یکشنبه 12 رمضان 1447
۱۰ اسفند ۱۴۰۴
1 مارس 2026

(۵۶۹۵) حکم آشکار کردن صورت و دست‌های زن چیست؟

(۵۶۹۵) سوال: حکم آشکار کردن صورت و دست‌های زن چیست؟ آیا اگر شوهر همسرش را در حال آشکار کردن صورت و دست‌هایش رها کند عقوبتی بر او است؟ لطفاً توضیح دهید.

جواب:

نظر راجح در این مسئله این است که زن باید صورت خود را از مردان نامحرم بپوشاند. به دلیل فرموده¬ی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ : {وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ}[النور: ۳۱]: (و به زنان مؤمن بگو چشم¬های خود را (از نگاه به نامحرم) فرو گیرند و شرمگاهشان را حفظ کنند و زینت خود را آشکار نکنند جز آنچه از آن که نمایان است و باید (اطراف) مقنعه¬های خود را بر گریبان¬هایشان بیفکنند و زینت خود را آشکار نسازند؛ مگر برای شوهرانشان، یا پدرانشان) همچنین فرموده-اش: {يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً}[الأحزاب: ۵۹]: (ای پیامبر! به همسرانت و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: چادرهای خود را بر خویش فرو افکنند، این مناسب¬تر است تا شناخته شوند؛ پس مورد آزار قرار نگیرند، و الله آمرزنده¬ی مهربان است) همچنین حدیثی از ام عطیه رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهَا روایت شده که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به زنان دستور دادند در نماز عید شرکت کنند، حتی زنانی که عادت ماهیانه دارند و دختران پرده‌نشین. یکی از زنان گفت: اگر کسی جلباب نداشت چه کند؟ رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم فرمودند: «لتلبسها أختها من جلبابها»: (خواهرش او را با جلباب خود بپوشاند¬) همچنین بنابر دلایل دیگری که در کتاب¬هایی که در این زمینه نوشته شده ذکر شده است، علاوه بر این، به این دلیل که آشکار کردن صورت زن موجب فتنه است و کسی که در قلبش بیماری است، به آن دچار می‌شود و این فتنه شدیدتر از آن است که کسی صدای خلخال زن مستور در لباسش را بشنود. الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می¬فرماید: {وَلا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ}[النور: ۳۱]: (و (زنان) نباید (هنگام راه رفتن) پاهای خود را (به زمین) بکوبند، تا آنچه از زینت شان را که پنهان کرده¬اند، دانسته شود) لذا وقتی زن از این نهی شده که پای خود را بر زمین نکوبد، مبادا زینتی که پنهان کرده، آشکار گردد، پس چگونه است حال کسی که صورتش را آشکار می‌کند؟ آیا این فتنه‌ای بزرگ‌تر و خطری شدیدتر نیست؟ شریعت اسلامی، شریعتی منظم است که تناقض ندارد و امکان ندارد که چیزی را منع کند و چیزی را که در حکم شدیدتر است، حلال کند. شریعت اسلامی برای رعایت مصالح و دفع مفاسد آمده است و هیچ عاقل منصفی در این تردید ندارد که اگر زن صورتش را آشکار کند، مفاسد زیادی بر آن مترتب می‌شود؛ از جمله: فتنه¬ی زن برای دیگران و فتنه¬ی مردان برای زن. اگر زن اجازه یابد که صورتش را آشکار کند، آن را به این شکل ساده بیرون نخواهد آورد، بلکه با آرایش چشم، لب‌ها و گونه‌ها همراه خواهد کرد که این موجب فتنه‌ای بزرگ‌تر می‌شود. حتی اگر فرض کنیم که زن از این امور پرهیز کرده و فقط نیمی از صورتش را نمایان کند، باز هم این فتنه‌ای خواهد بود که دل‌های بیمار را دچار می‌کند. به همین دلیل، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به زنان سالخورده‌ای که امیدی به ازدواج ندارند، اجازه داده که لباس‌های رویی خود را کنار بگذارند، البته بدون اینکه زینت خود را آشکار کنند، لذا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ میان زنان سالخورده که امید ازدواج ندارند –به سبب کهولت سن و تغییر چهره‌شان– و میان زنان دیگر تفاوت قائل شده است و حقیقتاً انسان تعجب می‌کند وقتی می‌شنود که گفته می‌شود: زن باید پایش را بپوشاند اما لازم نیست که صورت و دست‌هایش را بپوشاند! لذا اگر بپذیریم که نصوصی در وجوب پوشاندن صورت نیامده، کسی که به وجوب پوشاندن پا قائل است، بر او لازم است که به وجوب پوشاندن صورت و دست‌ها نیز حکم کند؛ زیرا این دو به طریق اولی شایسته‌تر به پوشاندن هستند تا پاها و این امری است که هر کس در آن تأمل کند، درمی‌یابد که نمی‌توان قائل به جواز آشکار کردن صورت شد در حالی که آشکار کردن پاها حرام دانسته شده است، چراکه این تناقضی آشکار است.
ممکن است گفته شود: آیا زن برای نگاه کردن به مسیر خود نیاز به آشکار کردن صورت دارد؟ پاسخ این است که گفته شود: کسانی که آشکار کردن صورت را جایز دانسته‌اند، آن را به نیاز محدود نکرده‌اند، بلکه اجازه داده‌اند که زن صورتش را آشکار کند، حتی اگر در جای خود نشسته باشد. علاوه بر این، این نیاز با استفاده از نقاب که در زمان رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم نیز شناخته‌شده بود، برطرف می‌شود؛ همان¬طور که فرمایش ایشان درباره¬ی زن محرم این¬گونه دلالت می¬دهد: «لا تنتقب المرأة»: (زن نقاب نزند) این حدیث دلالت دارد بر اینکه استفاده از نقاب در میان زنان رایج بوده است و روشن است که اگر زن با نقاب، تنها به اندازه¬ی نیاز برای چشمان خود دو شکاف باز کند، قادر خواهد بود مسیر خود را ببیند. اما در مورد نقاب نیز جای تأمل است؛ زیرا گرچه نقاب در اصل جایز است، اما برخی زنان -پناه بر الله- در آن زیاده‌روی کرده‌اند، به‌گونه‌ای که چشمان خود را با سرمه‌ای فتنه‌انگیز آرایش کرده و نقاب خود را وسیع‌تر از حد چشم باز می‌کنند، به‌گونه‌ای که ابروها و گاهی قسمتی از پیشانی و حتی گونه‌ها نمایان می‌شود و ازآنجا که زنان معمولاً صبر کمتری دارند و دینداری آن‌ها نیز ناقص‌تر است، در این مسائل حد و مرزی برای خود قائل نمی‌شوند. بنابراین، اگر گفته شود که منع نقاب از باب سد ذرایع (بستن راه‌های منجر به فساد) موجه است، سخن درستی خواهد بود؛ زیرا سد ذرایع یک اصل شرعی است که قرآن و سنت همچنین سیره خلفای راشدین بر آن دلالت دارد. در قرآن، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌فرماید: {وَلا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ}[الأنعام: ۱۰۸]: (و آنان را که به جای الله فرامی‌خوانند، دشنام ندهید که از روی دشمنی و ناآگاهانه، الله را دشنام می‌دهند) در این آیه، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از دشنام دادن به معبودهای مشرکان نهی کرده است، با اینکه در اصل، دشنام دادن به بت‌ها امری مطلوب شرعی است، اما به دلیل اینکه ممکن است آن‌ها نیز در پاسخ، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را دشنام دهند، این کار نهی شده است. در سنت نیز احادیث فراوانی وجود دارد که بر جلوگیری از مفاسد و منع وسایل منجر به آن‌ها دلالت دارد. از جمله: زمانی که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم درباره¬ی فروش خرمای تر در برابر خرمای خشک سؤال شدند، فرمودند: «أينقص الرطب إذا يبس؟»: (آیا خرمای تر پس از خشک شدن کاهش وزن پیدا می‌کند؟) گفتند: بله؛ در نتیجه از این کار نهی فرمود. در سیره¬ی خلفای راشدین نیز نمونه‌هایی از سد ذرایع دیده می‌شود؛ از جمله: عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ درباره¬ی طلاق سه‌گانه چنین عمل کرد: در زمان رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم ، ابوبکر صدیق رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ و دو سال اول خلافت عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ ، اگر مردی سه طلاق را در یک مجلس جاری می‌کرد، یک طلاق محسوب می‌شد. اما وقتی عمر مشاهده کرد که مردم در این امر شتاب می‌کنند، آنان را به اجرای حکم طلاق سه‌گانه ملزم کرد و اجازه نداد که به همسران خود بازگردند، تا از این کار عجولانه خودداری کنند ، لذا می‌بینیم که عمر بن خطاب رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ آنان را از یک حق شرعی (بازگشت به همسرانشان) منع کرد تا راه طلاق سه¬گانه¬ای که در آن شتاب می¬کردند را ببندد. بنابراین، اگر ما نقاب را منع کنیم، این منع به معنای حرام دانستن آن از نظر شرعی نیست؛ زیرا هیچ‌کس حق ندارد چیزی را که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ و رسولش صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم حلال کرده‌اند، حرام کند. بلکه منع از نقاب از باب سد ذرایع است، چون نقاب ممکن است به وسیله‌ای برای فتنه و زیاده‌روی در آشکار کردن زینت تبدیل شود، که این خارج از حدودی است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ مقرر کرده است.
در مورد شوهر -همان‌طور که در سؤال مطرح شد- بر او واجب است که همسرش را از آشکار کردن صورتش منع کند، مادامی که معتقد است این کار حرام است یا سبب فتنه می‌شود. همچنین، ممکن است شوهر از اینکه مردم درباره¬س همسرش سخن بگویند، غیرت داشته باشد؛ مثلاً بگویند: همسر فلانی چقدر زیباست! یا همسر فلانی چقدر زشت است! هیچ مردی راضی نمی‌شود که همسرش موضوع گفت‌وگو در مجالس باشد؛ اگر در نظرشان زشت باشد، مردم درباره¬ی زشتی او صحبت می‌کنند و اگر زیبا باشد، درباره¬ی زیبایی‌اش سخن می‌گویند. این نیز از حکمت‌های پوشاندن صورت است که زن و شوهر از اینکه موضوع گفت‌وگوی مردم شوند، در امان بمانند.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل : ما حُكْم كشف وجه المرأة وكفيها؟ وهل على الزوج عقوبة إذا تركها كاشفةً الوجه والكفين؟ أرجو الإفادة.

فأجاب رحمه الله تعالى: القول الراجح في هذه المسألة وجوب ستر الوجه عن الرجال الأجانب؛ لقول الله تعالى: ﴿وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَرِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَابِهِنَّ﴾ [النور: ٣١] إلى آخره، ولقول الله تعالى: ﴿يَأَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَبِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رحيما﴾ [الأحزاب: ٥٩]، والحديث أم عطية رضي الله عنها أن النبي صلى الله عليه وسلم أمر أن يخرج النساء إلى صلاة العيد حتى الحُيَّض وذوات الخدور، يشهدن الخير ودعوة المسلمين، وسئل عليه الصلاة والسلام عن المرأة ليس لها جلباب فقال عليه الصلاة والسلام: «لِتُلْبِسْهَا أُخْتُها من جِلْبَابِها»، ولأدلة أخرى مذكورة في الكتب المعنية في هذه المسألة، ولأن إخراج المرأة وجهها فتنة يفتتن بها من في أشد فتنة أن قلبه مرض، وهي من الإنسان خَلْخَال امرأة مستور في يسمع لباسها، وقد قال الله تعالى: ﴿وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ﴾ [النور: ۳۱]، فإذا كانت المرأة تنهى عن أن تضرب برجلها خوفا من أن يعلم ما تخفي من زينتها، فما بالك بإبداء الوجه، أليس هذا أعظم فتنة وأشد خطرًا! والشريعة الإسلامية شريعة منتظمة، لا تتناقض، ولا يمكن أن تمنع شيئًا وتحل شيئًا أولى منه في الحكم والشريعة الإسلامية جاءت بمراعاة المصالح ودرء المفاسد، ولا يرتاب عاقل أن المرأة لو أخرجت وجهها فإنه يترتب على ذلك مفاسد كثيرة، منها فتنة المرأة لغيرها وفتنتها من غيرها من الرجال، والمرأة إذا أذن لها بأن تخرج الوجه فلن تخرجه هكذا، بل سوف تدخل عليه من التحسينات في العين والشفتين والخدين ما يوجب الفتنة الكبرى من النظر إليها وما وراءها، ثم لو فرض أنها تحاشت ذلك كله وأخرجت نصف الوجه فإن ذلك فتنة يفتتن به من في قلبه مرض، ولهذا أذن الله للقواعد من النساء اللاتي لا يرجون نكاحًا أن يضعن ثيابهن غير متبرجات بزينة، ففرق -سبحانه وتعالى- بين القواعد اللاتي لا يَرجون نكاحا لكِبَرِهِنَّ وتحول وُجُوههن إلى وجوه لا تحصل بها الفتنة وبين غيرهن، وإن الإنسان ليعجب إذا قيل: إنه يجب على المرأة أن تستر قدمها ولا يجب عليها أن تستر وجهها وكفيها ! فإنه على فرض أنه لم ترد النصوص من وجوب تغطية الوجه فإن من أقر بوجوب ستر القدم يَلْزَمُه بالقياس الأولوي أن يقول بوجوب ستر الوجه والكفين؛ لأنهما أولى بالستر من ستر القدمين، وهذا أمر إذا تأمله الإنسان وجد أنه لا يسوغ القول بجواز كشف الوجه مع منع تحريم كشف القدم؛ لما في ذلك من التناقض الظاهر.

بقي أن يُقال: إن كشف الوجه تحتاج المرأة إليه للنظر في طريقها؟ والجواب عن ذلك أن يُقال: إن الذين أجازوا كشف الوجه لم يقيدوا ذلك بالحاجة، بل أجازوا لها أن تكشف وجهها ولو كانت جالسة في مكانها، ثم إن الحاجة تزول باستعمال النقاب الذي كان معروفًا على عهد النبي صلى الله عليه وعلى آله وسلم، كما يفيده قوله صلى الله عليه وعلى آله وسلم في المرأة المحرمة: «لا تَنتَقِبُ المَرْأَةُ»؛ فإنه دليل على أن من عادتهن النقاب، ومعلوم أن المرأة إذا تنقبت بأن فتحت لعينيها فتحتين بقدر الحاجة سترى الطريق، ولكن يبقى النظر أيضًا في مسألة النقاب فإن النقاب وإن كان جائزا في الأصل لكننا نرى أن بعض النساء -والعياذ بالله- توسعن به وصارت تجمل عينيها بالكحل الفاتن ثم تفتح نقابا أوسع من عينها، بحيث تظهر الحواجب، وربما تظهر الجبهة أو بعضها، وربما تظهر الوَجْنَتَانِ، والنساء لِقِلَّة صبرهنّ ونقص دينهنّ لا يقفن على حد في هذه الأمور، فلو قيل بمنع النقاب من باب سد النقاب من باب سد الذرائع لكان له وجه؛ لأن سد الذرائع مبدأ شرعي دل عليه الكتاب والسُّنَّة ودلت عليه سيرة الخلفاء الراشدين؛ ففي الكتاب يقول الله عز وجل: ﴿وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللهَ عَدْوا بِغَيْرِ عِلْمٍ﴾ [الأنعام: ۱۰۸] ، فنهى الله تعالى عن سب آلهة المشركين، مع أنه مطلوب شرعًا؛ سدًّا للذريعة التي هي سب الله عز وجل، وفي السنة أحاديث كثيرة تدل على درء المفاسد ومنع الوسائل إليها والذرائع، ومن ذلك قول النبي – صلى الله عليه وآله وسلم- حين سئل عن بيع الرطب بالتمر: «أَيَنْقُصُ الرُّطَبُ إِذا يَبِسَ؟». قالوا: نعم. فنهى عن ذلك، وأما سيرة الخلفاء الراشدين في سد الذرائع فمنها إلزام عمر رضي الله عنه في الطلاق الثلاث، إذا رة طلق الرجل زوجه ثلاثا فإنه كان في عهد النبي صلى الله عليه وسلم وعهد أبي بكر وسنتين من خلافة عمر يكون واحدة، ثم إنه رأى الناس قد تعجلوا في هذا الأمر وكان لهم فيه أناة، فألزمهم بالطلاق الثلاث، ومنعهم من الرجوع إلى زوجاتهم؛ من أجل أن ينتهوا عما استعجلوا فيه، فنجد أن عمر بن الخطاب رضي الله عنه رضية منعهم ما هو حق لهم، وهو الرجوع إلى زوجاتهم من أجل سد الذريعة إلى الطلاق الثلاث الذي يستعجلون به، فإذا منعنا من النقاب فإننا لا نمنعه على أنه حرام شرعًا، وليس لأحد أن يحرّم ما أحل الله ورسوله، ولكن نمنعه لأنه ذريعة إلى ما يتحول إليه من الفتنة والزيادة عما أحل الله عز وجل.

أما بالنسبة للزوج كما وقع في السؤال فعليه أن يمنع زوجته من كشف وجهها ما دام يرى أنه مُحرَّم، أو أنه سبب للفتنة، والزوج قد يغار من أن يتحدث الناس عن زوجته فيقولون ما أجمل زوجة فلان أو ما أقبح زوجة فلان، ولا يرضى أحد أن تكون زوجته محلًا للحديث في المجالس يتحدثون في قبحها إن كانت قبيحة في نظرهم، أو عن جمالها إن كانت جميلة في نظرهم، وهذه أيضًا من الحكم التي تكون في ستر الوجه أن الإنسان يسلم هو وأهله من أن يكون حديث المجالس.

مطالب مرتبط:

(۵۶۹۸) آیا پوشیدن خمار (مقنعه یا روسری) برای زن واجب است؟

اگر زن در میان زنان، محارم یا همسر خود باشد، پوشیدن خمار بر او واجب نیست، زیرا جایز است که در برابر این افراد سر خود را آشکار کند. اما اگر نزد او مردان نامحرم حضور داشته باشند یا بخواهد به بازار برود، پوشیدن خمار بر او واجب است....

ادامه مطلب …

(۵۶۷۴) حکم رعایت حجاب کامل در دانشگاه

واجب است که بدون توجه به موانعی که ممکن است در مسیرش پیش آید، در اجرای احکام اسلام بشتابد، مگر اینکه در این راه دچار ضرری گردد که اجرای حکم شرعی را برای او ناممکن سازد ...

ادامه مطلب …

(۵۷۰۰) لطفاً روش صحیح حجاب را توضیح دهید

حجاب یعنی اینکه زن هر چیزی را که نمایان شدن آن باعث فتنه می‌شود، بپوشاند و از جمله­‌ی آن­ها صورت است، زیرا بیشترین فتنه از آن ناشی می‌شود...

ادامه مطلب …

(۵۶۷۹) حکم پوشیدن نقاب

شکی نیست که برخی جوامع به ‌شدت پوشاندن صورت و استفاده از نقاب را انکار می‌کنند و زنان پایبند به این حکم از سوی بستگان یا غریبه‌ها مورد آزار زیادی قرار می‌گیرند. اما بر زن واجب است که صبر کند و پاداش خود را از الله طلب نماید...

ادامه مطلب …

(۵۷۰۹) حکم پوشش شرعی زن چیست؟

این حدیث از نظر متن باطل و از نظر سند ضعیف است و حجت نیست.....

ادامه مطلب …

(۵۶۹۶) حکم کشف صورت در سفرهای خارجی

واجب است بدانیم که شریعت الله در سرزمین‌های اسلامی و سرزمین‌های کفر تفاوتی ندارد، بلکه در اینجا و آنجا یکسان است.....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه