پنج‌شنبه 4 ذیحجه 1447
۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
21 می 2026

۱۹۶ – حکم رضایت به قضا و قدر چیست؟ آیا دعا تقدیر الله را تغییر می‌دهد؟

۱۹۶ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله از حکم رضایت به قضا و قدر سوال شد؟ و اینکه آیا دعا، آنچه را الله خواسته، تغییر می‌دهد؟

جواب دادند: رضایت به قضا و قدر، واجب است. زیرا جزی از کمال ربوبیت الله تعالی است. بر هر مومنی واجب است که به قضای الهی راضی باشد. اما مَقضی، دارای تفصیل است. مَقضی غیر از قضاست. چون قضا، فعل الله و مقضی، مفعول الله است. راضی بودن از قضا که فعل الله است، واجب است و به هیچ عنوان جایز نیست که از آن ناراضی باشیم.

اما مقضی، دارای چند نوع است:

قسم اول: آنچه که رضایت به آن واجب است.

قسم دوم: آنچه که رضایت به آن حرام است.

قسم سوم: آنچه که رضایت به آن مستحب است.

مثلا، گناهان از چیزهایی هستند که جزء قضای الهی به شمار می‌روند، و رضایت داشتن نسبت به معاصی، حرام است. گر چه وقوع این معاصی با قضای الهی است. حال، کسی که به این معاصی از این جنبه نگاه می‌کند اینها همه، قضای الهی هستند که جزئی از فعل الله تعالی است، واجب است به آن راضی باشد، و بگوید: الله تعالی حکیم است و اگر حکمتش چنین اقتضا نمی‌کرد، این معصیت صورت نمی‌گرفت. اما از حیث مَقضی که همان نافرمانی الله است، راضی نبودن از آن بر تو واجب است و باید سعی کنی این معصیت را از خود یا دیگری زایل کنی.

نوع دیگر مقضی، رضایت داشتن نسبت به آن واجب است. مثل عملی که شرعا واجب است. زیرا الله هم از لحاظ کونی و هم از لحاظ شرعی، به آن حکم کرده، و به همین خاطر، رضایت داشتن نسبت به آن هم از لحاظ قضا و هم از لحاظ مقضی، واجب است.

نوع سوم، رضایت داشتن به آن مستحب، و صبر کردن بر آن واجب است. این نوع، شامل مصیبت‌های وارده بر انسان است. نزد بیشتر اهل علم، هر مصیبتی که بر انسان وارد شد، رضایت داشتن نسبت به آن مستحب است، اما صبر کردن بر آن، واجب است. فرق بین صبر و رضایت این است که در صبر، انسان از آنچه واقع شده، ناراحت بوده و نسبت به آن اکراه دارد، اما در مقابل آن، عملی که مخالف شرع بوده و با صبر منافات داشته باشد، انجام نمی‌دهد. اما در رضایت، اکراهی نسبت به آنچه واقع شده ندارد و آنچه اتفاق افتاده برایش مثل این است که اتفاق نیفتاده. این فرق بین رضایت و صبر است و به همین خاطر است که جمهور علما گفته‌اند: صبر واجب، و رضایت، مستحب است.

اما این قسمت از سوال: آیا دعا، آنچه را الله خواسته، تغییر می‌دهد؟

جواب: دعا یکی از اسبابی است که با آن، خواسته، به دست می‌آید. دعا در واقع، هم قضا را تغییر می‌دهد و هم خیر. یعنی دارای دو جهت است. مثلا، شخص مریض، دعا می‌کند که الله تعالی او را شفا دهد، و شفا می‌یابد. در اینجا، اگر این دعا نبود، همان طور مریض باقی می‌ماند. اما با دعا، شفا یافت. اما می‌گوییم: قضای الله تعالی بر این بود که این مریض به واسطه‌ی دعا، شفا یابد. این، چیزی است که برای این شخص نوشته شده. در این حال، دعا، ظاهرا قضا را تغییر می‌دهد و انسان تصور می‌کند اگر دعا نبود، همان طور مریض باقی می‌ماند.اما در حقیقت، این دعا، قضا را تغییر نداده؛ زیرا در اصل، این دعا نیز برایش نوشته شده، و نوشته شده که این مریضی، با این دعا خوب می‌شود. این همان قَدر اصلی است که الله در ازل آن را نوشته، و مثل همین، هر چیزی که مقرون به سبب باشد، این سبب را الله تعالی سببی برای حصول آن چیز قرار داده و در ازل و قبل از اینکه اتفاق بیفتد، آن را نوشته بوده است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(196) وسئل فضيلته : عن حكم الرضا بالقدر؟ وهل الدعاء يرد القضاء؟

فأجاب قائلاً: أما الرضا بالقدر فهو واجب لأنه من تمام الرضا بربوبية الله فيجب على كل مؤمن أن يرضى بقضاء الله ، ولكن المقضي هو الذي فيه التفصيل فالمقضي غير القضاء ، لأن القضاء فعل الله ، والمقضي مفعول الله فالقضاء الذي هو فعل الله يجب أن نرضى به ، ولا يجوز أبداً أن نسخطه بأي حال من الأحوال.

وأما المقضي فعلى أقسام :

القسم الأول: ما يجب الرضا به.

القسم الثاني: ما يحرم الرضا به.

القسم الثالث: ما يستحب الرضا به.

فمثلاً المعاصي من مقضيات الله ويحرم الرضا بالمعاصي ، وإن كانت واقعة بقضاء الله فمن نظر إلى المعاصي من حيث القضاء الذي هو فعل الله يجب أن يرضى ، وأن يقول : إن الله تعالى حكيم، ولولا أن حكمته اقتضت هذا ما وقع ، وأما من حيث المقضي وهو معصية الله فيجب ألا ترضى به والواجب أن تسعى لإزالة هذه المعصية منك أو من غيرك . وقسم من المقضي يجب الرضا به مثل الواجب شرعاً لأن الله حكم به كوناً وحكم به شرعاً فيجب الرضا به من حيث القضاء ومن حيث المقضي .

وقسم ثالث يستحب الرضا به ويجب الصبر عليه وهو ما يقع من المصائب ، فما يقع من المصائب يستحب الرضا به عند أكثر أهل العلم ولا يجب، لكن يجب الصبر عليه ، والفرق بين الصبر والرضا أن الصبر يكون الإنسان فيه كارهاً للواقع ، لكنه لا يأتي بما يخالف الشرع وينافي الصبر، والرضا لا يكون كارهاً للواقع فيكون ما وقع وما لم يقع عنده سواء ، فهذا هو الفرق بين الرضا والصبر ولهذا قال الجمهور: إن الصبر واجب ، والرضا مستحب.

أما قول السائل : هل الدعاء يرد القضاء؟

فجوابه : أن الدعاء من الأسباب التي يحصل بها المدعو ، وهو في الواقع يرد القضاء ولا يرد القضاء ، يعني له جهتان فمثلاً هذ1 المريض قد يدعو الله-تعالى-بالشفاء فيشفى، فهنا لولا هذا الدعاء لبقي مريضاً ، لكن بالدعاء شفي ، إلا أننا نقول : إن الله –سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ- قد قضي بأن هذا المرض يشفى منه المريض بواسطة الدعاء فهذا هو المكتوب فصار الدعاء يرد القدر ظاهرياً ،حيث إن الإنسان يظن أنه لولا الدعاء لبقي المرض، ولكنه في الحقيقة لا يرد القضاء؛لأن الأصل أن الدعاء مكتوب وأن الشفاء سيكون بهذا الدعاء،هذا هو القدر الأصلي الذي كتب في الأزل ، وهكذا كل شيء مقرون بسبب فإن هذا السبب جعله الله – تعالى – سبباً يحصل به الشيء وقد كتب ذلك في الأزل من قبل أن يحدث.

مطالب مرتبط:

۱۹۱ – فرق بین قضا، و قدر چیست؟

۱۹۱ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: فرق بین قضا، و قدر چیست؟ جواب دادند: علما در فرق بین این دو اختلاف دارند. گروهی گفته‌اند: قَدَر، «تقدیر الله در ازل است»، و قضا، «حکم الله به چیزی هنگام وقوع آن است». زمانی که الله مقدر کند چیزی در وقت معینی صورت گیرد، این قَدَر است. […]

ادامه مطلب …

۲۰۴ – شخصی که می‌گوید: «الله هدایت را برای من ننوشته»

۲۰۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد شخص نافرمانی سوال شد که وقتی او را به سوی حق دعوت می‌کنند، می‌گوید: «الله تعالی هدایت را برای من ننوشته». با چنین شخصی چگونه باید تعامل کرد؟ جواب دادند: به سادگی به او می‌گوییم: آیا از غیب خبر داری یا اینکه از الله عهد و پیمان گرفته‌ای؟ […]

ادامه مطلب …

۱۹۷ – آیا دعا تاثیری در تغییر آنچه برای انسان قبل از خلقتش نوشته شده، دارد؟

۱۹۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا دعا تاثیری در تغییر آنچه برای انسان قبل از خلقتش نوشته شده، دارد؟ جواب دادند: شکی نیست که دعا در تغییر آنچه برای انسان مکتوب است، تاثیر دارد. اما این تغییر نیز به سبب دعاست. پس تصور نکن وقتی از الله چیزی خواستی، چیزی را درخواست کردی […]

ادامه مطلب …

۲۰۲ – اراده‌ی انسان چگونه است در حالی که همه چیز به خواست الله است؟

الله تعالی در برخی آیات فرموده که همه چیز به دست اوست، و در بعضی دیگر از آیات، فرموده که امر، به مکلف بر می‌گردد، و جمع بین این نصوص چنین است: مکلف دارای اختیار و قدرت است، و خالق این اراده و اختیار و قدرت، الله تعالی است. مخلوق هیچ اراده‌ای ندارد مگر با مشیئت الله...

ادامه مطلب …

۲۰۱ – چگونه کتاب تقدیر از عمل شخص سبقت می‌گیرد؟

رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌فرماید: «همانا شخص، عمل اهل بهشت را انجام می‌دهد، تا جایی بین او و بهشت، جز یک ذرع، فاصله نیست، پس کتابش بر او سبقت گرفته، عمل اهل جهنم را انجام می‌دهد، و وارد جهنم می‌شود، و همانا شخص، عمل اهل جهنم را انجام می‌دهد، تا جایی که بین او و جهنم، جز یک ذرع، فاصله‌ی بیشتری نیست. پس کتابش بر او سبقت گرفته، عمل اهل بهشت را انجام می‌دهد، و وارد بهشت می‌شود»...

ادامه مطلب …

۲۱۴ – آیا چشم زدن یا چشم خوردن حقیقت دارد؟ درمان چشم زخم چیست؟

۲۱۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله سوال شد: آیا چشم زخم به انسان می‌رسد؟ و چگونه معالجه می‌شود؟ آیا پرهیز از آن، با توکل، منافات دارد؟ جواب دادند: نظرم در مورد چشم زخم این است که: چشم زخم حق است و شرعا و حسّا ثابت شده. الله تعالی می‌فرماید: {وَإِنْ يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ}[۱]، یعنی: […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه