چهارشنبه 22 صفر 1448
۱۴ مرداد ۱۴۰۵
5 آگوست 2026

۳۹ – مذهب اهل سنت و جماعت در مورد خوف و رجا

۳۹ – از شیخ رَحِمَهُ‌الله درباره‌ی مذهب اهل سنت و جماعت در مورد خوف و رجا سوال شد.

جواب دادند: علما بر اینکه آیا خوف بر رجا یا رجا بر خوف مقدم هستند، دارای اختلاف هستند و اقوال مختلفی از آنها نقل شده است:

امام احمد رَحِمَهُ‌الله می‌گوید: «شایسته است که خوف و رجائش با هم مساوی باشد. نه خوف غالب باشد و نه رجا». او رَحِمَهُ‌الله می‌گوید: «هر کدام از اینها که بر دیگری غالب شود، باعث هلاکت صاحبش می‌شود». زیرا اگر رجا را بر خوف غالب کند، انسان خود را از مکر الله در امان می‌بیند، و اگر خوف را بر رجا غالب کند، در نا امیدی از رحمت الله می‌افتد.

یکی از علما گفته است: «شایسته است که هنگام انجام طاعت، رجا را بر خوف غالب کند، و هنگامی که خواست معصیت کند، خوف را بر رجا غالب نماید»؛ زیرا هنگامی که طاعتی را به جای می‌آورد، چیزی را که موجب حسن ظن است، انجام داده است و شایسته است در این موقع، رجا را که همان قبول شدن عمل است، بر خوف، برتری دهد، و هنگامی که فکر انجام معصیتی به سرش زد، خوف را بر رجا غالب گرداند که در معصیت نیفتد.

دیگران گفته‌اند: «شایسته است کسی که سالم است، جنبه‌ی خوف را غالب گرداند، و کسی که مریض است، جنبه‌ی رجا را»؛ زیرا شخص سالم وقتی که جنبه‌ی خوف را بر خود غالب نماید، از معصیت دوری می‌کند، و مریض وقتی که جنبه‌ی رجا را بر خود غالب کند، در حالی الله را ملاقات می‌نماید که به او گمان نیکو دارد.

اما این مساله به عقیده‌ی من بستگی به اختلاف احوال دارد و خوب است که اگر ترسید با غالب نمودن جنبه‌ی خوف، از رحمت الله نا امید شود، بر او واجب است که با جنبه‌ی رجا با آن مقابله کند، و هنگامی که ترسید اگر جنبه‌ی رجا را غالب کند، از مکر الله خود را در امان بیند، آن را رد کرده و جانب خوف را بر خود غالب نماید. در حقیقت اگر انسان دارای قلبی زنده باشد، طبیب نفس خود است. اما کسی که دارای قلب مرده است و قلب خود را نه معالجه می‌کند و نه به آن کاری دارد، این مساله اصلا برایش مهم نیست.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

(39) وسئل فضيلته : عن مذهب أهل السنة والجماعة في الرجاء والخوف؟

فأجاب بقوله : اختلف العلماء هل يُقدم الإنسان الرجاء أو يقدم الخوف على أقوال:

فقال الإمام أحمد رَحِمَهُ‌الله : ” ينبغي أن يكون خوفه ورجاؤه واحداً، فلا يغلب الخوف ولا يغلب الرجاء”. قال رَحِمَهُ‌الله :” فأيهما غلب هلك صاحبه ” . لأنه إن غلب الرجاء وقع الإنسان في الأمن من مكر الله، وإن غلب الخوف وقع في القنوط من رحمة الله.

وقال بعض العلماء :” ينبغي تغليب الرجاء عند فعل الطاعة وتغليب الخوف عند إرادة المعصية”، لأنه إذا فعل الطاعة فقد أتى بموجب حسن الظن، فينبغي أن يغلب الرجاء وهو القبول، وإذا هم بالمعصية أن يغلب الخوف لئلا يقع في المعصية.

وقال آخرون : ينبغي للصحيح أن يغلب جانب الخوف وللمريض أن يغلب جانب الرجاء لأن الصحيح إذا غلب جانب الخوف تجنب المعصية، والمريض إذا غلب جانب الرجاء لقي الله وهو يحسن الظن به.

والذي عندي في هذه المسألة أن هذا يختلف باختلاف الأحوال وأنه إذا خاف إذا غلب جانب الخوف أن يقنط من رحمة الله وجب عليه أن يرد ويقابل ذلك بجانب الرجاء وإذا خاف إذا غلب الرجاء أن يأمن مكر الله فليرد ويغلب جانب الخوف، والإنسان في الحقيقة طبيب نفسه إذا كان قلبه حيًّا، أما صاحب القلب الميت الذي لا يعالج قلبه ولا ينظر أحوال قلبه فهذا لا يهمه الأمر.

مطالب مرتبط:

۳۴ – جمع بین دو حدیث درباره‌ی «إن شاء الله»

جمع بین این فرموده‌ی رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم: «هیچ یک از شما نگوید: پروردگارا، اگر خواستی مرا بیامرز، پروردگارا، اگر خواستی بر من رحم فرما. خواسته‌اش را با عزم بخواهد و رغبتش را بزرگ گرداند. زیرا هیچ کسی نمی‌تواند الله تعالی را مجبور کند»، و این فرموده‌ی ایشان: «تشنگی رفع شد، و رگ‌ها خیس شدند، و إن شاءالله اجر، ثابت گشت»، چگونه است؟

ادامه مطلب …

۴۶ – حکم دمیدن در آب

دمیدن در آب بر دو نوع است. نوع اول: منظورش از دمیدن در آب، تبرک جستن به آب دهان شخص دمنده باشد. بدون شک این کار حرام و نوعی از شرک است. نوع دوم: انسان با نفسی که با آن قرآن تلاوت کرده است، در آب بدمد. این اشکالی ندارد و برخی از سلف آن را انجام داده‌اند.

ادامه مطلب …

۳۳ – گفتن «إن شاء الله» در دعا

شایسته نیست زمانی که انسان دعا می‌کند و از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ چیزی می‌خواهد، بگوید: «إن شاء الله». بلکه باید با عزم آن را بخواهد و رغبتش را زیاد کند. زیرا کسی نمی‌تواند الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را مجبور به کاری کند، و او جَلَّ‌جَلَالُهُ می‌فرماید: «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ»، (یعنی: مرا بخوانید، شما را اجاب می‌کنم).

ادامه مطلب …

۳۶ – چرا بعضی دعاها استجابت نمی‌شود، در حالی که الله فرموده است: «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ»؟

الله عز و جل می‌فرماید: «وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ»، (یعنی: و پروردگارتان گفت: مرا بخوانید، شما را اجابت می‌کنم. همان کسانی از خواندن من رویگردانی می‌کنند، به زودی با خواری وارد جهنم می‌شوند). سوال کننده می‌گوید که دعا می‌کند و از الله عز و جل می‌خواهد، اما الله دعایش را اجابت نمی‌کند...

ادامه مطلب …

۴۷ – آیا عدم جواز برای تبرک به آب دهان کسی با روایت «بسم الله تربة أرضنا، بریقة بعضنا، یشفی سقیمنا بإذن الله» تناقض دارد؟

نظر جمهور بر این است که این حدیث در مورد هر شخصی که رقیه می‌کند و در هر جایی که باشد، درست است. اما این از باب تبرک جستن به مجرد آب دهان نیست. بلکه منظورش آب دهانی است که همراه با رقیه، و خاکی است که برای شفاست و نه فقط مجرد تبرک است.

ادامه مطلب …

۴۵ – حکم آویزان کردن تمیمه و حجب

آویختن حجب و تمائم دو نوع دارد. نوع اول: چیزی که آویزان می‌شود، از قرآن است، که در حکم آن اختلاف نظر هست. نوع دوم:‌ آویختن چیزی غیر از قرآن کریم و چیزهایی که مردم معنای آن را نمی‌فهمند، که این نوع در هیچ صورتی جایز نیست.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه