چهارشنبه 22 صفر 1448
۱۴ مرداد ۱۴۰۵
5 آگوست 2026

۴۳ – حکم رقیه کردن و حکم نوشتن آیات و آویزان کردن آن در گردن مریض

۴۳ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله در مورد حکم رقیه و حکم نوشتن آیات و آویزان کردن آن در گردن مریض سوال شد.

جواب دادند: رقیه خواندن بر مریضی که دچار سحر یا مرض دیگری شده، در صورتی که از قرآن کریم یا از ادعیه‌ی مباح باشد، اشکالی ندارد. زیرا ثابت است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم اصحابشان را رقیه می‌کردند و از جمله دعاهایی که با آن، یارانش را رقیه می‌کردند، این بود: «رَبُّنَا اللَّهُ الَّذِي فِي السَّمَاءِ، تَقَدَّسَ اسْمُكَ، أَمْرُكَ فِي السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ، كَمَا رَحْمَتُكَ فِي السَّمَاءِ، فَاجْعَلْ رَحْمَتَكَ فِي الْأَرْضِ، أَنْزِلْ رَحْمَةً مِنْ رَحْمَتِكَ، وَشِفَاءً مِنْ شِفَائِكَ عَلَى هَذَا الْوَجَعِ»، یعنی: «پروردگارمان الله، که در آسمان است، اسمت مقدس شد، امر تو در آسمان و زمین است. چنان که رحمتت در آسمان است، رحمتت را در زمین نیز قرار ده. رحمتی از رحمتت را و شفائی از شفایت را فرو فرست»، و خوب می‌شد. همچنین از ادعیه‌ی مشروع این است: «بِسْمِ اللَّهِ أَرْقِيكَ، مِنْ كُلِّ شَيْءٍ يُؤْذِيكَ، مِنْ شَرِّ كُلِّ نَفْسٍ، أَوْ عَيْنِ حَاسِدٍ، اللَّهُ يَشْفِيكَ»، یعنی: «به نام الله تو را رقیه می‌کنم، از شر هر چیزی که تو را اذیت می‌کند، از شر هر شخص یا چشم حسودی، الله تو را شفا دهد»، و یکی از روش‌های آن این است که انسان دستش را بر روی محل درد بگذارد، و بگوید: «أَعُوذُ بِاللَّهِ وَعِزَّتِهِ تِهِ مِنْ شَرِّ مَا أَجِدُ وَأُحَاذِرُ»، یعنی: «پناه می‌برم به الله و عزتش از شر دردی که حس می‌کنم و دردی که از آن احتراز دارم – و ممکن است به سراغم بیاید –»، و دیگر ادعیه‌ای که اهل علم از احادیث وارده از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نقل کرده‌اند.

اما در مورد نوشتن آیات و اذکار و آویزان کردن آن، اهل علم اختلاف دارند: گروهی از آنها اجازه می‌دهند، و گروهی دیگر هم آن را منع می‌کنند، و نظری که به صواب نزدیک‌تر است، منع آن است. زیرا چنین عملی از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وارد نشده است. تنها چیزی که در این زمینه وارد شده است، خواندن آن بر مریض است. اما آویزان کردن آیات یا ادعیه به گردن یا دست مریض یا زیر بالش او و غیره، از اموری است که طبق قول راجح نزد اهل علم، ممنوع است؛ به خاطر اینکه در شرع وارد نشده است، و هر انسانی که امری را بدون اینکه شرع به آن اجازه داده باشد، سببی برای امری دیگر بداند، عملش نوعی شرک به حساب می‌آید؛ زیرا کارش، اثبات سببی است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را سبب قرار نداده است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(43) سئل فضيلة الشيخ: عن حكم الرقية؟ وعن حكم كتابة الآيات وتعليقها في عنق المريض؟

فأجاب بقوله : الرقية على المريض المصاب بسحر أو غيره من الأمراض لا بأس بها إن كانت من القرآن الكريم أو من الأدعية المباحة فقد ثبت عن النبي ﷺ أنه كان يرقي أصحابه، ومن جملة ما يرقيهم به: “ربنا الله الذي في السماء تقدس اسمك، أمرك في السماء والأرض، كما رحمتك في السماء فاجعل رحمتك في الأرض، أنزل رحمة من رحمتك وشفاء من شفائك على هذا الوجع” فيبرأ. ومن الأدعية المشروعة : ” باسم الله أرقيك من كل داء يؤذيك من شر كل نفس أوعين حاسد الله يشفيك باسم الله أرقيك” ومنها أن يضع الإنسان يده على الألم الذي يؤلمه من بدنه فيقول : : “أعوذ بالله وعزته من شر ما أجد وأحاذر” إلى غير ذلك مما ذكره أهل العلم من الأحاديث الواردة عن الرسول ﷺ.

وأما كتابة الآيات والأذكار وتعليقها فقد اختلف أهل العلم في ذلك: فمنهم من أجازه، ومنهم من منعه، والأقرب المنع من ذلك، لأن هذا لم يرد عن النبي ﷺ وإنما الوارد أن يقرأ على المريض، أما أن تعلق الآيات أو الأدعية على المريض في عنقه أو في يده أو تحت وسادته وما أشبه ذلك، فإن ذلك من الأمور الممنوعة على القول الراجح لعدم ورودها، وكل إنسان يجعل من الأمور سبباً لأمر آخر بغير إذن من الشرع، فإن عمله هذا يعد نوعاً من الشرك لأنه إثبات سبب لم يجعله الله سبباً.

مطالب مرتبط:

۴۹ – حکم پوشیدن دستبند یا النگو برای درمان

زمانی که فقط مجرد اوهام و خیالاتی باشد که مریض آن را تصور می‌کند و به این وسیله دچار آرامش روحی می‌شود و تحمل مریضی برایش آسان می‌شود و چه بسا باعث ايجاد نشاط روحی شده و مرض را از بین ببرد؛ جایز نیست به چنین چیزی اعتماد شده و آن را به عنوان دارو به حساب آورد تا انسان به دنبال این اوهام و خیالات راه نیفتد.

ادامه مطلب …

۴۷ – آیا عدم جواز برای تبرک به آب دهان کسی با روایت «بسم الله تربة أرضنا، بریقة بعضنا، یشفی سقیمنا بإذن الله» تناقض دارد؟

نظر جمهور بر این است که این حدیث در مورد هر شخصی که رقیه می‌کند و در هر جایی که باشد، درست است. اما این از باب تبرک جستن به مجرد آب دهان نیست. بلکه منظورش آب دهانی است که همراه با رقیه، و خاکی است که برای شفاست و نه فقط مجرد تبرک است.

ادامه مطلب …

۳۸ – اخلاص در دعا به چه معناست؟

معنای اخلاص برای الله تعالی این است که شخص با عبادت الله، قصد تقرب به او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و رسیدن به دار کرامت او را داشته باشد». اما هنگامی که بنده منظور دیگری از عبادت کردن داشته باشد، بر حسب اقسامی که ذکر می‌شود، دارای تفصیل است...

ادامه مطلب …

۳۹ – مذهب اهل سنت و جماعت در مورد خوف و رجا

علما بر اینکه آیا خوف بر رجا یا رجا بر خوف مقدم هستند، دارای اختلاف هستند و اقوال مختلفی از آنها نقل شده است. مثلا امام احمد رَحِمَهُ‌الله می‌گوید: «شایسته است که خوف و رجائش با هم مساوی باشد. نه خوف غالب باشد و نه رجا»...

ادامه مطلب …

۴۲ – تعلق خاطر داشتن به اسباب

آنچه که در اصل خود با توحید منافات دارد این است که انسان به چیزی تعلق خاطر داشته باشد که امکان ندارد تاثیری داشته و بشود کاملا بر آن اعتماد کرد و از الله تعالی هم روی گردان باشد؛ مثل تعلق قبر پرستان در هنگام بروز مصائب و مشکلات به کسی که در قبر خوابیده است...

ادامه مطلب …

۳۳ – گفتن «إن شاء الله» در دعا

شایسته نیست زمانی که انسان دعا می‌کند و از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ چیزی می‌خواهد، بگوید: «إن شاء الله». بلکه باید با عزم آن را بخواهد و رغبتش را زیاد کند. زیرا کسی نمی‌تواند الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را مجبور به کاری کند، و او جَلَّ‌جَلَالُهُ می‌فرماید: «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ»، (یعنی: مرا بخوانید، شما را اجاب می‌کنم).

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه