یکشنبه 9 ربیع‌الثانی 1448
۲۹ شهریور ۱۴۰۵
20 سپتامبر 2026

۷۴ – درباره‌ حدیث قدسی: «فرزند آدم مرا آزار می‌دهد؛ «دهر» را دشنام می‌دهد…»

۷۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد فرموده‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در حدیث قدسی سوال شد: «الله عز و جل می‌فرماید: فرزند آدم مرا آزار می‌دهد. دهر – یعنی زمانه و روزگار – را دشنام می‌دهد در حالی که دهر، من هستم. همه چیز به دست من است؛ شب و روز را جا به جا می‌کنم»؟.

جواب دادند: فرموده‌ی او تعالی در حدیث مورد اشاره در سوال: «فرزند آدم مرا آزار می‌دهد»، یعنی او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به وسیله‌ی آنچه در حدیث آمده است، اذیت می‌شود. اما اذیتی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای خود اثبات نموده، مانند اذیت مخلوق نیست. به دلیل این فرموده‌ی او تعالی: {لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}[۱]، یعنی: {هیچ چیز همانند او نیست و او شنوای بیناست}. در اینجا، نفی مماثلت را بر اثبات مقدم داشته است، به این خاطر که اثبات را بر قلبی وارد کند که از توهم مماثلت هر چیزی با الله تعالی، خالی است، و در این هنگام، اثبات بر وجهی است که لایق او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است و اینکه او تعالی همان طور که در ذاتش دارای هیچ همانندی نیست، در صفاتش نیز همین گونه است و دارای هیچ همانندی نیست. همچنین، هر صفتی که الله تعالی برای خود اثبات نموده، احتمال تمثیل در آن راه ندارد، چه اینکه اگر احتمال تمثیل در کلام او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و در کلام پیامبرش صلی الله علیه و سلم در مورد صفات الله را جایز بدانی، احتمال کفر در کلام الله و رسولش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را جایز دانسته‌ای؛ زیرا تمثیل صفات الله تعالی به صفات مخلوقات کفر است. به این خاطر که تکذیب فرموده‌ی الله است که گفته: {لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}، یعنی: {هیچ چیز همانند او نیست و او شنوای بیناست}.

آنجا که فرموده: «دهر را دشنام می‌دهد»، یعنی کسی که دهر را تدبیر کرده و می‌چرخاند را دشنام می‌دهد؛ چنان که الله تعالی می‌فرماید: {وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ}[۲]، یعنی: {و ما این روزها را در میان مردمان می‌چرخانیم}، چنان که در این حدیث فرموده: «شب و روز را جا به جا می‌کنم»، و شب و روز همان دهر هستند.

نیز نباید گفته شود که الله همان دهر است، و کسی که چنین بگوید، مخلوق را خالق و مقلِّب – منقلب کننده – را مقلَّب – منقلب شونده – قرار داده است.

اگر گفته شود: آیا مگر مجاز در کلام الله و رسولش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و نیز در لغت، ممنوع نیست؟

در جواب می‌گویم: بله، اما کلمه در حقیقت معنایی است که سیاق و قرائن بر آن دلالت می‌دهند، و اینجا، چیزی در کلام حذف شده که در واقع این گونه است: «من منقلب کننده‌ی دهر هستم»، زیرا این گونه آن را تفسیر نموده: «من جا به جا کننده‌ی شب و روز هستم»، و به این خاطر که عقل نمی‌تواند خالقی که فاعل است را همانند مخلوقی که مفعول است، قرار دهد.


[۱] – سوره شوری، آیه «۱۱».

[۲] –  سوره آل عمران، آیه «۱۴۰».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(74) سئل الشيخ غفر الله له: عن قول النبي ﷺ في الحديث القدسي: قال الله تعالى: ( يؤذيني ابن آدم يسب الدهر وأنا الدهر، بيدي الأمر أقلب الليل والنهار) ؟

فأجاب قائلاً : قوله في الحديث المشار إليه في السؤال: ” يؤذيني ابن آدم” أي إنه سبحانه يتأذى بما ذكر في الحديث، لكن ليست الأذية التي أثبتها الله لنفسه كأذية المخلوق، بدليل قوله تعالى (: ليس كمثله شيء وهو السميع البصير) (سورة الشورى، الآية “11”) فقدم نفي المماثلة على الإثبات، لأجل أن يرد الإثبات على قلب خال من توهم المماثلة، ويكون الإثبات حينئذ على الوجه اللائق به تعالى، وأنه لا يماثل في صفاته، كما لا يماثل في ذاته، وكل ما وصف الله به نفسه ليس فيه احتمال للتمثيل، إذ لو أجزت احتمال التمثيل في كلامه سبحانه وكلام رسوله ﷺ في صفات الله، لأجزت احتمال الكفر في كلام الله سبحانه وكلام رسوله ﷺ لأن تمثيل صفات الله تعالى بصفات المخلوقين كفر لأنه تكذيب لقوله تعالى: ( ليس كمثله شيء وهو السميع البصير‌) (سورة الشورى، الآية “11”).

وقوله : أنا الدهر أي مدبر الدهر ومصرفه. كما قال الله تعالى : ( وتلك الأيام نداولها بين الناس) (سورة آل عمران، الآية ” 140 “) . كما قال في هذا الحديث: ” أقلب الليل والنهار” والليل والنهار هما الدهر.

ولا يقال : بأن الله نفسه هو الدهر، ومن قال ذلك فقد جعل المخلوق خالقاً، والمقلَّب مقلِّباً.

فإن قيل : أليس المجاز ممنوعاً في كلام الله وكلام رسوله ﷺ وفي اللغة؟

أجيب : بلى، ولكن الكلمة حقيقة في معناها الذي دل عليه السياق والقرائن، وهنا في الكلام محذوف تقديره ” وأنا مقلب الدهر ” لأنه فسره بقوله : ” أقلب الليل والنهار” ولأن العقل لا يمكن أن يجعل الخالق الفاعل هو المخلوق المفعول.

مطالب مرتبط:

۷۰ – آیا «الحیّ القیّوم» از اسم‌های الله متعال است؟

شکی نیست که از اسم‌های الله تعالی، «الحیّ القیّوم» است. بلکه حتی گفته شده که این دو «اسم اعظم» الله هستند و این به خاطر آن است که این دو متضمن اسماء و صفات ذاتی و فعلی الله هستند. این دو اسم، در سه آیه از قرآن ذکر شده‌اند...

ادامه مطلب …

۵۹ – منظور از اینکه استوای الله «علوّی بر عرش است که خاص به اوست آن گونه که لایق جلالت و عظمتش باشد» چیست؟

منظور علُوّی خاص بر عرش است، نه علِوّ عامی که شامل همه‌ی مخلوقات می‌شود. به همین خاطر درست نیست بگوییم که بر مخلوقات یا بر آسمان یا بر زمین قرار گرفت، گر چه او بالای همه‌ی اینهاست، و چنین می‌گوییم که او بالای همه‌ی مخلوقات است. بالای آسمان و زمین و غیره است. اما در مورد عرش می‌گوییم: الله تعالی بر بالای عرش و بر آن قرار گرفته است. استواء، خاص‌تر از مطلق علوّ است، و به همین خاطر قرار گرفتن الله تعالی بر عرشش از صفات فعلی است که متعلق به مشیئت و اراده‌ی او تعالی است، که بر خلاف علوّ است. زیرا علوّ، از صفات ذاتی او تعالی است که به هیچ وجه از او جدا نمی‌شود.

ادامه مطلب …

۶۶ – اموری که واجب است به مشیئت الله واگذار کرد و اموری که شایسته نیست به مشیئت الله ربط داده شوند، چیستند؟

هر چیزی که در آینده می‌آید، افضل این است که به مشیئت الهی تعلق داده شوند. به دلیل این فرموده‌ی الله تعالی که می‌فرماید: «وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا ۞ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ»، (یعنی: و برای کاری، نگو که آن را فردا حتما انجام خواهم داد، مگر اینکه بگویی: اگر الله بخواهد). اما چیزی که گذشته، به مشیئت تعلق داده نمی‌شود، مگر اینکه بر وجه تعلیل باشد.

ادامه مطلب …

۷۹ – آیا اهل سنت لفظ «ید» (دست) را در آیه‌ی ﴿يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ﴾ تاویل می‌کنند؟

این فرموده‌ی الله تعالی: «یدالله فوق أیدیهم»، واضح است که در حقیقت دست الله بالای دست آنها نیست، و دستی که هنگام بیعت بالای دست آنها بود، دست پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بود، و پیامبر هم مبلّغ از جانب الله است. همچنین جایز است چنین بگوییم: منظور از «ید الله فوق أیدیهم» بر سبیل علوّ مطلق است. زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بالای همه چیز است.

ادامه مطلب …

۵۸ – شخصی که می‌گوید: الله تعالی بر عرشش به روشی رمزی استوا کرده

اگر چنین شخصی در این سخن به خوبی تامل کند در می‌یابد که در قرآنِ مبین چیزی که دارای معانی رمزی باشد، وجود ندارد. زیرا رموز مخالف با روشن بودن قرآن کریم و از دلالت‌های آن به دور است. چگونه می‌شود قرآن، رمزی باشد در حالی که الله تعالی می‌فرماید: {وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى}، (یعنی: و قرآن را بر تو نازل کردیم که بیان کننده‌ی همه چیز، و هدایت است).

ادامه مطلب …

۵۲ – آیا اسماء الله تعالی محصور هستند؟

اسم‌های الله تعالی محصور در عدد معینی نیستند. دلیل آن، فرموده‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در حدیث صحیح است که فرمود: «پروردگارا، من بنده‌ی تو، و پسر بنده‌ی تو، و پسر کنیز تو هستم»، تا آنجا که فرمود: «از تو به وسیله‌ی هر اسمی که متعلق به توست، خود را به آن نامیده‌ای، یا در کتابت نازل کرده‌ای، یا کسی از مخلوقاتت را به آن آگاه نموده‌ای، یا در علم غیبی که نزد خودت است، آن را برای خود برگزیده‌ای، می‌خواهم...» و آنچه که الله در علم غیب برای خود برگزیده است، امکان آگاهی یافتن به آن وجود ندارد، و هر چیزی که معلوم نباشد، محصور نیست.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه