پنج‌شنبه 17 شعبان 1447
۱۶ بهمن ۱۴۰۴
5 فوریه 2026

(۶۶۰۰) حکم شریعت در نظر شما در مورد ایستادن برای احترام چیست؟

(۶۶۰۰) سوال: می‌خواهم بدانم حکم شریعت در نظر شما در مورد ایستادن برای احترام و شأن کسی که وارد می‌شود، چیست؟

جواب:

ایستادن برای احترام و شأن کسی که وارد می‌گردد جایز است به شرط اینکه آن شخص اهلیت اکرام و احترام را داشته باشد اما اگر اهلیت آن را نداشته باشد، جایز نیست که برای او بلند شد.

 اگر گفتیم که جایز است منظورمان این نیست که برخواستن و برنخواستن مثل‌هم‌اند بلکه برنخواستن اولی‌تر می‌باشد و عادت کردن مردم بر برنخواستن بهتر است چون در زمان رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم همین معروف بوده است در صورتی که بزرگترین کسی که باید احترام گردد رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می‌باشد، با این وجود وقتی نزد اصحابش می‌آمد برای ایشان بلند نمی‌شدند چون که می‌دانستند از آن خوشش نمی‌آید.

  وقتی فرستادگان قبیله‌ی هوازن آمدند، رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بلند شدند [۱]و این دلیل بر آن است که بلند شدن در موضع خود اشکالی ندارد اما اگر سببی نداشته باشد، ترک آن اولی‌تر است لذا اگر مردم بر برنخواستن عادت کنند بهتر می‌باشد ولی هنگامی که مردم  الان به بلند شدن دچار شده‌اند و به‌گونه‌ای گشته است که اگر برای کسی که وارد می‌گردد بلند نشوی در حالی که او اهلیت آن را دارد چون برای او بلند می‌شوند، شاید در دل خود بگوید: آن‌ها در حقش کوتاهی کردند که در این صورت بلند شدن اشکالی ندارد.

اما برخواستن بر کسی با برخواستن برای کسی، متفاوت است، برخواستن بر کسی یعنی که او نشسته باشد و یکی برای تعظیم او بلند شود که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از این نهی کردند و گفتند: «لَا تَقُومُوا كَمَا تَقُومُ الْأَعَاجِمُ يُعَظِّمُ بَعْضُهَا بَعْضًا»[۲]: (مانند عجم‌ها برنخیزید (که با برخواستن) یک‌دیگر را تعظیم می‌کنند) مگر آن‌که مصلحت یا نیازی باشد و از مصلحت آن است که با آن، خشم کافران را در آورد همانگونه که صحابه انجام دادند وقتی که نمایندگان قریش در عمره‌ی حدیبیه نزد رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آمدند، صحابه بر رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ایستادند؛ [۳]لذا مغیرة بن شعبة رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ با شمشیرش کنار رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ایستاده بود یا این که برای ترس از وقوع فتنه‌ یا شری باشد که همچنین اشکالی ندارد اما اگر وضعیت امن می‌باشد و مصلحتی در خشمگین کردن کافران وجود ندارد، پس رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از برخواستن بر کسی نهی فرمودند.

اما برخواستن برای کسی که وارد شود به معنای استقبال از او شاید به آن امر نیز شده باشد اگر که آن شخص اهلیت آن را داشته باشد؛ لذا اگر انسان برای استقبال از کسی که وارد می‌شود، چند قدم بردارد، این برخواستن به سوی او می‌باشد و اشکالی ندارد و در حیات رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیز رخ داده و بر آن انکار ننموده است و این به نسبت کسی می‌باشد که بلند می‌شود.

اما به نسبت کسی که برای او بلند می‌شوند هرگز شایسته نیست که دوست داشته باشد مردم برای او بلند شوند بلکه شایسته است که انسان متواصع باشد و نفس خود را مثل برادرانش ببیند و این که حقی بر آن‌ها ندارد و برترین مردم یعنی محمد صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم هنگامی که وارد مجلسی می‌گشت هر جا که جایش می‌شد می‌نشست؛ لذا شایسته نیست که انسان احساس کند اهلیت آن را دارد که برایش بلند شد یا اگر که برای او بلند نشدند ناراحت گردد اما کسی که دوست بدارد مردم برای او بلند شوند، وعیدی از رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم برای او وجود دارد که فرموده است: «مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَمْثُلَ لَهُ الرِّجَالُ قِيَامًا؛ فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ»[۴]: (کسی که دوست داشته باشد مردان برای او بایستند، پس جایگاهش را در آتش آماده کند).


[۱] صحیح بخاری: كتاب الوكالة، باب إذا وهب شيئا لوكيل أو شفیع قوم جاز، شماره (٢١٨٤).

[۲] سنن أبو داود: كتاب الأدب، باب في قيام الرجل للرجل، شماره (٥٢٣٠).

[۳] تخریج آن گذشت.

[۴] سنن أبو داود: كتاب الأدب، باب في قيام الرجل للرجل، شماره (٥٢٢٩)، و سنن ترمذي: كتاب الأدب، باب ما جاء في كراهية قيام الرجل للرجل ، شماره (٢٧٥٥) وقال: هذا حديث حسن.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: أريد أن أعرف ما حكم الشرع في نظركم في الوقوف للشخص الداخل احتراما له ولشأنه؟

فأجاب رحمه الله تعالى: الوقوف للشخص الداخل احتراما له ولشأنه جائز، بشرط أن يكون هذا الداخل أهلا للإكرام والاحترام، أما إذا لم يكن أهلا، فلا يجوز أن يقام له.

ثم إننا إذا قلنا بالجواز لا نريد بذلك أن القيام وعدمه سواء، بل عدم القيام أولى، وسير الناس على عدم القيام أفضل، لأن هذا من المعروف في عهد النبي صلى الله عليه وسلم فإن أعظم الخلق أن يُحترم هو رسول الله صلى الله عليه وسلم ومع ذلك فإنه إذا دخل على أصحابه لا يقومون له لما يعلمون من كراهته لذلك.

وقد قام النبي صلى الله عليه وسلم لوفد هوازن حين قدموا عليه، وهذا يدل على أن القيام في موضعه لا بأس به، وأما بدون سبب فالأولى تركه، فلو اعتاد الناس عدم القيام، فهو أفضل، لكن لما ابتلي الناس الآن بالقيام، وصار الداخل إذا لم يقوموا له، وهو أهل لأن يُقام له، قد يقول في نفسه: إن هؤلاء انتقصوا حقه، فلا بأس في القيام حينئذ.

وأما القيام على الشخص – وهذا ليس هو القيام له، بل القيام عليه- بأن يكون جالسا، ويقوم عليه أحد من الناس تعظيما له، فهذا مما نهى عنه النبي صلى الله عليه وسلم حيث قال: «لَا تَقُومُوا كَمَا تَقُومُ الْأَعَاجِمُ يُعَظْمُ بَعْضُهَا بَعْضًا». إلا إذا كان هناك مصلحة، أو حاجة، فمن المصلحة أن يكون في ذلك إغاظة للكفار، كما فعل الصحابة رضي الله عنهم حين قاموا على النبي صلى الله عليه وسلم في حال المراسلة بينه وبين قريش في عمرة الحديبية، فإن المغيرة بن شعبة كان قائما على رسول الله صلى الله عليه وعلى آله وسلم وبيده السيف، أو كان القيام خوفا من حدوث فتنة، أو شر، فهذا أيضا لا بأس به، وأما إذا كان الأمر أمنًا، ولم يكن هناك مصلحة لإغاظة الكفار، فإن النبي صلى الله عليه وسلم نهى عن القيام على الرجل.

وأما القيام إلى الشخص بمعنى استقباله إذا دخل، فهذا أمر قد يكون مأمورا به، إذا كان الداخل أهلا لذلك، فإذا تقدم الإنسان خطوات استقبالا للداخل، فهذا قيام إليه، وليس به بأس، وقد وقع ذلك في حياة النبي – عليه الصلاة والسلام – ولم ينكره، هذا بالنسبة للقائم.

أما من يُقام له، فلا ينبغي أبدا أن يحب المرء أن يقوم الناس له، بل ينبغي أن يكون الإنسان متواضعا يرى نفسه مثل إخوانه، ليس له حق عليهم، وكان أفضل الخلق محمد صلى الله عليه وسلم إذا دخل جلس حيث ينتهي به المجلس، فلا ينبغي للإنسان أن يُشعِر نفسه بأنه أهل لأن يقام له، أو يكون في قلبه شيء إذا لم يقم الناس له، أما من أحب أن يتمثل الناس له قياما، وأن يُقام عليه، فقد ورد فيه وعيد عن رسول الله صلى الله عليه وسلم حيث قال: «مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَمْثُلَ لَهُ الرِّجَالُ قِيَامًا، فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ».

مطالب مرتبط:

(۶۶۰۷) بررسی صحت و ضعف احادیث درباره‌ی آداب خوردن پیامبر صلّى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم

لیسیدن انگشتان بعد از غذا در سنت آمده است و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بدان امر نموده‌اند و برخی از مردم برای من ذکر کرده‌اند که پزشکان گفته‌اند در سرانگشتان ترشحات مخفی‌ای وجود دارد که فهمیده نمی‌شود و به هضم غذا کمک می‌کند...

ادامه مطلب …

(۶۶۲۰) برخی مردم بعد از خمیازه می‌گویند: أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، آیا این وارد گشته است؟

(در نصوص) وارد نشده است هنگامی که انسان خمیازه بکشد، بگوید: أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بلکه چیزی که وارد شده این است که انسان خمیازه‌اش را در حد توان مخفی کند و اگر نتواند دستش را جلوی دهانش بگیرد...

ادامه مطلب …

(۶۶۲۸) حکم هجر مسلمانی برای امور دنیایی و شخصی و نه برای دین، چیست؟

هجر نمودن مسلمان به خاطر امور دینی جایز است به شرط این‌که آن هجر فایده داشته باشد مثل این‌که منجر به اصلاح و استقامت آن شخص گردد اما اگر منجر به این اصلاح نشود و باعث شری بزرگتر گردد و بیشتر در طغیان غوطه‌ور شود، هجر نمی‌گردد....

ادامه مطلب …

(۶۵۸۶) حکم استفاده از تحیت‌های غیرشرعی به جای سلام اسلامی

این یا از جهل است یا از سهل‌انگاری است؛ لذا اینکه برخی مردم این کار را انجام می‌دهند یا به خاطر جهلشان به نسبت امر مشروع می‌باشد یا به خاطر سهل‌انگاری و عدم اهمیت به آن است که هر دوی آن مذموم است...

ادامه مطلب …

(۶۵۸۵) حکم شروع به سلام و جواب دادن به آن چیست؟

شروع کردن سلام سنت مؤکد می‌باشد و بهترین مردم کسی است که شروع کننده‌ی سلام باشد چون که جواب دادن به کسی که به تو سلام نموده است، واجب می‌باشد...

ادامه مطلب …

(۶۶۱۱) در اثنای غذا خوردن ممکن است انسان بعضی از غذا را با دست چپ بخورد، حکم آن چیست؟

برای انسان حرام است که با دست چپ بنوشد و بخورد؛ لذا وقتی حرام است، بر اساس قاعده‌ی شریعت، حرام، حلال نمی‌گردد مگر برای ضرورت و ضرورت مثل اینکه دست راست او فلج یا شکسته یا سوخته یا مانند آن از اموری معذور می‌باشد که با دست راست بخورد و بنوشد....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه