(۶۶۵۳) سوال: معنی غیبت و سخنچینی چیست؟ و آیا نهی از منکر، غیبت و سخنچینی میباشد؟ مثل اینکه به مردم بگوییم: این شخص فلان کار را کرده است تا مردم از آن بر حذر باشند و جزای کسی که اینگونه میگوید چیست؟
جواب:
غیبت، یاد کردن برادرت با آنچه از آن خوشش نمیآید میباشد مثل اینکه در غیاب او بگویی: او فاسق است، در دین سهلانگار است یا در او فلان عیبهای متعلق به بدن میباشد است یا فلان عیبهایی که متعلق به اخلاق میباشد، وجود دارد.
لذا وقتی برادرت را با آنچه از یادکردن آن از دین یا بدن یا اخلاقش بدش آید، یاد کردی، غیبت است، اگر که آن صفت در او باشد و اما اگر آن صفت در او نباشد، غیبت و بهتان است همانطور که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم هنگامی که سوال شد، فرمودند: «أَرَأَيْتَ إِنْ كَانَ فِي أَخِي مَا أَقُولُ؟ قَالَ: إِنْ كَانَ فِيهِ مَا تَقُولُ فَقَدِ اغْتَبْتَهُ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ فِيهِ فَقَدْ بَهَتَهُ»: (اگر ديديد كه آنچه مىگويم در برادرم وجود داشته باشد؟ فرمودند: اگر اين صفتى كه مىگويى در برادرت وجود دارد او را غيبت كردهاى، و اگر وجود نداشته باشد به او بهتان بستهاى) یعنی اضافه بر غیبت، بهتان نیز به او بستهای؛ این غیبت است و غیبت اگر در حضور آن شخص باشد، دشنام و ناسزا محسوب میگردد.
اما سخنچینی، غیبت نیست و منتقل کردن کلام کسی به کسی دیگر که در مورد او صحبت کرده به قصد افساد بین آن دو است مثل اینکه نزد شخصی بروی و بگویی: فلانی در مورد تو فلان و فلان چیز را گفته تا بین آن دو فساد (و دشمنی) به وجود بیاید.
سخنچینی از گناهان کبیره است همانطور که بر اساس قول راجح غیبت از گناهان کبیره میباشد و تفاوتی که نمیکند که آن شخص، آن چیز را در مورد آن گفته باشد یا نگفته باشد، لذا حلال نیست که کلام کسی را که در مورد کسی دیگر صحبت نموده، به او منتقل کرد که بین آنها دشمنی به وجود بیاید بلکه هرگاه یکی از آنها در مورد دیگری صحبتی نمود، او را نصیحت کن و او را از سخنچینی بر حذر دار و به او بگو: صحبتهای (بدی که مردم در مورد من نمودهاند) را به من منتقل نکن و تقوای الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ را پیشه کن تا سخنچینی را ترک کند و بدان کسی که برای تو سخنچینی میکند بر علیه تو نیز سخنچینی میکند لذا از او بر حذر باش و برای همین الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {وَلَا تُطِعۡ كُلَّ حَلَّافࣲ مَّهِینٍ* هَمَّازࣲ مَّشَّاۤءِۭ بِنَمِیمࣲ* مَّنَّاعࣲ لِّلۡخَیۡرِ مُعۡتَدٍ أَثِیمٍ* عُتُلِّۭ بَعۡدَ ذَٰلِكَ زَنِیمٍ}[سوره القلم: ۱۰-۱۳]: (و از هر فرومایهای که بسیار سوگند (دروغ) یاد میکند، اطاعت مکن* (آن) بسیار عیبجویی که به سخنچینی آمد و رفت میکند* و بسیار بازدارندۀ (کار) خیر، و متجاوز و گناهکار است* خشن (و کینهتوز) و (بدتر) از آن (بینسب و) حرام زاده است) و از رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم ثابت است که فرمودند: «لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ قَتَّاتٌ»[۱]: (سخن چين وارد بهشت نمىشود. (
همچنین ثابت است که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم از دو قبری عبور میکردند که عذاب میکشیدند، پس فرمودند: «إِنَّهُمَا لَيُعَذَّبَانِ، وَمَا يُعَذَّبَانِ فِي كَبِيرٍ: أَمَّا أَحَدُهُمَا فَكَانَ لَا يَسْتَتِرُ مِنَ الْبَوْلِ، وَأَمَّا الْآخَرُ فَكَانَ يَمْشِي بِالنَّمِيمَةِ»[۲]: (آن دو عذاب میشوند به خاطر گناهی كه آن را بزرگ نمیدانستند؛ یکی از آنها به دلیل عدم پرهیز از ادرار و دیگری به سبب سخن چینی عذاب میشود. (
بزرگترین سخنچینی کردن انسان، بین علمای شریعت است که به قصد فساد بین آنها کلام این عالم را به عالم دیگری منتقل کند مخصوصاً اگر که دروغ باشد که در این صورت بین سخنچینی و دروغ جمع بسته، (سخنچین) میرود نزد عالمی و میگوید: فلانی از اهل علم در مورد تو فلان چیز گفته است و این از گناهان کبیره میباشد و در آن مفسدهی بزرگ و به وجود آوردن دشمنی بین علما است که به سبب تفکیک شدن علمای جامعه، جامعه از هم میپاشد و تفکیک میشود؛ این تفاوت بین غیبت و سخنچینی است.
اما قول سوال کنندهای که بگوید: آیا صحبت کردن (غیبت کردن) در مورد کسی بدون اسم بردن از آن و با اوصافی که مردم آن شخص را خواهند شناخت، باشد غیبت محسوب میگردد؟ در جواب میگوییم: بله صحبت کردن در مورد شخص با اوصافی که فقط در مورد یک شخص معین تطبیق پیدا میکند و بین مردم معلوم است، غیبت محسوب میگردد زیرا مردم آن وصفی که فقط او به آن متصف است را میشناسند اما اگر آن وصف از اموری است که واجب است تغییر کند چون که منکر میباشد، اشکالی ندارد در مورد کسی که به آن متصف است صحبت کند اگر چه معلوم گردد که چه کسی است و از عادت رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم بود هنگامی که یکی از مردم با شریعت الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ مخالفت کرده، در موردش صحبت کرده و میگفت: «مَا بَالُ أَقْوَام» أَوْ: «مَا بَالُ رِجَالٍ»[۳]: (اقوامی را چه شده است یا مردانی را چه شده است) یا مانند آن با وجود این که چه بسا مردم بشناسند آن چه کسی میباشد.
موضوعی که از این منشعب میگردد این است که اگر انسان غیبت کسی را بکند که دعوتدهنده به بدی است و اسم او را به خاطر برحذر دانستن مردم از آن ذکر کند، اشکالی ندارد بلکه به خاطر از بین بردن خطری که برای مسلمانانی که از حال او چیزی نمیدانند، وجود دارد، براو واجب است که با نام بردن اسم او، آنها را بر حذر دارد.
[۱] تخریج آن گذشت.
[۲] تخریج آن گذشت.
[۳] صحیح مسلم: كتاب العتق باب إنما الولاء لمن أعتق، شماره (١٥٠٤).