شنبه 2 شوال 1447
۱ فروردین ۱۴۰۵
21 مارس 2026

(۵۷۲۷) حكم پیشی گرفتن از امام و بلند گذاشتن لباس از روی غرور چیست؟

(۵۷۲۷) سوال: به نظر شما حكم شرع درباره‌ی پیشی گرفتن از امام و بلند گذاشتن لباس از روی غرور چیست؟

جواب:

دو سؤال مطرح شد:
سؤال اول: پیشی گرفتن از امام که حرام است؛ زیرا پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: «أما يخشى الذي يرفع رأسه قبل الإمام أن يحول صورته صورة حمار أو يجعل رأسه رأس حمار»؟( ) (آیا کسی‌که سرش را زودتر از امام بلند می‌کند، نمی‌ترسد که صورتش یا سرش همانند درازگوش شود؟) این حدیث به معنای تحریم این کار است، چند مسأله در پیشی گرفتن مطرح است، اگر در تکبیرةيختلف الإحرام باشد، نمازش منعقد نشده است؛ زیرا زیرا نماز فقط زمانی منعقد و درست می‌شود که تكبير مأموم پس از اتمام تكبير امام باشد، زیرا پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: «إذا كبر فكبروا ولا تكبروا حتى يكبر».( ) (وقتی تکبیر گفت تکبیر بگویید و الله اکبر نگویید تا الله اکبر بگوید.) اگر پیشی گرفتن در رکن دیگری باشد، برخی علماء که نزد من ارجحیت دارد، نمازش باطل است، البته در صورتی که از نهی شرعی در این زمینه باخبر باشد و اگر باخبر نبود، معذور است، ولی باید احکام شرعی را یاد بگیرد تا الله را آگاهانه عبادت کند، همچنین اگر از روی فراموشی از امام پیشی گرفت، نمازش باطل نیست و باید برگردد تا آن‌چه را که از امام پیشی گرفته انجام دهد.
در این‌جا بهتر می‌بینم که به حالات مأموم در رابطه با امامش توضیح دهم که چهار حالت وجود دارد: پیروی، همراهی، پیشی گرفتن، سرکشی.
پیروی: تنها حالی که در سنت به آ« تشویق و سفارش شده است و به این معناست که مؤموم کارهای نماز را بعد از امام و بدون تأخیر انجام دهد، پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم در این باره فرمود: «إنما جعل الإمام ليؤتم به فإذا كبر فكبروا ولا تكبروا حتى يكبر وإذا ركع فاركعوا ولا تركعوا حتى يركع وإذا سجد فاسجدوا ولا تسجدوا حتى يسجد».( ) (امام فقط قرار داده شده تا به او اقتدا کنند، پس وقتی تکبیر گفت تکبیر بگویید و الله اکبر نگویید تا وقتی الله اکبر بگوید و هنگامی‌که رکوع نمود رکوع کنید و رکوع نکنید تا رکوع کند و چون سجده کرد سجره کنید و سجده نکنید تا وقتی سجده کند.)
همراهی: مؤموم کارهای نماز را به همراه امام انجام دهد و زودتر یا دیتر از او انجام ندهد، این کار بر خلاف سفارش پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است و علماء که اگر همراهی در تكبيرة الإحرام باشد، نماز منعقد نمی‌شود و مأموم باید دوباره آن‌را انجام دهد.
پیشی گرفتن: یعنی مؤموم اعمال نماز را زودتر از امام انجام دهد، اگر در تكبيرة الإحرام باشد نماز منعقد نمی‌شود و در سایر ارکان، میان علماء اختلاف نظر است، در مذهب امام احمد که از نظر من درست است، نماز باطل می‌شود و این در صورتی است که فرد از حکم این کار باخبر و آن‌را به یاد داشته باشد.
سرکشی: از امام تخلّف و سرکشی کند و با او همراه نشود، این برخلاف دستور پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم است که فرمود: «إذا كبر فكبروا» واضح است که مشروط پیرو شرط است و بعد از آن می‌آید، پس تکبیرو رکوع و سجده و دیگر اعمالت در نماز، باید بعد از امام انجام شود و نباید از امام سرپیچی کنی، ولی اگر کسی در سرپیچی . تخلفش عذرش داشت، مثلاً اگر صدای امام را نشنید یا غیرعمدی بودوقتی عذرش برطرف شد باید از امام پیروی کند، یعنی آن چیزهایی را که از امام سرپیچی کرده انجام دهد تا به امام برسد مگر این‌که امام به رکنی برسد که در آن قرار داری که در این صورت رکعتی که از امام سرپیچی کرده‌ای، در نظر گرفته نمی‌شود و رکعت دوم جایگزینش می‌شود.
مثال: اگر رکعت اول را با امام بایستی، سپس امام سجده و رکوع را انجام دهد و برای رکعت دوم بایستد، درحالی‌که نمی‌دانی و همچنان در رکعت اول هستی و امام در رکعت دوم ایستاده است، با امام همراه می‌شوی و در این حالت رکعت دوم امام همان رکعت اول توست و وقتی امام سلام داد، یک رکعت دیگر انجام می‌دهی، اما اگر متوجه شدی و او در سجده بود، یعنی رکوع را انجام داده و تو متوجه نشدی و هنگام سجده متوجه شدی، باید باید رکوع انجام دهی و بایستی و سپس به سجده بروی و از امام پیروی کنی.
سؤال دوم: بلند گذاشتن لباس حرام است و این کار به صورت انجام می‌شود،
اول: بدون قصد تکبر لباسش را بلند می‌گذارد و عقوبتش این است که هر مقدار لباسش پایین‌تر از قوزک باشد، به همان اندازه در آتش مجازات می‌شود.
دوم: از سر غرور و تکبر انجام می‌شود و عقوبتش این است که در روز قیامت، الله با او سخن نمی‌گوید و به او توجه نمی‌کند و گناهانش را پاک نمی‌گرداند و عذاب دردناکی در پیش دارد، در حديث ابو ذر رضي الله عنه در صحیح مسلم آمده که پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: «ثلاثة لا يكلمهم الله يوم القيامة ولا ينظر إليهم ولا یزکیهم ولهم عذاب أليم» (الله در روز رستاخیز، با سه نفر سخن نمی‌گوید و به آنان نگاه نمی‌کند و آن‌ها را پاک نمی‌گرداند وعذاب دردناکی دارند.) وی سه مرتبه تکرار فرمود و سپس أبو ذر گفت: چه زیانی کرده‌اند و آنان چه کسانی هستند ای رسول الله؟ فرمود: «المسبل والمنان والمنفق سلعته بالحلف الكاذب»( ) (بلندکننده‌ی لباس و کسی‌که منت می‌گذارد و کسی‌که کالایش را با سوگند دروغ می‌دهد.)
درباره‌ی کسی‌که لباسش را بدون قصد تکبر بلند می‌گذارد فرمود: «ما أسفل من الكعبين ففي النار»( ) (آن‌چه پایینتر از قوزک باشد، در آتش است.) جایز نیست که این حدیث بر حدیث قبلی حمل و معنا شود، زیرا مجازاتشان متفاوت است و زمانی‌که مجازات دو کار متفاوت باشد، نمی‌توان یکی را بر دیگری حمل و معنا کرد، زیرا با یکدیگر تناقض و تضاد دارند و مجازات یکی غیر از مجازات دیگری است و در این صورت یکی از دو حدیث را بر دیگری حمل نمی‌کنیم؛ زیرا مجازاتشان متفاوت است و یکی بر دیگری حمل نمی‌شود، و علماء گفته‌اند که اگر حكم متفاوت باشد، یکی از دو نص بر دیگری حمل نمی‌شود، مثالی که ذکر می‌کنند، فرمایش الله درباره‌ی تیمم است که می‌فرماید: {فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ{ [مائده: ۶]. (پس صورت‌ها و دستانتان را با آن مسح نمایید.) در این‌جا مسح دست را با آرنج مقید ننمود و در آیه‌ی وضو می‌فرماید: {فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ} [مائده: ۶]. (پس صورت‌هایتان و دستانتان را تا آرن‌جا بشویید.) پس آیه‌ی تيمم بر آیه‌ی وضو حمل نمی‌شود، زیرا حکم دو طهارت متفاوت است، طهارت تيمم فقط در دو عضو انجام می‌شودو طهارت وضو در چهار عضو، درباره‌ی طهارت تیمم از حدث اصغر و اکبر تفاوتی نیست و آب در طهارت وضو از حدث اصغر و اکبر تفاوت دارد، این دو حدیث نیز همین گونه است: «ما أسفل من الكعبين ففي النار»( ) (آن‌چه پایینتر از قوزک باشد، در آتش است.) و «من جر ثوبه خيلاء لم ينظر الله إليه»( ) (کسی‌که از روی غرور لباسش را بلند بگذارد، الله به او نگاه نمی‌کند.) هیچ‌یک بر دیگری حمل و معنا نمی‌شود.
حدیثی که مالك از ابو سعيد رضي الله عنه تخریج نموده، بر همین امر دلالت دارد، در این حدیث پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمود: «إزرة المؤمن إلى نصف ساقه وما أسفل من الكعبين ففي النار ومن جر ثوبه خيلاء لم ينظر الله إليه»( ) (شلوار مسلمان تا نصف ساق اوست و آن‌چه پایینتر از قوزک باشد، در آتش است و کسی‌که از روی غرور لباسش را بلند بگذارد، الله به او نگاه نمی‌کند.) پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم بين بلند گذاشتن لباس از روی غرور و بین مقدار لباسی که از قوزک پایین‌تر باشد، تفاوت می‌گذارد.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما حُكْم الشرع في نظركم يا فضيلة الشيخ في مسابقة الإمام، وأيضًا في مسألة المُسْبِل إزاره خيلاء، نرجو إفادة بذلك؟

فأجاب – رحمه الله تعالى -: هذا السؤال تضمن سؤالين: السؤال الأول في مسابقة الإمام، فمسابقة الإمام مُحرّمة؛ لأن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «أَمَا يَخْشَى الَّذِي يَرْفَعُ رأسَهُ قبلَ الإمامِ أنْ يُحَوِّلَ صُورَتَهُ صُورةَ حِمارٍ، أو يَجْعَلَ رأسه رأسَ حمار»، وهذا يدل على التحريم ، ثم إن السبق يختلف؛ فإن كان السبق بتكبيرة الإحرام فإن الصلاة لا تنعقد؛ لأن الصلاة لا تنعقد إلا إذا كانت تكبيرة المأموم بعد انتهاء الإمام من تكبيرة الإحرام ؛ لقول النبي : إِذا كَبَّرَ فَكَبِّرُوا ، ولا تُكَبِّروا حتى يُكبّر». وإن كان السبق بركن آخر ففيه تفصيل عند بعض أهل العلم، والراجح عندي أنه لا تفصيل في ذلك وأن المأموم متى سبق الإمام بالركن أو إلى الركن فإن صلاته تبطل إذا كان عالما بالنهي، أما إذا كان جاهلا فإنه معذور، ولكن عليه أن يتعلم أحكام دينه حتى يعبد الله على بصيرة، وكذلك لو نسي فسبق إمامه فإنه لا تبطل صلاته، وعليه أن يرجع ليأتي بما سبق إمامه.

وبهذه المناسبة أود أن أبين أن للمأموم مع إمامه أربع حالات: متابعة وموافقة ومسابقة وتخلف:

فأما المتابعة فهي الحال الوحيدة التي دلت السُّنَّة على الحث عليها والأمر بها، وهي أن يأتي الإنسان بأفعال الصلاة بعد إمامه بدون تأخر، وقد دل عليها قول النبي صلى الله عليه وسلم: «إنما جعل الإمامُ لِيُؤْتَمَّ به، فإذا كبَّرَ فَكَبِّرُوا، ولا تُكَبِّرُوا حتى يُكَبِّر، وإذا رَكَعَ فَارْكَعُوا ولا تَرْكَعُوا حتى يَرْكَعَ، وَإِذَا سَجَدَ فَاسْجُدُوا، ولا تَسْجُدُوا حتى يَسْجُدَ».

والحال الثانية: الموافقة؛ بأن يأتي الإنسان بأفعال الصلاة مع إمامه لا يتقدم عنه ولا يتأخر، وهذه خلاف ما أمر به النبي صلى الله عليه وسلم ، وقد ذكر أهل العلم أنه إذا كانت الموافقة في تكبيرة الإحرام فإن الصلاة لا تنعقد، وعلى المأموم أن يعيدها بعد ذلك.

والحال الثالثة: المسابقة، وهي أن يأتي بأفعال الصلاة قبل إمامه، فإن كان ذلك في تكبيرة الإحرام فصلاته لم تنعقد، وإن كان في غيرها ففيها تفصيل عند أهل العلم، بل فيها تفصيل على المشهور من مذهب الإمام أحمد، والراجح أن الصلاة تبطل بذلك إذا كان الإنسان عالما ذاكرًا.

والحال الرابعة: التخلف وهي خلاف أمر النبي صلى الله عليه وسلم، مثل أن يتخلف عن الإمام فلا يبادر بمتابعته، فهذا خلاف أمر النبي صلى الله عليه وسلم في قوله: «إذا كبَّرَ فكبروا»، ومعلوم أن المشروط يتبع الشرط ويليه، فليكن تكبيرك تلو تكبيرة الإمام، وركوعك تلو ركوع الإمام، وسجودك تلو سجود الإمام وهكذا، فلا تتخلف عنه، لكن لو تخلف الإنسان لِعُذر مثل ألا . يسمع صوت الإمام أو يكون ساهيا ففي هذه الحال متى زال ذلك العذر تابع الإمام، يعني أتى بما تخلف عن الإمام حتى يلحقه، إلا أن يصل الإمام إلى الركن الذي أنت فيه فإنه تُلغى الركعة التي حصل فيها التخلف، وتقوم الركعة الثانية مقامها.

مثال ذلك: لو كنت واقفًا مع الإمام أول ركعة ثم ركع الإمام وسجد وقام إلى الثانية وأنت لم تعلم به حتى وصل إلى القيام، وأنت الآن قائم على أنها الركعة الأولى، والإمام قام إليها على أنها الثانية، فإنك تبقى معه وتكون الركعة الثانية للإمام ركعة أولى لك، فإذا سلم أتيت بركعة بعده، أما لو علمت به وهو ساجد بأن ركع ورفع وأنت لم تعلم ثم لما ركع للسجود سمعته فإنك تركع وترفع وتسجد وتتابع الإمام.

أما السؤال الثاني: فهو عن المسبل إزاره، وإسبال الإزار حرام، ويقع إسبال الإزار على وجهين:

الوجه الأول: أن يُسبِله بدون خُيَلاء، فهذا عقوبته أن ما أسفل من الكعبين ففي النار، هذه هي عقوبته.

والوجه الثاني: أن يكون خُيّلاء، فعقوبة هذا أن الله لا ينظر إليه يوم القيامة ولا يزكيه ولا يكلمه وله عذاب أليم؛ كما في حديث أبي ذر رضي الله عنه عند مسلم أن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «ثلاثة لا يُكَلِّمُهُمُ اللهُ يومَ القِيامَةِ، ولا يَنْظُرُ إليهم، ولا يُزَكِّيهِمْ»، ولهم عذابٌ أَلِيمٌ كررها ثلاث مرات، فقال أبو ذر: من هم يا رسول الله، خابوا وخسروا؟ فقال: «المُسْبِلُ والمَنَّانُ والمُنفَّقُ سِلْعَتَهُ بِالحَلِفِ الكاذب».

وأما من جر ثوبه لغير خُيّلاء فقد ثبت في الصحيح أن ما أسفل من الكعبين ففي النار، ولا يجوز أن يحمل هذا على الأول؛ لاختلاف العقوبتين، وإذا اختلفت العقوبتان في عمل فإنه لا يمكن أن يحمل أحدهما على الآخر للتناقض والتضاد؛ لأن تلك العقوبة غير تلك، وإذا كانت غيرها فإننا لا نحمل أحد الحديثين على الآخر؛ وذلك لأن العقوبتين مختلفتان، فلا يُحمل أحدهما على الآخر، وقد ذكر أهل العلم أنه إذا اختلف الحكم فإنه لا يحمل أحد النصين على الآخر، ومثلوا لذلك بقوله تعالى في التيمم: ﴿ فَأَمْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُم مِّنْهُ ﴾ [المائدة: ٦] ولم يقيد الأيدي بالمرافق، وفي آية الوضوء قال: ﴿فَأَغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ﴾ [المائدة: ٦] فلا تُحمل آية التيمم على آية الوضوء؛ وذلك لاختلاف الحكم بين الطهارتين؛ فإن طهارة التيمم في عضوين فقط، وطهارة الوضوء في أربعة أعضاء، وطهارة التيمم لا يختلف فيها الحدث الأكبر والأصغر، وطهارة الوضوء يختلف فيها الحدث الأصغر والأكبر، فهكذا هذان الحديثان: «مَا أَسْفَلَ مِنَ الكَعْبَيْنِ فَفِي النَّارِ» و«مَنْ جَرَّ ثَوْبَهُ خُيَلَاءَ لَمْ يَنْظُرِ اللَّهُ إِلَيْهِ» لا يُحمل أحدهما على الآخر.

وقد دل على ذلك ما أخرجه مالك من حديث أبي سعيد رضي الله عنه، أن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «إِزْرَةُ المُؤْمِنِ إلى نِصْفِ ساقِهِ، وما أسفلَ مِنَ الكَعْبَيْنِ ففي النارِ، وَمَن جَرَّ ثَوْبَه خُيَلاءَ لم يَنْظُرِ الله إليه». ففَرَّقَ النبي صلى الله عليه وسلم بين مَن جَرَّ ثوبه خُيَلَاء وبين ما نزل عن الكعبين.

مطالب مرتبط:

(۵۷۲۶) حکم پوشیدن لباس بلند بدون قصد تکبر

لباسش را تا پایین‌تر از قوزکش بلند می‌گذارد و خود را این‌گونه راضی کرده که چون کارش از روی غرور و تکبر نیست، پس مباح است، در جواب باید گفت که این کارش حرام و بلکه بنا بر ظاهر نصوص شرعی، جزو گناهان کبیره است....

ادامه مطلب …

(۵۷۳۰) حکم پیراهن را کوتاه و شلوار را بلند

تا وقتی شلوار پایین‌تر از قوزک قرار نگیرد، اشکال و گناهی ندارد، مگر این‌که لباس شهرت و انگشت‌نما باشد، آن‌گونه که توجه مردم را جلب کند و انگشت‌نما شود.....

ادامه مطلب …

(۵۷۳۱) حکم کوتاه کردن پیراهن تا بالای قوزک و بلند بودن شلوار

پیش از جواب به این سؤال، دوست دارم نعمت لباس را که الله نصیب ما نمود، به برادران مسلمانم یادآور شوم.....

ادامه مطلب …

(۵۷۲۰) حکم بلند بودن لباس (إسبال) چیست؟

بلند بودن لباس برای زنان اشکالی ندارد، زیرا این کار باعث پوشاندن پاهای آنان می‌شود. اما برای مردان، بلند بودن لباس حرام است، بلکه از گناهان کبیره به شمار می‌آید....

ادامه مطلب …

(۵۷۲۴) بررسی صحت حدیث «إن الله لا يقبل صلاة رجل مسبل إزاره»

این حدیث از پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم روایت شده ولی ضعیف است و قابل استدلال نیست و کسی‌که لباس را بلند می‌گذارد، اگر نمازش قبول شود باز هم گناهکار است و مرتکب گناه کبیره شده است....

ادامه مطلب …

(۵۷۲۸) منظور از ‌‌خيلاء در حدیث: «إلا لغير الخيلاء» چیست؟

اول این‌که "بلند گذاشتن لباس فقط برای خیلاء حرام است" درست نیست، بلکه این‌کار حرام است و فرقی نمی‌کند برای غرور باشد یا خیر، اما اگر برای غرور و تکبر باشد، مجازاتش واقعاً سخت و شدید است....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه