پنج‌شنبه 14 شوال 1447
۱۳ فروردین ۱۴۰۵
2 آوریل 2026

(۵۵۲۶) تصرف در اموال ایتام، و سکونت در خانه‌ی ایشان توسط شوهر مادر

(۵۵۲۶) سوال: برادرم از دنیا رفته و سه بچه دارد. من از روی دلسوزی برای این بچه‌ها، با مادرشان ازدواج کرده و از او صاحب سه فرزند هستم. همچنین من در خانه‌ی برادرم که متعلق به فرزندان یتیمش است، با آنها زندگی می‌کنم و حقوق آنها را دریافت کرده و روی حقوق خودم می‌گذارم و سعی می‌کنم که مقداری از آن را پس انداز کنم که این پس انداز به صورت مساوی برای ما باشد. اما حقوق آنها هشتصد ریال یمنی از حقوق من بیشتر است. همچنین من آدم تندی هستم و گاهی به قصد تربیتی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را راضی نماید، بر آنها سخت می‌گیرم. سوالات من این است: حکم سکونت من با آنها در خانه‌شان چیست؟ حکم دریافت حقوق آنها چیست؟ آیا من حق دارم حقوق آنها را روی حقوق خودم گذاشته و قسمتی از آن را پس انداز کنم که بعدا به طور مساوی برای همه‌ی ما باشد؟ حکم سخت گیری من بر آنها چیست؟

جواب:

اول از هر چیز تشکر می‌کنم از تو بابت اینکه با زن برادرت پس از اینکه از دنیا رفته، ازدواج کرده‌ای که فرزندانش را بزرگ کنی؛ زیرا بدون شک این شامل صله‌ی رحم می‌شود و جزء کارهای نیک است. این فرق بزرگ را وقتی می‌توانستی بفهمی که زن برادرت با مرد دیگری ازدواج می‌کرد؛ زیرا چه بسا که فرزندان برادرت در این صورت، ول می‌شدند و مشکلاتی بین آنها و بین فرزندانی که مادرشان از شوهر جدید به دنیا می‌آورد، به وجود می‌آمد. اما وقتی با تو و زیر سایه‌ی تو و تربیت تو باشند، بدون شک بهتر است و به خاطر این کار، اجر و پاداش داری.

اما سوال در مورد سکونتت در خانه‌ی آنها؛ باید بگویم: اشکالی ندارد که با آنها در یک خانه سکونت داری. اما باید به آنها اجاره بدهی. آنها سه نفر هستند و تو و همسر و فرزندانت با هم هشت نفرید. تو باید اجاره را به هشت قسمت تقسیم کرده و اجاره‌ی پنج نفر را به حقوق این یتیم‌ها اضافه کنی؛ زیرا حق نداری بدون اینکه اجاره پرداخت کنی، در خانه‌ی آنان بمانی.

اما قاطی کردن حقوق آنها با حقوق خودت نیز اشکالی ندارد در صورتی که مصلحتی در آن باشد؛ زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فرموده: {وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ} [أنعام: ۱۵۲]: (و به مال یتیم نزدیک نشوید مگر به خاطر انجام آنچه بهتر است). اما باید خرجی که برای آنها می‌کنی را به اندازه‌ی خودشان بکنی. مثلا اگر هشتاد ریال خرج کردی، پنجاه ریالش از مال خودت و سی ریال از مال آنهاست و همین طور در دیگر مسائل نیز چنین کن.

اما سخت گیری بر آنها برای تادیبشان اگر در حالتی است که تنها راه چاره باشد، اشکالی ندارد؛ زیرا مصلحتشان در آن است. اما اگر ممکن است که سخت گیری را کنار گذاشته و از راه دیگری این کار را انجام دهی، دیگر جایز نیست که بر آنها سخت بگیری؛ زیرا مهربانی و رحم آوردن بر یتیم، یکی از بهترین اعمال است و سخت گیری بر غیر ایتام نیز در صورتی که بشود از راه دیگری آنها را تادیب نمود، جایز نیست؛ زیرا منظور از تربیت و تادیب، اصلاح است نه انتقام و دل خود را خنک کردن.

بر این اساس، نصیحتی دارم به همه‌ی کسانی که متولی تربیت بوده و مسئول تربیت اهل و اولاد خود و یا مثل معلمان، مسئول تربیت دیگر فرزندان مسلمین هستند، که در تربیت هر چه می‌توانند آسان گیری کنند و هر راهی را که برای رسیدن به نتیجه‌ی مطلوب، بهتر باشد، طی کنند و بدانند پاداشی که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به خاطر نرمخویی می‌دهد، بالاتر از پاداشی است که به خاطر سخت گیری می‌دهد و چه بسا سخت گیری باعث فراری شدن کودک شده و باعث شود از حقی که این مربی به آن دعوت می‌کند، متنفر گردد. هر گاه بشود کاری را هم با نرمخویی انجام داد و هم با سخت گیری، بهتر است با نرمخویی انجام شود مگر اینکه مصلحت، خلاف آن را اقتضا نماید.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: تُوفّي أخي وله ثلاثة أطفال وتزوجت من أمهم رأفة بهم، ورزقتُ منها بثلاثة أطفال أيضًا، وأسكن معهم في منزلهم – أي منزل الأيتام- وأنا ولي أمرهم وكافلهم الوحيد، وأقوم باستلام معاشهم، وأضمه إلى معاشي، وأحاول أن أدخر جزءا منه؛ ليكون المدخر بيني وبينهم بالتساوي، مع العلم أن معاشهم يزيد عن معاشي بثمانمئة ريال يمني، كما أني حاد في طبعي، وأقسو عليهم بقصد التربية التي تُرْضِي الله -عز وجل- أسئلتي هي كما يلي: ما حكم سكني معهم هل هو جائز أم لا؟ وما حكم استلامي لمعاشهم؟ وهل يحق لي أن أضمه لمعاشي لأدخر منه مالا نقتسمه بالتساوي؟ وما حكم قسوتي عليهم؟

فأجاب -رحمه الله تعالى-: أولا نشكرك على التزوج بزوجة أخيك بعد وفاته من أجل رعاية أبنائه؛ لأن هذا -بلا شك – من صلة الرحم، ومن الخير والمعروف، وإذا قارنت هذا بما لو تزوجت من زوج آخر لعرفت الفرق العظيم؛ لأنه ربما يضيع أ أبناء أخيك لو تزوجت بزوج آخر، وتحصل مشاكل بينهم وبين ما تنجبه المرأة من أولاد الزوج الجديد، فإذا كانوا معك، وتحت رعايتك وتربيتك، كان ذلك خيرًا وأفضل بلا شك، وعلى هذا فأبشر بالخير والأجر من الله -عز وجل-.

وأما سؤالك عن السكنى معهم فنقول: إنه لا بأس أن تسكن معهم، ولكن عليك من الأجرة بالقسط، فإذا كانوا ثلاثة وأنت وزوجتك وأبناؤك الثلاثة صار الجميع ثمانية، فتقسم الأجرة على ثمانية أسهم، وتؤدي أنت ما يقابل خمسة أسهم، يضاف إلى دراهم هؤلاء الأيتام؛ لأنه ليس لك أن تسكن بيتهم دون أجرة.

وأما خَلْطك مالهم مع مالك فلا بأس به أيضًا، إذا كان في ذلك مصلحة؛ لقوله تعالى: ﴿ وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ﴾ [الأنعام: ١٥٢]. لكن عليك أن تجعل من النفقة عليهم بقدر رؤوسهم، فإذا أنفقت مثلًا ثمانين ريالا فعليك من الإنفاق منها خمسون، وعليهم ثلاثون، وهلم جرا.

وأما القسوة عليهم بتأديبهم فإن كانت القسوة في هذا التأديب أمرًا لا بد منه فلا بأس به؛ لأنها من مصلحتهم، وإن كان يمكن تلافي هذه القسوة فلا يجوز لك أن تقسو عليهم؛ لأن الرأفة باليتيم والرحمة من أفضل الأعمال، بل إنه لا تجوز القسوة مع إمكان تلافيها حتى في تربية غير الأيتام؛ لأن التربية يراد بها الإصلاح، لا الانتقام، والانتصار للنفس.

وعلى هذا فنوجه إلى جميع إخواننا الذين يتولون التربية، سواء فيمن تحت أيديهم من الأهل والأولاد أم فيمن تحت رعايتهم من أبناء المسلمين، كالمدرسين مثلا النصيحة بأن يستعملوا في التربية الأسهل فالأسهل، والأقرب إلى حصول المطلوب فالأقرب، وأن يعلموا أن الله تعالى يعطي بالرفق ما لا يعطي على العنف، وأن العنف قد يكون سببًا للنفور وكراهة الحق الذي يدعو إليه هذا المؤدب، وكلما قُورِنَ الرفق بالعنف فإن اتباع الرفق أولى إذا لم تقتضيه المصلحة.

مطالب مرتبط:

(۵۵۱۰) حکم خساست مرد در نفقه و رفتار آزاردهنده با خانواده

باید به او گفت که در مورد خود و خانواده‌اش تقوای الهی پیشه کرده و نفقه‌ای که برای همسر و فرزندانش بر او واجب است را ادا کند..

ادامه مطلب …

(۵۵۲۷) آیا تقبل هزینه‌ی معالجه‌ی زن توسط شوهر، زیر نفقه وارد می‌شود؟

این به عُرف بر می‌گردد...

ادامه مطلب …

(۵۵۲۲) حکم وجوب تأمین هزینه‌ی حج همسر بر شوهر متمکن

بر شوهر هر چند توانگر هم باشد واجب نیست که نفقه‌ی حج همسرش را بدهد مگر در صورتی که در عقد نکاح شرط کرده باشند که در این صورت وفای به آن واجب است؛ زیرا حج زن نزد ما جزء نفقه محسوب نمی‌شود که بگوییم: همان طور که نفقه‌ی زن بر او واجب است، هزینه‌ی حج رفتنش نیز بر او واجب است....

ادامه مطلب …

(۵۵۱۷) حکم تصرف مادر و ناپدری در نفقه‌ای که پدر برای فرزند می‌پردازد

پولی که این زن از شوهر سابقش می‌گیرد، نفقه‌ی آن مرد برای دخترش است و زن حق ندارد جز برای رفع احتیاجات این دختر، آن را خرج چیز دیگری کند...

ادامه مطلب …

(۵۵۱۸) حکم دروغ در تاریخ طلاق برای فرار از پرداخت نفقه

شکی نیست آنچه که پدرت به تو امر کرده، حرام است؛ زیرا متضمن دروغ و اسقاط حق نفقه‌ی زن در دوران عدّه بوده است. بر این اساس پدرت باید توبه کرده و به سوی الله باز گردد، شاید که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ توبه‌اش را بذیرد. اما به نسبت حق زوجه، بر تو واجب است نفقه‌ای را که در دوران عده داشته، بپردازی....

ادامه مطلب …

(۵۵۱۳) حکم ادامه زندگی با شوهر سهل‌انگار، آزارگر و مشکوک به فقدان عقل و سلامت شرعی

اگر امیدوار است که در صورت باقی ماندن با این مرد و ارشاد و راهنمایی و نصیحتش، الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ او را اصلاح نماید، با او باقی بماند که مبادا خانواده از هم بپاشد و بین او و شوهرش مشکل پیش آمده و سبب اضطراب فرزندان شود. اما اگر چنین امیدی ندار، استخاره کرده و با انسان عاقلی در این مورد مشورت کند...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه