دوشنبه 22 جمادی‌الاول 1448
۱۱ آبان ۱۴۰۵
2 نوامبر 2026

(۵۶۰) حکم گفتن “يا هادی، يا دليل، لا سمح الله، لا قدَّر الله”

(۵۶۰) سوال: برخی می‌گویند: “يا هادی، يا دليل، لا سمح الله، لا قدَّر الله“: (ای هدایت کننده! ‌ای دلالت‌گر! الله چنین نخواهد، الله چنین تقدیر نکند) حکم گفتن این سخن، چیست؟

جواب:

عبارت “يا هادي و يا دليل” از اوصاف الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و بدین معنا است که هر کس را که بخواهد به صراط مستقیم، هدایت می‌نماید؛ هدايت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ دو نوع است: هدایت دلالت و هدایت توفيق. اگر شخصی بگوید: “يا هادی و يا دليل” معنای این دو نزدیک یا یکسان است که در این حالت، شخص الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را با صفت وی فرا ‌خوانده است نه با اسم.

گفتن عبارت “لا سَمَحَ الله” شایسته نیست زیرا ظاهرش اقتضا می‌کند که گویا کسی می‌تواند الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را اجبار کند ‌که اجازه دهد یا ندهد و بخواهد یا نخواهد.

عبارت “لا قَدَّرَ الله” صحیح است و معنای دعایی دارد؛ يعني انسان از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌خواهد که فلان چیز را مقدّر نفرماید. اگر به جای “لا سَمَحَ الله”  بگویند: “لا قدَّر الله” جایز است و کراهت و شبهه‌ای در آن وجود ندارد. اما عبارت “لا سمح الله” باید رها شود زیرا مفهومی را می‌رساند که شایسته‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نیست لذا خوب است به جای آن گفته شود: “لا قدَّر الله“.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: يردّد بعض العامة كلامًا مثل: “يا هادي، يا دليل، لا الله، لا قدر الله”. فما الحكم في ذلك؟

فأجاب رحمه الله تعالى: أما قولهم يا هادي، يا دليل. فهذه من أوصاف الله عز وجل، فهو يَهْدِي مَن يشاء إلى الصراط المستقيم، وهداية الله تعالى :نوعان هداية دلالة وهداية توفيق فإذا قال: يا هادي يا دليل. فالمعنى متقارب أو واحد، وهو ينادي الله تعالى بوصفه لا باسمه. كلمة لا. ينبغي أن تُقال؛ لأن ظاهرها وأما قولهم: لا سمح الله. فهي سمح يقتضي أن الله – سبحانه وتعالى – له مُكرِه على أن يسمح، أو لا يسمح.

وأما قولهم: لا قدر الله. فهي عبارةٌ صحيحة، ومعناها الدعاء، أي: أن الإنسان يسأل ألا يُقدِّر الله ذلك. ولو أن الذين يستعملون لا سمح الله» يجعلون بدلا منها : لا قَدَّر الله . لكان ذلك جائزا، ولا شبهة فيه، ولا كراهة فيه، لكن لا سمح الله ينبغي أن يُعدل عنها؛ لأنها توهم معنى لا يليق بالله – سبحانه وتعالى-، فيُعدل عنها إلى قوله : لا قدر الله.

مطالب مرتبط:

(۵۴۹) حکم به کار بردن اصطلاح “ادیان آسمانی”

تمام این ادیان با یک دین که همان دین اسلام است منسوخ شده‌اند و تنها دینی که استوار است و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ رضایت دارد که بندگان از آن پیروی کننند، دین اسلام است.

ادامه مطلب …

(۵۶۱) معنای کلمه‌ی “الحمدُ لله وَكَفَى”

"الحمدُ لله وَكَفَى" يعنی: الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ برای بنده‌اش  كافی است؛ یعنی برای امور و کارهایش او را کفایت می‌کند.

ادامه مطلب …

(۵۶۲) حکم عبارت: «حُمِلَ إلَى مَثوَاهُ الأَخيرُ»

این عبارت، اشکال بزرگی دارد اگر مردم معنایش را بدانند و منظورشان همان معنا باشد؛ زیرا این سخن بدین معنا است که قبر، آخرین مرحله و جایگاه انسان است در حالی که چنین نیست بلکه قبر، فقط مزار و گذرگاه به شمار می‌رود و سرای آخر، بهشت یا دوزخ است.

ادامه مطلب …

(۵۴۶) آیا نام‌گذاری به (عبد الحارث) شرك است؟

نام‌گذاری "عبد الحارث" نسبت دادن عبودیت و بندگی به مخلوق است؛ زیرا "حارث" از صفت‌های مخلوق است؛ بنابراین جایز نیست که انسان، فرزندش را با چنان نام نهد که بنده و عبادت‌گزار غير الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باشد.

ادامه مطلب …

(۵۵۳) حکم بکاربردن کلمه “رَضِيَ اللهُ عَنهُ” بعد از نام بردن از صحابه

واجب نیست هرگاه نام صحابه برده شود، "رَضِيَ اللهُ عَنهُ" بگوییم؛ اما از جمله حقوق صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم بر ما این است که برایشان دعا کنیم.

ادامه مطلب …

(۵۷۱) حکم شرع درباره‌ی این سخن: “به خاطر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نزد ما غذا بخور”

برادران مسلمانم را نصیحت می‌کنم که دیگران را در تنگنا قرار ندهند و اجبار نکنند بلکه اکرام و مهمانی را پیشنهاد دهند؛ اگر موافقت و همراهی کرد که خوب است اما در غیر این صورت، وی را آزاد بگذارند.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه