یکشنبه 23 ذیقعده 1447
۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
10 می 2026

(۸۲) حکم پوشیدن تعویذ

(۸۲) سوال: پوشیدن تعویذ در سرزمین ما معروف است و با هدف محافظت از چشم ‌زخم، جلوگیری از شلیک گلوله که شخص را زخمی نکند یا برای آرام نمودن کودک، استفاده می‌شود؛ البته نظر بنده – الله اعلم- این است که این کار بدعت و خرافات است که به این فرموده‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ استناد می‌کنم: (وَإِن یَمسَسكَ ٱللَّهُ بِضُر فَلَا كَاشِفَ لَهُۥ إِلَّا هُوَ) [أنعام: ۱۷] : (اگر الله بخواهد زیانی به تو برساند هیچ کس جز خودش نمی‌تواند آن را دفع کند) اما برخی می‌گویند: تعویذی که حاوی آیات قرآن یا دعاهای رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم باشد، همانند رقیه‌ی مکتوب است‌‌؛ زیرا رقیه‌ها منجر به شفای آن می‌شود. حکم شریعت در این باره چیست؟

جواب:

منظور از تعویذ در این سؤال، همان تمیمه‌ای است که به گردن می‌آویزند یا در جیب می‌گذارند یا هر وقت بخوابند، زیر بالشت بیمار قرار می‌دهند. این تمیمه‌ها دو نوع است:

نوع اول: مفهوم نوشته‌های آن، قابل فهم نیست؛ این نوع، حلال و جایز نیست؛ زیرا فرد نمی‌داند چه چیزی در آن نوشته شده است؛ آیا شرک است؟ اسم‌های شیاطین یا جن‌های سرکش است؟ یا چیزی شبیه این چیزهای حرام است؟ قطعا این نوع جایز نیست.

نوع دوم: تمیمه‌هایی که آیاتی از قرآن یا دعاهای وارد شده از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به طور واضح و خوانا در آن نوشته شده باشد؛ درباره‌ی این نوع از تمیمه‌ها، بین علما اختلاف ‌نظر وجود دارد که برخی آن را جایز و برخی دیگر آن را ممنوع دانسته‌اند؛ اما دیدگاهی که آن را ممنوع و ناجایز می‌داند، درست است؛ زیرا درمان با قرآن فقط به ‌گونه‌ای که از رسول‌ الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم وارد شده جایز است که این روش، همان قرائت مستقیم بر شخص بیمار است. همچنین برخی از سلف چنین تجویز می‌کنند که قرآن در ظرفی با زعفران نوشته شود و آب بر آن بریزند، سپس تکان دهند تا آب با رنگی که قرآن با آن نوشته شده، رنگ بگیرد و سپس آن را بنوشند.

بنابراین می‌گوییم: آویزان کردن تمیمه، گذاشتنش در جیب و قرار دادنش زیر بالشت، به طور مطلق جایز نیست؛ فرقی ندارد که از قرآن یا غیر از آن باشد؛ اما قرائت آیات و دعاهای رقیه بر شخص بیمار جایز است.

در سؤال مطرح شد (به نظر من فایده‌ای ندارد؛ زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ  می‌فرماید: (وَإِن یَمسَسكَ ٱللَّهُ بِضُرّ فَلَا كَاشِفَ لَهُۥ إِلَّا هُوَ) [أنعام: ۱۷] : (اگر الله بخواهد زیانی به تو برساند هیچ کس جز خودش نمی‌تواند آن را دفع کند)؛ اگر ثابت شود که این تعویذ یا تمیمه سببی شرعی است، این آیه دلالت بر منع آن نمی‌کند زیرا فرموده‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ: (فَلَا كَاشِفَ لَهُۥ إِلَّا هُوَ) شامل آنچه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را برطرف سازد می‌شود حال فرقی ندارد با سببی باشد که ما آن را نمی‌دانیم یا با سببی باشد که برای ما معلوم است؛ اما این سبب باید از نظر شرعی یا از طریق حس و تجربه معلوم باشد.

***

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل من العراق: في بلدنا معروف وضع الحجاب، إما لغرض الحفظ من العين أو للحماية من إطلاق الرصاص، أي: لا يصيب الشخص أيُّ أذى من إطلاق النار عليه بحمد الله ولبسه للحجاب، أو يوضع في غرض تهدئة الطفل الذي يبكي كثيرًا. ورأيي – والله أعلم – هو أنه خرافة أو بدعة، وأستند إلى قوله تعالى-: ﴿وَإِن يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍ فَلَا كَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ﴾ [الأنعام: ۱۷]، ولكن في بعض الأحيان بعض الناس يقولون: إن الحجاب الذي يحتوي على بعض آيات من القرآن، أو أدعية من أدعية الرسول الكريم عبارة عن رقية مكتوبة، لأن الرقى تؤدي إلى شفائها، فما رأي الشرع في نظركم في هذه المسألة؟

فأجاب رحمه الله تعالى: يريد السائل بالحجاب التميمة التي تعلق على الإنسان في عنقه، أو يجعلونها في جيبه، أو يجعلونها تحت وسادته إذا نام.

وهذه التمائم تكون على وجهين:

 الوجه الأول: أن يكتب فيها ما لا يُعْلمُ ولا يُدْرَى معناه، فإن هذه لا تحل ولا تجوز، لأنه لا يدرى ما الذي تشتمل عليه، أهو شرك، أم أسماء للشياطين، أو لمردة الجن، أو ما أشبه ذلك من الأشياء المحرمة؟ فهذه لا تجوز قطعا.

وأما الوجه الثاني: فهو التمائم التي يكتب فيها شيء من القرآن على وجه واضح بين يُقْرَأُ، أو شيء من الأدعية الواردة عن النبي صلى الله عليه وسلم، وهذه فيها خلاف بين العلماء، فمنهم من أجازها ومنهم من منعها، والصواب مع من منعها وأنها لا تجوز، لأن الاستشفاء بالقرآن إنما يجوز على الوجه الوارد عن النبي صلى الله عليه وسلم وذلك بقراءته على المريض مباشرة، وبعض السلف يُجوز أن يكتب القرآن في إناء بزعفران أو نحوه، ويصب عليه الماء ويحرك حتى يصطبغ الماء بهذا اللون المكتوب به القرآن، ثم يشرب.

و على هذا نقول: إن تعليق التمائم واصطحابها في الجيب ووضعها تحت الوسادة لا يجوز مطلقا، سواء كانت من القرآن أو غيره، ولكن يقرأ على المريض بالآيات التي يرقى بها للمرضى.

و أما قول السائل: أرى أن هذا لا يفيد لأن الله – تعالى – يقول: ﴿وَإن يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرِ فَلَا كَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ﴾ [الأنعام: ١٧] فإن الآية لا تدل على منع هذا الحجاب أو هذه التميمة إذا صح أنها سبب شرعي، لأن قوله -تعالى-: ﴿فَلَا كَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُو﴾ [الأنعام: ١٧] يشمل ما كشفه الله -سبحانه وتعالى- بسبب غير معلوم لنا، وما كشفه بسبب معلوم، لكن لا بد أن يكون هذا السبب معلومًا عن طريق الشرع، أو عن طريق الحس و التجربة.

مطالب مرتبط:

(۵۱) انواع دعا

مقصود علماء از تقسیم دعا به دو قسمت: دعای مسألت و دعای عبادت؛ دعای مسألت این است که نیازهایت را از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ درخواست کنی. دعای عبادت نیز این‌گونه است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را با آنچه مشروع نموده عبادت کنی.

ادامه مطلب …

(۵۵) رقیه‌ی شرعی و غیرشرعی

رقیه‌ی شرعی همان است که در سنّت وارد شده‌. اما رقیه‌ی غیر شرعی همان رقیه‌‌ای است که عبارت از بدعت یا شرک یا شامل بدعت یا شرک باشد.

ادامه مطلب …

(۱۰۳) حکم شوم دانستن اشخاص

برای هیچ کس جایز نیست شخصی را شوم بپندارد. این عکس فال خوب زدن است که از جمله امور پسندیده است؛ اما فال بد زدن که موجب ناراحتی و غم و اندوه می‌شود.

ادامه مطلب …

(۵۹) حکم رقیه بر زنان نامحرم

تلاوت قرآن بر دختر جوان، اشکالی ندارد اما در این حالت واجب است آنچه پوشاندنش واجب است مانند صورت و غیره پوشیده شود. اما مسح و دست کشیدن بر سر و صورتش بعد از قرائت، وجهی ندارد و شایسته‌ نیست بلکه حرام است.

ادامه مطلب …

(۷۷) معنای توله

وَلَه چیزی خود ساخته است که گمان می‌کنند میان زن و شوهر، محبت برقرار می‌کند. چیزی که به آن «حلقه‌ی ازدواج» می‌گویند همانند آن است....

ادامه مطلب …

(۴۹) حقیقت توکل بر الله

این که انسان کارش را به الله بسپارد و در اعتماد بر وی در جلب منفعت و دفع ضرر صادق باشد، به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و وعده‌اش اعتماد داشته باشد و اسباب شرعی و حسّی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بدان امر نموده را انجام دهد همان توکل است....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه