(۵۶۹۵) سوال: حکم آشکار کردن صورت و دستهای زن چیست؟ آیا اگر شوهر همسرش را در حال آشکار کردن صورت و دستهایش رها کند عقوبتی بر او است؟ لطفاً توضیح دهید.
جواب:
نظر راجح در این مسئله این است که زن باید صورت خود را از مردان نامحرم بپوشاند. به دلیل فرموده¬ی الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ : {وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ}[النور: ۳۱]: (و به زنان مؤمن بگو چشم¬های خود را (از نگاه به نامحرم) فرو گیرند و شرمگاهشان را حفظ کنند و زینت خود را آشکار نکنند جز آنچه از آن که نمایان است و باید (اطراف) مقنعه¬های خود را بر گریبان¬هایشان بیفکنند و زینت خود را آشکار نسازند؛ مگر برای شوهرانشان، یا پدرانشان) همچنین فرموده-اش: {يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً}[الأحزاب: ۵۹]: (ای پیامبر! به همسرانت و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: چادرهای خود را بر خویش فرو افکنند، این مناسب¬تر است تا شناخته شوند؛ پس مورد آزار قرار نگیرند، و الله آمرزنده¬ی مهربان است) همچنین حدیثی از ام عطیه رَضِيَاللهُعَنْهَا روایت شده که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم به زنان دستور دادند در نماز عید شرکت کنند، حتی زنانی که عادت ماهیانه دارند و دختران پردهنشین. یکی از زنان گفت: اگر کسی جلباب نداشت چه کند؟ رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم فرمودند: «لتلبسها أختها من جلبابها»: (خواهرش او را با جلباب خود بپوشاند¬) همچنین بنابر دلایل دیگری که در کتاب¬هایی که در این زمینه نوشته شده ذکر شده است، علاوه بر این، به این دلیل که آشکار کردن صورت زن موجب فتنه است و کسی که در قلبش بیماری است، به آن دچار میشود و این فتنه شدیدتر از آن است که کسی صدای خلخال زن مستور در لباسش را بشنود. الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ می¬فرماید: {وَلا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ}[النور: ۳۱]: (و (زنان) نباید (هنگام راه رفتن) پاهای خود را (به زمین) بکوبند، تا آنچه از زینت شان را که پنهان کرده¬اند، دانسته شود) لذا وقتی زن از این نهی شده که پای خود را بر زمین نکوبد، مبادا زینتی که پنهان کرده، آشکار گردد، پس چگونه است حال کسی که صورتش را آشکار میکند؟ آیا این فتنهای بزرگتر و خطری شدیدتر نیست؟ شریعت اسلامی، شریعتی منظم است که تناقض ندارد و امکان ندارد که چیزی را منع کند و چیزی را که در حکم شدیدتر است، حلال کند. شریعت اسلامی برای رعایت مصالح و دفع مفاسد آمده است و هیچ عاقل منصفی در این تردید ندارد که اگر زن صورتش را آشکار کند، مفاسد زیادی بر آن مترتب میشود؛ از جمله: فتنه¬ی زن برای دیگران و فتنه¬ی مردان برای زن. اگر زن اجازه یابد که صورتش را آشکار کند، آن را به این شکل ساده بیرون نخواهد آورد، بلکه با آرایش چشم، لبها و گونهها همراه خواهد کرد که این موجب فتنهای بزرگتر میشود. حتی اگر فرض کنیم که زن از این امور پرهیز کرده و فقط نیمی از صورتش را نمایان کند، باز هم این فتنهای خواهد بود که دلهای بیمار را دچار میکند. به همین دلیل، الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ به زنان سالخوردهای که امیدی به ازدواج ندارند، اجازه داده که لباسهای رویی خود را کنار بگذارند، البته بدون اینکه زینت خود را آشکار کنند، لذا الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میان زنان سالخورده که امید ازدواج ندارند –به سبب کهولت سن و تغییر چهرهشان– و میان زنان دیگر تفاوت قائل شده است و حقیقتاً انسان تعجب میکند وقتی میشنود که گفته میشود: زن باید پایش را بپوشاند اما لازم نیست که صورت و دستهایش را بپوشاند! لذا اگر بپذیریم که نصوصی در وجوب پوشاندن صورت نیامده، کسی که به وجوب پوشاندن پا قائل است، بر او لازم است که به وجوب پوشاندن صورت و دستها نیز حکم کند؛ زیرا این دو به طریق اولی شایستهتر به پوشاندن هستند تا پاها و این امری است که هر کس در آن تأمل کند، درمییابد که نمیتوان قائل به جواز آشکار کردن صورت شد در حالی که آشکار کردن پاها حرام دانسته شده است، چراکه این تناقضی آشکار است.
ممکن است گفته شود: آیا زن برای نگاه کردن به مسیر خود نیاز به آشکار کردن صورت دارد؟ پاسخ این است که گفته شود: کسانی که آشکار کردن صورت را جایز دانستهاند، آن را به نیاز محدود نکردهاند، بلکه اجازه دادهاند که زن صورتش را آشکار کند، حتی اگر در جای خود نشسته باشد. علاوه بر این، این نیاز با استفاده از نقاب که در زمان رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم نیز شناختهشده بود، برطرف میشود؛ همان¬طور که فرمایش ایشان درباره¬ی زن محرم این¬گونه دلالت می¬دهد: «لا تنتقب المرأة»: (زن نقاب نزند) این حدیث دلالت دارد بر اینکه استفاده از نقاب در میان زنان رایج بوده است و روشن است که اگر زن با نقاب، تنها به اندازه¬ی نیاز برای چشمان خود دو شکاف باز کند، قادر خواهد بود مسیر خود را ببیند. اما در مورد نقاب نیز جای تأمل است؛ زیرا گرچه نقاب در اصل جایز است، اما برخی زنان -پناه بر الله- در آن زیادهروی کردهاند، بهگونهای که چشمان خود را با سرمهای فتنهانگیز آرایش کرده و نقاب خود را وسیعتر از حد چشم باز میکنند، بهگونهای که ابروها و گاهی قسمتی از پیشانی و حتی گونهها نمایان میشود و ازآنجا که زنان معمولاً صبر کمتری دارند و دینداری آنها نیز ناقصتر است، در این مسائل حد و مرزی برای خود قائل نمیشوند. بنابراین، اگر گفته شود که منع نقاب از باب سد ذرایع (بستن راههای منجر به فساد) موجه است، سخن درستی خواهد بود؛ زیرا سد ذرایع یک اصل شرعی است که قرآن و سنت همچنین سیره خلفای راشدین بر آن دلالت دارد. در قرآن، الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ میفرماید: {وَلا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ}[الأنعام: ۱۰۸]: (و آنان را که به جای الله فرامیخوانند، دشنام ندهید که از روی دشمنی و ناآگاهانه، الله را دشنام میدهند) در این آیه، الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ از دشنام دادن به معبودهای مشرکان نهی کرده است، با اینکه در اصل، دشنام دادن به بتها امری مطلوب شرعی است، اما به دلیل اینکه ممکن است آنها نیز در پاسخ، الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ را دشنام دهند، این کار نهی شده است. در سنت نیز احادیث فراوانی وجود دارد که بر جلوگیری از مفاسد و منع وسایل منجر به آنها دلالت دارد. از جمله: زمانی که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم درباره¬ی فروش خرمای تر در برابر خرمای خشک سؤال شدند، فرمودند: «أينقص الرطب إذا يبس؟»: (آیا خرمای تر پس از خشک شدن کاهش وزن پیدا میکند؟) گفتند: بله؛ در نتیجه از این کار نهی فرمود. در سیره¬ی خلفای راشدین نیز نمونههایی از سد ذرایع دیده میشود؛ از جمله: عمر رَضِيَاللهُعَنْهُ درباره¬ی طلاق سهگانه چنین عمل کرد: در زمان رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم ، ابوبکر صدیق رَضِيَاللهُعَنْهُ و دو سال اول خلافت عمر رَضِيَاللهُعَنْهُ ، اگر مردی سه طلاق را در یک مجلس جاری میکرد، یک طلاق محسوب میشد. اما وقتی عمر مشاهده کرد که مردم در این امر شتاب میکنند، آنان را به اجرای حکم طلاق سهگانه ملزم کرد و اجازه نداد که به همسران خود بازگردند، تا از این کار عجولانه خودداری کنند ، لذا میبینیم که عمر بن خطاب رَضِيَاللهُعَنْهُ آنان را از یک حق شرعی (بازگشت به همسرانشان) منع کرد تا راه طلاق سه¬گانه¬ای که در آن شتاب می¬کردند را ببندد. بنابراین، اگر ما نقاب را منع کنیم، این منع به معنای حرام دانستن آن از نظر شرعی نیست؛ زیرا هیچکس حق ندارد چیزی را که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ و رسولش صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم حلال کردهاند، حرام کند. بلکه منع از نقاب از باب سد ذرایع است، چون نقاب ممکن است به وسیلهای برای فتنه و زیادهروی در آشکار کردن زینت تبدیل شود، که این خارج از حدودی است که الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ مقرر کرده است.
در مورد شوهر -همانطور که در سؤال مطرح شد- بر او واجب است که همسرش را از آشکار کردن صورتش منع کند، مادامی که معتقد است این کار حرام است یا سبب فتنه میشود. همچنین، ممکن است شوهر از اینکه مردم درباره¬س همسرش سخن بگویند، غیرت داشته باشد؛ مثلاً بگویند: همسر فلانی چقدر زیباست! یا همسر فلانی چقدر زشت است! هیچ مردی راضی نمیشود که همسرش موضوع گفتوگو در مجالس باشد؛ اگر در نظرشان زشت باشد، مردم درباره¬ی زشتی او صحبت میکنند و اگر زیبا باشد، درباره¬ی زیباییاش سخن میگویند. این نیز از حکمتهای پوشاندن صورت است که زن و شوهر از اینکه موضوع گفتوگوی مردم شوند، در امان بمانند.