سه‌شنبه 7 رمضان 1447
۴ اسفند ۱۴۰۴
24 فوریه 2026

(۵۳۲۲) حکم کسی که سه بار زنش را از روی اجبار طلاق داده است چیست؟

(۵۳۲۲) سوال: حکم کسی که سه بار زنش را از روی اجبار طلاق داده است چیست؟ و آن‌ برای این بوده است که با دختری ازدواج کرده است که نزدیکانش (پسر) راضی نبودند پس او را زندانی کردند و مورد ضرب و شتم قرار دادند و او را بر طلاق اجبار کردند پس او نیز طلاق داده است ولی نیت طلاق را نداشته است و برای همین نیز اسمی دیگر را به زبان آورده است و همچنین زن خود را از این طلاق با خبر نساخته است و همچنین نفقه‌ی او را بیش از یک سال ادامه داده است، حکم آن چیست؟

جواب:

حکم آن این است که طلاق محسوب نمی‌گردد چون که این مرد نیت طلاق نکرده است و اسمی دیگر را ذکر کرده است لذا او را طلاق نداده است ولی به آن‌هایی که او را به طلاق مجبور کردند می‌گویم: آن‌ها بر او و زن او تعدی و ظلم کرده‌اند و برای آن‌ها جایز نیست که او را بر طلاق دادنش اجبار کنند چون که ایشان نمی‌خواهند که او با این زن نکاح کند چون از قبیله‌ی آن‌ها نیست یا اجنبی و مانند آن است این دشمنی و ظلم بر این زن و مرد است و حرام است.

آنان باید تقوای الله را رعایت کنند و بدانند که عرب بر عجم برتری ندارد مگر با تقوا، مادامی که طعنی در اخلاق و دین این زن وجود ندارد برای ایشان جایز نیست که او را بر طلاقش اجبار کنند و اگر این زن خطایی در دینش دارد چه بسا گفته شود: حق دارند که او را بر طلاق دادنش امر کنند و او در این حالت از ایشان اطاعت می‌کند اما اگر عیبی در اخلاق و دین او وجود نداشته باشد، الزامی برای اطاعت از ایشان در طلاق همسر خود ندارد حتی اگر کسی که امر به طلاق می‌کند پدرش باشد، بر او لازم نیست که از او اطاعت کند.

از امام احمد رَحِمَهُ‌الله در مورد مردی که پدرش به او امر کرده است که زنش را طلاق دهد، سوال شد، امام احمد رَحِمَهُ‌الله به آن مرد فرمود: او را طلاق نده، آن مرد گفت: آیا رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم به عبدالله بن عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ هنگامی که عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ امر به طلاق دادن زنش کرد، امر به طلاق ننمود؟ امام احمد رَحِمَهُ‌الله به او گفت: آیا پدر تو عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ است؟ یعنی عمر رَضِيَ‌اللهُ‌عَنْهُ که پسر را به طلاق همسرش امر نموده است به خاطر سبب شرعی بوده است اما سبب شرعی پدر تو کجاست؟

در نتیجه برای پسر واجب نمی‌باشد که همسر خود را به امر پدرش طلاق دهد حتی اگر فرض شود که پدرش او هجر می‌کند و از او عصبانی می‌گردد لذا این صرری به او نمی‌رساند اما اگر عیبی در دین یا اخلاقش ذکر کرده‌اند در این صورت نظر دیگری می‌باشد.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: ما حكم من طلق زوجته ثلاثا مُكرها؟ وذلك أن زواجه بفتاة معينة لم يكن برضا أقاربه، فحبسوه وضربوه، وأجبروه على الطلاق، فطلقها، ولكنه لم ينو بذلك طلاقها، ولذلك ذكر اسما غير اسمها، وكذلك لم يخبرها بطلاقها، واستمر في إعطاء النفقة لها منذ أكثر من سنة، فما الحكم في ذلك؟

فأجاب رحمه الله تعالى: الحكم أنه لا طلاق عليه؛ لأن هذا الرجل لم ينو طلاقها، وسمَّى غيرها، فليس عليه طلاق ولكنني أقول لهؤلاء الذين أجبروه على أن يطلقها إنهم اعتدوا عليه وعلى الزوجة، ولا يحل لهم أن يجبروه على طلاقها؛ لأنهم لا يرغبون في نكاحه إياها؛ لكونها ليست من القبيلة، أو لكونها أجنبية، أو ما أشبه ذلك، فإن هذا عدوان، وظلم من المحرَّم على الرجل وعلى زوجته.

فعليهم أن يتقوا الله تعالى، وأن يعلموا أنه لا فضل لعربي على عجمي إلا بالتقوى، وما دامت هذه المرأة ليس عليها مَطْعَن في دينها ولا خُلقها فإنه لا يجوز لهم أن يجبروه على طلاقها، ولو كانت المرأة عليها خطأ في دينها فربما يقال: إن لهم الحق في أن يأمروه بطلاقها. وهو في هذه الحال يطيعهم.أما إذا لم يكن هناك عيب، لا في الخلق، ولا في الدين فإنه لا يلزمه أن يطيعهم في طلاق زوجته، حتى لو كان الذي أمره أبوه، فإنه لا يلزمه أن يطيعه.

وقد سُئِلَ الإمام أحمد رحمه الله عن رجل أمره أبوه أن يطلق امرأته، فقال الإمام أحمد للرجل: لا تطلقها. قال: أوليس النبي صلى الله عليه وسلم أمر عبد الله بن عمر أن يطلق امرأته لما أمره أبوه عمر؟ فقال له الإمام أحمد: وهل أبوك عمر؟ يعني أن عمر إنما أمر ابنه أن يطلق زوجته لسبب شرعي، أما أبوك فأين السبب الشرعي؟

فالحاصل أنه لا يجب على الولد أن يطلق زوجته إذا أمره أبوه بذلك، حتى لو فُرِضَ أن الأب هَجَره، وغضب عليه، فإن ذلك لا يضره. أما لو ذكروا شيئا يعيبها في دينها أو في خُلقها، فهذا له نَظَر آخر.

مطالب مرتبط:

(۵۳۱۹) حکم طلاق به درخواست والدین

بر پدر واجب است که به نفس خود رجوع کند و آن بر نیکی کمک کند و بداند که این امری سخت است که پسرش را به طلاق همسرش مه دوستش دارد امر کند و او از آن فرزندی دارد و ضرر خواهد دید و تصور کند که اگر پدر خودش او را به این امر می‌کرد در حالی که او همسر خو را دوست داشته، موقف او چه می‌بود؟...

ادامه مطلب …

(۵۳۰۹) حکم درخواست طلاق زن از شوهر فاسق

این مرد را نصحیت می‌کنم و از الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ امیدام دارم که به او برساند که تقوای الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ در خود و زن و فرزندانش رعایت کند و بداند که هرآنچه نعمت الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ بر او زیاد گردد واجب شکر او نیز بیشتر می‌شود ...

ادامه مطلب …

(۵۳۰۷) در مورد نکاتی که سبب طلاق می‌شود و راه‌های نجات از آن روشنگری بفرمایید.

بدون شک در نزد الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ طلاق محبوب نیست و الله سُبْحَانَهُ‌وَتَعَالَىٰ به صبر نمودن بر زن امر نموده است...

ادامه مطلب …

(۵۳۱۴) حکم طلاق در ازدواجی که بدون رغبت و رضایت قلبی آغاز شده

نظر من این است که به خاطر مراقبت و رعایت فرزندانت و به وجود نیامدن تفرقه و تشتت او را طلاق ندهی...

ادامه مطلب …

(۵۳۱۲) حکم اعاده عقد نکاح به قصد رفع مشکلات غیر شرعی و افزایش مهریه

مسئله‌ی طلاق بدون داشتن نیت مسئله‌ای است که در نزد اهل علم اختلاف وجود دارد، برخی از علما می‌گویند: شرط وقوع طلاق این است که شوهر نیت آن را داشته باشد لذا اگر آن کلمه (تو طلاقی) را گفت بدون این که نیت طلاق داشته باشد، پس طلاق واقع نمی‌گردد....

ادامه مطلب …

(۵۳۱۷) حکم درخواست طلاق به‌ سبب اذیت بدنی و اهانت مکرر

اگر این زنی است حق (شوهرش) را به جا می‌آورد ولی شوهرش او را اذیت می‌کند و با او معاشرت بدی دارد اشکالی ندارد که در این صورت از او درخواست طلاق کند ...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه