پنج‌شنبه 3 محرم 1448
۲۸ خرداد ۱۴۰۵
18 ژوئن 2026

(۶۶۶۰) حکم دروغ گفتن به صورت شوخی

(۶۶۶۰) سوال: انسان وقتی همراه دوستان و عزیزانش شوخی می‌کند، در سخنانش دروغی را برای خنده وارد کلامش می‌کند، آیا این در اسلام حرام است؟

جواب:

بله این در اسلام حرام است زیرا همه‌ی دروغ حرام می‌باشد و واجب است که از آن پرهیز نمود چنانچه رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «وَإِنَّ الْكَذِبَ يَهْدِي إِلَى الْفُجُورِ، وَإِنَّ الْفُجُورَ يَهْدِي إِلَى النَّارِ، وَإِنَّ الرَّجُلَ لَيَكْذِبُ حَتَّى يُكْتَبَ كَذَّابًا»[۱]: (و حقیقتا دروغ به فساد می‌کشاند و فساد هدایت‌گر مسیر آتش می‌باشد؛ و آن مرد دروغ می‌گوید تا اینکه (نزد الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ) به عنوان کذاب و دروغگو ثبت می‌شود. (

 همچنین ایشان فرمودند: «وَيْلٌ لِلَّذِي يُحَدِّثُ فَيَكْذِبُ لِيُضْحِكَ بِهِ الْقَوْمَ، وَيْلٌ لَهُ، وَيْلٌ لَهُ»[۲]: (وای به حال کسی که در سخن گفتن دروغ می‌گوید تا دیگران را بخنداند؛ وای به حال او، وای به حال او) بنابراین واجب است که از همه‌ی دروغ پرهیز نمود، نه برای خنداندن کسی و نه برای شوخی و نه با جدی، دروغ نگفت و انسان هنگامی که خود را به راستی عادت داد و دنبال راستی بود، او در ظاهر و باطن صادق خواهد گشت و برای همین رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «وَإِنَّ الرَّجُلَ لَيَصْدُقُ حَتَّى يَكُونَ صِدِّيقًا»: (و مرد به راست‌گویی ادامه می‌دهد تا اینکه (به مقام) صدیق می‌رسد. (

 برای هیچ‌کدام از ما نتایج راستی و صدق پوشیده نیست و آن (قصه‌ی) کعب بن مالک رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ و دو رفیقش هلال بن أُمیة رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ و مُرارة بن الربیع رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ است که در غزوه‌ی تبوک همراه رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نرفتند باص داقت اعتراف کردند که هیچ عذری نداشته‌اند، پس چه اتفاقی برای آنان افتاد؟ آیاتی از کتاب الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در ثنای ایشان نازل شد و امر به اقتدای به ایشان نمود، چنانچه الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فرموده است: {لَّقَد تَّابَ ٱللَّهُ عَلَى ٱلنَّبِیِّ وَٱلۡمُهَـٰجِرِینَ وَٱلۡأَنصَارِ ٱلَّذِینَ ٱتَّبَعُوهُ فِی سَاعَةِ ٱلۡعُسۡرَةِ مِنۢ بَعۡدِ مَا كَادَ یَزِیغُ قُلُوبُ فَرِیقمِّنۡهُمۡ ثُمَّ تَابَ عَلَیۡهِمۡۚ إِنَّهُۥ بِهِمۡ رَءُوفرَّحِیمࣱ* وَعَلَى ٱلثَّلَـٰثَةِ ٱلَّذِینَ خُلِّفُوا۟} [سوره التوبة: ۱۱۷- ۱۱۸]: (قطعاً الله رحمت خود را شامل حال پیامبر و مهاجران و انصار، آنان که در زمان سختی (و تنگدستی) از او پیروی کردند؛ نمود، بعد ازآنکه نزدیک بود، دل‌های گروهی از آن‌ها (از حق) منحرف شود، سپس توبه‌ی آن‌ها را پذیرفت، بی‌گمان او (نسبت) به آن‌ها رؤوف مهربان است* و به آن سه نفری که (از جنگ تبوک) تخلف نمودند) لذا توبه‌ی آن‌ها را به صورت خاص ذکر کرد (در حالی که داستان یکسان است) به خاطر صدق و راستی بزرگی که داشتند: {وَعَلَى ٱلثَّلَـٰثَةِ ٱلَّذِینَ خُلِّفُوا۟ حَتَّىٰۤ إِذَا ضَاقَتۡ عَلَیۡهِمُ ٱلۡأَرۡضُ بِمَا رَحُبَتۡ وَضَاقَتۡ عَلَیۡهِمۡ أَنفُسُهُمۡ وَظَنُّوۤا۟ أَن لَّا مَلۡجَأَ مِنَ ٱللَّهِ إِلَّاۤ إِلَیۡهِ ثُمَّ تَابَ عَلَیۡهِمۡ لِیَتُوبُوۤا۟ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِیمُ* یَـٰۤأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ ٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَكُونُوا۟ مَعَ ٱلصَّـٰدِقِینَ} [سوره التوبة: ۱۱۸-۱۱۹]: (و به آن سه نفری که (از جنگ تبوک) تخلف نمودند، (لطف و احسان نمود)؛ تا آنگاه که زمین با همه‌ی فراخی‌اش بر آن‌ها تنگ شد، و از خود به تنگ آمدند، و دانستند که پناه‌گاهی از الله جز به سوی او نیست، سپس رحمت خود را شامل حال آن‌ها نمود، تا توبه کنند (و توبه‌ی آنان را پذیرفت) بی‌گمان الله است که توبه‌پذیر مهربان است*‌ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید، از الله بترسید، و با راستگویان باشید. (

 برای این سه نفری که با رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم صادق بودند این آیات در موردشان نازل شد و آیه‌ی وسط این سه آیات به صورت خاص برای آن‌ها نازل شد که الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ توبه‌ی آنان را پذیرفته است و با ذکرشان در کتابی که تا روز قیامت در نماز و خطبه‌ها خوانده می‌شود، آن‌ها را بالا برد. [۳]

لذا‌ای برادر مسلمانم برشما است که صادق باشید و راستگویی بین خود و الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و بین خود و بندگان الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را دنبال کنی و از دروغ برحذر باشی که دروغ همانطور که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بدان خبر داده است: «وَإِنَّ الْكَذِبَ يَهْدِي إِلَى الْفُجُورِ، وَإِنَّ الْفُجُورَ يَهْدِي إِلَى النَّارِ، وَإِنَّ الرَّجُلَ لَيَكْذِبُ حَتَّى يُكْتَبَ كَذَّابًا»: (و حقیقتا دروغ به فساد می‌کشاند و فساد هدایت‌گر مسیر آتش می‌باشد؛ و آن مرد دروغ می‌گوید تا اینکه (نزد الله  سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ) به عنوان کذاب و دروغگو ثبت می‌شود. (

و نگو: من با قصه‌های دروغین مردم را خوشحال می‌کنم و می‌خندانم چراکه ضرر آن بر تو و آنان بزرگ است، پس با قصه‌های واقعی و فایده‌دار که ایمان آن‌ها را زیاد می‌کند خوشحال کن و بر خیر و خوبی تشویقشان نما مثل آنچه از سیرت رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم خلفای راشیدین که می‌دانی و… برای آن‌ها ذکر کن از آنچه در کتاب‌هایی که در این زمینه تألیف گشته است.


[۱] صحیح بخاری: كتاب الأدب، باب قول الله- تعالى- ﴿يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ﴾ [التوبة : ۱۱۹] وما ينهى عن الكذب، شماره (٥٧٤٣)، و صحیح مسلم: كتاب البر والصلة والآداب، باب قبح الكذب وحسن الصدق، شماره (٢٦٠٧).

[۲] تخریج آن گذشت.

[۳] صحیح بخاری: كتاب المغازي، باب حديث كعب بن مالك، وقول الله -عز وجل- ﴿وَعَلَى الثَّلَاثَةِ الَّذِينَ خُلِفُوا﴾ [التوبة: ۱۱۸] ، شماره (٤١٥٦) ، و صحیح مسلم:  کتاب التوبة، باب حديث توبة كعب بن مالك وصاحبيه، شماره (٢٧٦٩).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: في كلام الإنسان حين مَزْحِه مع أصدقائه وأحبابه يُدْخِل شيئا من الكذب للضحك، فهل هذا محظور في الإسلام؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: نعم هو محظور في الإسلام، لأن الكذب كله محظور ويجب الحذر منه، قال النبي عليه الصلاة والسلام: «وَإِنَّ الكَذِبَ يَهْدِي إِلَى الفُجُورِ ، وَإِنَّ الفُجُورَ يَهْدِي إِلَى النَّارِ، وَإِنَّ الرَّجُلَ لَيَكْذِبُ حَتَّى يُكْتَبَ عِنْدَ اللَّهِ كَذَّابًا».

وورد عنه صلى الله عليه وسلم أنه قال: «وَيْلٌ لِلَّذِي يُحَدِّثُ فَيَكْذِبُ لِيُضْحِكَ بِهِ الْقَوْمَ وَيْلٌ لَهُ، وَيْلٌ لَهُ». وعلى هذا فيجب الحذر من الكذب كله، لا لأجل أنلايُضحك به القوم، ولا مازحًا، ولا جادًا، وإذا عوّد الإنسان نفسه على الصدق، وتحري الصدق، صار صادقًا في ظاهره، وفي باطنه، ولهذا قال الرسول -عليه الصلاة والسلام-: «وَإِنَّ الرَّجُلَ لَيَصْدُقُ حَتَّى يَكُونَ صِدِّيقًا».

ولا يخفى علينا جميعًا ما يحصل من نتائج الصدق، فها هو كعب بن مالك وصاحباه هلال بن أُميَّة، ومُرَارة بن الربيع رضي الله عنهم صدقوا رسول الله صلى الله عليه وسلم حين تخلفوا عن غزوة تبوك، وأخبروه بأنه لا عذر لهم، فماذا كان في حقهم؟ كان أن نزلت آيات من كتاب الله فيها الثناء عليهم، والأمر بالاقتداء بهم، قال الله تعالى ﴿لَّقَد تَّابَ ٱللَّهُ عَلَى ٱلنَّبِیِّ وَٱلۡمُهَـٰجِرِینَ وَٱلۡأَنصَارِ ٱلَّذِینَ ٱتَّبَعُوهُ فِی سَاعَةِ ٱلۡعُسۡرَةِ مِنۢ بَعۡدِ مَا كَادَ یَزِیغُ قُلُوبُ فَرِیقࣲ مِّنۡهُمۡ ثُمَّ تَابَ عَلَیۡهِمۡۚ إِنَّهُۥ بِهِمۡ رَءُوفࣱ رَّحِیمࣱ* وَعَلَى ٱلثَّلَـٰثَةِ ٱلَّذِینَ خُلِّفُوا﴾ [التوبة : ۱۱۸-۱۱۷] فأفرد ذكر التوبة على هؤلاء -مع أن القصة واحدة- لما حصل مع منهم من الصدق العظيم ﴿وَعَلَى ٱلثَّلَـٰثَةِ ٱلَّذِینَ خُلِّفُوا۟ حَتَّىٰۤ إِذَا ضَاقَتۡ عَلَیۡهِمُ ٱلۡأَرۡضُ بِمَا رَحُبَتۡ وَضَاقَتۡ عَلَیۡهِمۡ أَنفُسُهُمۡ وَظَنُّوۤا۟ أَن لَّا مَلۡجَأَ مِنَ ٱللَّهِ إِلَّاۤ إِلَیۡهِ ثُمَّ تَابَ عَلَیۡهِمۡ لِیَتُوبُوۤا۟ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِیمُ* یَـٰۤأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوا۟ ٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَكُونُوا۟ مَعَ ٱلصَّـٰدِقِینَ﴾ [التوبة: ۱۱۸-۱۱۹].

فحصل لهؤلاء الثلاثة النفر الذين صدقوا رسول الله صلى الله عليه وسلم أن نزلت فيهم هذه الآيات، والآية الوسطى من هذه الآيات الثلاث نزلت فيهم خاصة في أن الله -تعالى- تاب عليهم، ونَوَّه بذكرهم في كتاب يتلى حتى في الصلوات والخطب إلى يوم القيامة.

فيا أخي المسلم عليك بالصدق، وتحرّي الصدق فيما بينك وبين الله، وفيها بينك وبين عباد الله وإياك والكذب فإن الكذب كما أخبر به النبي صلى الله عليه وسلم: «يَهْدِي إِلَى الفُجُورِ، وَإِنَّ الفُجُورَ يَهْدِي إِلَى النَّارِ، وَإِنَّ الرَّجُلَ لَيَكْذِبُ، حَتَّى يُكْتَبَ عِنْدَ اللَّهِ كَذَّابًا».

ولا تقل: إنني أدخل السرور على الناس فيما آتي به من القصص الكاذبة ليضحكوا بذلك، فإن مَضَرَّة هذا عظيمة عليك وعليهم، أدخل عليهم السرور بما تعرف من القصص النافعة والواقعة التي تنفعهم بزيادة إيمانهم، ورغبتهم في الخير، مثل أن تذكر لهم ما تعرفه من سيرة النبي صلى الله عليه وسلم وخلفائه الراشدين، ومن غير ذلك، مما هو معلوم في الكتب المؤلفة في ذلك.

مطالب مرتبط:

(۶۶۷۴) در نفس خود شخصی را با آنچه بدش می‌آید یاد کردم، آیا گناه‌کار هستم؟

این غیبت محسوب نمی‌گردد ولی اگر نفس در مورد برادر مسلمانی چیزی گفت بهتر آن است که جلوی آن را گرفت تا که این سخن قلبی به سخن زبانی ارتقا نیابد و از باب گمان بد به مسلمانی نباشد و اصل در فرد مسلمان عدالت است و به او گمان بد نمی‌رود....

ادامه مطلب …

(۶۶۷۰) برخی مردم پسرانشان را دشنام می‌دهند، جزای آن‌ها چیست؟

دشنام دادن پسران بر دو وجه واقع می‌گردد:...

ادامه مطلب …

(۶۶۷۳) آیا انسان اگر در مورد آبرو و حیثیت مردم در نفس خود سخن بگوید، گناه دارد؟

اگر این منجر به گمان بد به مسلمانانی که ظاهرشان عادل بودن آن‌ها است، می‌گردد، حرام می‌باشد زیرا گمان بد به مسلمانی که ظاهر او عادل بودنش است، حرام می‌باشد ....

ادامه مطلب …

(۶۶۷۱) بعضی از دوستانم به من دشنام و ناسزا می‌گویند آیا من نیز مثل خودشان جواب آن‌ها را بدهم؟

به مصلحت آن بنگر؛ اگر مصلحت در ترک و هجر آن‌ها و عدم مقابله بالمثل در آنچه گفته‌اند، می‌باشد پس آن را انجام بده و اگر مصلحت خلاف آن را می‌طلبد پس می‌توانی به مانند آنچه با تو مقابله کردند، مقابله کنی ....

ادامه مطلب …

(۶۶۷۷) کیفیت شوخی‌کردن بین دوستان و بین برادران و بین زن و شوهر

شکی نیست که شوخی موجب آرامش و انس و خوشحالی می‌گردد و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیز شوخی می‌کردند و فقط حق را می‌گفتند لذا اگر شوخی حق باشد مطلوب است مخصوصا اگر انسان احساس کند که هم‌نشین او خسته و ملول گشته...

ادامه مطلب …

(۶۶۵۴) آیا جایز است در مورد مردمی که مرتکب محرمات و فواحش می‌گردند، در غیابشان صحبت کنیم؟

بله جایز است که در مورد کارهایی که می‌کنند برای تحذیر دادن از آن و هم‌نشینی با آن‌ها صحبت کنی...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه