جمعه 15 شوال 1447
۱۴ فروردین ۱۴۰۵
3 آوریل 2026

(۵۳۹۳) حکم تکرار قسم به طلاق و ظهار در ایام جهل به احکام شرعی

(۵۳۹۳) سوال: در اوایل ازدواجم بسیار قسم به طلاق می‌خوردم و بدون سبب و با سبب زیاد قسم می‌خوردم و مثلا می‌گفتم: بر من طلاق است فلان و فلان یا بر من طلاق است که امشب را اینجا نخوابی و برخی اوقات قسم گیر می‌شدم و برخی اوقات نیز نه و یک بار به همسرم گفتم: تو بر من مانند مادر و خواهرم حرام هستی سپس دو سال گذشت و من الحمدلله پایبند شریعت شدم و فهمیدم کاری که من کردم اسمش ظهار است و فهمیدم که کفاره‌ی آن ۶۰ روز روزه گرفتن یا غذا دادن به ۶۰ مسکین است پس از همسر خود امتناع کردم تا این که به ۶۰ مسکین غذا دادم سپس با همسرم همبستر شدم، حکم قسم زیاد به طلاق چیست در صورتی که من از بسیاری از احکام شریعت آگاهی نداشتم؟ و حکم آن‌ کارهایی که همسرم برآن قسم دادم و انجام داده است (یعنی قسم گیر شده‌ام) چیست؟ آیا با دادن غذا به ۶۰ مسکین کفاره‌ام به جا آورده‌ام یا نه؟

جواب:

جواب به این سوال متضمن (دو چیز) است:

اول: این سوال کننده و دیگر مسلمانان را نصیحت می‌کنم که زیاد قسم به طلاق نخورند بلکه اصلا قسم به طلاق نخورند چون نزد بیشتر اهل علم قسم به طلاق، شرط محسوب می‌گردد یعنی هر وقت قسم گیر شد، همسرش طلاق است.

و اگرچه بعضی از اهل علم می‌گویند که حکم آن تفصیل دارد یعنی اگر قصد وقوع طلاق را داشته باشد پس شرط است و طلاق با آن واقع می‌شود و اگر قصدش منع یا تشویق یا تصدیق یا تکذیب است پس او قسم خورده است و طلاق واقع نمی‌شود و حکم قسم را دارد و وقتی قسم گیر شد کفاره‌ی آن را می‌پردازد و کفاره‌ی قسم نیز همانطور است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌فرماید: {فَكَفَّـٰرَتُهُۥۤ إِطۡعَامُ عَشَرَةِ مَسَـٰكِینَ مِنۡ أَوۡسَطِ مَا تُطۡعِمُونَ أَهۡلِیكُمۡ أَوۡ كِسۡوَتُهُمۡ أَوۡ تَحۡرِیرُ رَقَبَةࣲۖ فَمَن لَّمۡ یَجِدۡ فَصِیَامُ ثَلَـٰثَةِ أَیَّامࣲ} [سوره المائدة: ۸۹] : (پس کفارۀ آن اطعام ده مسکین است از غذاهای متوسطی که به خانوادۀ خود می‌خورانید، یا لباس پوشانیدن آن‌ها، و یا آزاد کردن یک برده، پس اگر کسی (هیچ یک از این‌ها) نیابد، سه روز روزه بگیرد).

از حال این شخص ظاهر است که قصد قسم را داشته است و بر همین اساس کفاره‌ی قسم را می‌پردازد به خاطر آن‌که همسرش در آن قسم طلاق با او مخالفت کرده (و قسم گیر شده) و همچنین اگر آن‌چیزی مه به آن قسم خورده است یک چیز بوده پس یک کفاره بر او واجب است و اگر متعدد بوده، برای هر کدام کفاره‌ای واجب است.

دوم: و ظهاری که متضمن سوال است و او آن را گفته است بر کسی که ظهار کند واجب است که یرده‌ای را آزاد کند و اگر نیافت دو ماه رو پشت‌سرهم روزه بگیرد و اگر نمی‌تواند به ۶۰ مسکین غذا بدهد زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ فرموده است: {وَٱلَّذِینَ یُظَـٰهِرُونَ مِن نِّسَاۤىِٕهِمۡ ثُمَّ یَعُودُونَ لِمَا قَالُوا۟ فَتَحۡرِیرُ رَقَبَةࣲ مِّن قَبۡلِ أَن یَتَمَاۤسَّاۚ ذَ ٰ⁠لِكُمۡ تُوعَظُونَ بِهِۦۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِیرࣱ* فَمَن لَّمۡ یَجِدۡ فَصِیَامُ شَهۡرَیۡنِ مُتَتَابِعَیۡنِ مِن قَبۡلِ أَن یَتَمَاۤسَّاۖ فَمَن لَّمۡ یَسۡتَطِعۡ فَإِطۡعَامُ سِتِّینَ مِسۡكِینࣰا} [سوره المجادلة: ۳-۴] : (و کسانی‌که زنان‌شان را ظهار می‌کنند، سپس از آنچه گفته‌اند باز می‌گردند، پس باید پیش از آمیزش جنسی باهم برده‌ای را آزاد کنند، این حکمی است که به آن (پند و) اندرز داده می‌شوید، و الله به آنچه می‌کنید آگاه است* پس کسی‌که (برده‌ای را) نیابد، پیش از آمیزش جنسی، دو ماه پی در پی روزه بگیرد، و کسی‌که نتواند پس شصت مسکین را طعام دهد): ٰ⁠ لذا اگر ایم مردی که ۶۰ مسکین را غذا داده است بر دو ماه پشت سرهم روزه گرفتن قادر نبوده پس ذمه‌اش از آن کفاره برئ است و اگر می‌توانسته است روزه بگیرد پس بر ا و واجب است الان دو ماه را پشت سرهم روزه بگیرد.

سوال کننده: شیخ بزرگوار حکم مدتی که بعد ظهار کردنم با همسرم همبستری کردم تا این که حکم آن را دانستم چیست  و آن مدت ۲ سال است؟

جواب: حکم این مدتی که با همسرت همبستری کردی قبل از آن که کفاره را به جا آوری اگر جاهل بودی، چیزی بر تو نیست چون الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌فرماید: {رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذۡنَاۤ إِن نَّسِینَاۤ أَوۡ أَخۡطَأۡنَا} [سوره البقرة: ۲۸۶] (پروردگارا! اگر فراموش یا خطا کردیم، ما را مؤاخذه نکن) و اگر که جاهل نبودی نیز گناه‌کارذهستی و باید به سوی الله توبه کنی و زیاد استغفار نمایی.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: في بداية أيام زواجي كنتُ كثير الحلف بالطلاق، أحلف كثيرا، وكنت كثيرًا ما أحلف بسبب، ودون سبب، كأن أقول: علي الطلاق كذا وكذا. أو على الطلاق لا تبيتنَّ هنا الليلة. وفعلا أحيانًا تُنفّذ، وأحيانًا لا يحصل شي من ذلك، وحصل أن قلتُ لزوجتي: أنتِ حرام علي كمثل أمي وأختي. ثم مضى عامان بعد ذلك، والتزمت بشرع الله والحمد الله – فعرفت أن ذلك هو ما يسمى بالظهار، وعلمتُ أن كفارته صيام ستين يوما، أو إطعام ستين مسكينا، فامتنعت عن زوجتي حتى أطعمت ستين مسكينًا، ثم أتيتها، فما حكم الحلف الكثير بالطلاق، مع اعتبار أنني كنتُ جاهلا بكثير من أحكام الشرع؟ وما الحكم إن كانت فعلت شيئًا مما حلفتُ عليه ؟ وهل أديتُ الكفارة المطلوبة بإطعام ستين مسكينًا أم لا؟

فأجاب – رحمه الله تعالى الجواب على هذا السؤال يتضمن:

أولا: إنني أنصح هذا السائل – وغيره من المسلمين- بألا يُكْثروا من الحلف بالطلاق، بل بألا يحلفوا بالطلاق؛ وذلك لأن الحلف بالطلاق عند أكثر أهل العلم يعتبر شرطًا، متى حنث فيه طلقت زوجته.

وإن كان بعض أهل العلم يقول في ذلك بالتفصيل: إن قصد إيقاع الطلاق فهو شرط يقع به الطلاق، وإن قصد المنع، أو الحث، أو التصديق، أو التكذيب، فإنه حلف لا يقع به الطلاق ويكون له حكم الحلف إذا حنث فيه، يكفر كفارة يمين وكفارة اليمين كما قال الله تعالى: ﴿ فَكَفَّـٰرَتُهُۥۤ إِطۡعَامُ عَشَرَةِ مَسَـٰكِینَ مِنۡ أَوۡسَطِ مَا تُطۡعِمُونَ أَهۡلِیكُمۡ أَوۡ كِسۡوَتُهُمۡ أَوۡ تَحۡرِیرُ رَقَبَةࣲۖ فَمَن لَّمۡ یَجِدۡ فَصِیَامُ ثَلَـٰثَةِ أَیَّامࣲ ﴾ [المائدة: ۸۹] .

والذي يظهر من حال هذا الشخص أنه أراد اليمين، وعلى هذا فإنه يجب عليه أن يكفر كفارة يمين عن الطلاق الذي خالفت زوجته فيه، ما حلف عليها به، ثم إن كان المحلوف عليه شيئًا واحدا أجزأته كفارة يمين واحدة، وإن كان أشياء وجب عليه لكل واحد كفارة.

ثانيا: تضمن هذا السؤال الظهار الذي قاله، والواجب على المظاهر أن يعتق رقبة، فإن لم يجد فصيام شهرين متتابعين، فإن لم يستطع فإطعام ستين مسكينا؛ لقوله تعالى: ﴿ وَٱلَّذِینَ یُظَـٰهِرُونَ مِن نِّسَاۤىِٕهِمۡ ثُمَّ یَعُودُونَ لِمَا قَالُوا۟ فَتَحۡرِیرُ رَقَبَةࣲ مِّن قَبۡلِ أَن یَتَمَاۤسَّاۚ ذَٰلِكُمۡ تُوعَظُونَ بِهِۦۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِیرࣱ* فَمَن لَّمۡ یَجِدۡ فَصِیَامُ شَهۡرَیۡنِ مُتَتَابِعَیۡنِ مِن قَبۡلِ أَن یَتَمَاۤسَّاۖ فَمَن لَّمۡ یَسۡتَطِعۡ فَإِطۡعَامُ سِتِّینَ مِسۡكِینࣰا ﴾ [المجادلة: ٣-٤]. فإذا كان هذا الرجل الذي أطعم ستين مسكينا، لا يستطيع أن يصوم شهرين متتابعين فإنه قد أبرأ ذمته بهذه الكفارة، وإن كان يستطيع فإنه يجب عليه أن يصوم شهرين متتابعين من الآن.

فضيلة الشيخ: ما حكم المدة التي قضيتها أعاشر زوجتي بعد ذلك الظهار إلى أن علمتُ بالحكم، وهي مدة سنتين؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: الحكم في هذه المدة التي كنت تعاشر زوجتك قبل أن تكفر إذا كنتَ جاهلا فإنه لا شيء عليك؛ لقوله تعالى: ﴿رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا﴾ [البقرة: ٢٨٦]. وإن لم تكن جاهلا فإنك آثِمٌ، وعليك أن تتوب إلى الله عز وجل، وتكثر الاستغفار.

مطالب مرتبط:

(۵۳۹۵) حکم شرعی ظهار و کفاره واجب در صورت تأخیر در پرداخت صدقه

آن لفظی که شوهرت بر تو به کار برده است طلاق نیست و ظهار است چون گفته است: تو مانند مادر و خواهرم بر من حرامی و ظهار نیز همانطور که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ آن را وصف کرده است قول زشت و دروغی است و شوهرت باید از کاری که کرده است توبه کند و برایش حلال نمی‌باشد که از تو کام‌ جوید مگر تا وقتی که آنچه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ امر کرده است را انجام دهد....

ادامه مطلب …

(۵۳۹۴) حکم عبارت «بر من حرام است» و ارتباط آن با وقوع طلاق

قسم با این صیغه خلاف آنچه رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم امر کرده است می‌باشد...

ادامه مطلب …

(۵۳۹۲) اگر بین زوجین خصومتی پیش بیاید و زن، شوهرش را بر خود حرام کند آیا تأثیری دارد؟

این که زن، شوهرش را برخود حرام کند حکم قسم به خود می‌گیرد یعنی اگر بعد از آن با شوهرش همبستری کرد بر زن واجب است که کفاره‌ی قسم را بپردازد چون در عموم این قول الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ وارد است...

ادامه مطلب …

(۵۳۹۱) حکم تشبیه شوهر به برادر از سوی زن در کلام و امتناع از همبستری

جایز نیست این حرف را بزند چون چیزی را که الله برای او حلال کرده است را به چیزی که برای او حرام کرده است تشبیه کرده است و این سخنی زشت و دروغ است ولی حکم آن حکم ظهار نیست یعنی لازم نیست که کفاره‌ی ظهار را به جا آورد زیرا الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ظهار را به مردان اختصاص داده است...

ادامه مطلب …

(۵۳۸۸) حکم شرعی در مورد مردی که زن خود را در یک قسم سه طلاق داده چیست؟

قبل از جواب دادن به سوال، برادران مسلمانم را نصیحت می‌کنم که از این عبارت‌های حرام استفاده نکنند مانند: همبستری کردن با تو مانند همبستری کردن با مادرم بر من حرام باشد این چیزی است که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از آن به سخن زشت و دروغ یاد می‌کند و می‌‌فرماید: {ٱلَّذِینَ یُظَـٰهِرُونَ مِنكُم مِّن نِّسَاۤىِٕهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَـٰتِهِمۡۖ إِنۡ أُمَّهَـٰتُهُمۡ إِلَّا ٱلَّـٰۤـِٔی وَلَدۡنَهُمۡۚ وَإِنَّهُمۡ لَیَقُولُونَ مُنكَرࣰا مِّنَ ٱلۡقَوۡلِ وَزُورࣰاۚ وَإِنَّ ٱللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورࣱ} [سوره المجادلة: ۲] : (کسانی از شما که زنان‌شان را ظهار می‌کنند، آنان هرگز مادران‌شان نیستند، مادران‌شان فقط کسانی اند که آن‌ها را زاده‌اند، بی‌گمان آن‌ها سخنی زشت و دروغ می‌گویند، و همانا الله عفوکنندۀ آمرزگار است). و بر همین اساس برای این مرد حلال نیست که با زنش همبستری کند مگر این که آنچه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ امر کرده است را انجام دهد: {وَٱلَّذِینَ یُظَـٰهِرُونَ مِن نِّسَاۤىِٕهِمۡ ثُمَّ یَعُودُونَ لِمَا قَالُوا۟ فَتَحۡرِیرُ رَقَبَةࣲ مِّن قَبۡلِ أَن یَتَمَاۤسَّاۚ ذَ ٰ⁠لِكُمۡ تُوعَظُونَ بِهِۦۚ وَٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِیرࣱ* فَمَن لَّمۡ یَجِدۡ فَصِیَامُ شَهۡرَیۡنِ مُتَتَابِعَیۡنِ مِن قَبۡلِ أَن یَتَمَاۤسَّاۖ فَمَن لَّمۡ یَسۡتَطِعۡ فَإِطۡعَامُ سِتِّینَ مِسۡكِینࣰاۚ ذَ ٰ⁠لِكَ لِتُؤۡمِنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦۚ وَتِلۡكَ حُدُودُ ٱللَّهِۗ وَلِلۡكَـٰفِرِینَ عَذَابٌ أَلِیمٌ} [سوره المجادلة: ۳-۴] : (و کسانی‌که زنان‌شان را ظهار می‌کنند، سپس از آنچه گفته‌اند باز می‌گردند، پس باید پیش از آمیزش جنسی باهم برده‌ای را آزاد کنند، این حکمی است که به آن (پند و) اندرز داده می‌شوید، و الله به آنچه می‌کنید آگاه است* پس کسی‌که (برده‌ای را) نیابد، پیش از آمیزش جنسی، دو ماه پی در پی روزه بگیرد، و کسی‌که نتواند پس شصت مسکین را طعام دهد، این (حکم) برای آن است که به الله و رسولش ایمان بیاورید، و این‌ها حدود (و احکام) الهی است، و برای کافران عذاب دردناکی است). لذا تو ای برادر بزرگوار باید به سوی الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ از این سخن زشت و دروغی که گفته‌ای توبه کنی و نباید با همسرت جماع کنی و همچنین مقدمات آن تا زمانی که آنچه الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به تو امر کرده است را انجام دهی ولی طلاق با این واقع نمی‌شود چون که این ظهار صریح است که احتمال تأویل آن وجود ندارد. سوال کننده: شیخ بزرگوار در مورد قولی که گفتم او را سه طلاق که در یک قسم داده‌ام قبل از این که ظهار کنم؟ جواب: این کلام: او را سه طلاق دادم در یک قسم، صورت آنوه گفته است را برای ما واضح نساخت لذا نمی‌دانیم که طلاق با شرط یا بدون شرط بر او واقع شده است لذا اگر بدون شرط بوده و گفته است: تو سه طلاق هستی پس در این صورت طلاق واقع می‌شود و اگر با شرط بوده است مثل این که بگوید: اگر این کار را کردم پس همسرم سه طلاق است یا اگر فلان کار را کردی پس تو سه طلاقی و مانند که این در حکم قسم است اگر که قصد او از آن منع کردن و تحذیر باشد و قصدش طلاق نباشد لذا مادامی که صورتی که از او سر زده است را برای ما ذکر نکند نمی‌توانیم جواب سوالش را بدهیم....

ادامه مطلب …

(۵۳۹۷) حکم اطلاق عبارات محبت‌آمیز همسر به شوهر در قالب نسبت‌های محرم

این کلام او را بر تو حرام نمی‌کند چون قول او: تو پدر و برادرم هستی و مانند آن یعنی تو در نزد من در کرامت و رعایت به منزله‌ی برادر و پدرم هستی و مراد او تحریم تو به مانند پدر و برادرش نیست....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه