(۵۳۲۷) سوال: من به دلتنگی و شک و وسوسه زیاد دچار شدهام مخصوصا هنگامی که کتابهای فقه در ابواب طلاق و أیمان را میخوانم خصوصا وقتی که حالت مردی که زنش را طلاق داده وصف میکند و با زبانش آن را ذکر میکند انگار که او آن را به زبان آورده است لذا من میترسم که طلاق از من صادر شود در صورتی که من طلاق شخص دیگر را توصیف میکنم از آنوه سبب ناراحتی و سک برای من شده است، آیا از من واقع میشود و امثال من که حالت طلاق را میبینند بدون این که بر زبانسان جاری شود یا در حالت تعلیم آن هستند یا مانند آن؟ و همچنین شرح این حدیث را اگر که با این لفظ صحیح است میخواهم: «ثَلَاثٌ جِدُّهُنَّ جِدٌّ وَهَزْلُهُنَّ جِدٌّ : النِّكَاحُ، وَالطَّلَاقُ، وَالرَّجْعَةُ»[۱]: (سه چیز است که جدی بودن آنها هم جدی است و شوخی بودن آنها هم جدی محسوب می شود: نکاح و طلاق و رجوع کردن).
جواب:
این برادری که به وسواس متعلق به طلاق و قسم دچار شده است به او میگوییم و راهنمایی میکنیم که این امری که از او واقع شده، بسیاری از مردم بدان دچار شدهاند و دوای آن، این است: که به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ از شیطان رانده شده پناه ببرد و به آن توجهی نکند و بداند که یقین با شک از بین نمیرود و نکاح ثابت و مستمر است و امکان ندارد که با مجرد اوهام و وسواس از بین برود و اگر طلاق کسی دیگر را به زبان آورده یا اگر در کتابهای علمی که طلاق ذکر شده است را بخواند یا کسی که نزد او احکام طلاق را میخواند به او بیاموزد، همسرش بدان طلاق داده نمیشود بلکه اگر بر او غلبه کرد تا این که لفظ طلاق را بدون قصد و اراده به زبان آورد، در این حالت طلاق واقع نمیشود.
لذا بعضی از کسانی که در این امر دچار وسواس هستند بسیار دلتنگ میشوند و در حرج شدیدی قرار میگیرند تا این که طلاق را بدون اراده و قصد به زبان میآورند و مثل این طلاقش واقع نمیگردد بلکه طلاق در حالتی واقع میگردد که انسان ارادهی حقیقی داشته باشد و با دستش بنوسید یا با زبان و با اراده بگوید و از روی ناچاری و اجبار نبوده باشد(یعنی کسی او را مجبور نکرده باشد) و در هوشیاری باشد، طلاق بر او واقع میشود.
و برای همین بعضی از اهل علم بر این نظر هستند که طلاق شخص وسواسی واقع نمیشود و در هر صورت دوای وسواس که این برادر سوال کننده بدان دچار شده است و چه بسا دیگران نیز بسیار به آن دچار شده باشند این است که بدان توجهی نکند و به آن اهتمام نورزمد و بدانند که اگر در طلاق کسی دیگر را ذکر کند یا در باب طلاق در فقه بخوانند یا به طالب علمی درس دهند، طلاق همسرش واقع نمیشود، مثلا بگوید: تو طلاقی و قصد او این است که برای طلبهی خود مثال بزند یا مانند آن.
و نصیحت من به این و امثال او این است که اصلا به این وسوسهها التفاتی نکنند در خون بنی آدم جریان دارد و در امور بزرگ مانند طلاق و نماز بلکه حتی در ایمان الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ به او شک وارد میکند.
و درمان آن: پناه بردن به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ از این امر و از آن رویگرداند و دست بکشد و ترکش کند و با قدرت الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ از بین میرود و بسیاری از مردم آن را تجربه کردهاند و نفع بردهاند هنگامی که به الله سُبْحَانَهُوَتَعَالَىٰ از سیطان رانده شده پناه بردند زمانی که به آن دچار شدهاند و وسوسه آنها پایان یافته است و فواید عظیمی را از آن دیدهاند زیرا رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم صحابه را به آن امر نمودند هنگامی که به سوی او شکایت کردند از اینکه در نفسشان چیزی میآید که افتادنشان از آسمان برای ایشان محبوبتر از به زبان آوردن آن است یا از اختر آتش لذا رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم آنها را بدان ارشاد نمود.
آیا حدیث: «ثَلَاثٌ جِدُّهُنَّ جِدٌّ وَهَزْلُهُنَّ جِدٌّ : النِّكَاحُ، وَالطَّلَاقُ، وَالرَّجْعَةُ»: (سه چیز است که جدی بودن آنها هم جدی است و شوخی بودن آنها هم جدی محسوب می شود: نکاح و طلاق و رجوع کردن): صحیح است؟
جواب: اما این حدیثی که ذکر کرد، صحیح است لذا نکاح، طلاق و رجوع کردن، شوخی آن نیز جدی محسوب میگردد پس کسی که عقد نکاح کند و بگوید: من شوخی کردم از او قبول نمیشود چرا که عقد و اراده کرده است و همچنین کسی که طلاق دهد اگرچه شوخی کرده باشد، طلاق او واقع میشود مادامی که ارادهی طلاق کرده باشد هرچند که با همسرش شوخی کرده باشد و به او گفته باشد: تو طلاقی.
و در این شوخی او را طلاق داده است و برای نیز میگوییم: انسان باید از این امور پرهیز کند و طلاق را به بازی نگیرد.
سوال کننده: آیا به نسبت عقد نکاح که در حالت مزاح جاری شود، مثالی میزنید؟
جواب: بله، ممکن است شخصی با یکی شوخی کمد و بگوید: من میخواهم با دخترت ازدواج کنم و مانند آن یا به او بگوید: من در نزد تو کفء نیستم و مرا به ازدواج در نمیآوری؟ پس میگوید: نه، من تو را به ازدواج در میآورم و با او شوخی میکند و میگوید: تو را به ازدواج در آوردم و او نیز میگوید: قبول کردم و این چه بسا واقع شود و هنگامی که چنین شد، عقد نکاح جاری شده است.
سوال کننده: آیا باید از جانب خود ولی و سرپرست دختر باشد؟
جواب: بله باید از جانب ولی دختر باشد و همچنین (از نظر کسانی که شاهد شرط است) شهود حضور داشته باشد، اما مجرد وعده، عقد نکاح جاری نمیشود مثل اینکه بگوید: دخترم را به ازدواج تو در خواهم آورد یا منتظر باش تا بزرگ شود یا مانند آن، لذا با این عقد نکاح جاری نمیشود چون که این وعده میباشد.
[۱] رواه ابی داود (۲۱۹۴) و ترمذی (۱۱۸۴) و ابن ماجه (۲۰۳۹).