه بر گذشته بیابد، و آن را مسالهی بزرگی بداند که واجب است از آن خلاصی یابد.
شرط سوم: از آن گناه و اصرار بر آن، دست بکشد؛ اگر گناهش این است که واجبی را ترک کرده، باید آن را تا جایی که در توان دارد انجام دهد، و اگر گناهش این است که مرتکب عمل حرامی میشود، از آن دست کشیده و دوری کند، و از آن جمله اینکه اگر گناهش متعلق به مخلوقات است، باید حقوقشان را ادا کند یا اینکه از آنها حلالیت بطلبد.
شرط چهارم: عزم راسخ بر اینکه دوباره در آینده مرتکب عملی که از آن توبه کرده، نشود.
شرط پنجم: توبه در وقتی باشد که توبه قبول میشود. اگر بعد از اینکه فرصت از دست رفت، توبه کند، قبول نمیشود. از دست رفتن وقت قبول توبه، عام و خاص است:
وقت عام آن، زمانی است که خورشید از مغرب طلوع کند. توبه، بعد از اینکه خورشید از مغرب طلوع کند، پذیرفته نمیشود. زیرا الله تعالی میفرماید: {يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لَا يَنْفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا}[۳]، یعنی: {روزی که برخی از نشانههای پروردگارت فرا رسد، دیگر ایمان کسی که پیشتر ایمان نیاورده یا با وجود ایمان کار نیکی نکرده است، سودی به حالش نخواهد داشت}.
اما وقت خاص آن، فرا رسیدن اجل است. زمانی که اجل فرا رسید، توبه پذیرفته نمیشود. زیرا الله تعالی میفرماید: {وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ وَلَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ}[۴]، یعنی: {و پذیرش توبه برای کسانی نیست که کارهای بد مرتکب میشوند و چون مرگِ یکی از ایشان فرا میرسد، میگوید: اینک توبه کردم. و توبهی کسانی که در حالِ کفر بمیرند، پذیرفته نمیشود}.
میگویم: زمانی که انسان از هر گناهی توبه کرد، حتی اگر آن گناه، سبّ دین باشد، اگر توبهاش دارای شروطی که ذکر کردیم باشد، پذیرفته میشود. اما این را باید دانست که ممکن است کلامی، کفر و ارتداد باشد. اما گویندهاش ممکن است به خاطر وجود مانعی که از حکم کردن به کفرش منع کند، تکفیر نشود. حال، به این مرد که در مورد خودش گفته که در حال عصبانیت، دین را دشنام میدهد، میگوییم: اگر عصبانیتت در آن هنگام به قدری شدید است که نمیدانی چه میگویی. یا اصلا در آن هنگام نمیدانی که در زمینی یا در آسمان، و حرفی زدهای که الان یادت نمیآید و آن را نمیدانی، این سخنی که گفتهای هیچ حکمی ندارد و بر تو حکم به ارتداد داده نمیشود. چون سخنی بوده که بدون اراده و قصد گفته شده، و الله تعالی در مورد هر کلامی که بدون قصد و اراده گفته شود، شخص را مورد مواخذه قرار نمیدهد. الله تعالی در مورد قسم خوردنها میفرماید: {لَا يُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَكِنْ يُؤَاخِذُكُمْ بِمَا عَقَّدْتُمُ الْأَيْمَانَ}[۵]، یعنی: {الله، شما را به خاطر سوگندهای بیهوده و لغوتان بازخواست نمیکند؛ ولی شما را به خاطر سوگندهایی که از روی قصد و اراده میخورید، بازخواست مینماید}. اگر این شخص که کلام کفر آمیز بر زبان آورده، در آن هنگام در عصبانیت شدید بوده و نمیدانسته چه میگوید و از آنچه از دهانش بیرون میآمده، بی خبر بوده، کلامش هیچ حکمی ندارد و در این صورت، حکم به ارتدادش نیز نمیشود، و وقتی حکم به ارتدادش نشود، نکاح همسرش نیز فسخ نمیشود و همسرش باقی میماند. اما شایسته است که انسان وقتی احساس عصبانیت کرد، برای غلبه بر غضبش تلاش کند و آن را همان طور که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم فرموده، مداوا کند. رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم وقتی که مردی از او پرسید: یا رسول الله، مرا توصیه نما، فرمود: «خشمگین مشو»، آن مرد چند بار حرفش را تکرار کرد، و هر بار پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم فرمود: «خشمگین مشو». سعی کند خود را نگه دارد و از شیطان، به الله پناه ببرد. اگر ایستاده، بنشیند، و اگر نشسته، دراز بکشد، و زمانی که عصبانیتش شدت یافت، وضو بگیرد. انجام این کارها باعث فروکش کردن عصبانیت میشود، و چه بسا کسانی که به شدت از کاری که در هنگام عصبانیت کردهاند، پشیمانند. اما چه سود؟
[۱] – سوره توبه، آیات «۶۵و۶۶».
[۲] – سوره زمر، آیه «۵۳».
[۳] – سوره أنعام، آیه «۱۵۸».
[۴] – سوره نساء، آیه «۱۸».
[۵] – سوره مائده، آیه «۸۹».