پنج‌شنبه 30 رمضان 1447
۲۸ اسفند ۱۴۰۴
19 مارس 2026

(۶۹۴۷) حکم نگاه شرع به ازدواج با زن بیوه و پاسخ به طعنه‌های اطرافیان

(۶۹۴۷) سوال: من مردی ۳۵ ساله هستم و با زنی که ۱۵ سال دارد ازدواج کرده‌ام، من در ۲۸ سالگی با او را ازدواج کردم، با این علم که این زن قبلاً با شخص دیگری ازدواج کرده و تنها سه ماه با او زندگی کرده و هیچ فرزندی از او نداشته است و من بلافاصله بعد از طلاقش با او ازدواج کردم و اکنون هفت سال است که با هم زندگی می‌کنیم و او برای من پنج فرزند به دنیا آورده، از جمله سه دختر و دو پسر و زندگی من با او بسیار خوشبختانه و دور از مشکلات است و این زن متدین است اما مشکل این است که بستگان و همکارانم بر این موضوع عیب می‌گیرند و در سخنانشان با مسخره می‌گویند که من با زنی بیوه ازدواج کرده‌ام و هنوز در ذمه‌ی من ازدواج هست، لذا از شما خواهش می‌کنم که من را با آنچه که مناسب می‌دانید، راهنمایی کنید، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ شما را برکت دهد، آیا برای من جایز است که با زنی جوان‌ ازدواج کنم و او را ترک کنم یا اینکه با او بمانم و با زنی دیگر نیز ازدواج کنم؟ ما را راهنمایی کنید، الله در شما را برکت بیندازد؟

جواب:

می‌گوییم که ازدواج تو با این زنی که قبل از تو ازدواج کرده، اشکالی ندارد و بر تو عیب و سرزنشی نیست و آنهایی که تو را سرزنش می‌کنند یا بر تو عیب می‌گذارند، همان‌ها هستند که باید سرزنش شوند و بر آن‌ها عیب است و اجازه ندارند بین مرد و همسرش دخالت یا تعرض کنند و آنها مانند کسانی هستند که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در مورد آنها فرموده است: {فَیَتَعَلَّمُونَ مِنۡهُمَا مَا یُفَرِّقُونَ بِهِۦ بَیۡنَ ٱلۡمَرۡءِ وَزَوۡجِهِۦ} [سوره البقرة: ۱۰۲]: (پس از آن دو (فرشته) چیزهایی می‌آموختند که به وسیله‌ی آن، میان مرد و همسرش جدایی بیفکنند).

نصیحت من به تو این است که با همسرت بمانی مادام که در خوشبختی به سر می‌برید و فرزندانی دارید و به سبب سرزنش‌های نادانان، به فکر همسر دیگری نباشی و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بهترین مخلوق و پرهیزکارترین مخلوقات الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بود بیشترین عبادت را برای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به جا می‌آورد، با نخستین کسی که ازدواج کرد یک زن بیوه یعنی خدیجه بنت خویلد رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا بود بلکه‌ی همه همسران رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم جز عایشه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا، بیوه بودند؛ بنابراین، بر انسان عیبی نیست که با زنی که قبلاً شوهر داشته، ازدواج کند و مادامی که با خانواده‌ات خوشبخت هستی، پس به آنها متسمک باش و به فکر غیر از ایشان نباش.

اما در مورد ازدواج مرد با وجود همسرش، از نظر خود ازدواج، اشکالی ندارد، انسان می‌تواند با یک زن یا دو زن یا سه زن یا چهار زن ازدواج کند اما اینکه بخواهد به خاطر سرزنش این نادانان ازدواج کند، وجهی ندارد.

قبل از اینکه پاسخ این سوال را به پایان برسانم، می‌خواهم به نکته‌ای در سوال او اشاره کنم، یعنی او گفت: «من بعد از طلاقش از شوهر اولش، بلافاصله با او ازدواج کردم» ظاهر این عبارت این را می‌رساند که او قبل از اینکه همسرش عده‌اش را تمام کند، با او ازدواج کرده است؛ اگر این چنین باشد، اکنون باید عقد نکاح را دوباره انجام دهد زیرا ازدواج با زن در حالت عده بر اساس نص و اجماع باطل است، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فرموده است: {وَلَا تَعۡزِمُوا۟ عُقۡدَةَ ٱلنِّكَاحِ حَتَّىٰ یَبۡلُغَ ٱلۡكِتَـٰبُ أَجَلَهُۥ} [سوره البقرة: ۲۳۵]: (و تصمیم به عقد ازدواج نگیرید تا مدت مقرر (عده) به سرآید).

علما رَحِمَهُمُ‌الله بر باطل بودن نکاح زن در حال عده اجماع دارند.

 اگر این عبارت به معنای ازدواج بعد از پایان عده باشد، در این صورت ازدواج صحیح است و هیچ اشکالی ندارد، بنابراین امیدوارم برادر سوال‌کننده به این نکته توجه کند.

اگر فرض کنیم احتمال اول واقعیت دارد و او پس از طلاق، به طور مستقیم و قبل از پایان عده با او ازدواج کرده، واجب است همانطور که گفتم عقد را دوباره ببندد و فرزندان او از این زن فرزندان شرعی هستند زیرا این فرزندان از طریق وطء شبهه به وجود آمده‌اند و علما ذکر کرده‌اند که فرزندان به شخصی که با شبهة وطء کرده است، نسبت داده می‌شوند چه شبهه‌ی عقد باشد و چه شبهه‌ی اعتقاد.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: أنا رجل في الخامسة والثلاثين من العمر، وقد تزوجت امرأة تبلغ من العمر الخامسة عشرة، وقد تزوجتها وأنا في الثامنة والعشرين، علما بأن هذه المرأة قد سبق لها الزواج من شخص آخر، ولم تبق معه سوى ثلاثة أشهر فقط، ولم تنجب له أي ولد، وقد تزوجتها من بعد طلاقها منه مباشرة، وما تزال تعيش معي مدة سبع سنوات، وقد أنجبت لي من الأطفال خمسة، منهم ثلاث بنات وولدان، علما بأن حياتي معها سعيدة جدا، وبعيدة عن المشكلات، وعلما بأن هذه المرأة دينة، ولكن المشكلة بأن أقاربي وزملائي قد عابوا على مثل هذا، وسخروا بالكلام بقولهم بأنني تزوجت امرأة ثيبا، ويقولون لي بأن زواجي ما زال في ذمتي. فأرجو من فضيلتكم نصحي بما ترونه، بارك الله فيكم، وهل يصح لي أن أتزوج عليها امرأة أخرى – أي امرأة شابة – وأتركها، أو أتزوج عليها، وتبقى معي؟ أفيدونا بارك الله فيكم؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: نفيدك بأن زواجك بهذه المرأة التي قد تزوجت من قبلك لا بأس به، ولا لوم عليك فيه، وهؤلاء الذين يلومونك، أو يعيبون عليك هم الذين يُلامون ويُعابون، وليس لهم التعرض، أو التدخل بين الرجل وزوجته وما أشبههم بمن قال الله فيهم ﴿ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنۡهُمَا مَا یُفَرِّقُونَ بِهِۦ بَیۡنَ ٱلۡمَرۡءِ وَزَوۡجِهِۦ ﴾ [البقرة: ١٠٢].

ونصيحتي لك أن تبقى مع زوجتك ما دمتها في سعادة وبينكما أولاد، وألا تطمح إلى زوجة أخرى لهذا السبب الذي عابك فيه من عابك من الجهال، والنبي – عليه الصلاة والسلام – أشرفُ الخلق، وأتقاهم الله، وأشدهم عبادة له، كان أول من تزوج بها امرأة ثيب، وهي خديجة بنت خويلد رضي الله عنها بل إن جميع زوجات النبي صلى الله عليه وسلم كن ثيبات سوى عائشة  رضي الله عنها فلا لوم، ولا عيب صلى الله عليه وسلمكن على الإنسان إذا تزوج امرأة كانت ثيبا من زوج قبله، وما دمت في سعادة مع أهلك، فاستمسك بهم، ولا تطمح لغيرهم.

وأما تزوج الرجل على امرأته من حيث هو زواج، فليس به بأس، فالإنسان له أن يتزوج بواحدة أو باثنتين، أو بثلاث، أو بأربع، ولكن كونه يتزوج من أجل لوم هؤلاء الجاهلين فلا وجه له.

وقبل أن أختم الجواب على هذا السؤال أود أن أنبه على كلمة جاءت في سؤاله وهي :قوله وقد تزوجتها بعد طلاقها منه مباشرة. فإن ظاهر هذه العبارة أنه تزوجها قبل أن تَعْتَدَّ مِن زوجها الأول، فإن كان ذلك هو الواقع، فإنه يجب عليه الآن أن يُعيد عقد النكاح، لأن نکاح المعتدة باطل بالنص والإجماع، قال الله تعالى ﴿ وَلَا تَعۡزِمُوا۟ عُقۡدَةَ ٱلنِّكَاحِ حَتَّىٰ یَبۡلُغَ ٱلۡكِتَـٰبُ أَجَلَهُۥ ﴾ [البقرة: ٢٣٥].

وقد أجمع العلماء -رحمهم الله – على فساد نكاح المعتدة من الغير.

وإن كانت هذه العبارة يراد بها بعد طلاقها منه مباشرة، يعني وانتهاء عدتها، فالنكاح صحيح ولا إشكال فيه فأرجو أن ينتبه الأخ السائل لهذه المسألة.

وإذا فُرض أن الاحتمال الأول هو الواقع، وأنه تزوجها بعد الطلاق مباشرة قبل انقضاء العِدَّة، فإنه يجب إعادة العقد كما قلت، وأولاده الذين جاؤوا من هذه المرأة أولاد شرعيون، لأن هؤلاء الأولاد جاؤوا بوطء شبهة، وقد ذكر أهل العلم أن الأولاد يُلحقون الواطئ بشبهة، سواء كانت شبهة عقد، أم شبهة اعتقاد.

مطالب مرتبط:

(۶۸۵۵) حکم پذیرش هدیه از کسی که احسان خود را بر زبان می‌آورد

در مورد احسان‌کننده، برای او حرام است که بر صدقه و احسان خود منّت بگذارد زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید...

ادامه مطلب …

(۶۹۱۹) چرا کعبه به “بیت‌الله الحرام” نام‌گذاری شده است؟

کعبه "بیت‌الله" نامیده شده است زیرا محل تعظیم الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است و مردم از هر مکان به سوی آن می‌روند تا فریضه‌ای را که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر آنان واجب کرده، یعنی حج به خانه او را انجام دهند ...

ادامه مطلب …

(۶۹۲۲) کسی که در ماه رمضان بر عبادات حریص است و پس از ماه مبارک رمضان آن‌ها را رها می‌کند؛ آیا عمل او درست است؟

اگر تمام اعمال را رها کند، از جمله نماز، کسی که نماز را ترک کند، کافر شده است اما اگر تنها برخی از عبادات غیر واجب را ترک کند، او از انجام این اعمال صالح محروم شده اما تا زمانی که این عبادات واجب نبوده‌اند، گناهی را مرتکب نشده است....

ادامه مطلب …

(۶۸۹۴) آیا جایز است هنگام بارش باران قرآن تلاوت کرد؟

تلاوت قرآن هنگام بارش باران مشروع نیست بلکه تلاوت قرآن در هر زمانی مشروع است اما آنچه هنگام بارش باران مشروع است، این است که بگوید: «اللهمَّ صَيِّبًا نَافِعًا»[1]: (بار الهی آن را بارانی سودمند قرار بده) ...

ادامه مطلب …

(۶۸۹۸) اعتدال و توازن در اسلام چگونه است؟

اعتدال و توازن در اسلام این است که انسان در اطاعت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ کوتاهی نکند و چیزی به آن زیاد نیز نکند زیرا دین الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ میان کسانی که در آن افراط و تفریط دارند، قرار گرفته است؛ لذا تکلف و سخت‌گیری در اسلام مشروع نیست و کوتاهی و بی‌توجهی هم مشروع نمی‌باشد، بنابراین انسان باید میانه‌رو باشد....

ادامه مطلب …

(۶۸۵۹) حکم اشتغال همراهان مقیم با وجود منع قانونی در اقامت

حرام است که فرد از شرایطی که هنگام اعطای اقامت به او وضع شده، تجاوز کند؛ لذا اگر یکی از شرایط این باشد که نباید کار کند، بر او واجب است که از کار کردن خودداری کند....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه