(۶۵۳۴) سوال: آیا زیارت داییای که صلهی رحم را قطع کرده و نسبت به پدر و مادرش نیکوکار نبوده چون پدر و مادرش در حالی از دنیا رفتهاند که از او اعلام برائت کرده بودند و در حالی که از لحاظ دنیوی وضعیت او متوسط بوده ولی پدر و مادرش را زیارت نمیکرده و در جنازهی آنها نیز شرکت نکرده است، آیا زیارت کردن او حلال میباشد یا حرام؟ با وجود این که او نماز نمیخواند و فریضهی حج را نیز به جا نمیآورد و الان او مریض است و نمیتواند رفت و آمد کند؟
جواب:
اگر او نماز نمیخواند پس این از مصیبتهای بزرگی است چون ترک نماز، ارتداد از اسلام و کفر به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ است و این کفر اکبر میباشد که او را از ملت اسلام خارج میکند همانطور که نصوص قرآن و سنت بر آن دلالت دارد، الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ در مورد مشرکین میفرماید: {فَإِن تَابُوا۟ وَأَقَامُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَوُا۟ ٱلزَّكَوٰةَ فَإِخْوَٰنُكُمْ فِی ٱلدِّینِۗ وَنُفَصِّلُ ٱلۡـَٔایَـٰتِ لِقَوۡمࣲ یَعۡلَمُونَ} [سوره التوبة: ۱۱]: (پس اگر توبه کنند، و نماز را بر پا دارند، و زکات را بدهند، برادران دینی شما هستند، و ما آیات خود را برای گروهی که میدانند بیان میکنیم).
الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ برای برادری دینی سه شرط قرار داده است:
اول: از شرک توبه کنند.
دوم: نماز را برپا دارند.
سوم: زکات را به مستحقانش بپردازند.
لذا اگر یکی از این شروط مختل شد، برادری دینی محقق نگشته است و برادری دینی به مجرد معصیت از بین نمیرود اگر چه آن معصیت بزرگ باشد مادامی که به حد کفر نرسیده باشد و دلیل آن، این است که کشتن مسلمان از بزرگترین گناهان میباشد تا جایی که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم کفر را بر آن اطلاق کرده است وفرمودند: «سِبَابُ الْمُسْلِمِ فُسُوقٌ، وَقِتَالُهُ كُفْرٌ» : (دشنام دادن مسلمان فسق و کشتن او کفر است) و با این وجود این معصیت انسان را از ایمان خارج نمیگرداند و برادری ایمانی را نفی نمیکند چون الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ فرموده است: {وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ • إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ} [الحجرات: ٩ – ١٠]: (و اگر دو گروه از مؤمنان با یکدیگر به جنگ برخاستند، میانشان آشتی برقرار کنید، پس اگر یکی از آن دو بر دیگری تجاوز کرد، با گروه متجاوز بجنگید تا به فرمان الله باز گردد، پس اگر بازگشت، میان آنها به عدالت صلح بر قرار کنید، و عدالت پیشه کنید، بیگمان الله عادلان را دوست میدارد* یقیناً مؤمنان برادرند، پس میان برادرانتان صلح (و آشتی) برقرار کنید، و از الله بترسید، باشد که به شما رحم کرده شود) الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ در این آیه دو گروهی که باهم میجنگند را برادر گروهی که بین آنها اصلاح میکند، قرار داده است و این دلیلی بر عدم نفی برادری ایمانی با معصیت میباشد و تنها با کفر است که برادری دینی از بین میرود و اگر کسی بگوید: اگر که اینگونه گفتید، پس در مورد مانعین زکات نیز بگوید که کافر هستند؟ در جواب میگوییم: بعضی از علما مانعین زکات را نیز کافر دانستهاند و این روایتی از امام احمد بن حنبل رَحِمَهُالله است ولی آنچه در حدیث صحیح مسلم از ابوهریره رَضِيَاللهُعَنْهُ از رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم روایت شده، مانع تکفیر آنها است: «مَا مِنْ صَاحِبِ ذَهَبٍ، وَلَا فِضَّةٍ لَا يُؤَدِّي مِنْهَا حَقَّهَا؛ إِلَّا إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ صُفِّحَتْ لَهُ صَفَائِحُ مِنْ نَارٍ، فَأُحْمِيَ عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ، فَيُكْوَى بِهَا جَنْبُهُ، وَجَبِينُهُ، وَظَهْرُهُ، كُلَّمَا بَرَدَتْ أُعِيدَتْ لَهُ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ، حَتَّى يُقْضَى بَيْنَ الْعِبَادِ، فَيَرَى سَبِيلَهُ؛ إِمَّا إِلَى الْجَنَّةِ، وَإِمَّا إِلَى النَّارِ» : (هر صاحب طلا و نقرهای که زکات آنها را پرداخت نکند در روز قیامت آن طلاها و نقرهها برای او به ورقهایی از آتش بدل خواهند شد که حرارت خود را از آتش جهنم میگیرند و به وسیلهی آنها پشت، پهلو و پیشانیاش داغ میگردد؛ هرگاه سرد شوند دوباره داغ میگردند و این کار در روزی که طول آن به اندازهی پنجاه هزار سال است ادامه مییابد تا آنگاه که میان بندگان قضاوت شود و هر یک راه خود را به سوی بهشت یا جهنم در پیش گیرد).
و این قول رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم که فرمودند: «فَيَرَى سَبِيلَهُ؛ إِمَّا إِلَى الْجَنَّةِ، وَإِمَّا إِلَى النَّارِ»: (و هر یک راه خود را به سوی بهشت یا جهنم در پیش گیرد) دلالت بر آن دارد که مانعین زکات کافر نیستند و این ما را از تکفیر کسی که زکات را نمیپردازد منع میکند.
اما کسی که نماز را ترک میکند در سنت تأکید بر کافر بودن آن آمده است، چنانچه از جابر رَضِيَاللهُعَنْهُ از رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم روایت میکند که فرمودند: «إِنَّ بَيْنَ الرَّجُلِ وَبَيْنَ الشِّرْكِ وَالْكُفْرِ تَرْكَ الصَّلَاةِ» : (فاصلهی انسان با شرک و کفر ترک نماز است).
و در سنن از حدیث بُرَیدة رَضِيَاللهُعَنْهُ آمده که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم فرمودند: «إِنَّ الْعَهْدَ الَّذِي بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمُ الصَّلَاةُ، فَمَنْ تَرَكَهَا فَقَدْ كَفَرَ» : (عهد بین ما و ایشان نماز است کسی که آن را ترک کند، حقیقتا کافر گشته است).
قول جمهور صحابه آن را تأیید میکند بلکه برخی از آنها اجماع صحابه را نقل کردند یعنی کسی که نماز را از روی کسالت و سهلانگاری ترک کند، کافر است و برای ما نیز وقتی نصوص بر حکمی از أحکام دلالت داد و آن حکم میتواند کفر یا فسق یا ایجاب یا تحریم باشد، بر ما واجب است که آن را بگیریم و همان قول و نظر ما باشد چون این به ما یا ذوق و نظر ما برنمیگردد بلکه به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و رسولش برمیگردد و این مسئله بین علما اختلاف است و الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ فرموده است: {فَإِن تَنَـٰزَعۡتُمۡ فِی شَیۡءࣲ فَرُدُّوهُ إِلَى ٱللَّهِ وَٱلرَّسُولِ إِن كُنتُمۡ تُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡیَوۡمِ ٱلۡـَٔاخِرِۚ ذَٰلِكَ خَیۡرࣱ وَأَحۡسَنُ تَأۡوِیلًا} [سوره النساء: ۵۹]: (و اگر در چیزی اختلاف کردید، آن را به الله و پیامبر باز گردانید؛ اگر به الله و روز قیامت ایمان دارید، این بهتر و خوش فرجامتر است) و: {وَمَا ٱخۡتَلَفۡتُمۡ فِیهِ مِن شَیۡءࣲ فَحُكۡمُهُۥۤ إِلَى ٱللَّهِ} [سوره الشورى: ۱۰]: (و در هر چیزی که در آن اختلاف کنید، پس حکم (و داوری) آن با الله است).
لذا وقتی این مسئله را به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و رسولش یعنی کتاب الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم در زمان حیاتش یا به سنتش بعد از وفات او، برگرداندیم، یافتیم که دلالت بر کافر بودن کسی که نماز را ترک میکند، میدهد و کفر او، کفر اکبر است و او را از ملت اسلام خارج میکند لذا کسی که نماز نمیخواند، مرتد است و العیاذ بالله.
کسانی که تارک نماز را کافر نمیدانند دلیلشان حجت نیست چون آن چیزی که به آن احتجاج کردند یا اصلا دلالت بر آن نمیدهد یا ضعیف میباشد یا عامی است که با ادلهی کفر تارک نماز تخصیص مییابد و یا با آنچه امکان ندارد که با ترک نماز جمع گردد، مقید شده است و این برای کسی که تأمل نماید، واضح است.
بر همین اساس اگر این بیمار از پدر و مادر خود نافرمانی (و بد رفتاری) کرده است و نماز و آنچه الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ بر او فرض گردانیده و را ترک کرده، پس او کافر است و حقی در صله ندارد ولی اگر عیادت نمودن در حال بیماریاش را مصلحت دیدید چون آثار توبه بر او آشکار گشته و نزدیک به قبول (برگشت به اسلام) است پس او را عیادت کنید و توبه را بر او عرضه نمایید چون رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم به عیادت یک یهودی در حال بیماریاش رفت و او را در سیاق مرگ یافت و اسلام را بر او عرضه کرد و او به پدرش نگاه کرد گویا از او مشورت میگرفت و پدرش به او گفت: از ابو القاسم اطاعت کن پس از رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم اطاعت نمود و مسلمان شد و رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم از آنجا خارج شد در حالی که میگفت: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْقَذَهُ بِي مِنَ النَّارِ» : (حمد و سپاس الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ را سزاست که او را از آتش دوزخ نجات داد).