چهارشنبه 22 صفر 1448
۱۴ مرداد ۱۴۰۵
5 آگوست 2026

۷۴ – درباره‌ حدیث قدسی: «فرزند آدم مرا آزار می‌دهد؛ «دهر» را دشنام می‌دهد…»

۷۴ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد فرموده‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در حدیث قدسی سوال شد: «الله عز و جل می‌فرماید: فرزند آدم مرا آزار می‌دهد. دهر – یعنی زمانه و روزگار – را دشنام می‌دهد در حالی که دهر، من هستم. همه چیز به دست من است؛ شب و روز را جا به جا می‌کنم»؟.

جواب دادند: فرموده‌ی او تعالی در حدیث مورد اشاره در سوال: «فرزند آدم مرا آزار می‌دهد»، یعنی او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به وسیله‌ی آنچه در حدیث آمده است، اذیت می‌شود. اما اذیتی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای خود اثبات نموده، مانند اذیت مخلوق نیست. به دلیل این فرموده‌ی او تعالی: {لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}[۱]، یعنی: {هیچ چیز همانند او نیست و او شنوای بیناست}. در اینجا، نفی مماثلت را بر اثبات مقدم داشته است، به این خاطر که اثبات را بر قلبی وارد کند که از توهم مماثلت هر چیزی با الله تعالی، خالی است، و در این هنگام، اثبات بر وجهی است که لایق او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است و اینکه او تعالی همان طور که در ذاتش دارای هیچ همانندی نیست، در صفاتش نیز همین گونه است و دارای هیچ همانندی نیست. همچنین، هر صفتی که الله تعالی برای خود اثبات نموده، احتمال تمثیل در آن راه ندارد، چه اینکه اگر احتمال تمثیل در کلام او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و در کلام پیامبرش صلی الله علیه و سلم در مورد صفات الله را جایز بدانی، احتمال کفر در کلام الله و رسولش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را جایز دانسته‌ای؛ زیرا تمثیل صفات الله تعالی به صفات مخلوقات کفر است. به این خاطر که تکذیب فرموده‌ی الله است که گفته: {لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}، یعنی: {هیچ چیز همانند او نیست و او شنوای بیناست}.

آنجا که فرموده: «دهر را دشنام می‌دهد»، یعنی کسی که دهر را تدبیر کرده و می‌چرخاند را دشنام می‌دهد؛ چنان که الله تعالی می‌فرماید: {وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ}[۲]، یعنی: {و ما این روزها را در میان مردمان می‌چرخانیم}، چنان که در این حدیث فرموده: «شب و روز را جا به جا می‌کنم»، و شب و روز همان دهر هستند.

نیز نباید گفته شود که الله همان دهر است، و کسی که چنین بگوید، مخلوق را خالق و مقلِّب – منقلب کننده – را مقلَّب – منقلب شونده – قرار داده است.

اگر گفته شود: آیا مگر مجاز در کلام الله و رسولش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و نیز در لغت، ممنوع نیست؟

در جواب می‌گویم: بله، اما کلمه در حقیقت معنایی است که سیاق و قرائن بر آن دلالت می‌دهند، و اینجا، چیزی در کلام حذف شده که در واقع این گونه است: «من منقلب کننده‌ی دهر هستم»، زیرا این گونه آن را تفسیر نموده: «من جا به جا کننده‌ی شب و روز هستم»، و به این خاطر که عقل نمی‌تواند خالقی که فاعل است را همانند مخلوقی که مفعول است، قرار دهد.


[۱] – سوره شوری، آیه «۱۱».

[۲] –  سوره آل عمران، آیه «۱۴۰».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(74) سئل الشيخ غفر الله له: عن قول النبي ﷺ في الحديث القدسي: قال الله تعالى: ( يؤذيني ابن آدم يسب الدهر وأنا الدهر، بيدي الأمر أقلب الليل والنهار) ؟

فأجاب قائلاً : قوله في الحديث المشار إليه في السؤال: ” يؤذيني ابن آدم” أي إنه سبحانه يتأذى بما ذكر في الحديث، لكن ليست الأذية التي أثبتها الله لنفسه كأذية المخلوق، بدليل قوله تعالى (: ليس كمثله شيء وهو السميع البصير) (سورة الشورى، الآية “11”) فقدم نفي المماثلة على الإثبات، لأجل أن يرد الإثبات على قلب خال من توهم المماثلة، ويكون الإثبات حينئذ على الوجه اللائق به تعالى، وأنه لا يماثل في صفاته، كما لا يماثل في ذاته، وكل ما وصف الله به نفسه ليس فيه احتمال للتمثيل، إذ لو أجزت احتمال التمثيل في كلامه سبحانه وكلام رسوله ﷺ في صفات الله، لأجزت احتمال الكفر في كلام الله سبحانه وكلام رسوله ﷺ لأن تمثيل صفات الله تعالى بصفات المخلوقين كفر لأنه تكذيب لقوله تعالى: ( ليس كمثله شيء وهو السميع البصير‌) (سورة الشورى، الآية “11”).

وقوله : أنا الدهر أي مدبر الدهر ومصرفه. كما قال الله تعالى : ( وتلك الأيام نداولها بين الناس) (سورة آل عمران، الآية ” 140 “) . كما قال في هذا الحديث: ” أقلب الليل والنهار” والليل والنهار هما الدهر.

ولا يقال : بأن الله نفسه هو الدهر، ومن قال ذلك فقد جعل المخلوق خالقاً، والمقلَّب مقلِّباً.

فإن قيل : أليس المجاز ممنوعاً في كلام الله وكلام رسوله ﷺ وفي اللغة؟

أجيب : بلى، ولكن الكلمة حقيقة في معناها الذي دل عليه السياق والقرائن، وهنا في الكلام محذوف تقديره ” وأنا مقلب الدهر ” لأنه فسره بقوله : ” أقلب الليل والنهار” ولأن العقل لا يمكن أن يجعل الخالق الفاعل هو المخلوق المفعول.

مطالب مرتبط:

۷۳ – آیا «دهر» از اسم‌های الله است؟

«دهر» از اسم‌های الله متعال نیست، و کسی که چنین گفته، به دو علت دچار خطا شده است: (۱) اسم‌های الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ همه اسم‌های نیکو هستند. یعنی در بالاترین درجه‌ی نیکویی قرار دارند. پس باید مشتمل بر وصف و معنایی نیکوتر از اوصاف و معانی در دلالت این کلمه باشد، و به همین خاطر است که در میان اسم‌های الله تعالی اسم جامدی وجود ندارد، و دهر اسمی جامد است و حامل هیچ معنایی نیست جز اینکه اسمی برای اوقات است. (۲) سیاق حدیث، این را نمی‌پذیرد؛ زیرا فرمود: «من شب و روز را جابجا می‌کنم»، و شب و روز همان دهر هستند. در این صورت ممکن نیست مقلِّب همان مقلَّب باشد.

ادامه مطلب …

۵۴ – علوّ الله تعالی. و کسی که می‌گوید: او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در هیچ یک از جهت‌های ششگانه نیست بلکه در قلب بنده‌ی مومن است.

مذهب سلف رضوان الله علیهم این است که او تعالی با ذات خود، در جهت بالای بندگانش است، و او تعالی فرموده است: «فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا» (یعنی: پس اگر در چیزی اختلاف نمودید، آن را به الله و رسولش ارجاع دهید، اگر که به الله و روز آخرت ایمان دارید، این بهتر و خوش فرجام‌تر است).

ادامه مطلب …

۷۱ – آیا «حنّان» از اسم‌های الله است؟

در هیچ کدام از منابع ذکر شده اسم «حنّان» را نیافتم، به جز یک حدیث نزد امام احمد که در آن لفظ حنّان و منّان آمده است "الترغیب" آمده در آن فقط لفظ منّان آمده است. همچنین شیخ الاسلام ابن تیمیه نمی‌پذیرد که حنّان از اسم‌های الله تعالی باشد. وقتی که چنین است و اکثر روایت‌ها دال بر عدم اثبات آن است، نظرم بر توقف است.

ادامه مطلب …

۷۷ – درباره‌ی چیزهایی که الله جَلَّ‌جَلَالُهُ به خود نسبت می‌دهد؛ مثل: «وجه الله»، «ید الله»، و امثال آن

انواع چیزهایی که الله تعالی به خود اضافه می‌کند، سه تا است (۱) عینی که قائم به نفس خود است. (۲) عینی که قائم به نفس نیست، بلکه قائم به غیر است. (۳) اینکه وصفی محض باشد که مضاف در آن، صفت الله باشد، و این نوع، غیر مخلوق است.

ادامه مطلب …

۶۲ – آیا کسی قبل از شیخ الاسلام ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم رَحِمَهُمَاالله گفته است که معیّت، حقیقی بوده آن گونه که شایسته‌ی الله باشد؟

نمی‌دانم که کسی چنین تصریحی کرده باشد. اما آنچه اظهر است، این است که سخن گفتن در مورد این صفت، مثل سخن گفتن در مورد دیگر صفات است. آن گونه که حقیقت آن است، فهمیده می‌شود، و الله تعالی را از چیزی که شایسته‌ی او نیست، منزه می‌گرداند، چنان که صفت استواء و نزول و دیگر صفات فهمیده می‌شوند. به همین خاطر تا جایی که می‌دانم، صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم در مورد صفت استواء و نزول، لفظ ذات را به کار نبرده‌اند. یعنی نگفته‌اند او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با ذات خود بر عرش استواء کرده، یا با ذات خود به آسمان دنیا نزول می‌کند.

ادامه مطلب …

۸۲ – آیا صفت «حیّ» مسبوق به عدم است؟

حیات الله عز و جل حیاتی کامل است که مسبوق به عدم نبوده و زوال نیز به آن راه ندارد. آن شرح واسطیه‌ای نیز که سائل در آن خوانده که حیات الله عز و جل مسبوق به عدم است، بدون شک خطاست و ظاهرا اشتباه چاپی است. زیرا وقتی گفته شد: حیات کامل، پس دیگر این حیات، مسبوق به عدم نیست. حیات الله نیز حیات کاملی است که متضمن همه‌ی صفات کامل بوده و مسبوق به عدم نیست و زوالی نیز به آن راه ندارد.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه