شنبه 8 ربیع‌الثانی 1448
۲۸ شهریور ۱۴۰۵
19 سپتامبر 2026

رد شبهه‌ی خوارج: قرآن به شرک در حاکمیت تصریح کرده است

می‌گویند: علامه محمد امین شنقیطی رَحِمَهُ‌الله در مساله‌ی تکفیر کسی که به غیر ما انزل الله حکم می‌کند، با ماست، نه با شما؛ ایشان در «أضواء البیان» (ج۳ ص۲۵۹) در مورد این فرموده‌ی الله تعالی: {وَلَا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَدًا}، یعنی: {و در حکمش هیچ کسی با او شریک نیست}، [کهف:۲۶]، می‌گوید: «با این نصوص آسمانی که ذکر کردیم، به خوبی معلوم است: آنهایی که از قوانین وضع شده‌ی مخالف با آنچه الله بر زبان پیامبرانش صلی الله وسلم علیهم، تشریع فرموده پیروی می‌کنند که توسط شیطان بر زبان اولیای خود تشریع گشته، کسی شکی در کفر و شرک آنها ندارد، مگر کسی که الله بصیرتش را کور، و او را از دیدنِ نور وحی دور فرموده باشد».

جواب:

همین سخنِ شما بیانگر این است که شما در حدّ تکفیرِ کسانی که احکام را وضع می‌کنند توقف نمی‌کنید، بلکه حتی کسانی را که از این احکام پیروی می‌کنند نیز تکفیر می‌کنید.

اما سخن علامه شیخ محمد امین شنقیطی رَحِمَهُ‌الله: برای پی بردن به واقعیتش باید همه‌ی سخنِ ایشان را ذکر کنید تا تناسب آنها با یکدیگر آشکار گردد. ایشان قبل از گفتن این جمله که نقلش کردید، در حالی که آیات زیادی را ذکر کرده است، می‌گوید: «و از آیاتی مثل این آیه: {وَلَا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَدًا}، یعنی: {و در حکمش هیچ کسی با او شریک نیست}، [کهف:۲۶]، چنین فهمیده ‌می‌شود: آنهایی که از احکامِ کسانی پیروی می‌کنند که چیزی را تشریع می‌کنند که الله تشریع نفرموده، مشرک هستند. این مفهوم در آیات دیگر مورد تبیین قرار گرفته است؛ مثل فرموده‌ی الله در مورد کسی که در مباح دانستن خوردن گوشت مردار، از تشریع شیطان به بهانه‌ی اینکه این مردار را الله کشته، پیروی می‌کند: {وَلَا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ}، یعنی: {و از آنچه نام الله بر آن برده نشده است مخوريد چرا كه آن قطعا نافرمانى است و در خفا ‏شيطان‌ها به دوستان خود وسوسه مى‌كنند تا با شما ستيزه نمايند و اگر اطاعتشان كنيد قطعا شما هم مشركيد}، [انعام:۱۲۱]، در اینجا تصریح فرموده که آنها به خاطر پیرویشان، مشرکند. منظور از عبادت شیطان، همین شرکِ در طاعت و پیروی از تشریعی است که مخالف با آن چیزی باشد که الله آن را تشریع فرموده است. دلیلش نیز در این آیات است: {أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ ﴿۶۰﴾ وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ}، یعنی: {اى فرزندان آدم مگر با شما عهد نكرده بودم كه شيطان را مپرستيد زيرا وى دشمن آشكار شماست (۶۰) و اينكه مرا بپرستيد اين است راه راست} [یس:۶۰-۶۱]، و این آیه که در مورد پیامبرش ابراهیم علیه السلام می‌فرماید: {يَا أَبَتِ لَا تَعْبُدِ الشَّيْطَانَ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلرَّحْمَنِ عَصِيًّا}، یعنی: {پدر جان شيطان را مپرست كه شيطان [اللهِ] رحمان را عصيانگر است} [مریم:۴۴]، و این فرموده‌ی الله تعالی: {إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا إِنَاثًا وَإِنْ يَدْعُونَ إِلَّا شَيْطَانًا مَرِيدًا}، یعنی: {[مشركان] به جاى او جز بتهاى مادينه را [به دعا] نمى‏خوانند و جز شيطان سركش را نمى‏خوانند} [نساء:۱۱۷]، یعنی: چیزی جز شیطان نمی‌پرستند، و این نیز به وسیله‌ی پیروی از تشریع شیطان است. به همین خاطر نیز الله تعالی کسانی را که از زیبا جلوه دهندگانِ معاصی پیروی می‌کنند، شرکاء نامید، آنجا که می‌فرماید: {وَكَذَلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلَادِهِمْ شُرَكَاؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ}، یعنی: {و اين گونه براى بسيارى از مشركان بتانشان كشتن فرزندانشان را آراستند تا هلاكشان كنند و دينشان را بر آنان مشتبه سازند و اگر الله مى‏خواست چنين نمی‌کردند پس ايشان را با آنچه به دروغ مى‏سازند رها كن} [انعام:۱۳۷]، و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیز همین معنی را بیان فرمودند؛ وقتی که عدی بن حاتم از ایشان در مورد این آیه سوال کرد: {اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ}، یعنی: {اینا دانشمندان و راهبان خود را غیر از الله، به معبودی گرفته‌اند}، رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بیان فرمودند که این بزرگان، حرام الله را برایشان حلال، و حلال الله را برایشان حرام می‌کردند و آنها نیز در این تحلیل و تحریم از بزرگانشان پیروی می‌کردند، و این کار فرقی با معبود قرار دادن آنها ندارد.

یکی از صریح‌ترین دلایلی که در این زمینه وجود دارد این است که الله جل و علا در سوره‌ی نساء ابراز تعجب می‌کند از کسانی که خود را مومن می‌نامند، اما داوری را نزد قانونی می‌برند که الله آن را تشریع نفرموده است. تعجب نیز به خاطر این است که ادعای ایمانِ آنها در حالی که داوری را نزد طاغوت می‌برند، برخاسته از دروغ است. تعجب الله در این فرموده‌ی ایشان است: {أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلَالًا بَعِيدًا}، یعنی: {آيا نديده‏اى كسانى را كه مى‏پندارند به آنچه به سوى تو نازل شده و [به] آنچه پيش از تو نازل گرديده ايمان آورده‏اند [با اين همه] مى‏خواهند داورى ميان خود را به سوى طاغوت ببرند با آنكه قطعا فرمان يافته‏اند كه بدان كفر ورزند [ولى] شيطان مى‏خواهد آنان را به گمراهى دورى دراندازد} [نساء:۶۰]».

این نصّ کلام شیخ محمد امین شنقیطی است که دقیقا قبل از جمله‌ای ذکر شده که شما به آن استدلال می‌کنید. این کلام ایشان بر چیزی جز آنچه که در شبهات قبلی نیز بدان اشاره کردیم، اشاره ندارد، و آن هم اینکه استحلال است که باعث خروج شخص از اسلام می‌شود، نه به مجرد اینکه حکم به قانونی غیر از تشریع الهی نماید.

دلیلش نیز اینجاست که می‌گوید: «کسی که در مباح دانستن خوردن گوشت مردار، از تشریع شیطان به بهانه‌ی اینکه این مردار را الله کشته، پیروی می‌کند».

و آنجا که می‌گوید: «رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بیان فرمودند که این بزرگان، حرام الله را برایشان حلال، و حلال الله را برایشان حرام می‌کردند و آنها نیز در این تحلیل و تحریم از بزرگانشان پیروی می‌کردند، و این کار فرقی با معبود قرار دادن آنها ندارد».

و آنجا که می‌گوید: «الله جل و علا در سوره‌ی نساء ابراز تعجب می‌کند از کسانی که خود را مومن می‌نامند، اما داوری را نزد قانونی می‌برند که الله آن را تشریع نفرموده است. تعجب نیز به خاطر این است که ادعای ایمانِ آنها در حالی که داوری را نزد طاغوت می‌برند، برخاسته از دروغ است». بنا بر این شیخ شنقیطی ذکر کرده که آنها اراده‌شان این است که به آنچه الله نازل فرموده، حکم نکنند، نه مجرّدِ اینکه به غیر ما انزل الله عمل کنند، و اراده نیز چنان که معلوم است، یکی از اعمال قلبی می‌باشد.

حال، آیا هنوز هم تصور می‌کنید که شیخ محمد امین شنقیطی رَحِمَهُ‌الله، مفسّر و عالم بزرگ عصر، با شما در این زمینه هم نظر است؟


گردآوری و ترجمه: سید ابوبکر یگانه قلاتی

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مطالب مرتبط:

رد شبهه‌ی خوارج: ابن کثیر رَحِمَهُ‌الله، خروج را بر علیه مغولان واجب دانسته، در حالی که آنها در اصل، مسلمان بودند.

خوارج می‌گویند:ابن کثیر در تفسیر خود در تفسیر آیه‌ی: {أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ}، یعنی: {آيا خواستار حكم جاهليت‏اند و براى مردمى كه يقين دارند داورى چه كسى از [داوری] الله بهتر است} [مائده:۵۰]، در حالی که از کتاب یاسا سخن می‌گوید که مغولان آن را آورده و آن را […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوراج: خروج بر حاکم ظالم از باب مقابله به مثل است

می‌گویند: این حکام دهان ملت‌های خود را بسته و حرکت آنها برای مطالبه‌ی حقوقشان را خفه کرده‌اند و قدرت را بین خودشان دست به دست می‌کنند و خود را بر هر کس که بخواهد از حقش دفاع کند مسلط می‌گردانند. بنا بر این گناه کسی که می‌خواهد برای به دست آوردن حقش، مقابله به مثل […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: خروج ابن تیمیه بر علیه تاتار (مغول)

خوارج می‌گویند: ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله بر مغول‌ها خروج کرده و با آنها جنگید. این در حالی بود که آنها شهادت به اسلام داده و نماز می‌خواندند… جواب: برای اینکه اعتراضتان وارد باشد، از شما می‌خواهیم که سه مساله را اثبات نمایید: مساله‌ی اول: ثابت کنید که ابن تیمیه، همان مجتهد معروف رَحِمَهُ‌الله تعالی، یکی از […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: شیخ احمد شاکر رَحِمَهُ‌الله کسی را که به غیر ما انزل الله حکم نماید، تکفیر کرده است

خوارج می‌گویند: علّامه احمد شاکر در کتاب «عمدة التفسیر» (ج۴ ص۱۵۶) می‌گوید: «وهذه الآثار عن ابن عباس وغيره، مما يلعب به المضللون في عصرنا هذا، من المنتسبين للعلم، ومن غيرهم من الجرآء على الدين: يجعلونها عذرا أو إباحة للقوانين الوثنية الموضوعة، التي ضربت على بلاد الإسلام»، یعنی: «و این روایات از ابن عباس و دیگران، […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: خروج عبدالله بن زبیر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا

یکی از شبهاتی که خوارج همواره مطرح می‌کنند، خروج عبدالله بن زبیر و حسین بن علی رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم است. آنها می‌گویند: بزرگانی بر امرای خود خروج کرده‌اند که زیر بار ستم نرفته و راضی به ذلت و خواری نبوده‌اند، که در رأس آنها، برخی صحابه مثل عبدالله بن زبیر و حسین بن علی رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُم اجمعین هستند.پس […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: حکام عصرِ حاضر به خاطر موّدتشان با کفّار، کافر هستند

می‌گویند: ولایتِ حکام مسلمین در عصر حاضر به برادری و مودّت و محبتشان با کفّار شرق و غرب ساقط گشته است؛ چرا که الله تعالی می‌فرماید: {لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ}، یعنی: {قومى را نيابى كه به الله و […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه