جمعه 4 محرم 1448
۲۹ خرداد ۱۴۰۵
19 ژوئن 2026

۷۴ – درباره‌ حدیث قدسی: «فرزند آدم مرا آزار می‌دهد؛ «دهر» را دشنام می‌دهد…»

۷۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد فرموده‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در حدیث قدسی سوال شد: «الله عز و جل می‌فرماید: فرزند آدم مرا آزار می‌دهد. دهر – یعنی زمانه و روزگار – را دشنام می‌دهد در حالی که دهر، من هستم. همه چیز به دست من است؛ شب و روز را جا به جا می‌کنم»؟.

جواب دادند: فرموده‌ی او تعالی در حدیث مورد اشاره در سوال: «فرزند آدم مرا آزار می‌دهد»، یعنی او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به وسیله‌ی آنچه در حدیث آمده است، اذیت می‌شود. اما اذیتی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای خود اثبات نموده، مانند اذیت مخلوق نیست. به دلیل این فرموده‌ی او تعالی: {لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}[۱]، یعنی: {هیچ چیز همانند او نیست و او شنوای بیناست}. در اینجا، نفی مماثلت را بر اثبات مقدم داشته است، به این خاطر که اثبات را بر قلبی وارد کند که از توهم مماثلت هر چیزی با الله تعالی، خالی است، و در این هنگام، اثبات بر وجهی است که لایق او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است و اینکه او تعالی همان طور که در ذاتش دارای هیچ همانندی نیست، در صفاتش نیز همین گونه است و دارای هیچ همانندی نیست. همچنین، هر صفتی که الله تعالی برای خود اثبات نموده، احتمال تمثیل در آن راه ندارد، چه اینکه اگر احتمال تمثیل در کلام او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و در کلام پیامبرش صلی الله علیه و سلم در مورد صفات الله را جایز بدانی، احتمال کفر در کلام الله و رسولش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را جایز دانسته‌ای؛ زیرا تمثیل صفات الله تعالی به صفات مخلوقات کفر است. به این خاطر که تکذیب فرموده‌ی الله است که گفته: {لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}، یعنی: {هیچ چیز همانند او نیست و او شنوای بیناست}.

آنجا که فرموده: «دهر را دشنام می‌دهد»، یعنی کسی که دهر را تدبیر کرده و می‌چرخاند را دشنام می‌دهد؛ چنان که الله تعالی می‌فرماید: {وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ}[۲]، یعنی: {و ما این روزها را در میان مردمان می‌چرخانیم}، چنان که در این حدیث فرموده: «شب و روز را جا به جا می‌کنم»، و شب و روز همان دهر هستند.

نیز نباید گفته شود که الله همان دهر است، و کسی که چنین بگوید، مخلوق را خالق و مقلِّب – منقلب کننده – را مقلَّب – منقلب شونده – قرار داده است.

اگر گفته شود: آیا مگر مجاز در کلام الله و رسولش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و نیز در لغت، ممنوع نیست؟

در جواب می‌گویم: بله، اما کلمه در حقیقت معنایی است که سیاق و قرائن بر آن دلالت می‌دهند، و اینجا، چیزی در کلام حذف شده که در واقع این گونه است: «من منقلب کننده‌ی دهر هستم»، زیرا این گونه آن را تفسیر نموده: «من جا به جا کننده‌ی شب و روز هستم»، و به این خاطر که عقل نمی‌تواند خالقی که فاعل است را همانند مخلوقی که مفعول است، قرار دهد.


[۱] – سوره شوری، آیه «۱۱».

[۲] –  سوره آل عمران، آیه «۱۴۰».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(74) سئل الشيخ غفر الله له: عن قول النبي ﷺ في الحديث القدسي: قال الله تعالى: ( يؤذيني ابن آدم يسب الدهر وأنا الدهر، بيدي الأمر أقلب الليل والنهار) ؟

فأجاب قائلاً : قوله في الحديث المشار إليه في السؤال: ” يؤذيني ابن آدم” أي إنه سبحانه يتأذى بما ذكر في الحديث، لكن ليست الأذية التي أثبتها الله لنفسه كأذية المخلوق، بدليل قوله تعالى (: ليس كمثله شيء وهو السميع البصير) (سورة الشورى، الآية “11”) فقدم نفي المماثلة على الإثبات، لأجل أن يرد الإثبات على قلب خال من توهم المماثلة، ويكون الإثبات حينئذ على الوجه اللائق به تعالى، وأنه لا يماثل في صفاته، كما لا يماثل في ذاته، وكل ما وصف الله به نفسه ليس فيه احتمال للتمثيل، إذ لو أجزت احتمال التمثيل في كلامه سبحانه وكلام رسوله ﷺ في صفات الله، لأجزت احتمال الكفر في كلام الله سبحانه وكلام رسوله ﷺ لأن تمثيل صفات الله تعالى بصفات المخلوقين كفر لأنه تكذيب لقوله تعالى: ( ليس كمثله شيء وهو السميع البصير‌) (سورة الشورى، الآية “11”).

وقوله : أنا الدهر أي مدبر الدهر ومصرفه. كما قال الله تعالى : ( وتلك الأيام نداولها بين الناس) (سورة آل عمران، الآية ” 140 “) . كما قال في هذا الحديث: ” أقلب الليل والنهار” والليل والنهار هما الدهر.

ولا يقال : بأن الله نفسه هو الدهر، ومن قال ذلك فقد جعل المخلوق خالقاً، والمقلَّب مقلِّباً.

فإن قيل : أليس المجاز ممنوعاً في كلام الله وكلام رسوله ﷺ وفي اللغة؟

أجيب : بلى، ولكن الكلمة حقيقة في معناها الذي دل عليه السياق والقرائن، وهنا في الكلام محذوف تقديره ” وأنا مقلب الدهر ” لأنه فسره بقوله : ” أقلب الليل والنهار” ولأن العقل لا يمكن أن يجعل الخالق الفاعل هو المخلوق المفعول.

مطالب مرتبط:

۸۳ – آیا صفت«نسیان» (فراموشی) به الله تَبَارَكَ‌وَتَعَالَىٰ تعلق دارد؟

نسیان دارای دو معناست: اول: فراموش کردن چیزی معلوم. دوم برای نسیان: ترک کردن از روی آگاهی و عمد. اینکه الله تعالی چیزی را ترک کند، یکی از صفات فعلی اوست که متعلق به اراده‌ی او تعالی و تابع حکمت او است...

ادامه مطلب …

۶۸ – الحاد در اسماء و صفات الله چیست و چه انواعی دارد؟

اهل علم برای الحاد در اسماء و صفات الهی، انواعی را ذکر کرده‌اند که جمعا می‌شود گفت در این جمله خلاصه می‌شود: رویگردانی از معنایی که اعتقاد به آن در باب اسماء و صفات، واجب است. این انواع شامل: (۱) انکار چیزی از اسماء یا هر آنچه که صفات بر آن دلالت می‌دهند. (۲) اسمی را به الله تعالی نسبت دهد که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ خود را بدان اسم ننامیده باشد. (۳) معتقد باشد این اسم‌ها دال بر اوصاف مخلوقات هستند و به این صورت، آنها را دال بر تمثیل قرار دهد. (۴)‌ از اسم‌های الله تعالی، نام‌های را برای نامیدن بت‌ها، مشتق کند. مانند اشتقاق «لات» از آلهه، و «عزّی» از عزیز، و «منات» از منّان.

ادامه مطلب …

۷۵ – درباره‌ی احادیثی که در آن از دست راست و چپ الله جَلَّ‌جَلَالُهُ ذکر شده

راویان در مورد کلمه‌ی «با دست چپش» اختلاف دارند. برخی از آنها این کلمه را اثبات کرده، و برخی دیگر نیز آن را انکار نموده و گفته‌اند صحت آن از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به ثبوت نرسیده و اصل این بر می‌گردد به حدیثی که در صحیح مسلم آمده که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «عادلان بر منبرهایی از نور در سمت راست الله هستند، و هر دو دست او، راست است». مقتضای این حدیث این است که چیزی به نام دست راست و دست چپ وجود ندارد. اما...

ادامه مطلب …

۷۲ – آیا «منّان» و «منتقم» و «هادی» و «معین» از اسم‌های الله عز و جل هستند؟

صحت اسم «منّان» از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به اثبات رسیده است. اما اسم «منتقم» از اسم‌های الله نیست. اسم «هادی» را برخی علما گفته‌اند از اسم‌های الله تعالی است، و عده‌ی دیگری گفته‌اند: خیر، بلکه از اوصاف الله تعالی بوده و اسم نیست. «معین» نیز از اسم‌های الله نیست. اما یکی از اوصاف اوست.

ادامه مطلب …

۹۰ – تعبیر به تمثیل مقدم است یا تعبیر به تشبیه؟

تعبیر به تمثیل از سه جهت بهتر از تعبیر به تشبیه است. (۱) در قرآن نفی تمثیل آمده، در حالی که نفی تشبیه نیامده (۲) نفی تشبیه در کل صحیح نیست، زیرا هیچ دو موجودی وجود ندارند که بین آنها قدر مشترکی نباشد که در آن با یکدیگر متفق باشند، گر چه در حقیقتش شاید مختلف باشند. (۳) برخی از اهل تعطیل به کسانی که صفات الهی را اثبات می‌کنند، مُشَبَّهه می‌گویند.

ادامه مطلب …

۸۹ – حکمت وجود کرام الکاتبین چیست، در حالی که الله همه چیز را می‌داند؟

ما حکمتِ برخی امور را درمی‌یابیم و حکمت برخی دیگر را نمی‌توانیم دریابیم؛ چنان که الله تعالی می‌فرماید: «وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا»، (یعنی: و از تو در مورد روحی می‌پرسند. بگو روح به امر پروردگارم است؛ و جز اندکی از علم به شما داده نشده است).

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه