یکشنبه 16 ذیقعده 1447
۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
3 می 2026

(۶۳۹۳) حکم همکاری و ارزیابی دعوت‌گران اهل بدعت در نگاه ابن‌تیمیه رَحِمَهُ‌الله

(۶۳۹۳) سوال: شیخ‌الاسلام ابن‌تیمیه گفته است درباره‌ی دعوت‌گران اهل بدعتی که مردم را به اسلام فرا می‌خوانند، مانند اشاعره و معتزله: عمل آن‌ها قابل ستایش است، چون مردم را از کفری که موجب خلود در آتش است به اسلام منتقل می‌کنند، هرچند خودشان اهل بدعت باشند، در این عصر نیز افرادی از این نوع وجود دارند که از منهج اهل سنت و جماعت منحرف‌اند، نظر شیخ بزرگوار در این‌باره چیست؟

جواب:

نظر ما صرف‌نظر از صحت این سخن نسبت‌ داده‌شده به شیخ‌الاسلام، چراکه من به آن دست نیافته‌ام، ولی همچنین به همه‌ی نوشته‌های شیخ‌الاسلام اطلاع کامل ندارم، این است که دعوت به خیر، خود خیر است؛ از هر کسی که صادر شود و پذیرفتن حق، بر هر کسی واجب است؛ از هر که باشد حتی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ، سخن حقی را که مشرکان گفتند، تأیید کرد؛ آن‌جا که فرمود: {وَإِذَا فَعَلُوا۟ فَـٰحِشَةقَالُوا۟ وَجَدۡنَا عَلَیۡهَاۤ ءَابَاۤءَنَا وَٱللَّهُ أَمَرَنَا بِهَاۗ قُلۡ إِنَّ ٱللَّهَ لَا یَأۡمُرُ بِٱلۡفَحۡشَاۤءِ} [سوره اﻷعراف: ۲۸]: (چون [مشرکان] کار‌‌ زشتی [از قبیل شرک یا طواف در حال برهنگی] انجام می‌دهند، می‌گویند: «ما نیاکان خود را بر این [کار] یافته‌ایم و الله ما را به [انجامِ] آن فرمان داده است». بگو: «الله هرگز به زشتکاری فرمان نمی‌دهد) پس قول آن‌ها را که گفتند: {وَٱللَّهُ أَمَرَنَا بِهَا}: (و الله ما را به [انجامِ] آن فرمان داده است) رد کرد، اما درباره‌ی اینکه گفتند: {وَجَدۡنَا عَلَیۡهَاۤ ءَابَاۤءَنَا}: (ما نیاکان خود را بر این [کار] یافته‌ایم) چیزی نفرمود؛ چون این جمله درست بود.

و نیز وقتی شیطان به ابوهریره رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ گفت: «أَلَا أَدُلُّكَ عَلَى آيَةٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ إِذَا قَرَأْتَهَا فِي لَيْلَةٍ لَمْ يَزَلْ عَلَيْكَ مِنَ اللَّهِ حَافِظٌ، وَلَا يَقْرَبُكَ شَيْطَانٌ حَتَّى تُصْبِحَ؟ فَأَخْبَرَ أَبُو هُرَيْرَةَ بِذَلِكَ النَّبِيَّ فقال: صَدَقَكَ، وَهُوَ كَذُوبٌ»[۱]: (آیا تو را راهنمایی نکنم به آیه‌ای از کتاب الله که اگر آن را در شبی بخوانی، همواره از جانب الله نگهبانی بر تو خواهد بود، و شیطان تا صبح به تو نزدیک نخواهد شد؟ پس ابوهریره رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ این را به رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم خبر داد، و ایشان فرمودند: او به تو راست گفت، در حالی‌که بسیار دروغ‌گوست) و هنگامی که عالمی از علمای یهود نزد رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم آمد و گفت: «يَا مُحَمَّدُ إِنَّا نَجِدُ: أَنَّ اللَّهَ يَجْعَلُ السَّمَوَاتِ عَلَى إصْبَعٍ، وَالْأَرَضِينَ عَلَى إِصْبَعِ، وَالشَّجَرَ عَلَى إِصْبَعِ، وَالْمَاءَ وَالثَّرَى عَلَى إِصْبَعٍ، وَسَائِرَ الخَلَائِقِ عَلَى إِصْبَعٍ، فَيَقُولُ أَنَا المَلِكُ، فَضَحِكَ النَّبِيُّ صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم حَتَّى بَدَتْ نَوَاجِذُهُ تَصْدِيقًا لِقَوْلِ الحَبْرِ، ثُمَّ قَرَأَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم :{وَمَا قَدَرُوا۟ ٱللَّهَ حَقَّ قَدۡرِهِۦ وَٱلۡأَرۡضُ جَمِیعا قَبۡضَتُهُۥ یَوۡمَ ٱلۡقِیَـٰمَةِ وَٱلسَّمَـٰوَٰتُ مَطۡوِیَّـٰتُۢ بِیَمِینِهِۦۚ سُبۡحَـٰنَهُۥ وَتَعَـٰلَىٰ عَمَّا یُشۡرِكُونَ} [سوره الزمر: ۶۷]»[۲]: (ای محمد، ما (در کتاب‌مان) می‌یابیم که: الله آسمان‌ها را بر روی یک انگشت قرار می‌دهد، و زمین‌ها را بر روی یک انگشت، و درختان را بر روی یک انگشت، و آب و خاک را بر روی یک انگشت، و باقی آفریدگان را بر روی یک انگشت؛ سپس می‌فرماید: من پادشاهم» پس رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم از سخن آن عالم یهودی خندیدند، تا جایی که دندان‌های نیش ایشان نمایان شد، و برای تصدیق گفتار آن حَبر، این آیه را تلاوت خواندند: (مشرکان، الله را چنان كه سزاوار اوست، ارج ننهادند؛ حال آنکه در روز قیامت، زمین یكسره در قبضه‌ی اوست؛ و آسمان‌ها به دست وی درهم‌پیچیده خواهد شد. پاک و منزه است الله؛ و از چیزهایی که با [وی] شریک می‌سازند، برتر است))، پس حق پذیرفتنی است؛ اما من می‌ترسم که آن دعوت‌گری که اهل بدعت است، مردم را به سوی بدعت خویش منتقل کند، به‌ویژه اگر سخنوری و بیان خوبی داشته باشد در این صورت، مردم بر بدعت زندگی خواهند کرد، و این همان مشکل است، بی‌تردید انتقال دادن مردم از کفر به بدعتی که موجب کفر نیست، بهتر است؛ ولی من بیم دارم که آن بدعت در دل‌های‌شان باقی بماند و گمان کنند که آن، سنت است.


[۱] تخریج آن گذشت.

[۲] صحیح بخاری: كتاب تفسير القرآن باب قوله ﴿وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ﴾ [الأنعام: ٩١]، شماره (٤٥٣٣)، و صحیح مسلم: كتاب صفة القيامة والجنة والنار، شماره (٢٧٨٦).

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: إن شيخ الإسلام رحمه الله يقول في الدعاة المبتدعة الذين يدعون إلى الإسلام، مثل الأشاعرة والمعتزلة: إن عَمَلَهم محمود، لأنهم ينقلون هؤلاء من الكفر الذي يُخلَّد صاحبه في النار إلى الإسلام، وإن كان صاحبه مبتدعا. وفي هذا العصر وُجِد مَن هم على هذا النمط من الدعاة المنحرفين عن منهج أهل السنة والجماعة، فما رأي فضيلة الشيخ؟

فأجاب -رحمه الله تعالى-: رأينا – بقطع النظر عن صحة هذا الكلام عن شيخ الإسلام أولا، لأنني لم أعثر عليه، ولكني لم أكن أحطت بما كتبه شيخ الإسلام رحمه الله لكن أقول: إن الدعوة إلى الخير خير من أي أحد جاءت، وقبول الحق واجب من أي أحد كان حتى إن الله -عز وجل- أقر الحق الذي قاله المشركون في قوله – تعالى – ﴿ وَإِذَا فَعَلُوا۟ فَـٰحِشَةࣰ قَالُوا۟ وَجَدۡنَا عَلَیۡهَاۤ ءَابَاۤءَنَا وَٱللَّهُ أَمَرَنَا بِهَاۗ قُلۡ إِنَّ ٱللَّهَ لَا یَأۡمُرُ بِٱلۡفَحۡشَاۤءِ ﴾ [الأعراف: ۲۸] فأنكر قولهم ﴿وَاللَّهُ أَمَرَنَا بها، وسكت عن قولهم ﴿ وَجَدۡنَا عَلَیۡهَاۤ ءَابَاۤءَنَا ، لأنه حق. ولما قال الشيطان لأبي هريرة: ألا أَدُلُّكُ عَلَى آيَةٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ إِذَا قَرَأْتَهَا فِي لَيْلَةٍ لَمْ يَزَلْ عَلَيْكَ مِنَ اللَّهِ حَافِظٌ، وَلَا يَقْرَبُكَ شَيْطَانٌ حَتَّى تُصْبِحَ؟ فَأَخْبَرَ أَبُو هُرَيْرَةَ بِذَلِكَ النَّبِيَّ – صلى الله عليه وعلى آله وسلم- فقال: «صَدَقَكَ، وَهُوَ كَذُوبٌ».

ولما جاء حبر من اليهود -أي عالم من علمائهم- إلى النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم – :وقال: يَا مُحَمَّدُ إِنَّا نَجِدُ: أَنَّ اللَّهَ يَجْعَلُ السَّمَوَاتِ عَلَى إِصْبَعِ وَالْأَرَضِينَ عَلَى إِصْبَعِ، وَالشَّجَرَ عَلَى إِصْبَعِ، وَاللَمَاءَ وَالثَّرَى عَلَى إِصْبَعِ، وَسَائِرَ الخَلَائِقِ عَلَى إِصْبَعِ، فَيَقُولُ أَنَا المَلِكُ، فَضَحِكَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم حَتَّى بَدَتْ نَوَاجِذُهُ تَصْدِيقًا لِقَوْلِ الخَيْرِ، ثُمَّ قَرَأَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم ﴿ وَمَا قَدَرُوا۟ ٱللَّهَ حَقَّ قَدۡرِهِۦ وَٱلۡأَرۡضُ جَمِیعࣰا قَبۡضَتُهُۥ یَوۡمَ ٱلۡقِیَـٰمَةِ وَٱلسَّمَـٰوَٰتُ مَطۡوِیَّـٰتُۢ بِیَمِینِهِۦۚ سُبۡحَـٰنَهُۥ وَتَعَـٰلَىٰ عَمَّا یُشۡرِكُونَ ﴾ [الزمر: ٦٧].

فالحق مقبول، لكن أنا أخشى أن هذا الداعي الذي لديه بِدَع أن ينقل الناس إلى بدعته، لا سيما إذا كان عنده فصاحة وبيان، وحينئذ يعيش الناس على بدعة، وهذه هي المشكلة، ولا شَكٍّ أن نقل الناس من الكفر إلى البدعة التي لا تُكفّر أحسن، لكني أخشى أن تبقى هذه البدعة في قلوبهم، ويعتقدون أنها هي السنة.

مطالب مرتبط:

(۶۴۱۹) وظیفه فرزند در برابر پدر فاسق و تارک‌الصلاة

واجب است که به پدرت نصیحت کنی درباره‌ی کارهایی که انجام می‌دهد و ترک واجبات دین، این از برّ والدین است و این نصیحت باید با نرمی، مدارا و حکمت باشد....

ادامه مطلب …

(۶۴۱۰) حد و حدود خشم در دفاع از حرمت‌های الهی

شکی نیست که اگر انسان در دل خود نسبت به حرمت‌های الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ غیرت داشته باشد، دچار خشم و جوشش می‌شود ولی شایسته است که خود را آرام کند و بداند که هدایت در دست الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ است...

ادامه مطلب …

(۶۴۱۷) ضوابط امر به معروف و نهی از منکر چیست؟

شرط آن این است که منکر به چیزی بدتر و بزرگ‌تر تبدیل نشود، اگر منکر به چیزی بزرگ‌تر تبدیل شود، در این صورت باید از آن دست برداشت...

ادامه مطلب …

(۶۳۹۱) چه صفات و شروطی واجب است در دعوت‌‌گر به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ وجود داشته باشد؟

دعوت‌گر نیازمند داشتن چند ویژگی است:...

ادامه مطلب …

(۶۳۹۵) چه توصیه‌ای به مسلمانان در زمینه‌ی شناخت دین‌شان دارید؟

نخست سخنی خطاب به علمای مسلمان: بر علما واجب است که مردم عادی را آگاه کنند؛ چراکه علما همانند ستارگان بر روی زمین‌اند که مردم در تاریکی‌های جهل به‌وسیله‌ی آن‌ها راه می‌یابند...

ادامه مطلب …

(۶۴۰۸) چگونه خطای قرائت قرآن را بگوییم که دل‌ها نرنجد؟

واجب است بر معلم یا غیرمعلم، هرگاه اشتباهی در قرائت قرآن بشنود، آن را گوشزد کند؛ چه آن فرد خوشحال شود چه ناراحت و اینکه کسی که اشتباه کرده، این راهنمایی را حمل بر سوءظن کند و بگوید هدف تمسخر بوده، این خود اشتباهی دیگر است...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه