(۵۶۴۱) سوال: حکم پوشیدن دستکشها و نقاب (پوششی که بر روی صورت قرار میگیرد) برای زن چیست؟
جواب:
در خصوص دستکشها، اینها از عادات زنان صحابه رَضِيَاللهُعَنْهُم بوده و پوشیدن آنها از کمال ستر و دوری از فتنه است. اما در خصوص نقاب، زنان در دوران رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم نقاب میپوشیدند، ولی زنان در زمان این امر را گشترش داده، به طوری که به یک سوراخ کوچک برای دیدن اکتفا نمیکنند، بلکه آنها سوراخهایی میزنند که از آنها ابروها، شاید قسمتی از پیشانی و حتی گونهها دیده شود و گاهی چشمها را با سرمه زیباتر میکنند. بنابراین، چون هنگامی که این امر را گسترش دادند، من از فتوای جواز آن خودداری کردهام. ما فتوی به جواز آن نمیدهیم، زیرا ممکن است منجر به فتنه شود و وسعت پیدا کند. شاید کسی بگوید چرا فتوی به جواز آن نمیدهید در حالی که زنان صحابه این کار را میکردند؟ میگویم: امکان دارد چیزی که مباح است را به خاطر احتمال وقوع فساد منع کنیم، همانطور که عمر بن خطاب رَضِيَاللهُعَنْهُ زمانی که مردم در طلاق سهگانه تساهل کردند، اجازه نمیداد که مردی در یک مجلس سه طلاق دهد و سپس بازگرداند، هرچند در دوران رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم و خلافت ابو بکر رَضِيَاللهُعَنْهُ و دو سال اول خلافت عمر رَضِيَاللهُعَنْهُ این کار مباح بود. اما زمانی که مردم در این کار بیدقت شدند، عمر رَضِيَاللهُعَنْهُ آن را منع کرد، هرچند در ابتدا مباح بود.[۱]
به همین دلیل میگویم: شایسته است که علما مربی (و هدایتگر) باشند و فقط خبر دهنده نباشند. برخی از مردم ممکن است به قول فقیهان در یک مسئله اعتماد کنند بدون اینکه به عواقب آن و مفاسدی که ممکن است از آن به وجود آید توجه کنند، در حالی که چنین چیزی شایسته نیست. بلکه انسان باید نگاه کند که چه چیزی بر این قول مترتب میشود آیا رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم به معاذ نفرمود: «أتدري ما حق الله على العباد وما حق العباد على الله؟ قال الله ورسوله أعلم قال حق الله على العباد أن يعبدوه ولا يشركوا به شيئا وحق العباد على الله ألا يعذب من لا يشرك به شيئا فقال يا رسول الله أفلا أبشر الناس قل لا تبشرهم فيتكلوا.». (آیا میدانی حق الله بر بندگان و حق بندگان بر الله چیست؟ گفت: الله و رسولش بهتر میدانند. فرمود: حق الله بر بندگانش این است که او را بپرستند و هیچگونه شریکی با او قرار ندهند و حق بندگان بر الله این است که او کسی را که هیچگونه شریکی را با او قرار نداده، مجازات نکند. گفت: ای رسول الله! آیا به مردم خبر ندهم؟ فرمود: نه، به آنها خبر نده که به همان تکیه میکنند و عملی انجام نمیدهند) لذا او را از نشر این علم عظیم که به عقیده مربوط میشود، به دلیل ترس از این که مردم تنها به آن اتکا کنند و عمل نکنند، جلوگیری کرد. حالا چگونه میتوان در مسئلهای که از آن بسیار کوچکتر است، از آن چشمپوشی کرد در حالی که بیم آن وجود دارد که به شرّ فراوانی منتهی شود؟!
بنابراین، از برادران مفتی میخواهم که علمای مربی باشند و به عواقبی که از چیزی مباح به وجود میآید توجه کنند. اما چیزی که واجب است، باید اعلام و نشر شود و هیچکس حق ندارد آن را پنهان کند. اما اگر چیزی مباح باشد که درهای شرّ عظیمی را به روی مردم باز کند، نباید آن را به مردم اعلام کنید. این نکتهای است که بسیاری از طلاب علم از آن غافل میشوند و آن این است که باید به عواقب فتوا دادن در مورد چیزی که نیاز به آن ایجاب نمیکند، توجه داشته باشند.
[۱] مسلم: کتاب الطلاق، باب طلاق الثلاث، شمارهی (۱۴۷۲).