پنج‌شنبه 20 ذیقعده 1447
۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
7 می 2026

(۶۹۴۲) حکم وسوسه‌ی نفس و اندیشه‌های ناپسند در شریعت

(۶۹۴۲) سوال: نفس من به انجام کار زشت یا گفتن سخن بد وا می‌دارد اما در بسیاری از مواقع آن گفتار یا عمل را ظاهر نمی‌کنم؛ آیا در این صورت گناهکار می‌شوم؟

جواب:

اگر انسان نفسش او را به انجام کار حرام وا دارد، چه ترک واجبی باشد یا انجام کاری حرام باشد اما از آن وسوسه دست بکشد و واجب خود را انجام دهد و آنچه را که بر او حرام است ترک کند، برای این ترک، پاداش می‌گیرد زیرا این ترک را به خاطر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ انجام داده است و در حدیث صحیح آمده است: «إِنَّ اللَّهَ كَتَبَ الْحَسَنَاتِ وَالسَّيِّئَاتِ، ثُمَّ بَيَّنَ ذَلِكَ، فَمَنْ هَمَّ بِحَسَنَةٍ فَلَمْ يَعْمَلْهَا كَتَبَهَا اللَّهُ عِنْدَهُ حَسَنَةً كَامِلَةً، وَإِنْ هَمَّ بِهَا فَعَمِلَهَا كَتَبَهَا اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ عِنْدَهُ عَشْرَ حَسَنَاتٍ، إِلَى سَبْعِمِائَةِ ضِعْفٍ، إِلَى أَضْعَافٍ كَثِيرَةٍ، وَإِنْ هَمَّ بِسَيِّئَةٍ فَلَمْ يَعْمَلْهَا كَتَبَهَا اللَّهُ عِنْدَهُ حَسَنَةً كَامِلَةً، وَإِنْ هَمَّ بِهَا فَعَمِلَهَا كَتَبَهَا اللَّهُ سَيِّئَةً وَاحِدَةً»[۱]: (الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ نيكى‌ها و گناهان را نوشته است سپس اين را بيان نموده كه هر كسى خواست نيكى كند ولى آن را انجام نداد، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن نيكى را به صورت كامل در نزد خويش مى‌نویسد و اگر خواست نيكى كند و آن را انجام داد، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در نزد خويش ده نيكى تا هفتصد برابر يا بسيار بيشتر از آن مى‌نويسد و اگر خواست گناهى كند ولى آن را انجام نداد، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در نزد خويش يک نيكى كامل مى‌نويسد و اگر خواست گناهى كند ولى آن را انجام داد، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ تنها يک گناه براى آن مى‌نويسد) زیرا او آن را به خاطر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ترک کرده است.

 مناسبت دارد که اینجا بررسی کنیم که آیا کسی که از انجام گناه خودداری می‌کند، پاداش می‌گیرد یا خیر؟ می‌گوییم که کسی که گناه را ترک می‌کند، از یکی از این چهار حالت خارج نیست:

حالت اول: اگر گناه را به دلیل ناتوانی در انجام آن ترک کند در حالی که اسبابی که به آن منجر می‌شود را انجام داده است، برای او گناه همانند کسی که آن را انجام داده، نوشته می‌شود، به دلیل فرمایش رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم که می‌فرمایند: «إِذَا الْتَقَى الْمُسْلِمَانِ بِسَيْفَيْهِمَا فَالْقَاتِلُ وَالْمَقْتُولُ فِي النَّارِ. فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، هَذَا الْقَاتِلُ، فَمَا بَالُ الْمَقْتُولِ؟ قَالَ: إِنَّهُ كَانَ حَرِيصًا عَلَى قَتْلِ صَاحِبِهِ»[۲]: (هرگاه دو مسلمان با شمشيرهايشان در برابر همديگر قرار گيرند، قاتل و مقتول در آتش (دوزخ) هستند؛ گفتم: اى رسول الله، اين (جزاى) قاتل است، چرا (جزاى) مقتول هم اين است؟ گفت: او نيز براى كشتن طرف مقابلش حریص بود).

حالت دوم: اگر گناه را از ترس و خشیت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ترک کند، برای این ترک، پاداش یک حسنه کامل نوشته می‌شود زیرا این ترک به خاطر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بوده است.

حالت سوم: گناه را ترک کند زیرا هیچ‌گاه به ذهنش خطور نکرده و اصلاً قصد انجام آن را نداشته است، این حالت نه پاداشی دارد و نه گناهی برای او نوشته می‌شود یعنی نه اجر دارد و نه گناه.

حالت چهارم: اگر گناه را به دلیل ناتوانی از انجام آن رها کند اما هیچ اقدامی برای رسیدن به آن انجام نداده و تنها نیت و آرزوی آن را داشته باشد، به اندازه نیتش برای او گناه نوشته می‌شود اما نه به اندازه کسی که اقداماتی برای رسیدن به گناه انجام داده و مشتاق آن بوده ولی نتوانسته است بلکه او در مقایسه با نفر اول که اشاره کردیم کمتر گناه دارد.


[۱] صحیح بخاری: كتاب الرقاق، باب من هم بحسنة أو بسيئة شماره (٦٤٩١)، وصحیح مسلم: كتاب الإيمان، باب إذا هم العبد بحسنة، شماره (۱۳۱).

[۲] صحیح بخاري: كتاب الإيمان، باب ﴿وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا﴾ [الحجرات: ٩]، شماره (۳۱)، وصحیح مسلم:  كتاب الفتن وأشراط الساعة، باب إذا تواجه المسلمان بسيفهما، شماره (۲۸۸۸).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: تراودني نفسي في عمل منكر، أو قول سوء، ولكنني في أَحَايِينَ كثيرة لا أُظهر القول، أو الفعل، فهل آثَمُ بذلك؟

فأجاب رحمه الله تعالى: إذا راود الإنسان نفسه على عمل محرم، سواء كان ذلك ترك واجب أم فِعْل مُحرَّم ، ولكنه ترك هذه المراودة، وقام بما يجب عليه، وترك ما يحرم عليه، فإنه يؤجر على هذا الترك الذي حصل منه، لأن تركه هذا الله، وقد ثبت في الحديث الصحيح: «إِنَّ اللَّهَ كَتَبَ الحَسَنَاتِ وَالسَّيِّئَاتِ ثُمَّ بَيَّنَ ذَلِكَ، فَمَنْ هَمَّ بِحَسَنَةٍ فَلَمْ يَعْمَلُهَا كَتَبَهَا اللَّهُ لَهُ عِنْدَهُ حَسَنَةٌ كَامِلَةٌ، فَإِنْ هُوَ هَمَّ بِهَا فَعَمِلَهَا كَتَبَهَا اللَّهُ لَهُ عِنْدَهُ عَشْرَ حَسَنَاتٍ إِلَى سَبْعِ مِائَةِ ضِعْفٍ إِلَى أَضْعَافٍ كَثِيرَةٍ، وَمَنْ هَمَّ بِسَيِّئَةٍ، فَلَمْ يَعْمَلُهَا كَتَبَهَا اللَّهُ لَهُ عِنْدَهُ حَسَنَةٌ كَامِلَةٌ، فَإِنْ هُوَ هَمَّ بِهَا فَعَمِلَهَا، كَتَبَهَا اللَّهُ لَهُ سَيِّئَةً وَاحِدَةً». لأنه تركها الله -عز وجل-.

وهنا ينبغي أن تفصل فيمن ترك المحرَّم هل يؤجر، أو لا يؤجر؟ فنقول: لا يخلو تارك المحرم من إحدى أربع حالات:

الحال الأولى: إما أن يتركه عجزا عنه مع فعل الأسباب التي تؤدي إليه، فهذا يكتب له وزر فاعله، لقول النبي صلى الله عليه وسلم: “إِذَا التَقَى الْمُسْلِمَانِ بِسَيْفَيْهِمَا فَالْقَاتِلُ وَالمَقْتُولُ فِي النَّارِ». قالوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ هَذَا القَاتِلُ فَمَا بَالُ الْمَقْتُولِ؟ قَالَ: «إِنَّهُ

كَانَ حَرِيضًا عَلَى قَتْلِ صَاحِبِهِ».

الحال الثانية: أن يدع المحرَّم خوفا من الله -عز وجل- وخشية منه، فهذا يكتب له بهذا الترك حسنة كاملة ، لأنه تركه الله -عز وجل-.

الحال الثالثة: أن يترك المحرم لأنه لم يطرأ له على بال، ولم يهم به أصلا، فهذا لا له، ولا عليه، أي ليس له أجر، وليس عليه وزر. الحال الرابعة: وهي أن يدع المحرَّم لعجزه عنه، لكن لم يفعل الأسباب التي توصله إليه، وإنما ينوي ويتمنى، فهذا عليه الوزر بقدر نيته، وليس كالذي قام بفعل الأسباب، وحرص وفعل، ولكن لم يتمكن، بل هذا دونه، أي دون الأول الذي أشرنا إليه.

مطالب مرتبط:

(۶۸۹۸) اعتدال و توازن در اسلام چگونه است؟

اعتدال و توازن در اسلام این است که انسان در اطاعت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ کوتاهی نکند و چیزی به آن زیاد نیز نکند زیرا دین الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ میان کسانی که در آن افراط و تفریط دارند، قرار گرفته است؛ لذا تکلف و سخت‌گیری در اسلام مشروع نیست و کوتاهی و بی‌توجهی هم مشروع نمی‌باشد، بنابراین انسان باید میانه‌رو باشد....

ادامه مطلب …

(۶۸۹۱) آیا کسی که بیش از سه شب با برادر خود دعوا کرده باشد، گناهکار است؟

اگر کسی معصیت‌کار باشد و در قطع رابطه با او مصلحتی وجود داشته باشد، پس او را هجر می‌کنیم تا از آن گناه دست بردارد ولی اگر هجر او سودی ندارد، پس به او سلام کرده می‌شود حتی اگر معصیت‌کار باشد زیرا معصیت‌ها، فرد را از ایمان خارج نمی‌کنند و مشمول نهی از قطع رابطه با مؤمن بیش از سه روز می‌باشد.....

ادامه مطلب …

(۶۹۳۵) حکم آرزو کردن مرگ به دلیل مصیبتی که به انسان رسیده

لذا برای کسی که دچار مصیبت یا سختی و تنگی یا مشکلی شده، حلال نیست که آرزوی مرگ کند بلکه باید صبر نماید و از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ امید اجر داشته باشد...

ادامه مطلب …

(۶۸۴۷) چگونه سرپرست و ولی بیمار می‌تواند ساحر را بشناسد؟

اسباب متعددی برای شناخت ساحر وجود دارد و محدود به یک جهت نیست بلکه از جهات مختلفی ممکن است ساحر شناخته شود....

ادامه مطلب …

(۶۹۳۶) آیا برای من جایز است که با مادرم زندگی کنم در حالی که او تحت قیمومیت مرد دیگری است؟

هیچ اشکالی برای تو و برادرت نیست که در کنار مادرتان زندگی کنید زیرا خانه متعلق به اوست و او مالک آن است...

ادامه مطلب …

(۶۸۹۷) حکم شرعی هدیه‌دادن زنان هنگام دیدار یکدیگر

اگر این عرف باشد، اشکالی ندارد...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه