پنج‌شنبه 17 شعبان 1447
۱۵ بهمن ۱۴۰۴
5 فوریه 2026

(۵۳۴۳) حکم تعلیق طلاق بر خروج از در معین

(۵۳۴۳) سوال: بر همسرم طلاق واقع شده است به این که به او گفته‌ام: اگر از این در خارج شدی تو طلاقی و بر من مانند مادر و خواهرم حرامی ولی متأسفانه خارج شد ولی از دری که به آن اشاره کردم خارج نشد و چون من از او سه بوه دارم و از حکم چیزی که گفته‌ام سوال می کنم؟ و چه چیزی بر من واجب می‌شود که او را برگردانم؟

جواب:

قبل از جواب دادن به این سوال این برادر سوال کننده و همچنین شنوندگان را نصیحت می‌کنم که با این الفاظ این بازی شرم‌آور را نکنند و بازی با مثل این امور آن‌ها را در مشکلات می‌اندازد و همچنین مفتی‌ها را نیز در مشکلاتی می‌اندازد که نهایتی ندارد.

لذا اگر خواست قسم بخورد به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ قسم بخورد با وجود این که مرد هوشیاری که شخصیت قویی در مقابل زن و فرزندانش دارد نیازی به مثل این امور ندارد بلکه به مجرد یک کلمه که دلالت بر منع بکند، ایشان با آن امتناع می‌کنند اما مردی که خود را کوچک و تحقیر می‌کند در مقابل خانواده‌اش تا این که روی هواس نفس خود باشند اگرچه مخالف حق باشد و این نقص در مردانی و دور‌اندیشی او است وبرای این شایسته است که انسان قوی باشد ولی زورگو و سخت‌گیر نباشد و نرم‌خو باشد ولی ضعیف نباشد و حرف او بین خانواده‌اش وزن و قیمت داشته باشد تا این که زندگی سعادتمندی داشته باشد.

و من به این دعوت نمی‌دهم که در جلوی خانواده‌ی خود بد اخلاق و عبوس باشد و خوش‌رو نباشد بلکه عکس آن، با آن‌ها نرم‌خو، آسان‌گیر و نیکوکار باشد ولی در عین حال در امر خود جدی و قوی و غیر مغلوب باشد.

اما جواب بر این سوال: مردی که به زن خود گفته‌ است: اگر از این در خارج شدی، تو طلاق هستی و بر من مانند مادر و خواهرم که حرام هستند حرام هستی از دو حالت خارج نمی‌باشد:

اول: قصد او از این فقط منع او بوده است نه طلاق و تحریم او ولی از آن‌جایی که خواسته است تأکید او بر منع با این صیغه باشد پس در این حالت براساس قول راجح اهل علم حکم قسم را به خود می‌گیرد پس اگر از آن در خارج شد، او طلاق نیست ولی برای واجب است که کفاره‌ی قسم را بپردازد.

و فرقی ندارد که از آن دری که تعیین کرده است خارج شود با از در‌های دیگر خانه چون ظاهر قول او این است که از خانه خارج نشود و مراد او این نبوده است که از آن در معین، خارج نشود مگر این که در آن در معین چیزی است که مقتضای تخصیص حکم را داشته باشد که به آن حالت دوم برمی‌گردد، از قول او: اگر از این در خارج شدی پس تو طلاق هستی و به مانند مادر و خواهرم بر من حرامی.

دوم: مراد او از آن وقوع طلاق و تحریم آن در صورت وجود ان شرط بوده است که در این صورت شرطی است که حکم آن مانند دیگر شروط است و اگر شرط باشد پس مشروط نیز وجود دارد لذا اگر از آن در یا درهایی دیگر خانه خارج شد، زنش طلاق است و ظهار کرده است و هنگامی که طلاق داده شده و قبل از آن دوبار دیگر او را طلاق نداده است، می‌تواند که به او رجوع کند ولی قبل از آن که کفاره‌ی ظهار که الله امر کرده را ادا کند با او نزدیکی نکند وکفاره‌ی آن این است که برده‌ای را آزاد کند و اگر نیافت دو ماه پشت‌سرهم روزه بگیرد و اگر نمی‌تواند ۶۰ مسکین را غذا دهد.

و فرقی نمی‌کند که از آن دری که تعیین کرده خارج شود یا از درهای دیگر خانهون ظاهر لفظ او این است که مطلقا از خانه خارج نشود حتی اگر از دیوار بالا رود مگر این که در دری که تعیین کرده است مقتضای تخصیص حکم یا شرط باشد که در این صورت خاص آن در می‌شود لذا اگر از در دیگر خارج شود طلاق و ظهار ثابت نمی‌گردد.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: لقد وقع طلاق على زوجتي، بأن قلت لها: إن خرجت من هذا الباب فأنتِ طالق ومحرمة علي مثل أمي وأختي. ولكن للأسف قد خرجت ولكن ليس من نفس الباب الذي أشرتُ إليه، ولأنها قد أنجبت ثلاثة أطفال، فإني أسال عن الحكم فيهما قلتُ؟ وماذا يجب عليَّ لكي استرجعها؟

فأجاب رحمه الله تعالى: قبل الجواب على هذا السؤال أُوجه نصيحةً إلى الأخ السائل، وإلى السامعين أيضًا، بألا يتلاعبوا بالألفاظ هذا التلاعب المشين، فإن التلاعب بمثل هذه الأمور يُوقعهم في مشاكل، ويُوقع أيضًا المفتين في مشاكل وفي إشكالات لا نهاية لها.

فإذا أراد أن يحلف فليحلف بالله عز وجل، مع أن الزوج الحازم الذي يكون شخصية قوية أمام زوجته وأمام أولاده لا يحتاج إلى مثل هذه الأمور، بل مجرد كلمة تدل على المنع يحصل بها الامتناع منهم. أما الرجل الذي يتضاءل أمام أهله، حتى يأتي على أهوائهم، حتى لو كانت مخالفة للحق، فهذا عنده نقص في الحزم والرجولة، ولذلك ينبغي أن يكون إنسان قويا من غير عنف، ولينا من غير ضعف، وأن يجعل كلمته بين أهله لها وَزْنُها، ولها قيمتها، حتى يعيش عيشة حميدة.

ولست أدعو في ذلك إلى أن يستفيض أمام أهله، ويعبس، ولا يُريهم وجها طَلْقا، بل أدعو إلى ضد ذلك؛ إلى أن يكون معهم هَيِّنًا لَينا خيرًا، ولكن يكون مع ذلك حازما جادا في أمره، غير مغلوب عليه.

أما الجواب على هذا السؤال: فإن الرجل إذا قال لزوجته: إن خرجت من هذا الباب فأنتِ طالق، ومحرمة عليَّ كأمي وأختي. فلا يخلو من حالين:

إحداهما: أن يريد بذلك مجرد منعها، لا طلاقها، ولا تحريمها، ولكنه نظرا لتأكيد ذلك عنده أراد أن يقرن هذا المنع بهذه الصيغة، فإنه في هذه الحال يكون له حكم اليمين على القول الراجح من أقوال أهل العلم. فإذا خرجت من الباب فإنها لا تطلق، ولكن يجب عليه أن يُكفّر كفارة يمين.

ولا فرق بين أن تخرج من الباب الذي عَيَّنه، أو من الباب الآخر من أبواب البيت؛ لأن الظاهر من قوله أنه يريد ألا تخرج من البيت، وليس يريدها أن تخرج من الباب المعيَّن، إلَّا أن يكون في هذا الباب المعين شيء يقتضي تخصيصه بالحكم، فيُرجع إلى ذلك الحال الثانية من قوله: إن خرجت من هذا الباب فأنتِ طالق، ومحرمة علي كأمي وأختي.

والثانية: أن يريد بذلك وقوع الطلاق، ووقوع التحريم عند وجود الشرط، وحينئذ يكون شرطا له حكم الشروط الأخرى، فإذا وُجد الشرط وجد المشروط، فإذا خرجت من هذا الباب أو من غيره من أبواب البيت، فإنها تكون طالقا، ويكون مُظاهِرًا، فإذا طلقت، ولم يسبق هذا الطلاق طلقتان، فإنَّ له أن يراجعها، ولكن لا يَقْرَبها حتى يفعل ما أمره الله به في كفارة الظهار؛ بأن يُعتق رقبة، فإن لم يجد فيصوم شهرين متتابعين، فإن لم يستطع فيطعم ستين مسكينًا.

ولا فرق بأن تخرج من الباب الذي عَيَّنه، أو من باب آخر من أبواب البيت؛ لأن الظاهر من لفظه ألا تخرج من البيت مطلقا، حتى ولو تسورت الجدار، إلا أن يكون في الباب المعين الذي عَيَّنه ما يقتضي تخصيص الحكم به، أو الشرط به، فيكون خاصا بهذا الباب، فإذا خرجت من غيره فإنها لا تطلق، ولا يثبت الظهار.

مطالب مرتبط:

(۵۳۴۷) حکم طلاق معلق بر خروج همسر از منزل و بازگشت زودهنگام او

از همه‌ی برادران مسلمانم می‌خواهم که از این کلمات پرهیز کنند و در اطلاق کردن لفظ طلاق تساهل به خرج ندهند چون امر بسیار خطرناکی است و اگر خواستند قسم بخورند پس شیطان آن‌ها را گمراه نکند لذا به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ قسم بخورند یا ساکت باشند....

ادامه مطلب …

(۵۳۵۳) حکم طلاق در صورت قسم بر عدم پرداخت مهریه زائد

ظاهر این است که طلاق محسوب نمی‌گردد چون مقصود از آن تأکید خبری بوده است که خبر دادی که بیشتر از آنچه دادگاه دعیین کرده است بیشتر نبوده باشد...

ادامه مطلب …

(۵۳۴۰) حکم کسی که در خرید و فروش، قسم به طلاق می‌خورد

حکمش این است که کبیره اس از گناهان کبیره را انجام داده است...

ادامه مطلب …

(۵۳۵۰) حکم قسم به سه طلاق در حالت عصبانیت

تو را نصیحت می‌کنم که دست این کار بکشی و قسم نخوری (اگر خواستی قسم بخوری) مگر به الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ ....

ادامه مطلب …

(۵۳۵۶) حکم شرعی توبه از قسم‌های مکرر به طلاق و لزوم کفاره آن

بعضی اهل علم نیز نظرشان این است که اگر قصدش از این طلاق، قسم باشد پس قسم است که کفاره می‌پردازد یعنی اگر به همسر  خود بگوید: اگر وارد این خانه شدی پس طلاق هستی، مراد او از این جمله طلاق او نیست پس همسرش وارد آن خانه شد پس طلاق نیست ولی باید کفاره‌ی قسم بدهد و این قول راجح است.

ادامه مطلب …

(۵۳۵۲) حکم شرعی اجازه‌ دادن به همسر پس از قسم طلاق در صورت رفتن

شایسته نیست که بر همسر خود در امری که ضرری در آن نیست و در آن از فتنه‌ای نمی‌ترسی، سخت بگیری بلکه شایسته است که با همسر خود معاشرت نیکی داشته باشی و شکی نیست که زن به مناسبات مانند این، نزد کسانی که این مناسبت دارند می‌رود و مردم در منع کردن او از این اجحاف و ظلم می‌بینند....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه