پنج‌شنبه 23 صفر 1448
۱۵ مرداد ۱۴۰۵
6 آگوست 2026

(۴۵۷) حکم مدح رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم با زدن دف

(۴۵۷) سوال: در شهر ما هر روز پنج‌شنبه حلقات دینی در خانه‌های مشایخ برگزار می‌شود؛ صاحب گوشه یا شیخی که حلقه در خانه‌ی وی برگزار می‌شود به آموزش مردمی که برای حضور در این حلقه آمده‌اند می‌پردازد. همچنین به مدح رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ، صحابه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم، شيخ عبد القادر گیلانی و شيخ الرفاعي و دیگران می‌پردازند، دف می‌زنند و با آرامش حركت‌های زیاد و سرعی مانند ركوع انجام می‌دهند. نظرتان در این مورد چیست؟

جواب:

در مورد چنین اعمالی می‌گوییم: این عمل، بدعت است و چه بسا مدیحه‌سرایی‌هایشان به حدّ کفر برسد؛ زیرا این مدیحه‌سرایان که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را مدح می‌کنند گاهی ایشان را در جایگاه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و حتی بیشتر قرار می‌دهند؛ برخی از آنان این سروده را می‌خوانند که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم را مخاطب قرار داده و می‌گویند:

إن لم یكن فی معادی آخذاً بيدي            فضلاً وإلا فقل يا زلة القدم

اگر در روز رستاخیز از روی لطف و کرم خویش دستم را نگیرد، پس آن‌گاه بگو که دیگر پایت لغزیده است.

یا أکرمَ الرُسُلِ ما لی من ألوذُ بِهِ              سِواکَ عند حلولِ الحادثِ العِمَمِ

ای بزرگوارترین و بهترین پیامبران! جز تو کسی را ندارم که به هنگام نزول حوادث فراگیر و بسیار بزرگ به او پناه ببرم.

فَإِنَّ مِنْ جُودِكَ الدُّنْيَا وَضَرَّتَهَا                 وَمِنْ عُلُومِكَ عِلْمُ اللَّوْحِ وَالقَلَمِ

همانا دنیا و آخرت از بخشش تو است و علم و آگاهی از لوح محفوظ و قلم از جمله دانش‌های تو است. این‌گونه اوصاف فقط مخصوص الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است زیرا فقط او است که به هنگام مصیبت به دعا فرا خوانده می‌شود و به او پناه برده می‌شود. فقط او است که مشکل بیچارگان را برطرف می‌نماید و درخواست نیازمندان را اجابت می‌کند؛ اما رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم توان انجام چنین کارهایی را ندارد بلکه خود ایشان صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از پروردگارش می‌خواهد و کمک و یاری می‌طلبد و در این جایگاه، بیشترین کسی است که برای پروردگارش بندگی می‌کند. وقتی پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در حال ایراد خطبه بود، مردی آمد و از کم‌آبی شکوه نمود؛ آن‌گاه پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم دستانش را به سوی آسمان بلند کرد و از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ چنین درخواست نمود: «اللّهُمَّ أغِثنَا»۱ : (بار الها! بر ما باران فرو ریز) پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نمی‌توانست به خود هیچ سودی برساند یا هیچ زیانی را از خود دور کند، پس چگونه خواهد توانست برای دیگران چنین کند؟ رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فقط هدایت‌گری است که به راه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ هدایت می‌نماید. چنین اشعاری که بدان اشاره کردم بدون شک، هیچ ویژگی و توصیفی برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ باقی نمی‌گذارد زیرا اگر دنیا و آخرت از جمله بخشش‌های پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم باشد، چیزی برای الله باقی نمی‌ماند!

لذا می‌گویم: عمل این افراد نزد آن شیخ، بدعت است که چه بسا شامل چیزهای ناشایست و بسیار زشتی باشد که کفر و شرک اکبر باشد. اگر آن شیخ، مردم را برای کسب علم و آموزش قرآن و احادیث صحیح رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم جمع نماید، بسیار بهتر و پسندیده‌تر بود تا خودش سود برده و  به مردم سود برساند.

در سؤال اشاره شد که آنان با حالت خاصی رکوع و سجده می‌کنند و نیز با صدای آرام و سریع به دف زدن می‌پردازند که البته این کاری نادرست و زشت است و برای  کسی جایز نیست که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را این‌گونه عبادت کند؛ زیرا مبنای عبادت بر اساس توقيف و تشریع الهی است و بر اساس سلیقه و میل بندگان نیست. همچنین از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ، خلفای ایشان و هیچ کدام از سلف صالح امت و امامان آنان رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم نقل نشده که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را این‌گونه عبادت کنند؛ بلکه این کار در ذات خود، ب منکر است چه برسد به این ‌که عبادت باشد!.

***


  1. صحیح بخاری: كتاب الجمعة باب الاستسقاء في خطبة الجمعة غير مستقبل القبلة، شماره (١٠١٤) / صحیح مسلم: كتاب صلاة الاستسقاء، باب رفع اليدين بالدعاء في الاستسقاء، شماره (۸۹۷). ↩︎

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: يقام في بلدنا كل يوم خميس حلقات دينية في بيوت المشايخ؛ بحيث يقوم صاحب الزاوية، أو الشيخ الذي تقام في داره الحلقة، بتعليم الناس الذين يأتون لحضور هذه الحلقة، ويقومون بمدح الرسول والصحابة والشيخ عبد القادر والشيخ الرفاعي وغيرهم، كما يضربون على الدفوف، ويتحركون حركات هادئة تشبه الركوع، ولكنها كثيرة وسريعة. فماذا تقولون في مثل هؤلاء؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: نقول في مثل هؤلاء: إن عملهم هذا بدعة، وربما يكون فيه مدائح تصل إلى الكفر، فإن أصحاب المدائح النبوية أحيانًا يصلون بمدائحهم إلى درجةٍ يجعلون فيها رسول الله صلى الله عليه وسلم بمنزلة الله – سبحانه وتعالى، بل ربما يرتقون فوق ذلك فمنهم من يردد قول القائل يخاطب النبي صلى الله عليه وسلم:

إِنْ لَمْ يَكُنْ فِي مَعادِي آخِذَاً بِيَدِي                         فَضْلًا وَإِلَّا فَقُلْ يَا زَلَّةَ القَدَمِ

يا أَكْرَمَ الرُّسْلِ مَالِي مَنْ أَلوذُ بِه                           سواك عند حلول الحادِثِ العَمِمِ

فإنَّ مِنْ جُودِكَ الدنيا وضَرَّتَها                             وَمِنْ عُلُومِكَ عِلمَ اللَّوْحِ والقَلَمِ

مثل هذه الأوصاف لا تصح إلا الله -عز وجل-، فهو الذي يدعى عند حلول الحادث العمم، ويلاذ به عز وجل، وهو الذي يكشف السوء، وهو الذي يجيب دعوة المضطرين.

أما الرسول عليه الصلاة والسلام فإنه لا يملك مثل ذلك، بل هو -عليه الصلاة والسلام – يسأل ربه ويستغيثه ويستعينه، وهو أعبد الناس لربه في هذا المقام. ولهذا لما دخل الرجل إليه والنبي عليه الصلاة والسلام يخطب الناس شكا إليه قلة المطر، فرفع النبي صلى الله عليه وسلم يديه إلى السماء يدعو الله يقول: «اللَّهُمَّ أَعْتُنَا». فهو -عليه الصلاة والسلام – لا يملك لنفسه نفعا ولا ضرا، فكيف يملك ذلك لغيره ؟ إنما هو -عليه الصلاة والسلام – هادٍ يهدي إلى صراط الله -عز وجل-؛ مثل هذه الأبيات التي أنشدتها لا شك أنها لم تجعل الله تعالى شيئًا؛ لأنه إذا كان من جود النبي عليه الصلاة والسلام و الدنيا وضرتها وهي الآخرة فإنه لم يبق الله شيء، فأقول: هذا العمل الذي يعمله هؤلاء القوم عند هذا الشيخ عمل بدعي، وقد يتضمن أشياء منكرة نكارة عظيمة، وقد يشتمل على أشياء تكون كفرًا وشركا أكبر.

ولو أن هذا الشيخ جمعهم على العلم على تعلم كتاب الله، وما صح من سنة رسول الله عليه الصلاة والسلام لكان هذا خيرًا وأفضل وأكمل، حتى ينتفع وينفع.

كذلك ذكر السائل أنهم كانوا يركعون ويسجدون بصفة، ويضربون الدفوف بصفة خفيفة سريعة، وهذا أيضًا منكر، لا يجوز لأحد أن يتعبد به الله عز وجل، فإن العبادة مبناها على التوقيف وليست على الذوق، ولا على الهوى، ولم يرد عن رسول الله صلى الله عليه وسلم ولا عن خلفائه، ولا عن أحدٍ من سلف الأمة وأئمتها أن يتعبدوا الله تعالى بمثل هذه العبادة، بل هذا منكر بنفسه، فضلا عن أن يكون عبادة.

مطالب مرتبط:

(۴۵۹) آیا استفاده از تسبیح (ذکر شمار) بدعت است؟

بهتر است انسان اذکارش را با انگشتان خود شمارش کند زیرا انگشتان طبق فرمایش پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در رستاخیز به سخن می‌آیند و همچنین شمارش اذکار با تسبیح، موجب غفلت انسان از ذکر می‌شود.

ادامه مطلب …

(۴۴۰) چگونگی تعامل با شخص مبتدع

در رفتار و تعامل با وی باید او را نصیحت نمایید که از این کار دست بکشد؛ زیرا این کار، حرام است....

ادامه مطلب …

(۴۷۶) حکم قرائت قرآن در قبرستان

قرائت قرآن در قبرستان، بازار، مسجد، کنار زن حائض و... جایز است، اما رفتن به قبرستان به قصد تلاوت قرآن در آن جا، بدعت است زیرا از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت نشده است و قرائت قرآن در آن‌جا، خاصیت و فایده‌‌ی ویژه‌ای هم ندارد.

ادامه مطلب …

(۴۸۳) حکم قرار دادن هلال روی مناره‌ها و گلدسته‌ها

صب هلال روی مناره‌ها، در بیشتر مناطق کشور، کاری جدید است. همچنین گفته شده است: برخی مسلمانان که از دیگران در قرار دادن چیزی بر معابد خود، تقلید کرده‌اند، هلال را در مقابل صلیب نصاری قرار داده‌اند؛ بنابراین نصب هلال روی مناره‌ها به خاطر این شبهه و برای جلو گیری از هدر دادن مال و وقت، جایز نیست.

ادامه مطلب …

(۴۸۶) بوسیدن قرآن بهتر است یا بوسیدن حجر الأسود؟

بوسیدن قرآن، بدعت است و سنت نیست. کسی که چنین کند نیز به گناه نزدیک‌تر است تا سلامت و در امان ماندن، چه برسد که اجر و پاداش داشته باشد! بنابراین کسی که قرآن را می‌بوسد، اجر و پاداش ندارد.

ادامه مطلب …

(۴۴۲) آیا انسان در مقابل انجام بدعت، مجازات می‌‌شود ؟

در هر صورت هر کسی مرتکب بدعت شود گناه‌کار می‌شود و تفاوتی ندارد که وی آن بدعت را از نو ایجاد کرده باشد یا در انجام این بدعت از دیگری پیروی کرده باشد...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه