دوشنبه 24 ذیقعده 1447
۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
11 می 2026

۶۱ – منظور از معیّت در آیه‌ی ﴿وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ﴾

۶۱ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد معنای معیّت «همراهی» در این آیه سوال شد: ﴿وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ﴾[۱]، یعنی: (و او با شماست هر جا که باشید)؟ و اینکه آیا این معیّت ذاتی است یا معیّت علم و احاطه است؟

جواب دادند: ما این را می‌دانیم که الله بالای هر چیزی است و بر عرش خود قرار گرفته – استوا کرده – است. وقتی این فرموده‌ی او تعالی را شنیدیم: {وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ}، یعنی: {و او با شماست هر جا که باشید}، امکان ندارد کسی آن را چنین بفهمد که او در زمین با ما همراه است. هیچ عاقلی چنین تصوری نمی‌کند چه برسد به مومن. اما او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ با ما همراه است در حالی که بر بالای عرشش بر بالای آسمان‌هاست.

این چیز غریبی نیست. زیرا مخلوقاتی نیز هستند که در آسمانند و می‌گوییم: همراه ما هستند. شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله می‌گوید: عرب می‌گوید: ما هر چه می‌رویم، ماه نیز با ما می‌آید. با این حال، جایگاه ماه در آسمان است. الله نیز با مخلوقاتش است، در حالی که در آسمان است. و کسی که بگوید او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در زمین و همراه با مخلوقات است، چنان که جهمی‌ها می‌گویند، معتقدم چنین شخصی کافر بوده و واجب است به سوی الله تعالی توبه کرده و جایگاه پروردگارش را بشناسد، و او را چنان که باید، تعظیم نماید، و بداند که کرسیّ او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آسمان‌ها و زمین را در بر گرفته است. پس چگونه می‌شود که زمین، جایگاهی برای او باشد؟

در حدیث آمده است: «هفت آسمان و هفت زمین در مقابل کرسی الله، چیزی جز حلقه‌ای به شمار نمی‌آیند که در دشتی در زمین افتاده است»، و حلقه، چیز کوچکی است. این در حالی است که عرش و کرسی، هر دو مخلوق هستند. در این صورت، تصورت نسبت به الله تعالی چیست؟ چطور می‌شود گفت که زمین گنجایش الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را دارد، یا اینکه او در زمین است، در حالی که مخلوقاتی وجود دارند که به وسعت آسمان‌ها و زمین هستند؟ کسی در مورد الله عز و جل چنین سخنانی نمی‌گوید جز کسی که جایگاه الله را نشناخته و او را چنان که باید، تعظیم نمی‌نماید. بلکه پروردگار عز و جل بالای هر چیزی و مستوی بر عرشش بوده و به همه چیز آگاه است.


[۱] – سوره حدید، آیه «۴».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(61) سئل فضيلة الشيخ: عن المعية في قوله: (وهو معكم أينما كنتم) (سورة الحديد، الآية ” 4 “) ؟ هل هي معية ذاتية أو معية علم وإحاطة؟

فأجاب بقوله: نحن نعلم أن الله فوق كل شيء، وأنه استوى على العرش فإذا سمعنا قوله سبحانه: (وهو معكم أينما كنتم) فلا يمكن أن يفهم أحد أنه معنا على الأرض، لا يتصور ذلك عاقل فضلاً عن مؤمن ولكنه معنا سبحانه وهو فوق العرش فوق سماواته.

ولا يستغرب هذا فإن المخلوقات وهي لا تنسب للخالق تكون في السماء ونقول : إنها معنا. فيقول : شيخ الإسلام: تقول العرب :ما زلنا نسير والقمر معنا. ومع ذلك فالقمر مكانه في السماء. فالله مع خلقه، ولكنه في السماء، ومن زعم بأنه مع خلقه في الأرض كما تقول الجهمية فأرى أنه كافر يجب أن يتوب إلى الله، ويقدر ربه حق قدره، ويعظمه حق تعظيمه، وأن يعلم أنه سبحانه وسع كرسيه السماوات والأرض فكيف تكون الأرض محلاً له.

وقد جاء في الحديث: ” ما السماوات السبع والأرضون السبع في الكرسي إلا كحلقة ألقيت في فلاة من الأرض” . والحلقة الصغيرة. مع أن العرش مخلوق والكرسي مخلوق، فما بالك بالخالق سبحانه. فكيف يقال : إن الأرض تسع الله سبحانه أو أنه في الأرض، ومن مخلوقاته سبحانه ما وسع السماوات والأرض، ولا يقول : عن رب العزة مثل هذه المقولات إلا من لا يقدر الله حق قدره، ولم يعظمه حق تعظيمه. بل الرب عَزَّوَجَلَّ فوق كل شيء مستو على عرشه وهو سبحانه بكل شيء عليم.

مطالب مرتبط:

۷۴ – درباره‌ حدیث قدسی: «فرزند آدم مرا آزار می‌دهد؛ «دهر» را دشنام می‌دهد…»

فرموده‌ی الله جَلَّ‌جَلَالُهُ در حدیث مورد اشاره: «فرزند آدم مرا آزار می‌دهد»، یعنی او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به وسیله‌ی آنچه در حدیث آمده است، اذیت می‌شود. اما اذیتی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای خود اثبات نموده، مانند اذیت مخلوق نیست. به دلیل این فرموده‌ی او تعالی: «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ»، (یعنی: هیچ چیز همانند او نیست و او شنوای بیناست).

ادامه مطلب …

۶۵ – درباره‌ی سخن کسی که می‌گوید: یک‌چشم بودنِ دجال، اثبات نمی‌کند که الله دارای دو چشم است. بلکه فقط ثابت می‌کند او همه چیز را می‌بیند.

اگر در حدیث دجال تامل کنید، خواهید دید که به وضوح دلالت بر این دارد که الله تعالی دارای دو چشم است. در صحیح بخاری از عبدالله بن عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا روایت شده که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در مورد دجال فرمودند: «یک چشم است، و چشمش مانند حبه‌ی انگوری بر آمده است»، و در صحیح مسلم آمده که: «الله یک چشم نیست، و مسیح دجال یک چشم است. چشمش مانند حبه‌ی انگوری بر آمده است».

ادامه مطلب …

رساله‌ای در خصوص تاویل «تقرب» بنده به پروردگارش

چیزهایی که در برخی از کلام شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله در تقریر تقرب بنده با حرکت روح و بدنش به پروردگارش آمده، و اینکه قرب بندگان به او و قرب او به بندگان، نزد جماهیر سلف و اتباعشان ممتنع نیست، مخالف با آن چیزی است که در کتاب "نقض التاسیس" در رد بر رازی نوشته، و بر این اساس، شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد این مسئله دارای دو قول است. اما کدام یک از آنها را می‌شود گفت نزد او ارجح است؟

ادامه مطلب …

۵۲ – آیا اسماء الله تعالی محصور هستند؟

اسم‌های الله تعالی محصور در عدد معینی نیستند. دلیل آن، فرموده‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در حدیث صحیح است که فرمود: «پروردگارا، من بنده‌ی تو، و پسر بنده‌ی تو، و پسر کنیز تو هستم»، تا آنجا که فرمود: «از تو به وسیله‌ی هر اسمی که متعلق به توست، خود را به آن نامیده‌ای، یا در کتابت نازل کرده‌ای، یا کسی از مخلوقاتت را به آن آگاه نموده‌ای، یا در علم غیبی که نزد خودت است، آن را برای خود برگزیده‌ای، می‌خواهم...» و آنچه که الله در علم غیب برای خود برگزیده است، امکان آگاهی یافتن به آن وجود ندارد، و هر چیزی که معلوم نباشد، محصور نیست.

ادامه مطلب …

۷۳ – آیا «دهر» از اسم‌های الله است؟

«دهر» از اسم‌های الله متعال نیست، و کسی که چنین گفته، به دو علت دچار خطا شده است: (۱) اسم‌های الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ همه اسم‌های نیکو هستند. یعنی در بالاترین درجه‌ی نیکویی قرار دارند. پس باید مشتمل بر وصف و معنایی نیکوتر از اوصاف و معانی در دلالت این کلمه باشد، و به همین خاطر است که در میان اسم‌های الله تعالی اسم جامدی وجود ندارد، و دهر اسمی جامد است و حامل هیچ معنایی نیست جز اینکه اسمی برای اوقات است. (۲) سیاق حدیث، این را نمی‌پذیرد؛ زیرا فرمود: «من شب و روز را جابجا می‌کنم»، و شب و روز همان دهر هستند. در این صورت ممکن نیست مقلِّب همان مقلَّب باشد.

ادامه مطلب …

۶۸ – الحاد در اسماء و صفات الله چیست و چه انواعی دارد؟

اهل علم برای الحاد در اسماء و صفات الهی، انواعی را ذکر کرده‌اند که جمعا می‌شود گفت در این جمله خلاصه می‌شود: رویگردانی از معنایی که اعتقاد به آن در باب اسماء و صفات، واجب است. این انواع شامل: (۱) انکار چیزی از اسماء یا هر آنچه که صفات بر آن دلالت می‌دهند. (۲) اسمی را به الله تعالی نسبت دهد که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ خود را بدان اسم ننامیده باشد. (۳) معتقد باشد این اسم‌ها دال بر اوصاف مخلوقات هستند و به این صورت، آنها را دال بر تمثیل قرار دهد. (۴)‌ از اسم‌های الله تعالی، نام‌های را برای نامیدن بت‌ها، مشتق کند. مانند اشتقاق «لات» از آلهه، و «عزّی» از عزیز، و «منات» از منّان.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه