یکشنبه 3 شوال 1447
۱ فروردین ۱۴۰۵
22 مارس 2026

رد شبهه‌ی خوارج: کسی که به دیگران ظلم می‌کند، نمی‌تواند خلیفه بر دیگران باشد.

می‌گویند: اگر امامتِ کسی که نسبت به خود ظلم می‌کند، درست باشد، در صورتی که به دیگران ظلم کند، امامتش باطل می‌شود؛ زیرا نصوصی که در مورد صبر بر حکام آمده، در مورد حکامی است که به وسیله‌ی گناهان و معاصی، به خود ظلم می‌کنند و در حق پروردگارشان کوتاهی می‌نمایند، نه در مورد کسانی که به دیگران ظلم می‌کنند؛ زیرا در شریعت ما، حقوق خلق، محفوظ است و بی چون و چرا باید گرفته شود، و این کار نیز جز با منع کردن ظالم از ظلم، امکان پذیر نیست.
همچنین، کسی که به حقوق دیگران تجاوز می‌کند، فاسق شمرده می‌شود؛ زیرا ارتکاب فساد، فسق به حساب می‌آید. حال آیا می‌توانیم شریعتی را تصور کنیم که دستور به صبر بر امامت فاسق دهد؟ در حالی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {يَحْلِفُونَ لَكُمْ لِتَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ}، یعنی: {براى شما سوگند ياد مى‌كنند تا از آنان خشنود گرديد پس اگر شما هم از ايشان خشنود شويد قطعا الله از گروه فاسقان خشنود نخواهد شد}، [توبه:۹۶]
بلکه حتی به ما خبر داده که اهل فسق، دلیل نابودی سرزمین‌ها هستند. الله تعالی می‌فرماید: {وَإِذَا أَرَدْنَا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيرًا}، یعنی: {و چون بخواهيم شهرى را هلاك كنيم خوشگذرانانش را وا مى‌داريم تا در آن به انحراف [و فساد] بپردازند و در نتيجه عذاب بر آن [شهر] لازم گردد پس آن را [يكسره] زير و زبر كنيم}، [إسراء:۱۶]
بنا بر این چطور می‌شود کسی که عاقل است، بیاید و با تمکین دادن به اهل فسق، سبب نابودی سرزمینش گردد؟!

جواب:

از چند وجه می‌توان این شبهه را پاسخ گفت:

۱ – نصوصی که شما به آن استدلال می‌کنید، عام هستند، و نصوصی که ما به آنها استدلال می‌کنیم، خاص، و چنان که معلوم است، هیچ وقت عام باعث رد کردنِ خاص نمی‌شود.

۲ – یکی از قواعدی که شریعت ما آن را آورده، مقدّم داشتنِ مصلحت عام بر مصلحت خاص است. یعنی مظلوم نباید به خاطر اینکه ظلم را از خود دفع کند، برود و با حاکم وارد جنگ شود و به خاطر این کارش، امت را در فتنه و ظلمی عمومی بیندازد. بلکه در صورتی که قیمت استیفای حقوقش، افتادنِ کشور در ورطه‌ای باشد که امنیتش را مختل نماید، باید بر کسی که به او ظلم کرده، صبر نماید.

۳ – صبر بر حاکم ظالم به معنی رضایت داشتن نسبت به ستمگریِ او نیست. بلکه صبر بر او به خاطر نصوص شرعی است که دستور به صبر می‌دهند. این از جنبه‌ی شرعیِ مساله. اما از جهت عقلی، صبر بر ظلم حاکم به خاطر حکمتی است که امارت به خاطرش تشریع شده است. این حکمت، همان محافظت از ضروریات پنج گانه، یعنی دین و جان و ناموس و مال و عقل هستند؛ زیرا وقتی که کشور مسلمان دچار نا امنی شود، فتنه باعث درو شدن همه‌ی این ضروریات می‌شود. بنا بر این، امر به صبر بر ظلم حاکم، بر اساس قاعده‌ای است که می‌گوید باید در هنگامی که دو ضرر وجود دارد، آن را که ضررش کمتر است، مرتکب شد. از سلف رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم نیز چیزی جز این نقل نشده. ابن ابی شیبه رَحِمَهُ‌الله در «المصنّف» (ج۶ ص۱۹۰)، و ابن ابی الدنیا در «الصبر و الثّواب علیه» (ص۱۶۸) ،و ابن ابی زَمَنَین در «أصول السنة» (ص۲۰۶)، و ابو عمرو الدّانی در «السنن الواردة فی الفتن» (ص۱۴۵) با سند صحیح از محمد بن منکدر رَحِمَهُ‌الله نقل می‌کنند که گفته است: «بَلَغَ ابْنَ عُمَرَ أَنَّ يَزِيدَ بْنَ مُعَاوِيَةَ بُويِعَ لَهُ فَقَالَ: إِنْ كَانَ خَيْرًا رَضِينَا , وَإِنْ كَانَ شَرًّا صَبَرْنَا»، یعنی: «به ابن عمر خبر رسید که با یزید بن معاویه برای خلافت بیعت شده است. گفت: اگر خیر باشد، راضی هستیم و اگر شر باشد، صبر می‌کنیم». پس شریعتی که به صورت عام، امر به دستگیری ظالم می‌کند، به صورت خاص نیز امر به صبر بر ظلم حاکم می‌دهد. پس بین این دو مساله، عموم و خصوص برقرار است و در چنین مواقعی، حکم خاص، حکمِ عام را کنار می‌زند.

خوارج:

امروز، دنیا حاکمی را که فاسق‌تر از حکام ما باشد، نمی‌نشناسد. این حکام همان‌ها هستند که هر بلا و فجوری را به کشورهایشان آورده‌اند. فلان پادشاه با زن فلان رئیس جمهورِ کافر می‌رقصد، و فلان امیر میلیون‌ها دلار از مالش را برای مؤسسه‌ی سینمایی و موسیقی و بی بند و باری خرج می‌کند، و فلان رئیس جمهور با زنان کشورش لاس می‌زند، و دیگری با یهود و نصاری برادری می‌کند، و آن یکی، پایگاه نظامی کفّار را در کشور مسلمان برپا کرده و اموالشان را غارت و ثروت‌هایشان را بر باد داده است….

اهل سنت:

باز هم که به نقطه‌ی شروع برگشتید؛ در اول امر هم حکام را به صورت عام، ظالم توصیف کردید و الان حرفتان را مفصل‌تر زدید. در واقع چیز جدیدی نیاوردید. جوابمان همان است که قبلا دادیم. به همین خاطر نیز ما به سوال بعدی می‌رویم و می‌پرسیم: دلیل حرف‌هایی که در مورد این حکام زدی، چیست؟

خارجی:

یعنی می‌خواهید از این حکام دفاع کنید؟!!!

اهل سنت:

از آنها دفاع نمی‌کنیم. بلکه می‌خواهیم این قیل و قال‌ها را از شما دور کنیم و زبانتان را از چیزی که روز قیامت به ضررتان است، پاک گردانیم، و به شما بفهمانیم که مطمئن شدن از صحّت هر خبری، حتی اگر در مورد دشمنتان باشد، همان عدالتی است که آسمان و زمین بر اساس آن بنا شده‌اند. بنا بر این وقتی می‌خواهی در مورد آبروی کسی سخن بگویی، باید حتما برای روز قیامت جوابش را داشته باشی. همان روزی که الله تعالی در مورد آن از شما سوال می‌کند. الله تعالی می‌فرماید: {وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى}، یعنی: {و چون سخن بگویید، عدالت کنید، حتی اگر در مورد خویشاوندتان باشد}، [أنعام:۱۵۲]

همچنین الله تعالی تو را به عدالت دستور داده، حتی اگر با دشمنت باشد. می‌فرماید: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ}، یعنی: {اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد براى الله به داد برخيزيد [و] به عدالت‏ شهادت دهيد و البته نبايد دشمنى گروهى شما را بر آن دارد كه عدالت نكنيد عدالت كنيد كه آن به تقوا نزديكتر است و از الله پروا داريد كه الله به آنچه انجام مى‏دهيد آگاه است}، [مائده:۸].

خوارج:

فسق حکام که دیگر مشهور است!

جواب:

مشهور بودنش برای فرار از تحقیق و بررسی خبرش، کافی نیست. همان طور که خودت دوست نداری تا مردم سخنی را که دشمنت در موردت می‌گوید، بدون بررسی، قبول کنند، برای تو نیز جایز نیست که هر چه را در مورد دیگران می‌گویند، بدون بررسی و تحقیق قبول کنی. چرا که الله عز وجل می‌فرماید: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ}، یعنی: {اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد اگر فاسقى برايتان خبرى آورد نيك وارسى كنيد مبادا به نادانى گروهى را آسيب برسانيد و [بعد] از آنچه كرده‏ايد پشيمان شويد}، [حجرات:۶].

نیز، مرّوذی در «أخبار الشّیوخ و أخلاقهم» (ص۲۵۸) از فِریابی نقل کرده که: «قُلْتُ لِسُلَيْمَانَ الْخَوَّاصِ: إِنَّ فُلانًا يَفْسُقُ بِالنِّسَاءِ، فَقَالَ: كَذَبُوا، قُلْتُ: أَمْرُهُ أَشْهَرُ مِنْ ذَا فِيمَا يَذْكُرُونَ، فَقَالَ: كَذَبُوا، وَاللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ أَكْذَبَهُمْ، {لَوْلا جَاءُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَدَاءِ فَأُولَئِكَ عِنْدَ اللَّهِ هُمُ الْكَاذِبُونَ} [النور: ۱۳] ، قَالَ الْفِرْيَابِيُّ: فَعَرَفْتُ أَنَّ الرَّجُلَ فَقِيهٌ، يَعْقِلُ مَا يَقُولُ»، یعنی: «به سلیمان خوَّاص گفتم: فلانی خیلی اهل زن بازی است. گفت: دروغ می‌گویند. گفت: کار از اینها گذشته و از بس مردم گفته‌اند، مشهور است. گفت: دروغ می‌گویند، چرا که الله عزوجل آنان را تکذیب فرموده است: {چرا چهار گواه بر [صحت] آن [بهتان] نياوردند پس چون گواهان [لازم] را نياورده‏اند اينانند كه نزد الله دروغگويانند}. فریابی می‌گوید: دانستم که این شخص، فقیه است؛ آنچه را که می‌گوید، می‌فهمد».

بنا بر این قبل از اینکه به مسلمانی تهمت بزنید، جنبه‌ی شرعی آن را در نظر بگیرید و تقوا پیشه کنید.


گردآوری و ترجمه: سید ابوبکر یگانه قلاتی

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مطالب مرتبط:

رد شبهه‌ی خوارج: برای خلافت، قریشی بودن شرط نیست

خوارج می‌گویند: صحیح‌تر این است که شرط نیست خلیفه حتما قریشی باشد؛ به دلیل روایتی که در صحیح مسلم از ابوذر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ آمده که: «إِنَّ خَلِيلِي أَوْصَانِي أَنْ أَسْمَعَ وَأُطِيعَ، وَإِنْ كَانَ عَبْدًا مُجَدَّعَ الْأَطْرَافِ»[۱]. یعنی: «عزیزترین دوستم مرا وصیت فرمود که بشنوم و اطاعت کنم – یعنی از ولیّ امر خویش – حتی اگر […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: چطور شریعت امر به اختیار نمودنِ شخص اصلح می‌کند، سپس به ولایت کسی که پایین‌تر از اوست، اقرار می‌نماید؟!

می‌گویند: از تناقضات بسیار واضحی که هیچ عقل و هیچ شریعتی نمی‌تواند بپذیرد این است که گفته شود: اختیار کردنِ شخص اصلح برای امامت، واجب است. ولی بعد به مردم امر شود که اگر شخصی بدون صلاحیت، بر حکم و قدرت چیره شد، باید در برابرش سر تسلیم فرود آورد!! جواب: بله، اگر قضیه‌ی انتخاب […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: نظر امام مالک این بوده که بیعت شکستن برای شخص مُکرَه جایز است

خوارج می‌گویند: امام مالک قائل به این بوده که شخص مُکرَه که به زور وادار به بیعت شده، نقض بیعت برایش جایز است.چرا که ابن جریر طبری در «تاریخ الرسل والملوک» (ج۴ ص۴۲۷) می‌گوید که از مالک بن انس در مورد خروج به همراه محمد بن عبدالله بن حسن بن علی بن ابی طالب که […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: شرط خلیفه این است که قریشی باشد

خوارج می‌گویند: چیزی که نشانگر غیر شرعی بودن حکومت حکام امروزی است، این است که آنها فاقد یکی از شروط امامت هستند. این شرط، قریشی بودن است. بخاری در صحیح خود بابی منعقد کرده با عنوان: «بابٌ الأمراءُ مِن قُرَیش»، یعنی: «امیران از قریش هستند»، و نیز در صحیح مسلم از ابن عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا روایت […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: خروج ابن تیمیه بر علیه تاتار (مغول)

خوارج می‌گویند: ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله بر مغول‌ها خروج کرده و با آنها جنگید. این در حالی بود که آنها شهادت به اسلام داده و نماز می‌خواندند… جواب: برای اینکه اعتراضتان وارد باشد، از شما می‌خواهیم که سه مساله را اثبات نمایید: مساله‌ی اول: ثابت کنید که ابن تیمیه، همان مجتهد معروف رَحِمَهُ‌الله تعالی، یکی از […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: اقرار به صحّت بیعت با شخص ظالم یا فاسق، همکاری بر گناه و تعدّی است

می‌گویند: ما امامت شخص ظالم یا فاسق را نمی‌توانیم قبول کنیم؛ زیرا این کار چیزی جز تعاون بر گناه و تعدی نیست، و همکاری با کسانی که بر علیه آنها خروج می‌کنند، همکاری بر نیکی و تقواست؛ زیرا الله تعالی می‌فرماید: {وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ}، یعنی: { و در نيكوكارى […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه