چهارشنبه 19 ذیقعده 1447
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
6 می 2026

(۹۷۷) استدلال به آیه ۸۸ نمل برای چرخش زمین

(۹۷۷) سوال: معنی این آیه چیست؟ {وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ} [نمل: ۸۸]: (و کوه‌ها را می‌بینی، و آنها را بی حرکت پنداری، در حالی که مانند حرکت ابرها در حرکت هستند. این آفرینش اللهِ است که هر چیزی را محکم ساخته است)؟ آیا استدلال به این آیه برای اثبات نظریه‌ی چرخش زمین، درست است؟

جواب:

در مورد سوال وارده از این آیه: {وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ}، این آیه در مورد روز قیامت است. زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را بعد از موضوع دمیدن در صور، ذکر کرده است. {وَيَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شَاءَ اللَّهُ وَكُلٌّ أَتَوْهُ دَاخِرِينَ * وَتَرَى الْجِبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ * مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْهَا وَهُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ} [نمل: ۸۷-۸۹].

(و روزى كه در صور دميده شود پس هر كه در آسمان‌ها و هر كه در زمين است به هراس افتد مگر آن كس كه الله بخواهد و جملگى با زبونى رو به سوى او آورند. و كوهها را مى‌بينى، مى‌پندارى كه بى‏حركتند و حال آنكه آنها ابرآسا در حركتند. این صنع خدايى است كه هر چيزى را در كمال استوارى پديد آورده است. در حقيقت او به آنچه انجام مى‌دهيد آگاه است. هر كس نيكى به ميان آورد پاداشى بهتر از آن خواهد داشت و آنان از هراس آن روز ايمنند).

پس این آیه در مورد روز قیامت می‌باشد. به دلیل این که آیه‌ی قبل و آیه‌ی بعد از آن در روز قیامت اتفاق می‌افتد و ربطی به دنیا ندارد. اینکه فرمود: تحسبها جامدة، یعنی ساکن است و حرکت نمی‌کند ولی در واقع مانند ابر در حرکت است. بدین خاطر است که تبدیل به ذرات ریز گرد و غبار شده که در هوا پراکنده است.

اما استدلال به این آیه برای صحت نظریه‌ی چرخش زمین صحیح نیست؛ زیرا چنان که گفتیم، این آیه در مورد قیامت است.

غوطه‌ور شدن در موضوع چرخش یا عدم چرخش زمین فقط کنجکاوی است. چون مساله‌ای نیست که بر همه‌ی بندگان واجب باشد آن را بدانند و صحت ایمانشان به آن معلق باشد. در حالی که اگر چنین بود، بیان آن به وضوح و به گونه‌ای که هیچ پوشیدگی در آن نباشد، در قرآن و سنت می‌آمد. اما وقتی چنین بیانی در قرآن و سنت نیامده، شایسته نیست که انسان خودش را به خاطر آن خسته کند.

اما اینکه می‌گویند زمین می‌چرخد و خورشید ثابت است و آمدن شب و روز به خاطر چرخش زمین دور خورشید است؛ قولی باطل و مخالف با ظاهر قرآن است. زیرا ظاهرِ قرآن و سنت دلالت دارند آنچه که دور زمین یا بالای زمین می‌چرخد، خورشید است. الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در قرآن می‌فرماید: {وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ} [یس: ۳۸]: (و خورشید در مسيرى كه قرارگاهش است سير مى كند. اين تقدير اللهِ عزیز علیم است). الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فرمود: خورشید حرکت می‌کند و حرکت را به او نسبت داد. همچنین می‌فرماید: {وَتَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَتْ تَزَاوَرُ عَنْ كَهْفِهِمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ} [کهف: ١٧]. (خورشید را می‌دیدی که به هنگام طلوع به سمت راست غار‌شان متمایل می‌گردد و به هنگام غروب ایشان را وا گذاشته به سمت چپ متمایل می‌گردد).

