شنبه 5 محرم 1448
۳۰ خرداد ۱۴۰۵
20 ژوئن 2026

(۱۲۸۱) تقلید چیست و آیا در عصر صحابه بوده؟

(۱۲۸۱) سوال: تقلید چیست؟ آیا در زمان صحابه و تابعین هم آنها از یکدیگر تقلید می‌کردند؟

جواب:

اجتهاد یعنی نهایت تلاش برای رسیدن به حکم شرعی از طریق ادله‌ی قرآن و سنت و اجماع و قیاس صحیح. به این عملیات، اجتهاد می‌گویند. واضح است که هر کسی به درد اجتهاد نمی‌خورد. کسی به درد اجتهاد می‌خورد که به طرق اجتهاد آشنا و دارای علم و درایت باشد تا بتواند احکام را از ادله‌ای که به آن اشاره کردم، استخراج نماید. اما تقلید این است که به رأی مجتهد عمل نماید بدون اینکه بداند دلیل مجتهد برای آن قول چیست. بلکه از روی اعتماد به قول مجتهد، از او تقلید کند.

در واقع، تقلید در زمان صحابه نیز بوده است. الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ} [نحل: ۴۳]: (پس از اهل علم بپرسید اگر نمی‌دانید) و شکی نیست که در زمان صحابه کسانی بوده‌اند و تا امروز نیز هستند که خودشان توانایی رسیدن به حکم شرعی را به خاطر جهل و کوتاهیشان ندارند. وظیفه‌ی چنین کسانی این است که از اهل علم سوال کنند. پرسیدن از اهل علم مستلزم قبول کردن و عمل کردن به قول آنهاست و عمل کردن به قول آنها همان تقلید است. بر این اساس می‌گوییم: کسی که امکانش را ندارد خودش حق را دریابد، با تقلید کردن از اهل علم که دستور به سوال کردن از آنها شده‌ایم، این امکان را می‌یابد. این البته در صورتی که شخص خودش عالم نباشد.

اما اگر کسی از ما پرسید: از چه کسی تقلید کنم؟

می‌گوییم: واجب این است از هر کسی که به نظرت به حق نزدیک‌تر است، تقلید کنی. زیرا اهل علم مثل پزشک هستند. در واقع اهل علم، طبیب دل‌ها هستند. حال وقتی کسی مریض می‌شود و دکترهای زیادی هم در منطقه وجود دارند، به سراغ حاذق‌ترین و آشناترین دکتر به طب و دوا و درمان می‌رود و جز در هنگام ضرورت، امکان ندارد راضی شود نزد پزشکی برود که می‌داند پزشک بهتر از او هم در شهر هست. در تقلید نیز چنین باش و کسی را انتخاب کن که به نظرت به حق نزدیک‌تر است؛ چون علم و تقوایش بیشتر است. در چنین حالتی تو به این فرموده‌ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ عمل کرده‌ای: {فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ} [نحل: ۴۳]: (پس از اهل علم بپرسید اگر نمی‌دانید).

***

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما هو التقليد؟ وما هو الاجتهاد؟ وهل التقليد كان موجودًا في زمن الصحابة والتابعين فيقلد بعضهم بعضًا أم لا؟ فأجاب رحمه الله تعالى: نعم الاجتهاد هو بذل الجهد في الوصول إلى حكم شرعي من الأدلة الشرعية الكتاب والسنة والإجماع والقياس الصحيح، هذا هو الاجتهاد، ومن المعلوم أنه لا يصلح للاجتهاد إلا من كان عارفًا بطرقه وعنده علم ودراية، حتى يتمكن من الوصول إلى استنباط الأحكام من أدلتها التي أشرت إليها. وأما التقليد فهو الأخذ بقول مجتهد من غير معرفة دليله، بل يقلده ثقة بقوله.

والتقليد في الواقع حاصل من عهد الصحابة -رضي الله عنهم-، فإن الله تعالى يقول: ﴿ فَساَلُوا أَهْلَ الذِكرِ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ﴾ [النحل: ٤٣] ولا شك أن من الناس في عهد الصحابة -رضي الله عنهم- وإلى عهدنا هذا من لا يستطيع الوصول إلى الحكم بنفسه؛ لجهله وقصوره، ووظيفة هذا أن يسأل أهل العلم، وسؤال أهل العلم يستلزم الأخذ بما قالوا، والأخذ بما قالوا هو التقليد. وعلى هذا فنقول: من لا يتمكن من الوصول إلى الحق بنفسه فليتمكن من الوصول إليه بتقليد غيره من أهل العلم الذين أمر بسؤالهم إذا لم يكن عالماً.

ولكن إذا سألنا سائل: مَنْ أُقَلَّد؟

فالجواب: أن الواجب أن تُقَلّد من تراه أقرب إلى الحق؛ لأن أهل العلم كالأطباء، فهم أطباء القلوب، وإذا كان الواحد منا إذا مَرِض وكان في البلد أطباء كثيرون، فإنه سوف يختار من كان أَحْدَقَ وأَعْرَف بالطب والأدوية والعلاج، ولا يمكن لأحد أن يذهب إلى طبيب قاصر مع وجود من هو أخذق منه إلا عند الضرورة؛ كذلك في التقليد اختر من تراه أقرب إلى الحق؛ لكونه أعلم وأتقى الله – عز وجل، وفي هذه الحال تكون قد امتثلت أمر الله -تعالى- في قوله: ﴿ فَسَالُوا أَهْلَ الذِكرِ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ﴾ [النحل: ٤٣].

مطالب مرتبط:

(۱۲۹۲) تسرع در فتوا دادن چه حکمی دارد

انسان باید از تسرّع درفتوا پرهیز کند و به سلف صالح اقتدا نماید.وقتی کسی چیزی از آنها می‌پرسید، او را حواله می‌دادند تا از مسئولیت فتوا در امان بمانند

ادامه مطلب …

(۱۲۸۲) سوال: شروط اجتهاد چیست؟ مقلد کیست؟

باید شخص نسبت به ادله‌ی شرعی و محل خلاف بین اهل علم اطلاع داشته باشد. باید چنان مسلط باشد که بتواند راجح و مرجوح را بفهمد

ادامه مطلب …

(۱۳۰۰) نباید هر کسی متصدر فتوا گردد

نصیحتم برای اشخاصی که بدون علم فتوا می‌دهند این است که تقوای الله را پیشه نمایند و بدانند که در حقیقت دارند از جانب الله سخن می‌گویند.

ادامه مطلب …

(۱۲۹۱) از دیگری پرسیده و نمی‌داند و من می‌دانم

زن سومی باید بگوید: من در برنامه‌ی «نورٌ علی الدَّرب» شنیدم حکم این مساله چنین و چنان است. در این صورت هر دو منفعت کسب می‌کنند

ادامه مطلب …

(۱۲۷۱) معنی «اعتبار به عموم لفظ است نه سبب خاص آن»

منظور از این قاعده این است که اگر حکمی نازل شد که سبب خاصی داشت، آن حکم صورت عمومی به خود می‌گیرد و خاص همان مساله باقی نمی‌ماند

ادامه مطلب …

(۱۲۷۶) منظور از عبارت «معلوم بالضرورة من الدین»

یعنی دین اسلام آن را آورده و خیلی واضح است.چیزی که امکان ندارد هیچ مسلمانی نسبت به آن جاهل باشد، می‌شود چیزی است که به ضرورت، از دین معلوم است.

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه