یکشنبه 9 ربیع‌الثانی 1448
۲۹ شهریور ۱۴۰۵
20 سپتامبر 2026

(۵۸۰) حکم تصوف و صوفيه

(۵۸۰) سوال: دیدگاهتان درباره‌ی تصوف و صوفيه چیست؟ نظر به این‌ که تاریخ اسلامی یاد مردان زیادی از بزرگان تصوف را برایمان حفظ کرده است که مال و تجارت، آنان را از یاد و ذكر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ غافل نکرده است که البته این حقیقتی است که نیاز به بحث و پژوهش ندارد. لطفا به این سؤال، پاسخ دهید.

جواب:

در حدیث چنین آمده است که: «أما بعدُ، فَإِنَّ خَیرَ الحَدِيثِ كِتَابُ اللهِ، وَخَيرَ الهَديِ هَديُ مُحمَّدٍ صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ، وَشَرَّ الأُمُورِ مُحدَثَاتُهَا، وَكُلَّ بِدعَةٍ ضَلالَةٌ وَكُلَّ ضَلالَةٍ فِي النَّارِ»: (اما بعد؛ قطعا بهترین سخن، کتاب الله است و بهترین هدایت، هدایت و راهنمایی محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است. بدترین کارها، نوآوری‌ها است. هر بدعتی، گمراهی است و هر گمراهی در آتش است) چه بسا همین خطبه‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم برای پاسخ به این سؤال، کافی باشد؛ زیرا راه تصوف، بدعت است و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دلیلی بر صحت آن نازل ننموده است لذا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ، خلفای راشدین و امامان هدایت‌یافته بر آن نبوده‌اند. تصوف درجات متفاوتی دارد که برخی به کفر صریح و برخی دیگر به فسق می‌انجامد و با این وجود، بسیار با هم تفاوت دارند لذا نمی‌توانیم یک حکم عام، صادر کنیم که همه‌ی درجات آن را شامل شود.

اما من می‌گویم: مسلمان به جای این ‌که خود را در مسیر صوفیه، یادگیری آن و عمل به اصطلاحاتش خسته کند، باید نیروی خود را در پیمودن راه پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ، خلفای راشدین و امامان هدایت‌یافته صرف کند تا حق برایش آشکار گردد، از آن پیروی نماید و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را از روی علم و بصیرت، عبادت کند؛ زیرا راه و روش صوفيه بر یکی از این دو اصل، بنا شده است:

۱- نادانی به شریعت؛ که کوری و گمراهی است.

۲- اصرار و عنادت؛ که همان سرکشی و استکبار خواهد بود

    که مسلمان در دینش به هیچ کدام از این دو راضی نمی‌شود.

    من برادر سؤال کننده را نصیحت می‌کنم که از این راه دوری کند و به راه درست و صحیح بنگرد که بر كتاب الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بنا شده است که این راه، او را از هر راه دیگری بی‌نیاز می‌کند و هدایت است اما دیگر راه‌ها، فقط گمراهی و کج‌روی است. از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌خواهیم ما را از آن راه‌ها در امان نگاه دارد.

    این صفحه را به اشتراک بگذارید

    مشاهده‌ی اصل متن عربی

    يقول السائل نظام الدين باكستاني: ما قولكم في التصوف والصوفية؟ مع العلم أن التاريخ الإسلامي قد حفظ لنا من خريجي التصوف من غير حصر رجالًا لا تلهيهم تجارةٌ ولا بيع عن ذكر الله، وهذه حقيقة لا تحتاج إلى مزيد من البحث، فنرجو منكم الإجابة عن هذا؟

    فأجاب -رحمه الله تعالى-: جاء في الحديث: «فَإِنَّ خَيْرَ الْحَدِيثِ كِتَابُ الله وَخَيْرَ الْهَدْيِ هَدْيِ محمد صلى الله عليه وسلم، وَشَرَّ الْأُمُورِ مُحْدَثَاتُهَا، وَكُلَّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَةٌ، وَكُلَّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ، وَكُلُّ ضَلَالَةٍ فِي النَّارِ». فلعل هذه الخطبة كافية في الجواب عن هذا السؤال، وذلك أن الطريق الصوفي طريقٌ مُبتدع، ما أنزل الله به من سلطان، فليس عليه رسول الله صلى الله عليه وسلم، ولا خلفاؤه الراشدون، ولا الأئمة المهديون، وهو – أي الطريق الصوفي – على درجات متفاوتة، منها ما يوصل إلى الكفر الصريح، ومنها ما يوصل إلى الفسق ومع ذلك فهو يتفاوت تفاوتا كبيرا، ولا يمكن أن نحكم عليه حكما عاما يشمل جميع درجاته.

    ولكني أقول: بدلا من أن يُتعِب الإنسان نفسه في هذا الطريق الصوفي وتصوره، والعمل بمصطلحاته، ليتعب نفسه في طريق النبي صلى الله عليه وسلم وخلفائه الراشدين والأئمة المهديين، حتى يتبيَّن له الحقُّ، ويتبعه، ويعبد الله على علم وبصيرة؛ لأن الطريقة الصوفية مبنية إما:

    ١ – على جهل بالشريعة، فتكون عمّى وضلالا.

    ٢ – وإما على إصرار وعناد، فتكون استكبارًا واستنكافًا، وكل ذلك لا يرضاه المسلم في دينه.

    وإنني أشير – بل أنصح – أخي السائل أن يتجنَّب هذا الطريق، وأن ينظر إلى الطريق السليم المبني على كتاب الله وسنة رسوله صلى الله عليه وسلم، وفيه كفاية وهداية، وما سواه من الطرق فإنه ضلال وعماية، نسأل الله السلامة.

    مطالب مرتبط:

    (۵۷۶) اهل کلام و فلسفه چه کسانی هستند؟

    اهل كلام، کسانی هستند که برای اثبات عقیده بر عقل تکیه کرده و گفته‌اند: هر آن‌چه از صفات الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و امور اعتقادی که عقل، آن را اثبات کند، ثابت است و هر آن‌چه عقل، آن را اثبات نکند، ثابت نیست.

    ادامه مطلب …

    (۵۹۰) حکم طریقت‌ها و مسلک‌های صوفیه

    مسئله‌ی طریقت‌ها و مسلک‌هایی که برخی افراد با تبلیغات برای خود از جهت نسب با ادعای انتساب به نسب شريف یا با ادعای کراماتی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ شخص وی را به آن اختصاص داده است، بدعت‌گزاری کرده‌اند؛ چنین مردم را فریب داده و چیزی را به دين الله اضافه کرده‌اند که از دین نیست.

    ادامه مطلب …

    (۵۸۳) حکم ادعای صوفیه مبنی بر اینکه اوليا علمی را به طور مستقیم از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دریافت می‌کنند

    کسانی را که اولیاء می‌نامند، اگر ادعای آگاهی از علم غیب داشته باشند، اولياء نیستند؛ بلکه دشمنان الله هستند زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و آن‌چه را در شریعت پیامبرش محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به ثبوت رسیده است، تکذیب کرده‌اند.

    ادامه مطلب …

    (۵۷۷) حکم شرع در مورد فرقه‌هایی که از مردم بیعت می‌گیرند

    نصیحتم برای این افراد و دیگران این است که در امور دینی خود به آن‌چه پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم و اصحاب و یارانش  رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم بر آن بوده‌اند باز گردند زیرا این بهترین روش است و تنها همین است که نزد الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برایشان سودبخش خواهد بود اما چیزهایی که اینان بدان وابسته شده‌اند، هیچ پایه و اساسی ندارد.

    ادامه مطلب …

    (۵۸۷) حکم تصدیق سخنان مشایخ تصوف

    بدانید که هر کس دیگران را به سوی گمراهی دعوت کند، گناه این دعوت و گناه کسانی که به او عمل کرده‌اند تا روز رستاخیز برایش ثبت می‌شود؛ دروازه‌ی توبه باز است؛ فقط کافی است به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بازگردید و برای دیگران تبیین نمایید که راه پیشین شما گمراهی بود.

    ادامه مطلب …

    (۵۷۳) ضوابط شناخت فرقه‌های گمراه

    ضابطه برای شناخت نوع بدعت، ‌ مراجعه به قرآن و سنت است. هر آن‌چه قرآن و سنت دلالت دهند که بدعت کفری است آن بدعت، شخص را از اسلام خارج می‌کند.

    ادامه مطلب …

    کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

    صحیح بخاری
    صحیح مسلم
    سنن ابو داود
    جامع ترمذی
    سنن نسائی
    سنن ابن ماجه