در این آیه چهار فعل وجود دارد که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ همه‌ی آنها را به خورشید نسبت می‌دهد. این چهار فعل عبارتند از: وقتی طلوع کند و متمایل شدن و غروب کردن و میل کردن به چپ. الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ این چهار فعل را به خورشید نسبت می‌دهد. حال چه چیزی اقتضا می‌کند که آنها را از معنای ظاهری خود خارج کنند؟ ما می‌گوییم: وقتی طلوعش را با چشم می‌بینیم، متمایل شدنش را با چشم می‌بینیم، غروبش را با چشم می‌بینیم و میل کردن خورشید به چپ را هم با چشم می‌بینیم؛ دیگر چه چیزی باعث می‌شود که آیه را از معنای ظاهری‌اش خارج کنیم و این نظریات را بپذیریم؟ نظریاتی که برخی از آنها حتی به حد نظریه هم نمی‌رسند و فقط مجرد اوهام هستند؟

این در حالی است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {مَا أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ وَمَا كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُدًا} [کهف: ۵۱]: (من آنان را نه به هنگام آفرینش آسمان و زمین و نه به هنگام آفرینش خودشان حاضر نکردم و من هیچ وقت گمراه کنندگان را دستیار و مددکار خود قرار نمی‌دهم). همچنین علمی که به انسان اعطا گردیده، بسیار اندک است.

وقتی انسان از حقیقت روح که در جسمش قرار دارد، بی خبر است، دیگر چطور تلاش می‌کند تا این هستی را که از خلقت خودش بسیار عظیم‌تر است، بشناسد؟ الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در مورد روح می‌فرماید: {وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا} [إسراء: ٨٥]: (و از تو درباره‌ی روح سؤال می‌کنند، بگو: روح از فرمان پروردگار من است و جز اندکی از دانش به شما داده نشده است). الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در مورد عظمت هستی می‌فرماید: {لَخَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ} [غافر: ۵۷]: (بدون شک آفرینش آسمان‌ها و زمین بزرگ‌تر از آفرینش مردم است، اما بیشتر مردم نمی‌دانند).

ما می‌گوییم: این نظریه که اختلاف شب و روز را به خاطر چرخش زمین به دور خورشید می‌داند، باطل است. زیرا با ظاهر قرآن مخالف است و الله تَعَالَىٰ به خلقتش آگاه‌تر است. حال چگونه ما کلام پرودگار را به مجرد نظریاتی که بین خود دانشمندان نیز در صحتشان اختلاف است، تحریف کنیم؟ حتی تا چند سال اخیر نیز این قول مشهور بوده که خورشید به دور زمین می‌چرخد. نکته‌ی دیگر اینکه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید که او :{يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهَارِ وَيُكَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى اللَّيْلِ} [زمر: ۵]: (شب را به روز درمى ‏پيچد و روز را به شب درمى ‏پيچد). تکویر به معنای تدویر است و در چنین صورتی، شب و روز از کجا به جز خورشید می‌آید؟ اگر این خورشید است که باعث ایجاد شب و روز می‌شود، یعنی این خورشید است که به دور زمین می‌چرخد، چون این عمل نیز به وسیله‌ی چرخش است.

نکته‌ی دیگر اینکه از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ثابت است  که هنگام غروب خورشید به ابوذر گفت: می‌دانی خورشید کجا می‌رود؟ ابوذر گفت: الله و رسولش آگاه‌ترند. رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: می‌رود تا در زیر عرش سجده کند.[۱] این حدیث دلالت دارد که خورشید به دور زمین حرکت می‌کند. زیرا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: «می‌دانی کجا می‌رود»؟ در ادامه‌ی حدیث مذکور چنین می‌آید: «اجازه صادر می‌شود و در غیر این صورت، به او می‌گویند: از همان راهی که آمده‌ای برگرد، به همین خاطر از غرب طلوع می‌کند». این دلالت دارد که خورشید به دور زمین می‌چرخد. این چیزی است که اعتقاد داشتن به آن بر هر مومنی واجب است. زیرا عمل به ظاهر کلام پروردگار است که به هر چیزی آگاهی دارد. اما این نظریات، نظریات بی اساسی هستند که مثل خیلی از نظریات دیگر، با گذشت زمان، به خاک سپرده می‌شوند. این چیزی است که در این مساله به آن اعتقاد داریم.

اما در مورد چرخش زمین، چنان که گفتیم شایسته است انسان به آن توجهی نکند. زیرا کنجکاوی است و اگر از واجباتی بود که مومن باید به آن معتقد باشد، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را آشکارا بیان می‌کرد. اما خطرناک این است که بگوییم: زمین می‌چرخد و خورشید ساکن است و اختلاف شب و روز به سبب چرخش زمین است. این اشتباه بزرگی به شمار می‌رود. زیرا با ظاهر قرآن و سنت مخالف است. ما به الله و رسولش ایمان داریم و می‌دانیم که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از روی آگاهی سخن می‌گوید و امکان ندارد ظاهر کلام الله مخالف با حق باشد. همچنین می‌دانیم که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیز با علم و آگاهی صحبت می‌کند و می‌دانیم که او ناصح‌ترین و فصیح‌ترین شخص است و امکان ندارد به امتش چیزی بگوید که منظورش بر خلاف آن باشد.

پس ما در چنین امور عظیمی وظیفه داریم به ظاهرِ کلام الله و ظاهر سنت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ایمان بیاوریم. البته به جز در امور یقینی و محسوس و معلوم که با ظاهر قرآن و سنت مخالف هستند. در چنین صورتی می‌گوییم: فهمیدیم که در اینجا، این ظاهرِ قرآن، صحیح نیست. نیز می‌شود گفت: قرآن چنین و چنان می‌خواهد، که موافق با واقع معیّن محسوسی باشد که هیچ کس در آن اختلافی ندارد. زیرا آن چیزی که دلالت قطعی داشته باشد، ممکن نیست متعارض باشد. یعنی: به هیچ عنوان نمی‌شود دو دلیل قطعی، با یکدیگر در تعارض باشند. زیرا اگر با هم متعارض باشند، امکان کنار گذاشتن یکی از آن دو وجود دارد و اگر چنین امکانی وجود داشته باشد، دیگر دلیل قطعی نیستند.

مهم اینکه در این مساله باید ایمان داشته باشیم که خورشید به دور زمین می‌چرخد و اختلاف شب و روز به خاطر چرخش زمین نیست، بلکه به سبب چرخش خورشید به دور زمین است.

***


[۱] صحیح بخاری: کتاب التفسیر، باب تفسیر سورة یس، باب قوله: والشمس تجری لمستقرّ لها ذلک تقدیر العزیز العلیم. حدیث شماره (۴۸۰۲). از ابوذر غفاری رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ با این لفظ: «كُنْتُ مَعَ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم فِي الْمَسْجِدِ عِنْدَ غُرُوبِ الشَّمْسِ، فَقَالَ: يَا أَبَا ذَرٍّ، أَتَدْرِي أَيْنَ تَغْرُبُ الشَّمْسُ؟ قُلْتُ: اللهُ وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ، قَالَ: فَإِنَّهَا تَذْهَبُ حَتَّى تَسْجُدَ تَحْتَ الْعَرْشِ».

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: ما معنى قوله تعالى: ﴿ وَتَرَى الْجَبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَنْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ ﴾ [النمل: ۸۸]؟ وهل يستدل بهذه الآية على صحة القول بدوران الأرض؟

فأجاب -رحمه الله تعالى-: بالنسبة لسؤال المرأة عن قوله تعالى: ﴿ وَتَرَى الجَبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةً وَهِيَ تَمُرُّ مَرَ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَنْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ ﴾ فهذه الآية في يوم القيامة، لأن الله ذكرها بعد ذكر النفخ في الصور وقال: ﴿ وَيَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَن فِي السَّمَوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَن شَاءَ اللَّهُ وَكُلُّ أَتَوْهُ دَاخِرِينَ العام وَتَرَى الْجَبَالَ تَحْسَبُهَا جَامِدَةُ وَهِيَ تَمُرُّ مَرَ السَّحَابِ صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَنْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ إِنَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَفْعَلُونَ مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْهَا وَهُم مِّن فَرَعَ يَوْمَدٍ عَامِنُونَ ﴾ [النمل: ۸۹-۸۷]، فالآية هذه في يوم القيامة بدليل ما قبلها وما بعدها وليست في الدنيا، وقوله: تحسبها جامدة أي ساكنة لا تتحرك، ولكنها تمر مر السحاب، لأنها تكون هباءً منثورا يتطاير.

وأما الاستدلال بها على صحة دوران الأرض فليس كذلك، هذا الاستدلال غير صحيح، لما ذكرنا من أنها تكون يوم القيامة. ومسألة دوران الأرض وعدم دورانها الخوض فيها في الواقع من فضول العلم، لأنها ليست مسألة يتعين على العباد العلم بها ويتوقف صحة إيمانهم على ذلك، ولو كانت هكذا لكان بيانها في القرآن والسُّنَّة بيانًا ظاهرا لا خفاء فيه، وحيث إن الأمر هكذا فإنه لا ينبغي أن يُنْعِبَ الإنسان نفسه في الخوض بذلك، ولكن الشأن كل الشأن فيما يذكر من أن الأرض تدور وأن الشمس ثابتة، وأن اختلاف الليل والنهار يكون بسبب دوران الأرض حول الشمس، فإن هذا القول باطل يبطله ظاهر ،القرآن فإن ظاهر القرآن والسُّنَّة يدل على أن الذي يدور حول الأرض أو يدور على الأرض هي الشمس، فإن الله يقول في القرآن الكريم: ﴿ وَالشَّمْسُ تَجْرِى لِمُسْتَقَةٍ لَهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ﴾ [يس: ٣٨] فقال: تجري فأضاف الجريان إليها وقال: ﴿ وَنَرَى الشَّمْسَ إِذَا طَلَعَت تَزَاوَرُ عَن كَهْفِهِمْ ذَاتَ الْيَمِينِ وَإِذَا غَرَبَت تَقْرِضُهُمْ ذَاتَ الشِّمَالِ ﴾ [الكهف: ١٧] فهنا أربعة أفعال كلها أضافها الله إلى الشمس إذا طلعت تزاور، وإذا غربت، تقرضهم هذه الأفعال الأربعة المضافة إلى الشمس ما الذي يقتضي صرفها عن ظاهرها، وأن نقول: إذا طلعت في رأي العين وتتزاور في رأي العين، وإذا غربت في رأي العين، وتقرضهم في رأي العين؟ ما الذي يوجب لنا أن نُحَرِّفَ الآية عن ظاهرها إلى هذا المعنى سوى نظريات أو تقديرات قد لا تبلغ أن تكون نظرية لمجرد أوهام؟ والله تعالى يقول: ﴿ مَا أَشْهَدتُهُمْ خَلَقَ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَا خَلْقَ أَنفُسِهِمْ ﴾ [الكهف: ٥١]، والإنسان ما أوتي من العلم إلا قليلا، وإذا كان يجهل حقيقة روحه التي بين جنبيه كما قال الله تعالى: ﴿ وَيَسْتَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَنِي وَمَا أُوتِيتُم مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا ﴾ [الإسراء: ٨٥]، فكيف يحاول أن يعرف هذا الكون الذي هو أعظم من خلقه؟ كما قال الله تعالى: ﴿ لَخَلْقُ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴾ [غافر: ٥٧]

فنحن نقول: إن نظرية كون اختلاف الليل والنهار من أجل دوران الأرض على الشمس، هذه النظرية باطلة، لمخالفتها لظاهر القرآن الذي تكلم به الخالق سبحانه وتعالى، وهو أعلم بخلقه وأعلم بما خلق، فكيف نُحَرِّفُ كلام ربنا عن ظاهره من أجل مجرد نظريات اختلف فيها أيضًا أهل النظر؟ فإنه لم يزل القول بأن الأرض ساكنة وأن الشمس تدور عليها، لم يزل سائدا إلى هذه العصور المتأخرة، ثم إننا نقول: إن الله تعالى ذكر أنه يُكَوِّرُ الليل على النهار ويكور النهار على الليل، والتكوير بمعنى التدوير، وإذا كان كذلك فمن أين يأتي الليل والنهار إلا من الشمس؟ وإذا كان لا يأتي الليل والنهار إلا من الشمس دل هذا على أن الذي يلتف حول الأرض هو الشمس، لأنه يكون كذلك بالتكوير.

ثم إن النبي صلى الله عليه وسلم ثبت عنه أنه قال لأبي ذر رضي الله عنه وقد غربت الشمس: «أتدري أين تذهب؟ قال: الله ورسوله أعلم. قال: «فإنها تذهب فتسجد تحت العرش» إلى آخر الحديث، وهذا دليل على أنها هي التي تتحرك نحو الأرض، لقوله: «أتدري أين تذهب»؟ وفي الحديث المذكور قال: «فإن أذن لها وإلا قيل: ارجعي من حيث جئت، فتخرج من مغربها»، وهذا دليل على أنها هي التي تدور على الأرض، وهذا الأمر هو الواجب على المؤمن اعتقاده، عملا بظاهر كلام ربه العليم بكل شيء، دون النظر إلى هذه النظريات التالفة والتي سيدور الزمان عليها ويُقْبُرُهَا كما قَبَر نظريات أخرى بالية، هذا ما نعتقده في هذه المسألة.

أما مسألة دوران الأرض فإننا كما قلنا أولا ينبغي أن يعرض عنها، لأنها من فضول العلم، ولو كانت من الأمور التي يجب على المؤمن أن يعتقدها إثباتا أو نفيا لكان الله تعالى يُبَيِّنُها بيانًا ظاهرًا، لكن الخطر كله أن نقول: إن الأرض تدور وإن الشمس هي الساكنة، وإن اختلاف الليل والنهار يكون باختلاف دوران الأرض، هذا هو الخطأ العظيم، لأنه مخالف لظاهر القرآن والسُّنَّة، ونحن مؤمنون بالله ورسوله، نعلم أن الله تعالى يتكلم عن علم، وأنه لا يمكن أن يكون ظاهر كلامه خلاف الحق ونعلم أن النبي صلى الله عليه وسلم يتكلم كذلك عن علم، ونعلم أنه أنصح الخلق، وأفصح الخلق، ولا يمكن أن يكون يأتي في أمته بكلام ظاهره خلاف ما يريده ، فعلينا في هذه الأمور العظيمة، علينا أن نؤمن بظاهر كلام الله وسنة رسوله صلى الله عليه وسلم، اللهم إلا أن يأتي من الأمور اليقينيات الحسيات المعلومة علمًا يقينيًا بما يخالف ظاهر القرآن، فإننا في هذه الحالة يكون فهمنا بأن هذا ظاهر القرآن غير صحيح، ويمكن أن نقول: إن القرآن يريد كذا وكذا مما يوافق الواقع المعين المحسوس الذي لا ينفرد فيه أحد، وذلك لأن الدلالة القطعية لا يمكن أن تتعارض، أي: إنه لا يمكن أن يتعارض دليلان قطعيان أبدًا، إذ إنه لو تعارضا لأمكن رفع أحدهما بالآخر، وإذا أمكن رفع أحدهما بالآخر لم يكونا قطعيين، والمهم أنه يجب علينا في هذه المسألة أن نؤمن بأن الشمس تدور على الأرض، وأن اختلاف الليل والنهار ليس بسبب دوران الأرض، ولكنه بسبب دوران الشمس حول الأرض.

مطالب مرتبط:

(۹۷۶) تفسیر آیه‌ی ۴۴ از سوره‌ی نمل

سلیمان عَلَيْهِ‌السَّلَام وقتی که دانست ملکه‌ی سبأ مشرک است و با قومش برای خورشید سجده می‌کنند، نامه‌ای برایش فرستاد که قصه‌اش در سوره‌ی نمل معروف است

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه