یکشنبه 3 شوال 1447
۱ فروردین ۱۴۰۵
22 مارس 2026

رد شبهه‌ی خوارج: اقرار به صحّت بیعت با شخص ظالم یا فاسق، همکاری بر گناه و تعدّی است

می‌گویند: ما امامت شخص ظالم یا فاسق را نمی‌توانیم قبول کنیم؛ زیرا این کار چیزی جز تعاون بر گناه و تعدی نیست، و همکاری با کسانی که بر علیه آنها خروج می‌کنند، همکاری بر نیکی و تقواست؛ زیرا الله تعالی می‌فرماید: {وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ}، یعنی: { و در نيكوكارى و پرهيزگارى با يكديگر همكارى كنيد و در گناه و تعدى دستيار هم نشويد}، [مائده:۲]، و موسی علیه الصلاة و السلام می‌گوید: {قَالَ رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيرًا لِلْمُجْرِمِينَ}، یعنی: {گفت پروردگارا به پاس نعمتى كه بر من ارزانى داشتى هرگز پشتيبان مجرمان نخواهم بود}، [قصص:۱۸].

اهل سنت:
شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله در «منهاج السنة» (ج۴ ص۵۲۵) می‌گوید: «اما اینکه یکی از آنها – یعنی حکام مسلمین – معصوم باشند؛ چنین چیزی اعتقاد هیچ یک از ائمه‌ی مسلمین نیست. نیز اینکه در همه‌ی امور، عدالت داشته باشد و مطیع الله باشد نیز اعتقاد هیچ یک از ائمه‌ی مسلمین نیست. نیز، وجوب اطاعت از او در هر دستوری و لو اینکه معصیت الهی باشد هم اعتقاد هیچ یک ازئمه‌ی مسلمین نیست. بلکه مذهب اهل سنت و جماعت این است که باید در کارهایی که طاعت الله محسوب می‌شوند با آنها همکاری کرد؛ بنا بر این پشت سر آنها نمازهای جمعه و عیدین و دیگر نمازهایی را که برپا می‌کنند، اقامه می‌شود؛ چرا که اگر پشت سر آنها نماز خوانده نشود، منجر به تعطیلی نماز می‌شود. نیز در رکاب آنها با کفار جنگیده می‌شود و به همراه آنها حج به جای آورده می‌شود، و در امر به معروف و نهی از منکر و اقامه‌ی حدود الهی، از آنها کمک گرفته می‌شود؛ زیرا اگر انسان به همراه انسان‌های گنهکار به حج رود، ضرری به حجش نمی‌رساند. جهاد و دیگر اعمال صالح نیز وقتی که شخص نیکوکار آنها را انجام دهد و شخص گنهکار نیز در انجامش با او همکاری کند، ضرری ندارد. حال تصور کنید که انجام این کارها به جز از راه همکاری با شخص گنهکار، امکان پذیر نباشد؟! چه رسد به اینکه حاکمی که این طاعت‌ها را انجام می‌دهد، دچار معصیت نیز باشد؟! همچنین برای عدالت در حکم کردن و تقسیم نمودن نیز از آنها کمک گرفته می‌شود؛ زیرا امکان ندارد که هیچ عاقلی در این زمینه اختلاف داشته باشد که آنها بسیاری از اوقات، در حکم کردن و تقسیم نمودنشان عدالت را رعایت می‌کنند. همچنین در کارهای نیک و تقوا، با آنها همکاری صورت می‌گیرد، و در کارهای گناه و تعدّی با آنها همراهی نمی‌شود».

ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله که این را می‌گوید، برای این سخن خود، سلف دارد. حنبل بن اسحاق رَحِمَهُ‌الله در «جزء» خود (ص۸۱) با سند صحیح از سلیمان بن قیس روایت می‌کند که گفت: «به جابر بن عبدالله انصاری رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ گفتم: امامی ظالم و ستمگر بر ما حکومت می‌کند. آیا به همراهش با اهل ضلالت بجنگم؟ گفت: بله! {عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُمْ مَا حُمِّلْتُمْ وَإِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا}، یعنی: {بر عهده اوست آنچه تكليف شده و بر عهده شماست آنچه موظف هستيد و اگر اطاعتش كنيد راه خواهيد يافت}،[نور:۵۴]»، و این سخن دالّ بر ترک خروج بر علیه چنین حاکمی است؛ زیرا جنگیدن با اهل ضلالت شامل کسانی نیز می‌شود که بر علیه او خروج کرده‌اند. چنان که در کلام شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله که نقل می‌کنیم، خواهید دید. شیخ الاسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله در «منهاج السنة» (ج۶ ص۱۱۶) در مورد کسانی که کمک به سلطان ظالم را در اموری که ظلم نیست، جایز دانسته‌اند، می‌گوید: «مذهب ابوحنیفه و شافعی و احمد این است، و گفته‌اند: در رکابِ هر امیری، چه عادل باشد و چه ظالم، جهاد می‌شود، و این در صورتی است که جنگ مورد نظر، جایز باشد. پس اگر با کفار یا مرتدین یا پیمان شکنان یا خوارج به صورت مشروع جنگید، در رکاب او با آنها جنگیده می‌شود. اما اگر جنگی ناجایز می‌خواست انجام دهد، در این جنگ با او همراهی نمی‌شود؛ بنا بر این، در نیکی و تقوا همکاری می‌شود، اما در گناه و تعدی، همراهی صورت نمی‌گیرد. مثل زمانی که شخص با قافله‌ای به حج یا عمره می‌رود که در میان قافله، کسانی هستند که ظالمند. در مورد شخص ظالم، جایز نیست که در ظلمش با او همراهی و تعاون صورت گرفته شود؛ زیرا الله تعالی می‌فرماید: {وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ}، یعنی: { و در نيكوكارى و پرهيزگارى با يكديگر همكارى كنيد و در گناه و تعدى دستيار هم نشويد}، [مائده:۲]، و موسی علیه الصلاة و السلام می‌گوید: {قَالَ رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيرًا لِلْمُجْرِمِينَ}، یعنی: {گفت پروردگارا به پاس نعمتى كه بر من ارزانى داشتى هرگز پشتيبان مجرمان نخواهم بود}، [قصص:۱۸]، و الله تعالی می‌فرماید: {وَلَا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ}، یعنی: {و به کسانی که ظلم کرده‌اند، متمایل مشوید که آتش به شما می‌رسد}، [هود:۱۱۳]، و می‌فرماید: {مَنْ يَشْفَعْ شَفَاعَةً حَسَنَةً يَكُنْ لَهُ نَصِيبٌ مِنْهَا وَمَنْ يَشْفَعْ شَفَاعَةً سَيِّئَةً يَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْهَا}، یعنی: {هر كس شفاعت پسنديده كند براى وى از آن نصيبى خواهد بود و هر كس شفاعت ناپسنديده‏ اى كند براى او از آن [نيز] سهمى خواهد بود}، [نساء:۸۵]، و شفیع، همکار است. پس هر کس که به کسی دیگر در امری کمک کند، بدون شک در آن کار شافع او شده است. بنا بر این جایز نیست که بر چیزی که الله و رسولش آن را حرام کرده‌اند، تعاون صورت گیرد؛ چه این شخص ولی امر باشد و چه هر شخص دیگری. اما زمانی که شخصی دارای گناه باشد و می‌خواهد کار خوبی انجام دهد، اگر با این شخص همکاری شود، حرام نیست. همان طور که وقتی گنهکاری می‌خواهد زکات مالش را پرداخت کند، یا به حج رود یا بدهکاری‌هایش را صاف نماید، یا مظالمی که نزدش است را پس دهد یا برای دخترانش وصیت کند، اگر با او همکاری شود، این همکاری بر نیکی و تقواست نه همکاری بر گناه و تعدی. حال چه رسد که این همکاری در مورد مسائل عموم باشد»؟!


گردآوری و ترجمه: سید ابوبکر یگانه قلاتی

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مطالب مرتبط:

رد شبهه‌ی خوارج: خروج قُرّاء به همراه ابن اشعث

خوارج می‌گویند: قرّاء در زمان ابن اشعث به همراه ایشان بر علیه حجاج بن یوسف خروج کردند. پس طبق ادعای شما همه‌ی آنها گمراه هستند. درست است؟ جواب: اگر خواننده‌ی ما به مقالات گذشته که در رد بر شبهات خوارج گرد آوری و ترجمه کرده‌ایم مراجعه نماید، خواهد دید که ما بارها تاکید کرده‌‌ایم که […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: چطور شریعت امر به اختیار نمودنِ شخص اصلح می‌کند، سپس به ولایت کسی که پایین‌تر از اوست، اقرار می‌نماید؟!

می‌گویند: از تناقضات بسیار واضحی که هیچ عقل و هیچ شریعتی نمی‌تواند بپذیرد این است که گفته شود: اختیار کردنِ شخص اصلح برای امامت، واجب است. ولی بعد به مردم امر شود که اگر شخصی بدون صلاحیت، بر حکم و قدرت چیره شد، باید در برابرش سر تسلیم فرود آورد!! جواب: بله، اگر قضیه‌ی انتخاب […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: ابن کثیر رَحِمَهُ‌الله، خروج را بر علیه مغولان واجب دانسته، در حالی که آنها در اصل، مسلمان بودند.

خوارج می‌گویند:ابن کثیر در تفسیر خود در تفسیر آیه‌ی: {أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ}، یعنی: {آيا خواستار حكم جاهليت‏اند و براى مردمى كه يقين دارند داورى چه كسى از [داوری] الله بهتر است} [مائده:۵۰]، در حالی که از کتاب یاسا سخن می‌گوید که مغولان آن را آورده و آن را […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: خروج حسین بن علی رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا

خوارج می‌گویند: حسین بن علی رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُمَا نیز بر یزید بن معاویه خروج کرد. بنا بر این خروج بر علیه حکام، نمی‌تواند حرام باشد. چه اینکه اگر حرام بود، نوه‌ی پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم این کار را نمی‌کرد. جواب: اول: جواب علمی تأصیلی به این شبهه، مثل همان است که در رد بر شبهه‌ی خروج عبدالله بن زبیر […]

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: تقسیم کفر به کفرِ اعتقادی و عملی، بدعتی ارجاء گونه است.

پاسخ به شبهه‌ی خوارج که می‌گویند از نظر شما کفر فقط در مسائل اعتقادی است و در مسائل عملی وارد نمی‌شود و این نظر را ارجاء می‌دانند.

ادامه مطلب …

رد شبهه‌ی خوارج: روایتی از امام احمد وجود دارد مبنی بر اینکه خلیفه‌ی مبتدع، خلع می‌شود

خوارج می‌گویند: دکتر عبدالله الدُّمَیجی در کتاب خود «الإمامة العظمی» (ص۴۹۸) می‌گوید: «بلکه تصریح کرده که خلیفه‌ی مبتدع در صور وجود استطاعت، خلع می‌گردد. ابن ابی یعلی در ذیل کتاب خودش «طبقات الحنابله» با سند متصل، اعتقاد امام احمد را ذکر کرده است. او می‌گوید: و ایشان می‌گفت: (هر کدام از آنها – یعنی خلفا […]

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه