چهارشنبه 19 ذیقعده 1447
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
6 می 2026

۸۶ – انواع تعطیل در اسماء و صفات الله جَلَّ‌جَلَالُهُ

۸۶ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد انواع تعطیل – در اسماء و صفات الله – سوال شد.

جواب دادند: تعطیل دو نوع است:

اول: تعطیل به معنای تکذیب و جحود. این نوع تعطیل، کفر است. مثال آن: شخصی بگوید که الله بر عرش نیست. این جحود و تکذیب است؛ زیرا الله تعالی می‌فرماید: {الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى}[۱]، یعنی: {رحمان – الله – بر عرشش قرار گرفت}، و کسی که خبر الله را تکذیب کند، کافر است.

دوم: تعطیل به معنای تاویل، که محل اختلاف بین علما در این است که آیا کسی که با تاویل، اسم یا صفتی را تاویل کند، تکفیر می‌شود یا خیر؟ مثال آن: شخصی استوای الله بر عرش را اثبات نماید. اما بگوید: معنای آن مستولی شدن است. این تعطیلِ تأویل است، و این نوع، همیشه باعث تکفیر شخص نمی‌شود. به همین خاطر کسی را که استواء را به استیلا تفسیر کند، تکفیر نمی‌کنیم.

در حقیقت این نوع از تعطیل دارای تفصیل است: گاهی انسان را مبتدع کرده و سبب تکفیرش نمی‌شود، و گاهی نیز او را مبتدع کرده و او را از اسلام نیز خارج می‌کند، که این بر حسب نصوص شرعی است که در مسئله وجود دارد.


[۱] – سوره طه، آیه «۵».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(86) وسئل فضيلة الشيخ رعاه الله تعالى: عن أنواع التعطيل؟

فأجاب بقوله: التعطيل نوعان:

الأول: تعطيل تكذيب وجحد، وهذا كفر. ومثاله رجل قال : إن الله لم يستو على العرش. فهذا جحود وتكذيب، لأن الله تعالى يقول : (الرحمن على العرش استوى) (سورة طه، الآية “5”). ومن كذب خبر الله فهو كافر .

الثاني: تعطيل تأويل، وهذا هو معترك الخلاف بين العلماء هل يحكم على من عطل تأويلاً بالكفر أولاً؟ ومثاله رجل أثبت أن الله على العرش استوى، لكن قال : أقول : إن معناه استولى فهذا تعطيل تأويل، وهذا قد لا يكفر به الإنسان، ولهذا لا نكفر من فسر الاستواء بالاستيلاء.

وهذا النوع في الحقيقة فيه تفصيل: فأحياناً يكون الإنسان مبتدعاً غير كافر، وأحياناً يكون مبتدعاُ كافراً حسب ما تقتضيه النصوص الشرعية في ذلك.

مطالب مرتبط:

۸۲ – آیا صفت «حیّ» مسبوق به عدم است؟

حیات الله عز و جل حیاتی کامل است که مسبوق به عدم نبوده و زوال نیز به آن راه ندارد. آن شرح واسطیه‌ای نیز که سائل در آن خوانده که حیات الله عز و جل مسبوق به عدم است، بدون شک خطاست و ظاهرا اشتباه چاپی است. زیرا وقتی گفته شد: حیات کامل، پس دیگر این حیات، مسبوق به عدم نیست. حیات الله نیز حیات کاملی است که متضمن همه‌ی صفات کامل بوده و مسبوق به عدم نیست و زوالی نیز به آن راه ندارد.

ادامه مطلب …

۸۸ – حکم کسی که معتقد باشد صفات خالق مثل صفات مخلوق است

کسی که معتقد باشد صفات خالق مثل صفات مخلوق است، در گمراهی به سر می‌برد. زیرا به نصّ قرآن کریم، صفات خالق مثل صفات مخلوق نمی‌تواند باشد. الله تعالی می‌فرماید: «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ»، (یعنی: هیچ چیز همانند او نیست و او شنوای بیناست)، و لازمه‌ی تماثل دو چیز در اسم یا صفت، این نیست که در حقیقت نیز باید مثل هم باشند. این یک قاعده‌ی واضح است.

ادامه مطلب …

۹۳ – حکم کسی که زمان و روزگار را دشنام می‌دهد، چیست؟

دشنام دادن به زمانه، سه قسم است: (۱) منظورش رساندن خبری بدون لوم و سرزنش باشد. یا (۲) زمانه را بر این اساس که فاعل است، دشنام دهد. یا (۳) زمان را دشنام دهد، و معتقد باشد که الله فاعل است. ولی به این خاطر زمانه را دشنام می‌دهد که محل این امور ناخوشایند است...

ادامه مطلب …

۶۸ – الحاد در اسماء و صفات الله چیست و چه انواعی دارد؟

اهل علم برای الحاد در اسماء و صفات الهی، انواعی را ذکر کرده‌اند که جمعا می‌شود گفت در این جمله خلاصه می‌شود: رویگردانی از معنایی که اعتقاد به آن در باب اسماء و صفات، واجب است. این انواع شامل: (۱) انکار چیزی از اسماء یا هر آنچه که صفات بر آن دلالت می‌دهند. (۲) اسمی را به الله تعالی نسبت دهد که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ خود را بدان اسم ننامیده باشد. (۳) معتقد باشد این اسم‌ها دال بر اوصاف مخلوقات هستند و به این صورت، آنها را دال بر تمثیل قرار دهد. (۴)‌ از اسم‌های الله تعالی، نام‌های را برای نامیدن بت‌ها، مشتق کند. مانند اشتقاق «لات» از آلهه، و «عزّی» از عزیز، و «منات» از منّان.

ادامه مطلب …

۷۶ – معنای حدیث: «الله، آدم را بر صورت خودش خلق کرد»

این حدیث، در صحیحین آمده و به اجماع مسلمانان و عقلا، ظاهرِ آن منظور نیست؛ زیرا فقط کرسیِ – محل قرار دادن دو پای – الله تعالی به وسعت آسمان‌ها و زمین است، و آسمان‌ها و زمین به نسبت کرسی، مانند حلقه‌ای است که در بیابانی وسیع افتاده است، و فضل عرش بر کرسی، مانند فضل این بیابان وسیع بر حلقه است. و هیچ کس به وصف نمودن یا تخیل کردن او احاطه‌ای ندارد، و کسی که چنین وصفی داشته باشد، ممکن نیست که بر صورت آدم باشد که شصت ذراع است. اما حدیث بر یکی از این دو معنی حمل می‌شود...

ادامه مطلب …

۵۶ – حقیقت معیّت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با بندگانش

حقیقت معیّت – همراهی – به معنای اختلاط نیست، و به همین خاطر عرب می‌گوید: «هر چه می‌رویم، ماه نیز با ماست»، با اینکه ماه در آسمان است، و هیچ کس از این سخن، چنین برداشت نمی‌کند که ماه در زمین است. پس الله عز و جل بزرگ‌تر و جلیل‌تر است. بنا بر این، او با اینکه در آسمان و بر عرش خود قرار گرفته، همراه مخلوقات است و ممکن نیست با مخلوقاتش اختلاط پیدا کند.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه