پنج‌شنبه 23 صفر 1448
۱۵ مرداد ۱۴۰۵
6 آگوست 2026

۶۷ – اراده‌ی الله چند نوع است؟

۶۷ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد اقسام اراده‌ی الله تعالی سوال شد؟

جواب دادند: اراده بر دو نوع است:

اول: اراده‌ی کَونی.

دوم: اراده‌ی شرعی.

هر اراده‌ای که به معنای مشیئت باشد، اراده‌ی کَونی، و هر کدام که به معنای محبت باشد، اراده‌ی شرعی است.

مثال اراده‌ی شرعی: این فرموده‌ی الله تعالی می‌فرماید: {وَاللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْكُمْ}[۱]، یعنی: {و الله دوست دارد توبه‌ی شما را بپذیرد}. زیرا کلمه‌ی «یرید: می‌خواهد» در اینجا به معنی «یُحِبُّ: دوست دارد» است و به معنای مشیئت نیست. زیرا اگر معنا چنین بود: «و الله می‌خواهد توبه‌ی شما را بپذیرد»، توبه‌ی همه‌ی بندگانش را قبول می‌فرمود و این موضوعی است که اتفاق نیفتاده است. زیرا بیشتر بنی آدم کافر هستند. بنا بر این {يُرِيدُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْكُمْ}، یعنی: {دوست دارد توبه‌ی شما را بپذیرد، و اینکه الله چیزی را دوست داشته باشد، لازمه‌اش وقوع یافتن آن نیست. زیرا حکمت بالغ الهی ممکن است عدم وقوع آن را اقتضا کند.

مثال اراده‌ی کونی، این فرموده‌ی الله تعالی است: {إِنْ كَانَ اللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يُغْوِيَكُمْ}[۲]، یعنی: {اگر الله بخواهد شما را گمراه کند}، زیرا الله دوست ندارد که بندگانش را گمراه کند. بنا بر این درست نیست که معنایش این باشد که الله دوست دارد شما را گمراه کند، بلکه معنایش این است که اگر الله بخواهد شما را گمراه کند.

اما این باقی می‌ماند که بگوییم چه فرقی بین اراده‌ی کَونی و اراده‌ی شرعی از حیث وقوع آنچه که مراد است، وجود دارد؟

می‌گوییم: اراده‌ی کَونی بدون شک به وقوع می‌پیوندد. هنگامی که الله چیزی کَونی را اراده کند، باید انجام گیرد: {إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ}[۳]، یعنی: {امر او چنین است که هر گاه چیزی را بخواهد، می‌گوید: بشو، پس می‌شود}.

اما اراده‌ی شرعی ممکن است صورت بگیرد یا نگیرد. ممکن است.اراده‌ی شرعی الله چنین است که دوست دارد امری صورت گیرد، اما صورت نمی‌گیرد. زیرا محبوب گاهی حاصل می‌شود و گاهی خیر.

حال اگر کسی بگوید: آیا الله دوست دارد گناه انجام شود؟

می‌گوییم: با اراده‌ی کَونی خود آن را می‌خواهد نه با اراده‌ی شرعی؛ زیرا اراده‌ی شرعی به معنای دوست داشتن است و الله گناهان را دوست ندارد. اما از لحاظ اراده‌ی کَونی، آن را می‌خواهد. زیرا هر آنچه در آسمان‌ها و زمین است، به خواست و ارداه‌ی الله است.


[۱] – سوره نساء، آیه «۲۷».

[۲] – سوره هود، آیه «۳۴».

[۳] – سوره یس، آیه «۸۲».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(67) وسئل فضيلة الشيخ حَفِظَهُ‌الله تعالى ورعاه: عن أقسام الإرادة؟

فأجاب بقوله: الإرادة تنقسم إلى قسمين:

القسم الأول: إرادة كونية.

القسم الثاني: إرادة شرعية.

فما كان بمعنى المشيئة فهو إرادة كونية، وما كان بمعنى المحبة فهو إرادة شرعية، مثال الإرادة الشرعية قوله تعالى: (والله يريد أن يتوب عليكم‌) (سورة النساء، الآية “27”) لأن (يريد) هنا بمعنى يحب ولا تكون بمعنى المشيئة لأنه لو كان المعنى: “والله يشاء أن يتوب عليكم”، لتاب على جميع العباد وهذا أمر لم يكن فإن أكثر بني آدم من الكفار، إذاً ( يريد أن يتوب عليكم ) يعني يحب أن يتوب عليكم، ولا يلزم من محبة الله للشيء أن يقع لأن الحكمة الإلهية البالغة قد تقتضي عدم وقوعه.

ومثال الإرادة الكونية قوله تعالى: (إن كان الله يريد أن يغويكم) (سورة هود، الآية ” 34″) لأن الله لا يحب أن يغوي العباد، إذاً لا يصح أن يكون المعنى إن كان الله يحب أن يغويكم، بل المعنى إن كان الله يشاء أن يغويكم.

ولكن بقي لنا أن نقول: ما الفرق بين الإرادة الكونية والشرعية من حيث وقوع المراد؟

فنقول: الكونية لابد فيها من وقوع المراد إذا أراد الله شيئاً كوناً فلابد أن يقع (إنما أمره إذا أراد شيئاً أن يقول : له كن فيكون‌) (سورة يس، الآية “82”).

أما الإرادة الشرعية فقد يقع المراد وقد لا يقع قد يريد الله عَزَّوَجَلَّ هذا الشيء شرعاً ويحبه ولكن لا يقع لأن المحبوب قد يقع وقد لا يقع.

فإذا قال قائل: هل الله يريد المعاصي؟

فنقول: يريدها كوناً لا شرعاً، لأن الإرادة الشرعية بمعنى المحبة والله لا يحب المعاصي، ولكن يريدها كوناً أي مشيئة فكل ما في السماوات والأرض فهو بمشيئة الله.

مطالب مرتبط:

۶۲ – آیا کسی قبل از شیخ الاسلام ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم رَحِمَهُمَاالله گفته است که معیّت، حقیقی بوده آن گونه که شایسته‌ی الله باشد؟

نمی‌دانم که کسی چنین تصریحی کرده باشد. اما آنچه اظهر است، این است که سخن گفتن در مورد این صفت، مثل سخن گفتن در مورد دیگر صفات است. آن گونه که حقیقت آن است، فهمیده می‌شود، و الله تعالی را از چیزی که شایسته‌ی او نیست، منزه می‌گرداند، چنان که صفت استواء و نزول و دیگر صفات فهمیده می‌شوند. به همین خاطر تا جایی که می‌دانم، صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم در مورد صفت استواء و نزول، لفظ ذات را به کار نبرده‌اند. یعنی نگفته‌اند او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با ذات خود بر عرش استواء کرده، یا با ذات خود به آسمان دنیا نزول می‌کند.

ادامه مطلب …

۵۷ – استوای الله بر عرش

تفسیر استواء الله تعالی بر عرش خود، با قرار گرفتن بر بالای عرش به گونه‌ای که شایسته‌ی اوست، تفسیر سلف صالح است. امام مفسرین، ابن جریر طبری رَحِمَهُ‌الله در تفسیر خود می‌گوید: «از معانی استواء، علوّ و ارتفاع است. مثل این سخن: استوی فلان علی سریره، یعنی بر آن قرار گرفت»، و همچنین در تفسیر این فرموده‌ی الله تعالی: «الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى» (یعنی: رحمان – الله – بر عرشش قرار گرفت)، می‌گوید: «او جلّ ذکره می‌گوید: الله بر عرشش مرتفع شده و قرار گرفت».

ادامه مطلب …

۶۵ – درباره‌ی سخن کسی که می‌گوید: یک‌چشم بودنِ دجال، اثبات نمی‌کند که الله دارای دو چشم است. بلکه فقط ثابت می‌کند او همه چیز را می‌بیند.

اگر در حدیث دجال تامل کنید، خواهید دید که به وضوح دلالت بر این دارد که الله تعالی دارای دو چشم است. در صحیح بخاری از عبدالله بن عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا روایت شده که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در مورد دجال فرمودند: «یک چشم است، و چشمش مانند حبه‌ی انگوری بر آمده است»، و در صحیح مسلم آمده که: «الله یک چشم نیست، و مسیح دجال یک چشم است. چشمش مانند حبه‌ی انگوری بر آمده است».

ادامه مطلب …

۶۸ – الحاد در اسماء و صفات الله چیست و چه انواعی دارد؟

اهل علم برای الحاد در اسماء و صفات الهی، انواعی را ذکر کرده‌اند که جمعا می‌شود گفت در این جمله خلاصه می‌شود: رویگردانی از معنایی که اعتقاد به آن در باب اسماء و صفات، واجب است. این انواع شامل: (۱) انکار چیزی از اسماء یا هر آنچه که صفات بر آن دلالت می‌دهند. (۲) اسمی را به الله تعالی نسبت دهد که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ خود را بدان اسم ننامیده باشد. (۳) معتقد باشد این اسم‌ها دال بر اوصاف مخلوقات هستند و به این صورت، آنها را دال بر تمثیل قرار دهد. (۴)‌ از اسم‌های الله تعالی، نام‌های را برای نامیدن بت‌ها، مشتق کند. مانند اشتقاق «لات» از آلهه، و «عزّی» از عزیز، و «منات» از منّان.

ادامه مطلب …

نوشته‌ای در بحث نفی کیفیت صفات الله متعال

سلف، کیفیت صفات را به طور مطلق نفی نمی‌کنند. زیرا نفی مطلق کیفیت، نفی وجود است؛ چه اینکه هیچ موجودی وجود ندارد مگر اینکه دارای کیفیتی است. اما این کیفیت، گاهی معلوم و گاهی مجهول است، و کیفیت ذات الله و صفات او تعالی برای ما مجهول است، و جایز نیست برای هیچ یک از صفات الهی، تعیین کیفیت کنیم.

ادامه مطلب …

۸۴ – آیا صفت «ملالت» برای الله جَلَّ‌جَلَالُهُ از حدیث، ثابت است؟

قاعده‌ای که نزد اهل سنت وجود دارد این است که ما الله جَلَّ‌جَلَالُهُ را با اوصافی که او خود را بدانها وصف کرده بدون تمثیل و بیان کیفیت، وصف می‌کنیم. وقتی که حدیث دال بر این است که الله دارای ملالت است، پس ملالت او همانند ملالت ما نیست. بلکه ملالتی است که هیچ نوع نقصی در آن راه ندارد.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه