شنبه 19 شعبان 1447
۱۸ بهمن ۱۴۰۴
7 فوریه 2026

(۶۲۲۱) حكم تساهل گناهکاران با تکیه بر رحمت الهی

(۶۲۲۱) سوال: برخی از مردم کارهایی خلاف شرع انجام می‌دهند، (مثل) نفاق یا عیب‌جویی یا طعنه‌زدن و وقتی به آن‌ها می‌گویم که این کار حرام است و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در روز قیامت آن را حساب خواهد کرد، می‌گویند: «در روز جهنم، پروردگار ما مهربان است»، شما برای چنین افرادی چه می‌فرمایید؟

جواب:

به این‌گونه افراد که گناه می‌کنند و بر آمرزش و رحمت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ تکیه دارند، می‌گوییم: آن‌ها در معرض خطری بزرگ‌اند؛ زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در کتاب خود فرموده است: {نَبِّئۡ عِبَادِیۤ أَنِّیۤ أَنَا ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِیمُ *  وَأَنَّ عَذَابِی هُوَ ٱلۡعَذَابُ ٱلۡأَلِیمُ} [سوره الحجر: ۴۹-۵۰]: ([ای پیامبر،] به بندگانم خبر بده که من آمرزندۀ مهربانم* و اینکه عذاب من، عذابی دردناک است) و: {ٱعۡلَمُوۤا۟ أَنَّ ٱللَّهَ شَدِیدُ ٱلۡعِقَابِ وَأَنَّ ٱللَّهَ غَفُورࣱ رَّحِیمࣱ* مَّا عَلَى ٱلرَّسُولِ إِلَّا ٱلۡبَلَـٰغُۗ وَٱللَّهُ یَعۡلَمُ مَا تُبۡدُونَ وَمَا تَكۡتُمُونَ} [سوره المائدة: ۹۸-۹۹]: ([ای مردم،] بدانید که الله سختکیفر است و [در عین حال،] الله آمرزندۀ مهربان است* پیامبر وظیفهای جز رساندن [وحی] ندارد؛ و الله آنچه را که آشکار میکنید و پنهان میدارید [همه را] میداند)، لذا این تکیه‌ای که بعضی از مردمِ سهل‌انگار و بی‌تفاوت دارند، بی‌تردید از وسوسه و القای شیطان است، چه می‌داند این فرد؟ شاید همین گناهانی که در نظر او ساده‌اند، او را به گناهان بزرگ‌تر و سپس به کفر به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بکشانند، از همین‌رو انس بن مالک رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ فرمودند: «إِنَّكُمْ لَتَعْمَلُونَ أَعْمَالًا هِيَ أَدَقُّ فِي أَعْيُنِكُمْ مِنَ الشَّعَرِ، إِنْ كُنَّا نَعُدُّ عَلَى عَهْدِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الْمُوبِقَاتِ»[۱]: (شما مرتکب اعمالی می شويد که در نظرتان باريک تر از مو می باشد (يعنی در نظر شما ناچيز و بی اهميت است) حال آنکه ما در زمان رسول الله آنها را جز گناهان نابودکننده می شمرديم).

علما گفته‌اند: اصرار بر گناه صغیره، گناه کبیره است و گناهان کبیره جز با توبه آمرزیده نمی‌شوند، افزون بر آن، اگر مسخره و عیب‌جویی نسبت به مؤمنان باشد، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ درباره‌اش وعده‌ی «وَیْل» داده و فرموده است: {وَیۡلࣱ لِّكُلِّ هُمَزَةࣲ لُّمَزَةٍ} [سوره الهمزة: ۱]: (وای بر هر عیبجوی مسخرهگری).

پس بر مؤمن واجب است که تقوای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را داشته باشد و بداند که او سخت‌کیفر و آمرزنده‌ی مهربان است و در برابر گناهان باید از زاویه‌ی عذاب نگاه کند تا از گناه بازایستد، و در برابر فرمان‌های الهی، اگر آن را انجام داد ولی کوتاهی از آن سر زد، پس از زاویه‌ی آمرزش و رحمت نگاه کند و با این شیوه، سیر انسان به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ سیر مطلوب خواهد بود، یعنی بین خوف و رجاء؛ زیرا اگر انسان تنها با رجاء حرکت کند، ممکن است دچار احساس امنیت از مکر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ شود و اگر جانب خوف غلبه کند، ممکن است دچار نومیدی از رحمت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ گردد اما اگر همزمان با دو بالِ خوف و رجاء حرکت کند، سیر متعادلی خواهد داشت؛ به گونه‌ای که هنگام وسوسه‌ی گناه بترسد، و هنگام انجام طاعت امیدوار باشد.

امام احمد بن حنبل رَحِمَهُ‌الله فرمود: “باید خوف و رجاءش برابر باشد، زیرا اگر یکی بر دیگری غلبه کند، هلاک خواهد شد”.

و برخی از اهل علم گفته‌اند: بهتر آن است که رجاء را غالب کند، به دلیل حدیث قدسی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فرموده است: «أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِي بِي»[۲]: (من نزد گمان بندهام نسبت به خود هستم).

و برخی دیگر گفته‌اند: شایسته است که جانب خوف غالب باشد، تا او را از ارتکاب گناهان باز دارد.

و بعضی از علما گفته‌اند: در هنگام بیماری، جانب رجاء را غلبه دهد، تا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را در حالی ملاقات کند که به او خوش‌گمان است، و در هنگام سلامت، باید جانب خوف را غالب کند، تا این ترس باعث ترک محرمات و انجام واجبات شود.

و گروهی دیگر گفته‌اند: هنگام انجام طاعت، جانب رجاء را غالب کند، به این امید که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را از او بپذیرد، همان‌گونه که توفیق انجام آن را به او عطا کرده است؛ و هنگام تصمیم به انجام گناه، باید جانب خوف را غالب کند، تا ترس، او را از ارتکاب آن گناه باز دارد.

و این قول اخیر، به صواب نزدیک‌تر است: اینکه انسان در هنگام انجام طاعت، جانب رجاء را غالب بدارد، و امید داشته باشد که همان ذاتی که توفیق انجام طاعت را به او داده، با پذیرش آن نیز بر او منت خواهد گذاشت؛ و در هنگام تصمیم به انجام گناه، جانب خوف را غالب کند تا آن را از انجام معصیت بازدازد.

و انسان در واقع دارای حالات گوناگونی است؛ گاهی حالتی گشاده‌دل و روآور به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در او ایجاد می‌شود و جانب رجاء بر او غالب می‌شود؛ و گاهی برعکس، حالت رکود و سنگینی بر او چیره می‌شود، و جانب خوف در او غلبه پیدا می‌کند و انسان همان‌گونه که بعضی‌ها می‌گویند، پزشک نفس خویش است.

و مهم این است که انسان نه به مرحله‌ای برسد که از رحمت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ناامید شود، و نه به درجه‌ای که خود را از مکر الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در امان بپندارد.


[۱] صحیح بخاری: كتاب الرقاق، باب ما يتقى من محقرات الذنوب، شماره (٦٤٩٢).

[۲] صحیح بخارى: كتاب التوحيد، باب قول الله – تعالى – ﴿وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ ﴾ [آل عمران: ٢٨، شماره (٦٩٧٠) ، وصحیح مسلم: كتاب الذكر والدعاء والتوبة، باب الحث على ذكر الله -تعالى-.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: البعض من الناس يعملون أشياء تخالف الشرع، ويقومون بالنفاق، أو الهَمْز، أو اللمز، وعندما أقول لهم: إن هذا حرام، وإن الله سبحانه وتعالى- سيحاسب على ذلك يقولون: يوم الجحيم ربنا رحيم. فماذا تقولون أنتم لمثل لهؤلاء؟

فأجاب – رحمه الله تعالى -: نقول لمثل هؤلاء الذين يعملون السيئات ويَتَّكِلُون على مغفرة الله ورحمته إنهم على خطر عظيم، فإن الله -تعالى- يقول في كتابه ﴿ نَبِّئۡ عِبَادِیۤ أَنِّیۤ أَنَا ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِیمُ *  وَأَنَّ عَذَابِی هُوَ ٱلۡعَذَابُ ٱلۡأَلِیمُ ﴾ [الحجر: ٤٩-٥٠] ويقول جل وعلا ﴿ ٱعۡلَمُوۤا۟ أَنَّ ٱللَّهَ شَدِیدُ ٱلۡعِقَابِ وَأَنَّ ٱللَّهَ غَفُورࣱ رَّحِیمࣱ* مَّا عَلَى ٱلرَّسُولِ إِلَّا ٱلۡبَلَـٰغُۗ وَٱللَّهُ یَعۡلَمُ مَا تُبۡدُونَ وَمَا تَكۡتُمُونَ ﴾ [المائدة: ۹۸-۹۹] فهذا الاتكال الذي يحصل من بعض الناس المفرطين المهملين لا شَكٍّ أنه من إيهام الشيطان، ووحي الشيطان وما يدري هذا الرجل أتكون هذه المعاصي التي هي في نفسه سهلة بريدًا لمعاص أكبر منها، ثم للكفر بالله -عز وجل- ولهذا قال أنس بن مالك رضي الله عنه: إِنَّكُمْ لَتَعْمَلُونَ أَعْمَالًا، هِيَ أَدَقُ فِي أَعْيُنِكُمْ مِنَ الشَّعَرِ، إِنْ كُنَّا لَنَعُدُّهَا عَلَى عَهْدِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم مِنَ الْمُوبِقَاتِ.

وقال أهل العلم الإصرار على الصغيرة كبيرة، والكبائر لا تغفر إلا بتوبة، مع أن الهمز واللَّمْز إذا كان بالنسبة للمؤمنين، فقد توعد الله عليه بالويل فقال ﴿ وَیۡلࣱ لِّكُلِّ هُمَزَةࣲ لُّمَزَةٍ ﴾ [المزة: ١].

فالواجب على المؤمن أن يتقي الله -عز وجل- وليعلم أن الله شديد العقاب، وأنه غفور رحيم، ففي جانب المعاصي يجب أن ينظر من زاوية العقاب، حتى يرتدع عن المعصية، وفي جانب الأوامر إذا قام بها، وحصل شيء من التقصير فلينظر من زاوية المغفرة والرحمة وبهذا السير على هذا النحو يتحقق أن يكون سيره على الوجه المطلوب :أي بين الخوف والرجاء، فإن الإنسان إذا سار إلى الله -عز وجل- مُغَلِّبًا جانب الرجاء، فقد يَغْلِبُ عليه الأمن مِن مَكْر الله، وإذا سار إلى الله مُغَلَّباً جانب الخوف، فقد يغلب عليه القنوط من رحمة الله، وإذا سار إلى الله بين الخوف والرجاء، فقد سار بجناحين متساويين، فيخاف عند الهم بالمعصية، ويرجو عند فعل الطاعة.

قال الإمام أحمد بن حنبل رحمه الله: ينبغي أن يكون خوفه ورجاؤه واحدا، فإن أيهما غَلب هَلَك صاحِبَه.

وقال بعض أهل العلم: الأولى أن يُغَلَّب جانب الرجاء، لقوله -تعالى- في الحديث القدسي: «أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِي بِي».

وقال آخرون: ينبغي أن يُغَلّب جانب الخوف، حتى يعصمه ذلك من فعل الذنوب.

وقال بعض العلماء: يُغَلّب في حال المرض جانب الرجاء، حتى يلقى الله -عز وجل- وهو يُحسِن الظن به، وفي حال الصحة يُغَلِّبُ جانب الخوف، حتى يحمله ذلك على ترك المحرمات، وفعل الواجبات.

وقال آخرون: يُغَلّب عند فعل الطاعة جانب الرجاء، وأن الله -تعالى- يقبلها منه، كما يَسَّرَ له فِعْلَهَا، وعند الهم بالمعصية يُغَلِّبُ جانب الخوف، حتى يَرْدَعَه خوفه عن فعل هذه المعصية.

وهذا الأخير هو أقرب الأقوال أن يكون الإنسان عند فعل الطاعة مُغَلَّبا الجانب الرجاء، وأن الذي يَسَّرَهَا له سَيَمُنُّ عليه بقبولها، وعند الهم بالمعصية يُغَلّب جانب الخوف، ليمنعه ذلك عن فعل هذه المعصية.

والإنسان – في الحقيقة- له ،أحوال فأحيانًا يجد نفسه منشرحا مقبلا على الله، مُغَلِّبًا جانب الرجاء، وأحيانًا بالعكس يكون حاملا ساكنًا، فَيُغَلِّبُ جانب الخوف، والإنسان -كما يقول بعض الناس – طبيب نَفْسِه.

 والمهم ألا يصل إلى درجةٍ يَقْنَط فيها من رحمة الله، ولا إلى درجة يأمن فيها مَكْرَ الله.

مطالب مرتبط:

(۶۲۳۸) حکم کسی که اصرار دارد حق را نپذیرد، چون که گوینده از او کوچک‌تر است چیست؟

نصیحت من به شخص مورد نصیحت این است که باید پند را از هر کسی که باشد بپذیرد؛ زیرا حق، مطلوب مؤمن است، و مؤمن حقیقت را هر جا که بیابد، آن را می‌گیرد....

ادامه مطلب …

(۶۲۱۸) حکم شرعی و راهکارهای غفلت ذهنی در عبادات و خطبه‌ی جمعه

بر تو واجب است که تا حد توان در رهایی از این حالت تلاش کنی، تا عبادت را با آرامش و بدون تشویش انجام دهی و به خطبه گوش فرا دهی و از آن بهره ببری...

ادامه مطلب …

(۶۲۴۰) حکم فریب‌کاری در معرفی داماد و مسئولیت پاسخ‌گویان تحقیق در ازدواج

نصیحت من به این افراد این است که تقوای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را رعایت کنند و حقیقت را بیان کنند؛ حتی اگر این خواستگار پسر خودشان باشد...

ادامه مطلب …

(۶۲۰۸) حکم اطلاع دادن به شوهر درباره‌ی رفتار ناپسند همسر از سوی راننده

اگر نصیحت سودی نداشت، بر تو واجب است که ماجرا را به شوهرش بگویی تا از مسئولیت بیرون بیایی....

ادامه مطلب …

(۶۲۰۴) وظیفه‌ی دیندار در میان خانواده‌ای تارک‌الصلاة

به آن‌ها توصیه می‌کنم که تقوای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را پیشه کنند و بدانند که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ پنج نماز را در هر شبانه‌روز بر آن‌ها واجب کرده است....

ادامه مطلب …

(۶۲۲۲) حدود و مراتب امر به معروف و نهی از منکر در برابر گناهکاران

واجب بر تو این است که آن‌ها را نصیحت کنی، راهنمایی‌شان نمایی، و آن‌ها را از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بترسانی، اگر می‌ترسی که به سخنت اعتماد نکنند، از گفته‌های اهل علمی که مورد اعتماد آن‌ها هستند کمک بگیر، و اگر آن علما کتاب یا نوار یا پاسخ‌هایی دارند، مقداری از آن‌ها را در اختیارشان بگذار تا قانع شوند....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه