(۴۳۷) سوال: علمای بزرگ، بدعت را به پنج نوع، تقسيم کردهاند در حالی که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم فرموده است: «كُلُّ بِدعَةٍ ضَلاَلَةٌ»: (هر بدعتی، گمراهی است) نظر شما در این مورد چیست؟
جواب:
بعد از حکم و فرمودهی رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم سخن هیچ کسی اعتبار ندارد زیرا پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم داناترینِ خلق به دين الله، خیرخواهترینِ آنان برای بندگان الله و فصیحترین شخص در سخن گفتن است؛ با توجه به مقتضای این ویژگیهای سهگانه که حق بودن سخن ایشان را میرساند و سخن بشر، توان معارضت و مخالفت با آن را ندارد، میگوییم: تمامی تقسیمبندیهایی که برخی از اهل علم برای بدعت، مطرح کردهاند با نصوص شرعی مخالفت دارد لذا واجب است آن تقسیمات کنار گذاشته شود و به نصوص شرعی عمل شود. هر کس در مورد بدعت بگوید: (بدعت نیک و حسنه است) چنین است که:
آن کار، بدعت نیست اما او نمیداند که بدعت نیست یا بدعت است و کار خوبی نیست اما او آن را خوب پنداشته است؛ اما این که چیزی واقعا بدعت باشد و خوب و حسنه نیز باشد، هرگز امکان ندارد؛ زیرا مقتضایش تكذيب خبر پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم است که فرمود: «كُلُّ بِدعَةٍ ضَلاَلَةٌ»: (هر بدعتی، گمراهی است) همچنین بر هیچ کس پوشیده نیست که گمراهی، هیچ حسن و خوب در بر ندارد بلکه سراسر بدی و جهل است.
بنابراین کسی که میپندارد بدعتی از بدعتها خوب است، از دو حالتی که ذکر کردیم خارج نیست: آن امر، بدعت نیست یا خوب و حسنه نیست اما اصل این است که هر بدعتی، بد و گمراهی است و هیچ خوبی ندارد.
اگر کسی بپرسد: عمر بن الخطاب رَضِيَاللهُعَنْهُ مردم را در قیام رمضان جمع نمود تا پشت سر أبیّ بن کعب رَضِيَاللهُعَنْهُ و تمیم الداری رَضِيَاللهُعَنْهُ نماز بخوانند و به آن دو دستور داد که یازده رکعت برای مردم نماز بخوانند سپس در یکی از شبها در حالی که مردم نماز میخواندند به مسجد آمد و فرمود: (نِعمَ البِدعَةُ هذِهِ): (این چه بدعت خوبی است!) جواب شما پیرامون این که عمر رَضِيَاللهُعَنْهُ آن را بدعت نامید و از آن تعریف کرد، چیست؟
میگوییم: عمر رَضِيَاللهُعَنْهُ از این جهت که این کار، احداث و نوآوری در دین الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ است آن را نام نگذاشت بلکه فقط به اعتبار تجدید و احیاء کردن این سنت، آن را بدعت نامید وگرنه این امر از سنت و شریعت پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم ثابت است؛ ثابت است که ایشان نماز قیام رمضان را سه شب با اصحابش رَضِيَاللهُعَنْهُم به صورت جماعت ادا نمود سپس در شب چهارم حاضر نشد و فرمود: «خَشِيتُ أَن تُفرَضَ عَلَيكُم فَتَعجِزُوا عَنهَا»: (ترسیدم که بر شما فرض شود و از ادای آن عاجز و ناتوان بمانید) که البته مقتضای این حدیث، سنت بودن این امر است اما رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم بهخاطر ترس از فرض شدن آن بر امتش آن را ترک نمود. بدین ترتیب روشن شد که ادای نماز قیام در رمضان با جماعت از سنت پیامبر صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم است و بدعت و نوآوری عمر بن الخطاب رَضِيَاللهُعَنْهُ نیست چنان که افرادی که سخن را درک نمیکنند برداشت میکنند.
***