یکشنبه 9 ربیع‌الثانی 1448
۲۹ شهریور ۱۴۰۵
20 سپتامبر 2026

۳۳ – گفتن «إن شاء الله» در دعا

۳۳ – از ایشان رَحِمَهُ‌الله در مورد گفتن «إن شاء الله» در دعا، پرسیده شد.

جواب دادند: شایسته نیست زمانی که انسان دعا می‌کند و از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ چیزی می‌خواهد، بگوید: «إن شاءالله». بلکه باید با عزم آن را بخواهد و رغبتش را زیاد کند. زیرا کسی نمی‌تواند الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را مجبور به کاری کند، و او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: (ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ[۱])، یعنی: (مرا بخوانید، شما را اجاب می‌کنم). او وعده‌ی استجابت داده است و دیگر نیازی نیست که گفته شود «إن شاءالله». زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ وقتی بنده را توفیق دعا کردن دهد، یا با اجابت کردن خواسته‌اش، او را اجابت می‌کند یا به وسیله‌ی دفع شر از او، و یا اینکه آن را برای روز قیامتش ذخیره می‌کند. همچنین از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت است که فرمود: «هیچ یک از شما نگوید: پروردگارا، اگر خواستی مرا بیامرز، پروردگارا، اگر خواستی بر من رحم فرما. خواسته‌اش را با عزم بخواهد و رغبتش را بزرگ گرداند. زیرا هیچ کسی نمی‌تواند الله تعالی را مجبور کند».

اگر کسی بگوید: آیا مگر از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت نیست که به مریض می‌گفتند: «لا بأس طهور إن شاءالله»، یعنی: «اشکالی ندارد، إن شاءالله که پاک کننده است»؟

می‌گوییم: بله، اما این چنان که می‌نماید، از باب دعا نیست. بلکه از باب خبر دادن و امیدواری است و دعا نیست. زیرا یکی از آداب دعا کردن این است که شخص آن را قاطعانه بخواهد. والله اعلم.


[۱] – سوره غافر، آیه «۶۰».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

( 33 ) وسئل: عن قول الإنسان في دعائه : ” إن شاء الله ” ؟

فأجاب قائلاً : لا ينبغي للإنسان إذا دعا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ أن يقول :: ” إن شاء الله ” في دعائه بل يعزم المسألة ويعظم الرغبة فإن الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ لا مكره له وقد قال سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ:

(ادعوني أستجب لكم‌) (سورة غافر، الآية ” 60 “) فوعد بالاستجابة وحينئذ لا حاجة إلى أن يقال : : إن شاء الله لأن الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ إذا وفق العبد للدعاء فإنه يجيبه إما بمسألته، أو بأن يرد عنه شراً، أو يدخرها له يوم القيامة ، وقد ثبت عن النبي ﷺ أنه قال : “لا يقل أحدكم :اللهم اغفر لي إن شئت ، اللهم ارحمني إن شئت، فليعزم المسألة ، وليعظم الرغبة فإن الله تعالى لا مكره له” ، فإن قال قائل : ألم يثبت عن النبي ﷺ أنه كان يقول : للمريض : ” لا بأس طهور إن شاء الله ” ؟

فنقول: بلى ولكن هذا يظهر أنه ليس من باب الدعاء وإنما هو من باب الخبر والرجاء وليس دعاء فإن الدعاء من آدابه أن يجزم به المرء. والله أعلم.

مطالب مرتبط:

۳۹ – مذهب اهل سنت و جماعت در مورد خوف و رجا

علما بر اینکه آیا خوف بر رجا یا رجا بر خوف مقدم هستند، دارای اختلاف هستند و اقوال مختلفی از آنها نقل شده است. مثلا امام احمد رَحِمَهُ‌الله می‌گوید: «شایسته است که خوف و رجائش با هم مساوی باشد. نه خوف غالب باشد و نه رجا»...

ادامه مطلب …

۳۸ – اخلاص در دعا به چه معناست؟

معنای اخلاص برای الله تعالی این است که شخص با عبادت الله، قصد تقرب به او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و رسیدن به دار کرامت او را داشته باشد». اما هنگامی که بنده منظور دیگری از عبادت کردن داشته باشد، بر حسب اقسامی که ذکر می‌شود، دارای تفصیل است...

ادامه مطلب …

۴۹ – حکم پوشیدن دستبند یا النگو برای درمان

زمانی که فقط مجرد اوهام و خیالاتی باشد که مریض آن را تصور می‌کند و به این وسیله دچار آرامش روحی می‌شود و تحمل مریضی برایش آسان می‌شود و چه بسا باعث ايجاد نشاط روحی شده و مرض را از بین ببرد؛ جایز نیست به چنین چیزی اعتماد شده و آن را به عنوان دارو به حساب آورد تا انسان به دنبال این اوهام و خیالات راه نیفتد.

ادامه مطلب …

۳۰ – حکمت از خلقت جن و انس چیست؟

بدون شک الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ، جن و انس را برای حکمتی بس عظیم و هدفی بسیار ستودنی خلق کرده است که این حکمت و هدف، همان عبادت پروردگار است. چنان که او سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ»، (یعنی: و ما جن و انس را جز برای اینکه عبادت کنند، نیافریدیم)...

ادامه مطلب …

۴۳ – حکم رقیه کردن و حکم نوشتن آیات و آویزان کردن آن در گردن مریض

رقیه خواندن بر مریضی که دچار سحر یا بیماری دیگری شده است، در صورتی که از قرآن کریم یا از ادعیه‌ی مباح باشد، اشکالی ندارد. زیرا ثابت است که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم اصحابشان را رقیه می‌کردند. اما در مورد نوشتن آیات و اذکار و آویزان کردن آن، اهل علم اختلاف دارند.

ادامه مطلب …

۴۲ – تعلق خاطر داشتن به اسباب

آنچه که در اصل خود با توحید منافات دارد این است که انسان به چیزی تعلق خاطر داشته باشد که امکان ندارد تاثیری داشته و بشود کاملا بر آن اعتماد کرد و از الله تعالی هم روی گردان باشد؛ مثل تعلق قبر پرستان در هنگام بروز مصائب و مشکلات به کسی که در قبر خوابیده است...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه