شنبه 8 ربیع‌الثانی 1448
۲۸ شهریور ۱۴۰۵
19 سپتامبر 2026

(۵۴۱۶) بازگشت شوهر غائب و حکم ازدواج دوم زن

(۵۴۱۶) سوال: اگر مردی از زنش به مدت طولانی غایب بماند و خبری از او نشود و او با مرد دیگر ازدواج کند و بعد از مدتی زندگی، شوهر اولش برگردد، آیا ازدواج دوم باقی می‌ماند یا فسخ می‌شود؟ و اگر فرزندی به دنیا بیاید به چه کسی ملحق می‌شود؟ و آیا از شوهر دوم عده می‌گذراند؟ و اگر به شوهر اول برگردد، آیا عقد قدیم آن‌ها کفایت می‌کند یا باید عقد جدید جاری شود؟

جواب:

این مسئله به عنوان ازدواج زنی که شوهرش مفقود شده است تعبیر می‌شود، وقتی که شوهر گم شود و مدتی که دنبال آن گشته می‌شود بگذرد سپس حکم به مرگ او شود و عده بگذراند و با کسی دیگر ازدواج کند سپس (شوهر اول) بیاید، پس او (شوهر اول) اختیار دارد که ازدواج به حال خودش باقی بماند و یا این که همسرش به او بر گردانده شود، پس اگر انتخاب نمود که ازدواج به حال خودش باقی بماند، امر ظاهر است و عقد صحیح می‌باشد.

واگر آن را انتخاب نکرد و خواست که همسرش به او برگردانده شود پس به او برگردانده می‌شود ولی با او همبستر نمی‌شود تا عده‌ی از شوهر دومش تمام شود و به نسبت شوهر اول نیازی به عقد نیست زیرا چیزی پیدا نشده است که نکاح اول را باطل کند که نیاز به عقد باشد و اما فرزندش از شوهر د‌وم، پس فرزند شرعی است که به پدرش نسبت داده می‌شود زیرا با نکاحی بوده است که اجازه داشته است و چیزی که بر چیز اجازه داده شده مترتب شود نیز صحیح و حق می‌باشد.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: إذا غاب رجل عن زوجته مدة طويلة، ولا يُعلم خبره، فتزوجت من رجل آخر، وبعد عشرتهم . مدة عاد زوجها الأول من غيبته، فهل يستمر نكاح الرجل الثاني بها، أم ينفسخ؟ ولو قُدرَ بينهما ولد فيمن يُلْحَق نسبًا؟ وهل تعتد من الزوج الثاني ؟ وإذا عادت للأول فهل يكفي عقدهما القديم، أم لا بد من تجديد عقد؟

فأجاب رحمه الله تعالى: هذه المسألة يُعبّر عنها بتزوج امرأة المفقود، فإذا فقد الزوج، ومضت المدة التي يُبحث عنه فيها، ثم حكم بموته، واعتدت منه، وتزوجت آخر، ثم قَدِمَ، فإن له الخيار بين أن يبقى الزواج بحاله، وبين أن تُردَّ زوجته إليه، فإن بقي الزواج بحاله فالأمر ظاهر، والعقد صحيح.

وإن لم يختر ذلك، وأراد أن ترجع إليه زوجته فإنها ترجع إليه، ولكنه لا يجامعها حتى تنتهي عدتها من الثاني، ولا تحتاج إلى عقد بالنسبة للزوج الأول؛ لأن نكاحه الأول لم يُوجد ما يبطله حتى تحتاج إلى عقد. وأما ولدها من الزوج الثاني فهو ولد شرعي يُنسب إلى أبيه؛ لأنه حصل من نكاح مأذون فيه، وما ترتب عن المأذون فهو حق صحيح.

مطالب مرتبط:

(۵۴۱۹) آیا برای زن جایز است که در اثنای عده‌ (وفات یا طلاق) فریضه‌ی حج را ادا کند؟

به نسبت زنی که شوهرش فوت کرده است جایز نیست که از خانه خارج شود و برای حج سفر کند تا این که عده‌اش پایان یابد ...

ادامه مطلب …

(۵۴۰۱) حکم صحت عده‌ی وفات پس از تأخیر در شروع و خروج اضطراری از منزل

برای زن واجب است که عده و إحداد را از زمان فهمیدن وفات شوهرش شروع کند و برای او حلال نیست که آن را به تأخیر بیاندازد...

ادامه مطلب …

(۵۴۰۶) آیا برای زن مطلقه جایز است که از خانه برای رفع نیازهایش خارج گردد؟

قول راجح در مورد زنی که طلاق رجعی داده شده است این می‌باشد که مانند زنی است که طلاق داده نشده است یعنی می‌تواند نزد همسایگانش یا خویشاوندانش یا مسجد برای شنیدن وعظ یا مانند آن برود و مانند زنی که شوهرش فوت کرده است، نیست....

ادامه مطلب …

(۵۴۱۲) حکم عده زن پس از فسخ نکاح بدون دخول در صورت وقوع خلوت

زنی که ازدواج کرده و شوهرش با او خلوت نموده و باهم صحبت کردند، باید عده بگذراند...

ادامه مطلب …

(۵۴۰۹) حکم شرعی نمایان شدن زن مطلقه برای شوهر پس از طلاق

مادامی که زن در عده است می‌تواند خود را برای او نمایان کند چون مادامی که در عده می‌باشد، زن اوست...

ادامه مطلب …

(۵۴۱۸) جهل به حکم ماندن در منزل در دوران عده‌ی طلاق رجعی برای زن باردار

چیزی بر او نیست و زن مطلقه مانند زن غیر مطلقه می‌تواند از خانه بیرون برود اما آنکه از خانه خارج نمی‌شود، زنی است که شوهرش فوت کرده است و زنی که شوهرش فوت کرده است از خانه خارج نمی‌شود مگر برای نیاز....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه