یکشنبه 9 ربیع‌الثانی 1448
۲۹ شهریور ۱۴۰۵
20 سپتامبر 2026

۷۸ – حکم اضافه نمودن حوادث به صفتی از صفات الله جَلَّ‌جَلَالُهُ

۷۸ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد حکم اضافه نمودن حوادث[۱] به صفتی از صفات الهی سوال شد.

جواب دادند: اضافه نمودن حوادث به صفتی از صفات الهی به این معنا که این یکی از مقتضیات این صفت است، اشکالی ندارد. مثل اینکه بگوییم: حکمت الهی چنین اقتضا کرده که ظالم را عذاب دهد، یا قضا و قدر واجب کرده که فلان را شقی و فلانی را سعید قرار دهد. این فرموده‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیز بر سخنی که گفتیم گواهی می‌دهد: «اگر چیزی از قضا و قدر سبقت گیرد، چشم زخم است».

اما وقتی حوادث به صفتی از صفات الهی اضافه شوند و چنین بنماید که آن صفت است که آن کار را بدون دخالت موصوف – یعنی الله – انجام می‌دهد، جایز نیست؛ زیرا موثر الله تعالی است که خالق و مدبّر همه‌ی امور است.


[۱] – یعنی چیزهایی که به صورت مقطعی به وجود می‌آیند.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(78) وسئل : عن حكم إضافة الحوادث إلى صفة من صفات الله ؟.

فأجاب بقوله: إضافة الحوادث إلى صفة من صفات الله بمعنى أنه من مقتضى هذه الصفة لا بأس به، مثل أن نقول : اقتضت حكمة الله أن يعذب الظالم، أو أوجب القضاء والقدر أن يشقى فلان أو يسعد فلان ويدل لذلك قول النبي ﷺ :” لو سبق القضاء و القدر شيء لسبقته العين”.

أما إذا أضيفت الحوادث إلى صفة من صفات الله وكأن الصفة هي التي فعلت دون الموصوف فلا يجوز، لأن المؤثر هو الله تعالى وهو الخالق المدبر لجميع الأمور.

مطالب مرتبط:

۵۵ – آیا الله همه جا هست؟

از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد سخن برخی مردم سوال شد که وقتی از آنها پرسیده شود: «الله کجاست؟»، می‌گوید: «الله همه جاست»، یا اینکه «موجود است». آیا این جواب به طور عمومی، صحیح است؟

ادامه مطلب …

۷۹ – آیا اهل سنت لفظ «ید» (دست) را در آیه‌ی ﴿يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ﴾ تاویل می‌کنند؟

این فرموده‌ی الله تعالی: «یدالله فوق أیدیهم»، واضح است که در حقیقت دست الله بالای دست آنها نیست، و دستی که هنگام بیعت بالای دست آنها بود، دست پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بود، و پیامبر هم مبلّغ از جانب الله است. همچنین جایز است چنین بگوییم: منظور از «ید الله فوق أیدیهم» بر سبیل علوّ مطلق است. زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بالای همه چیز است.

ادامه مطلب …

۹۰ – تعبیر به تمثیل مقدم است یا تعبیر به تشبیه؟

تعبیر به تمثیل از سه جهت بهتر از تعبیر به تشبیه است. (۱) در قرآن نفی تمثیل آمده، در حالی که نفی تشبیه نیامده (۲) نفی تشبیه در کل صحیح نیست، زیرا هیچ دو موجودی وجود ندارند که بین آنها قدر مشترکی نباشد که در آن با یکدیگر متفق باشند، گر چه در حقیقتش شاید مختلف باشند. (۳) برخی از اهل تعطیل به کسانی که صفات الهی را اثبات می‌کنند، مُشَبَّهه می‌گویند.

ادامه مطلب …

۶۱ – منظور از معیّت در آیه‌ی ﴿وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ﴾

می‌دانیم که الله بالای هر چیزی است و بر عرش خود قرار گرفته – استوا کرده – است. وقتی این فرموده‌ی او تعالی را شنیدیم: «وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ»، (یعنی: و او با شماست هر جا که باشید)، امکان ندارد کسی آن را چنین بفهمد که او در زمین با ما همراه است. هیچ عاقلی چنین تصوری نمی‌کند چه برسد به مومن. اما او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با ما همراه است در حالی که بر بالای عرشش بر بالای آسمان‌هاست.

ادامه مطلب …

۶۰ – در مورد حدیث: «اگر با طنابی به زمین هفتم می‌رسیدید، بر الله واقع می‌شد»

علما در مورد صحت این حدیث اختلاف دارند. کسانی که قائل به صحت این حدیث هستند، می‌گویند که معنی حدیث این است که اگر طنابی را به زمین هفتم بندازید بر الله واقع می‌شود، زیرا الله بر همه چیز احاطه دارد. همه چیز در قبضه‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است، و هیچ چیزی از الله تعالی غایب نیست، تا جایی که هفت آسمان و هفت زمین در کف دست الله تعالی است چنان که دانه‌ای خردَل در دست یکی از ماست.

ادامه مطلب …

۵۲ – آیا اسماء الله تعالی محصور هستند؟

اسم‌های الله تعالی محصور در عدد معینی نیستند. دلیل آن، فرموده‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در حدیث صحیح است که فرمود: «پروردگارا، من بنده‌ی تو، و پسر بنده‌ی تو، و پسر کنیز تو هستم»، تا آنجا که فرمود: «از تو به وسیله‌ی هر اسمی که متعلق به توست، خود را به آن نامیده‌ای، یا در کتابت نازل کرده‌ای، یا کسی از مخلوقاتت را به آن آگاه نموده‌ای، یا در علم غیبی که نزد خودت است، آن را برای خود برگزیده‌ای، می‌خواهم...» و آنچه که الله در علم غیب برای خود برگزیده است، امکان آگاهی یافتن به آن وجود ندارد، و هر چیزی که معلوم نباشد، محصور نیست.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه