پنج‌شنبه 17 شعبان 1447
۱۵ بهمن ۱۴۰۴
5 فوریه 2026

(۵۳۴۴) حکم تحقق طلاق معلق بر خروج زن بدون اذن شوهر در شرایط اضطراب روحی و بارداری

(۵۳۴۴) سوال: شوهرم مرا طلاق داده است و سبب آن، این بوده نزد خانواده در شهر رفته‌ام و او را مرا از آن منع می‌کرده است و در بار اول مرا طلاق داد به طوری که در کاعذی نوشت و به من داد که روی آن نوشته بود: (طالق): ((تو)طلاقی): و سبب بیرون رفتن من این بود که همراه خواهرم و پسر خواهرم رفته بودیم تفریح چون او مرا از رفتن نزد ایشان منع کرده بود و نمی‌خواست که من با ایشان بروم و بعد از آن آشتی و صلح صورت گرفت و در روز ۱۳ رمضان مبارک از او خواستم که برای زیارت خانواده‌ام به شهر بروم و در ابتدا نپذیرفت ولی بعد از اصرار من، رفتم و دو روز نزد ایشان ماندم و بعد از آن آمد که مرا از نزد خانواده‌ام بگیرد و از او خواستم مه فقط یک روز دیگر بمانم و نیاز داشتم که نزدیک خانواده‌ام و مادر و برادرانم باشم چون ابتدای حاملگی‌ام بود و از نظر روحی مضطرب بودم حتی تا جایی تحمل دیدن و نشستن کنار او را نداشتم و در ابتدای بارداری خیلی از او بدم می‌آمد و من حالت روحی خود را برای او بیان کردم تا مراعات شرایط مرا بکند ولی این کار را نکرد و در حالی به خاطر نرفتن همراه او عصبانی بود، به من گفت: اگر الان با من به شهر جده نیایی پس تو طلاق هستی، و من در آن شب همراه او نرفتم و در شب دوم به جده رفتم و باهم صلح و آشتی کردیم و بعد از دو روز حالت روحی من بسیار بد بود به‌گونه‌ای که نمی‌توانستم در خانه‌ام بشینم و از او خواستم که به صورت موقتی در مکان دیگر بمانیم تا این حالت ویار من بهتر شود یا نزد خانواده‌ام بروم یا مکانی دیگر حتی اگر شده به مدت یک ماه ولی موافقت نکرد با وجود این که می‌دید حالت روحی من خوب نیست و مریض هستم و این مرا مجبور کرد که به او پیشنهاد دهم که به مدینه‌ی منوره برویم زمانی که خیلی بر من تنگ آمده بود چون او کنار من نبود و مراعات مرا نمی‌کرد و من در حالت روحی بدی بودم با این وجود که برای اولین بار می‌بود که باردار می‌شوم و هنوز از مدت ازدواج‌ما ۸ ماه نگذشته بود لذا هنگامی که تصمیم گرفتم مه مدینه بروم به من گفت: اگر رفتی، تو طلاق هستی پس از او خواستم که برای یک شب همراه من بیاید و باهم برگردیم ولی رغبت من را در نظر نگرفت و مراعات احساسم را نمی‌کرد بدون فکر کردن رفتم و نزد خانواده‌ام نشستم و او سوال نکرد و از آنچه بین ما رخ داد را دنبال نکرد ولی من الان که بارداری‌ام نیز در ماه‌هایی آخر است بسیار پشیمان هستم و رغبتی بر جدایی با شوهر خود ندارم و از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بلند مرتبه و بالا و قدیر تمنا دارم که او را با حلال به من برگرداند که یقینا او شنوای اجابت کننده است.

جواب:

قبل از جواب دادن به سوال، دوست دارم دو نصیحت بکنم:

اول برای آن شوهر:

او و تمام کسانی که ازدواج کرده‌اند را نصیحت می‌کنم که اعصاب خود را در هنگام عصبانیت کنترل کنند و در امور طلاق با تأنی برخورد کنند و در آن عجله نکنند لذا اصل در طلاق کراهت آن است مگر آن که نیاز به آن باشد و برای همین الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ امر به آن کرده است که زنان را در عده طلاق داده می‌شوند و در حالت حیض و پاکی‌ای که با او جماع کرده است طلاق داده نمی‌شود مگر این که حامله باشد که طلاق زن حامله در هر حالتی صحیح است.

همه‌ی این به خاطر تأنی کردن و عدم شتاب در طلاق است و عده‌ی زن سه حیض است که شاید در این مدت شوهرش به او رجوع کند همانطور که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ می‌‌فرماید: {لَا تَدۡرِی لَعَلَّ ٱللَّهَ یُحۡدِثُ بَعۡدَ ذَ ٰ⁠لِكَ أَمۡرࣰا} [سوره الطلاق: ۱] : (تو نمی‌دانی، شاید الله پس از آن وضع تازه‌ای فراهم آورد (که به صلح و آشتی منجر شود)): و شتاب کردن در طلاق از حماقت و نابخردی است لذا انسان وقتی زنش را طلاق داد، کالایی را از خود جدا نکرده است که بدل آن را بخرد بلکه از زنی جدا شده است و شاید او مادر فرزندانش نیز باشد و فرزندان از پراکنده می‌شوند و جمع‌ ایشان از هم می‌پاشد لذا انسان باید تأنی کند و در آن شتاب نکند و اگر تقدیر شد که او بر طلاق عزم دارد پس به آرامی آن را طلاق دهد و در عده که الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بدان امر کرده است طلاق دهد لذا در حالتی او را طلاق دهد که یا او حامله است یا در پاکی‌ای ایت که در آن با او جماع نکرده است.

دوم برای این زن:

او و تمام زنانی که ازدواج کرده‌اند را نصیحت می‌کنم که بر شوهرهای خود صبر کنند و از چیزهای مثل این امور که شاید منجر به لجبازی گردد را تحمل کنند زیرا چه بسا با این لجبازی جدایی رخ دهد و هر کردام از زوجین بر کاری که کرده‌اند پشیمان شوند.

اما در مورد سوال، این‌گونه بر من واضح گشت که روشن است که این مرد یک بار زنش را طلاق داده و در این اشکالی نیست اما در مورد طلاق دوم و سوم معلق به فعل زن بوده و او نیز به آنچه طلاق به آن معلق شده را انجام داده است و در این مسئله اهل علم اختلاف دارند:

برخی‌ از اهل علم می‌گویند: قسم گیر می‌شود و طلاق او هر دوبار واقع شده است و بر همین مبنا این زن از شوهرش بائن گشته چون سه با  او را طلاق داده است؛ طلاق اولی معلق به چیزی نبوده است یا دو طلاق آخری معلق نرفتن او نزد خانواده‌اش بوده است ولی او رفته است.

و برخی از اهل علم نظرشان بر این است که دو طلاقی که معلق بوده براساس نیت شوهر است، اگر نیت طلاق را داشته پس با مخالفت او طلاق واقع شده است و اگر نیت قسم را داشته که سبب شود او را نرود و او را به طلاق تهدید کند اگرکه رفت، پس طلاق واقع نشده است و باید  کفاره‌ی قسم را بپردازد.

و این قول نزد من راجح است و اختیار شیخ الإسلام ابن تیمیه رَحِمَهُ‌الله می‌باشد و قول اول که قول جمهور اهل علم است (وقوع طلاق) را برای این ذکر کردم که برای سوال کننده و دیگران خطر این مسئله را ذکر کنم و برای انسان واجب است که در امر مثل این پیشی نگیرد لذا جمهور اهل علم نظرشان بر این است که در این مسئله این زن برای شوهرش حرام است چون او را سه بار طلاق داده است.

و من این خلاف را ذکر کردم که تا مردم از آن بترسند و این امر زیاد نگردد و چیزی که برای آن‌ها امکان دارد انجام دهند این است که بر همسرانشان به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ قسم بخورند و برای زن واجب است که اگر شوهرش او را از چیزی منع کرد آن را انجام ندهد چون الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ شوهر راسید نامیده است و فرموده است: {وَأَلۡفَیَا سَیِّدَهَا لَدَا ٱلۡبَابِ} [سوره يوسف: ۲۵] : (و (در این هنگام) شوهرش را نزد در یافتند).

و رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم خبر داده است که زنان نزد مردان عوان هستند و عوانی جمع عانیة است یعنی اسیر لذا شوهر زمانی که از عاقبت بدی می‌ترسد می‌تواند که زن خود را منع کند و شوهر نیز باید تقوای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ را در مراعات همسر خود رعایت کند و با او معاشرت نیک داشته باشد همانطور که می‌‌فرماید: {وَعَاشِرُوهُنَّ بِٱلۡمَعۡرُوفِ} [سوره النساء: ۱۹] : (و با آن‌ها بطور شایسته رفتار کنید): و: {وَلَهُنَّ مِثۡلُ ٱلَّذِی عَلَیۡهِنَّ بِٱلۡمَعۡرُوفِۚ} [سوره البقرة: ۲۲۸] : (و برای زنان حقوق شایسته‌ای است همانند (حقوق و وظایفی) که بر عهده آن‌هاست).

پس بر مبنای قول راجح نزد من در مسئله‌ی این مرد، به ایم مرد می‌گویم: اگر نیت تو از قول (اگر رفتی تو طلاق هستی) طلاق بوده اگر که رفت چون با نافرمانی او دیگر رغبتی به او نزد نمی‌باشد پس طلاق واقع شده اما اگر نیت تو این بوده است که او را بترسانی و نرود، پس این در حکم،قسم است و باید ۱۰ مسکین را ۱۰ کیلو برنج با گوشت کافی غذا بدهی و اگر خواستی نیز غذا را بپز و برای (۱۰) مسکین نهار یا شام آماده کن.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: أنا طلقت من زوجي؛ بسبب ذهابي إلى أهلي في المدينة، وكان يمانع في ذهابي إليهم، ففي المرة الأولى حصل الطلاق؛ بأن كتبه في ورقة، وسلمني إياها مكتوبًا بها طالق. وكان السبب خروجي مع أختي وابن أختي، وذهابي معهم للنزهة؛ لأنه منعني من الذهاب معهم، ولا يريدني أن أذهب معهم، وبعد ذلك حصل الصلح، وفي شهر رمضان المبارك يوم الثالث عشر طلبت منه أن أذهب للمدينة لرؤية أهلي، فمانع في البداية، ولكن بعد إصرار مني ذهبتُ ومكثتُ عندهم يومين، وبعدها رَجَع لأخذي من عند أهلي، فطلبت منه البقاء يوما آخر فقط؛ لأنني كنت محتاجة لقرب أهلي وأمي وإخواني؛ لأنني في بداية الحمل، وكانت حالتي النفسية مضطربة، حتى إنني لم أطق رؤيته، ولا الجلوس بجواره وكنت قد كرهته كثيرا في بداية الحمل وأوضحت له حالتي النفسية؛ بغية أن يراعي ظروفي، لكنه لم يفعل، وقال لي وهو غاضب لعدم ذهابي معه إذا لم تذهبي معي الآن إلى جدة فأنت طالق. ولم أذهب معه في تلك الليلة وكانت الليلة الثانية، فذهبت إلى جدة، وحصل الصلح بيننا وبينه، وبعدها بيومين كانت حالتي النفسية سيئة جدا؛ حيث إنني لم استطع الجلوس في بيتي، فطلبت منه أن نسكن في مكان آخر مؤقتا، حتى تهدأ حالة الوحم، أو أذهب إلى أهلي أو إلى أي مكان آخر، ولو لمدة شهر، لكنه لم يوافق، رغم رؤيته لحالتي النفسية والمرضية، مما اضطرني أن أقترح عليه الذهاب إلى المدينة المنورة عندما ضاقت بي الأسباب؛ لأنه لم يقف جنبي، ولم يراعني وأنا في هذه الحالة النفسية السيئة، علما بأنني لأول مرة يحصل لي حمل، ولم أكمل . معه ثمانية أشهر من زواجي وعندما قررتُ الذهاب إلى المدينة قال لي: لو ذهبت فأنت طالق. فطلبت منه أن يذهب معي ليلة، ونرجع معا، لكنه لم يُنفذ رغبتي، ولم يراع شعوري، ودون وغي مني ذهبتُ إلى المدينة، وجلستُ عند أهلي، ولم يسأل، ولم يبحث عما حصل بيننا، ولكنني الآن، والحمل في الشهور المتقدمة نادمةً كثيرًا، فلم أكن راغبة في الانفصال عن زوجي و وأتمنى من الله العلي القدير أن يكتب لي الرجوع إليه بالحلال، إنه سميع مجيب.

فأجاب – رحمه الله تعالى-: قبل أن أجيب على هذا السؤال أود أن أوجه نصيحتين:

الأولى: للزوج:

فإني أنصح هذا الزوج، وجميع إخواننا المتزوجين، بأن يضبطوا أعصابهم عند الغضب، وأن يتريثوا في أمور الطلاق، ولا يتعجلوا، فإن الأصل في الطلاق الكراهة، إلَّا إذا دعت الحاجة إليه، ولهذا أمر الله -عز وجل- أن تُطلق النساء للعدة، فلا يطلقها الإنسان وهي حائض، ولا يطلقها في طُهْر جَامَعها فيه، إلا أن تكون حاملا، فإن الحامل يصح طلاقها بكل حال.

كل هذا من أجل التريث وعدم التسرع في الطلاق، وجَعَل للمرأة ثلاث حيض تعتد فيها، لعل زوجها يراجعها في هذه المدة، كما قال الله تعالى: ﴿ لَا تَدۡرِی لَعَلَّ ٱللَّهَ یُحۡدِثُ بَعۡدَ ذَٰلِكَ أَمۡرࣰا ﴾ [الطلاق: 1]. والتسرع في الطلاق من الحمق والسفه، فإن الإنسان إذا طلق زوجته لا يفارق سلعة من السلع يشتري بدلها، وإنما يفارق امرأة قد تكون هي أم أولاده أيضًا، فيتفرق الأولاد، ويتشتت الشمل، فعلى الإنسان أن يتريَّث، وألا يتسرع، وإذا قُدرَ أنه عازم على الطلاق فليطلق بهدوء، وليطلق للعدة التي أمر الله أن تُطلق لها النساء، فيطلقها إما حاملًا، وإما طاهرا لغير جماع.

الثانية: للزوجة:

فأنصح الزوجة، وأنصح جميع المتزوجات، أن يصبرْنَ على أزواجهن، وأن يتحملن ما يحدث منهم من مثل هذه الأمور التي قد تؤدي إلى المعاندة؛ لأن المعاندة ربما يحصل بها الفراق فيندم كل من الزوجين على ما فعل.

أما موضوع السؤال الذي يتبين لي أن هذا الرجل طلق زوجته الطلقة الأولى طلقة واضحة، ليس فيها إشكال وأما الثانية والثالثة فهما طلقتان معلقتان على فعل المرأة، وقد خالفتْ فيما عَلَّق الطلاق عليه، وفي هذه المسألة خلاف بين أهل العلم:

فمنهم من يقول: إنه يَحنَثُ، ويقع عليه الطلاق في المرتين كلتيهما، وبناءً على ذلك تكون المرأة هذه قد بانت من زوجها؛ لأنه طلقها ثلاث مرات؛ الطلقة الأولى التي ليست معلقة على شيء، أو الطلقتين الأخريين المعلقتين على عدم ذهابها إلى أهلها، ولكنها ذهبت.

وذهب بعض العلماء إلى أن الطلقتين المعلقتين تكونان على حَسَب نية الزوج، فإن كان قد نوى الطلاق وقع الطلاق بمخالفتها إياه، وإن كان قد نوى اليمين؛ وهو حَمْلُها على ألا تذهب، وتهديدها إن ذهبت بالطلاق، فإنه لا يقع الطلاق، وتلزمه كفارة يمين.

وهذا القول هو الراجح عندي، وهو اختيار شيخ الإسلام ابن تيمية رحمه الله. وإنما ذكرتُ القول الأول الذي هو قول جمهور أهل العلم، وهو وقوع الطلاق؛ ليتبين للسائل – ولغيره ممن يستمع – أن الأمر في هذه المسألة خطير، وأن الواجب على الإنسان ألَّا يُقدِم على مثل هذا الفعل، فإن جمهور أهل العلم يرون أن الزوجة في مثل هذه المسألة حرام على زوجها؛ لأنها طلقت منه ثلاث مرات.

فإنما ذكرتُ هذا الخلاف حتى يخاف الناس، وحتى لا يكثروا من هذا الأمر، الذي يمكنهم أن يحلفوا بالله عز وجل – على زوجاتهم، والزوجة يجب عليها إذا نهاها زوجها عن شيء أن توافقه فيما نهاها عنه؛ لأن الله تعالى سَمَّى الزوج سيدا، فقال الله تعالى: ﴿ وَأَلۡفَیَا سَیِّدَهَا لَدَا ٱلۡبَابِ ﴾ [يوسف: ٢٥]. يعني: زوجها.

وأخبر النبي صلى الله عليه وسلم أن النساء عوان عند الرجال، والعواني جمع عانية، وهي الأسيرة، فللزوج الحق في أن يمنع زوجته مما يخشى منه العاقبة السيئة. وعلى الزوج أيضًا أن يتقي الله -عز وجل- في مراعاة زوجته، وأن يعاشرها بالمعروف، كما قال الله تعالى: ﴿ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ ﴾ [النساء: ١٩]. وقال: ﴿ وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ ﴾ [البقرة: ۲۲۸] .

فبناء على القول الراجح عندي في مسألة هذا الرجل فإني أقول له: إن كان نيتك بقولك: إن ذهبت لأهلكِ فأنتِ طالق. أنها تطلق إذا ذهبت؛ لأنها بعصيانها إياك تكون غير مرغوبة عندك ، فإن الطلاق يقع. أما إذا كان نيتك أن تخوفها، وأن تحملها على ترك الذهاب فإن حكم هذا حكم اليمين، وعليك أن تُطْعِم عَشرة مساكين عشرة كيلوات من الأرز، ومعهن اللحم الكافي لهن، وإن شئت فاصنع الطعام بنفسك، وأعِدَّ للمساكين وجبة الغداء، أو وجبة العشاء.

مطالب مرتبط:

(۵۳۵۱) حکم شرعی قسم طلاق بدون آگاهی همسر

دوست دارم برادران مسلمانم را نصیحت کنم که خود را به قسم خوردن به طلاق عادت ندهند ....

ادامه مطلب …

(۵۳۴۹) حالت‌هایی که طلاق، حکم قسم را می‌گیرد و فقط کفاره‌ی قسم واجب می‌گردد چیست؟

برخی علماء نیز در این مسئله تفصیل قائل هستند و می‌گویند: ...

ادامه مطلب …

(۵۳۴۶) حکم طلاق معلق بر ترک قمار

قسم تو به طلاق و حرام (شدن او) که به آن برنگردی یعنی به بازی قمار سپس برگشتی پس براساس قول راجح از اقوال اهل علم، کفاره‌ی قسم بر تو واجب است...

ادامه مطلب …

(۵۳۴۰) حکم کسی که در خرید و فروش، قسم به طلاق می‌خورد

حکمش این است که کبیره اس از گناهان کبیره را انجام داده است...

ادامه مطلب …

(۵۳۵۰) حکم قسم به سه طلاق در حالت عصبانیت

تو را نصیحت می‌کنم که دست این کار بکشی و قسم نخوری (اگر خواستی قسم بخوری) مگر به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ....

ادامه مطلب …

(۵۳۳۹) حکم شرعی قسم‌خوردن مکرر به طلاق

برادرانم را که به این نوع از قسم (قسم طلاق) مبتلا شده‌اند نصیحت می‌کنم که زبانشان را از آن نگه دارند زیرا که اکثر اهل علم در هر حال آن‌ها را ملزم به طلاق می‌کنند و این مصیبت است...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه