سه‌شنبه 5 شوال 1447
۴ فروردین ۱۴۰۵
24 مارس 2026

(۵۰۳۵) حکم زندگی با همسری بی‌نماز و بی‌روزه

(۵۰۳۵) سوال: مردی که در ظاهر مسلمان است اما، نماز نمیخواند، روزه نمی­گیرد، زکات مالش را نمی­دهد ودر ماه رمضان روزه­اش را إفطار می کندف و همسرش مسلمان است و به تمامی مسایل دینی ­اش پایبند است، آیا ازدواجشان صحیح است؟ و آیا آیه ­ی سوره­ی ممتحنه بر آنان تطبیق داده می­شود: { ۖ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ ۖ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ} ]الممتحنة:۱۰[ ترجمه: (هرگاه ایشان را مؤمن یافتید، آنان را به سوی کافران برنگردانید. این زنان برای آن مردان، و آن مردان برای این زنان حلال نیستند).

جواب:

از سوال این را فهیمدم که یکی از این دو زوجین که مرد است به اسم مسلمان است، آنجا که می­گوید: مسلمان است اما نماز نمیخواند، زکات نمی­دهد وجز برخی از ماه روزه نمی­گیرد.

اما همسرش پس همانا مسلمان و پایبند است، و این چیزی است که برای شوهر اتفاق افتاده است، که نمازش رانمیخواندو زکات مالش را نمی­دهد، و جز قسمتی از ماه رمضان را روزه نمی­گیرد، احتمال دارد که این قضیه قبل و یا بعد از عقد ازدواج رخ داده باشد، پس اگر قبل از عقد بوده باشد، برمبنای کافر بودن تارک نماز است، پس اگر بگوییم کافر می­شود، در نتیجه عقد ازدواجش با زن مسلمان باطل است، و بر او حلال نمی­باشد، زیرا  به اجماع مسلمانان برای فرد کافر جایز نیست که با زن مسلمان ازدواج کند، با توجه به سخن الله عَزَّوَجَلَّ : {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ ۖ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ ۖ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ ۖ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ} ]الممتحنة:۱۰[ ترجمه: (ای مؤمنان! هنگامی که زنان مؤمن به سوی شما مهاجرت کردند، ایشان را بیازمائید – خداوند از ایمان آنان آگاه‌تر است (تا شما) – هرگاه ایشان را مؤمن یافتید، آنان را به سوی کافران برنگردانید. این زنان برای آن مردان، و آن مردان برای این زنان حلال نیستند.)

و درمیان مسلمانان خلافی وجود ندارد که کافر اصلی و یا  مرتد جایز نیست که با زن مسلمانان ازدواج کند و همانا عقد ازدواجش باطل است و در این قضیه شکی وجود ندارد.

و اما دیدگاه کافر بودن فردی که نماز خواندن را ترک می کند اگرچه هم اعتقاد به واجب بودن داشته باشد، دیدگاه صحیح است که قرآن،سنت و اجماع صحابه بر این قضیه دلالت می دهد و قول مشهور مذهب امام احمد ویکی از اقوال  امام شافعی است.

اما اگر این شوهر در حالیکه مسلمان بود با وی ازدواج کرد، بعد از آن نماز و زکات را  وبعضی از روزه رمضان را ها کرد اگر بگوییم کافر شده سخن صحیحی است، ازدواجش فسخ می ­شود بدون اینکه طلاق جاری شود واگر چنانچه قبل از پایان شدن عده اش به دین اسلام بربگردد ونمازش را بخواند در حالیکه عده بر وی واجب باشد یعنی بر همسرش داخل شده باشد، در این حالت همسرش به شمار می آید.

اما در صورتی که بعد از پایان شدن عده اش به اسلام برگردد و نمازش را بخواند حقی بر همسرش ندارد و نمی تواند او را برگرداند، اما اهل علم در این مساله اختلاف نظر دارند: ایا با تمام شدن عده اش فسخ شدن ازدواجشان ثابت می­ شود وحق رجوع ندارد مگر اینکه دوباره وی را به عقد در آورد، و یا اینکه پایان یافتن عده بیانگر از بین رفتن سلطه­ی مرد بر همسرش است، و اگر چنانچه بعد از آن مسلمان شود بر توجه به خلافی که بین اهل وجود دارد با همان ازدواج اول می تواند وی را بر گرداند، اما این قضیه محل شاهد نیست، اما اگر بعد از اینکه ازدواج کرد ولی دخول صورت نگرفت و بعد از آن نماز ، زکات و برخی از ورزه هایش را رها کند، به مجرد رها کردن نمازش ازدواجشان فسخ می­شود، زیرا ان قضیه قبل از داخل شدن است و عده بر آن مترتب نمی­شود.

در نتیجه این شوهری که نماز را ترک کرده از سه حالت خارج نمی­شود:

حالت اول : اینکه قبل از عقد باشد، پس عقد صحیح نیست وهمسرش بر وی حلال نیست.

حالت دوم: بعد از عقد  وقبل از داخل شدن بر وی باشد، یا خلوتی صورت گرفته باشد که سبب واجب شدن عده شود، دراین حالت ازدواجشان به مجرد رها کردن نمازش فسخ می­شود .

حالت سوم: اینکه بعد از داخل شدن باشد و یا اینکه خلوتی صورت بگیرد که سبب واجب شدن عده شود، در این حالت بستگی به پایان یافتن وقت عده  دارد، اگر قبل از پایان یافتن عده توبه کرد و نمازش را خواند، همسرش باقی می ماند، در غیر اینصورت در صورت پایان یافتن عده اش، ازدواجشان به مجرد ثابت شدن کفرش فسخ می شود، یا اینکه بعد از اسلام آوردنش بتواند او را برگرداند، که بنده به این نظر میل دارم با وجود خلافی که بین اهل علم وجود دارد.

وهمه­ی این مسایلی که ما آن را ترجیح دادیم بر اساس این است که فردی که تارک نماز است از دایره­ی اسلام خارج می­شود ودر مورد این مساله بسیار زیاد تامل کردم و به اندازه ­ی کافی به کتب مراجعه کردم و در این زمینه تحقیق کردم، و برایم آشکار شد که قول راجح در این زمینه کافر بودن تارک نماز است ودلایل کسانی که قایل به کافر بودن نیستند از چهار حالت خارج نمی­شود:

۱-اینکه دلیل آنها اصلا بر این قضیه دلالت نمی­دهد.

۲-یا اینکه مقید به حالتی باشد که ترک نماز با این قید غیر ممکن باشد.

۳-یا اینکه مقید به حالتی باشد که معذور به ترک نماز باشد.

۴-اینکه دلایل عامی باشد که با دلایل خاص تخصیص داده شود.

جناب شیخ: اگر فرض براین بگیریم که این زن حکم این قضیه را نمی­دانست و با این فردی که محکوم به ارتداد است زندگی کرده باشد، و مردی تند خو و عصبی است که سریع عصبانی می­شود تا جاییکه موقع عصبانیت حواس و شعور خودش را از دست می­هد، به الله دشنام می­دهد پناه برخدا وبه الله قسم میخورد که طلاق زنش را میدهد درحالیکه که هواس ندارد، آیا طلاقش واقع می­شود در حالیکه اگر بخواهیم عددش را بشماریم شاید بیشتر از ده بار باشد که در طول زمان های مختلف رخ داده است؟

شیخ رَحِمَهُ‌الله در پاسخ به این سوال می ­گوید: تا زمانی که حکم به کفر تارکا نماز داده شود، بر زن واجب است که او را رها کند ودر کنارش نماند، زیرا نکاحش فسخ می­شود، و اگر نکاحش فسخ شده باشد چطور بر وی حلال است که در کنار شوهری باشد که ازدواجش فسخ شد است ونیازی نیست که تصور کنیم که طلاقش واقع شده است و یا خیر و یا چه کاری را انجام دهد درحالیکه حکم کفرش صادر شده است، و این قضیه بسیار واضح است که هیچ گونه شبهه ای در آن وجود ندارد.

پس هرگاه برای فرد با توجه به دلایل قرآن، سنت، وسخن صحابی آشکار شد که: تارک نماز از دایره­ی اسلام خارج می­شود، نیازی نیست که در مورد فسخ شدن ازدواجشان بحث و گفتگو شود.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: رجل مسلم بالاسم لا يصلي، ولا يؤتي الزكاة، ويفطر الكثير من رمضان، وزوجته، مسلمة، تلتزم بكافة أمور الدين الحنيف فما الحكم في صحة زواجهما؟ وهل تنطبق عليهم الآية من سورة الممتحنة: ﴿ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّكُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ ﴾ [الممتحنة:10]؟

فأجاب رحمه الله تعالى: فَهِمْنا من هذا السؤال أن هذين الزوجين أحدهما – وهو الزوج الذكر – مسلم بالاسم؛ حيث كان يقول: إنه مسلم. لكنه لا يصلي، ولا يؤتي الزكاة، ولا يصوم إلا بعض الشهر.

أما زوجته فإنها مسلمة ملتزمة وهذا الذي حدث للزوج؛ من عدم إقامة الصلاة، وعدم إيتاء الزكاة، وعدم صيام رمضان إلا بعضه، لا يخلو إما من أن يكون قبل العقد، أو بعد العقد، فإن كان قبل العقد فإنه ينبني على القول بكفر تارك الصلاة، فإن قلنا بأنه يَكْفُر فإن عقده على المسلمة عقد باطل، لا تحل له به؛ لأن الكافر لا يحل له أن يتزوج امرأة مسلمة بإجماع المسلمين، لقوله تعالى: ﴿ يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا إِذَا جَاءَ كُمُ الْمُؤْمِنَتُ مُهَاجِرَاتٍ فَأَمْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَنِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لهنَّ [الممتحنة: ١٠]. وهذا موضع لا خلاف فيه بين المسلمين؛ في أن الكافر، سواء كان أصليا، أم مرتدا، لا يحل له أن يتزوج امرأة مسلمة، وأن عقده عليها باطل، ولا إشكال فيه. والقول بأن تارك الصلاة يكفر، ولو كان مُقرا بوجوبها، هو القول الراجح، الذي يدل عليه القرآن والسنة، وحُكيَ إجماع الصحابة رضي الله عنهم عليه، وهو المشهور من مذهب الإمام أحمد رحمه الله وأحد قولي الشافعي.

أما إذا كان الزوج قد تزوجها وهو مسلم معتدل، ثم حدث له تَرْكُ الصلاة والزكاة، وبعض صيام رمضان، فإن قلنا بكفره – وهو الصحيح – فإن نکاحه ينفسخ بدون ،طلاق، فإن تاب ورجع إلى الإسلام، وصلى قبل انقضاء العدة، إذا كانت قد وجبت عليها العدة؛ لكونه قد دخل بها، فإنها زوجته.

وإن انتهت العدة قبل أن يتوب ويصلي، فإنه لا حق له عليها، ولا سلطان له عليها، لكن اختلف العلماء: هل يكون انقضاء العدة يتبيَّنَ به انفساخ النكاح، ولا له عليها إلا بعقد، أو أن انقضاء العدة يكون به زوال رجوع سلطان الزوج عنها، وأنه لو أسلم بعد فله أن يأخذها بالنكاح الأول، على خلاف بين أهل العلم، وليس هذا موضع مناقشته، وذكر الأدلة، أما إذا عقد عليها، وهو مستقيم، ولكنه قبل أن يدخل عليها صار تاركًا للصلاة والزكاة، وبعض الصيام، فإنه بمجرد تركه للصلاة يُفْسَخ النكاح؛ لأن هذا قبل الدخول، وليس فيه عدة.

والحاصل أن هذا الزوج الذي ترك الصلاة لا يخلو من ثلاث حالات: الحال الأولى: أن يكون ذلك قبل العقد، فلا يصح العقد، ولا تحل به الزوجة.

الحال الثانية: أن يكون بعد العقد، وقبل الدخول، أو الخلوة التي توجب العدة، فهذا ينفسخ النكاح بمجرد تركه للصلاة.

الحال الثالثة: أن يكون بعد الدخول أو الخلوة الموجبة للعدة، فهذا يتوقف الأمر على انقضاء العدة، إن تاب وصلى قبل انقضائها فهي زوجته وإن لم يفعل فإذا انقضت العدة فقد تبيَّنَ فَسْخُه منذ حصلت الردة -والعياذ بالله – وحينئذ إما ألا يكون له عدة عليها، وإما أن يكون له رجعة إذا أسلم، وأحب ذلك، على خلاف بين أهل العلم في هذه المسألة.

وكل هذا الذي رجحناه بناءً على ما نراه من أن تارك الصلاة يَكْفُر كفرًا مخرجا عن الملة، وقد تأملت هذه المسألة تأملا كثيرًا، وراجعتُ فيها ما تيسر من الكتب، وبحثت، فلم يتبيَّن لي إلا أن القول بكفره هو القول الراجح، وأن أدلة من قال بعدم كفره لا تخلو من أربعة أقسام:

١ – إما أن يكون لا دليل فيها أصلا.

2- أو تكون مُقيَّدة بمعنى يستحيل معه ترك الصلاة.

٣ – أو تكون مُقيَّدة بحال يُعذر فيها بترك الصلاة.

٤ – أو تكون عمومات قد خُصِّصَتْ بأدلة كُفْرِ تارك الصلاة.

فضيلة الشيخ: لو افترضنا أن هذه السيدة كانت لا تعرف الحكم، وعاشرت هذا المحكوم علية بالردة، وهو رجل حاد الطبع، سريع الغضب، كثير المشاكل، لدرجة أنه يفقد شعوره أثناء غضبه، فيسب الله، ويكفر بكل شيء -والعياذ بالله – ويحلف عليها أيمانا بالطلاق، وبلا شعور، فهل تقع عليها أيمان الطلاق، علما بأننا لو حصرناها لوجدناها تزيد عن العشر مرات في فترات متباعدة؟

فأجاب -رحمه الله تعالى -: متى قلنا بكفر تارك الصلاة فإن الواجب على المرأة أن تذهب عنه، وألا تبقى معه؛ لأن النكاح قد انفسخ، وإذا كان قد انفسخ فكيف يحل لها أن تبقى مع زوج انفسخ نكاحها منه، ولا حاجة إلى أن نفرض أنه يطلق، وأنه يفعل ويفعل ما دمنا حكمنا بكفره، فالأمر فيه واضح، وهذا موضع ليس فيه التباس، ولا اشتباه.

فإذا تبيَّنَ للإنسان من كتاب الله وسنة رسوله صلى الله عليه وعلى آله وسلم، وقول الصحابة: إن تارك الصلاة كافر كُفرًا مخرجًا عن الملة، فلا وجه للتوقف في فسخ النكاح لنكاحه زوجته.

مطالب مرتبط:

(۵۰۱۷) حکم صحت عقد ازدواج با زنی که پیش از ازدواج نماز نمی‌خوانده است

نماز نخواندنش به خاطر کسالت نبودده بلکه بخاطر جهل بوده است، در نتیجه ازدواجتان صحیح بوده و ارتباط شما با همسرتان شرعی بوده است....

ادامه مطلب …

(۵۰۱۹) حدود وجوب اطاعت از شوهر در صورت ترک یا تأخیر نماز

شکی در آن نیست، شوهری که حقوق الله را اجرا میکند، حق بیشتری دارد به نسبت شوهری که در این زمینه متساهل است...

ادامه مطلب …

(۵۰۰۵) حکم درخواست طلاق از شوهر بی‌نماز

اگر شوهر بعد از عقد ازدواج نماز خواندن را رها کند، پس همسرش او را نصیحت می­کند، اگر در حداکثر زمان، همانند زمان عده توبه کرد، اشکالی ندارد به زندگی خودش ادامه دهد، و اگر چنانچه به مدت سه مرتبه عادت ماهیانه، نماز خواندنش را رها کرد، ازدواجشان فسخ می­شود...

ادامه مطلب …

(۵۰۱۶) حکم زندگی با زنی که نماز نمی‌خواند

بر شما واجب است که خواندن قران را به او آموزش دهی، اگر کسی نیست به او یاد دهد، سپس کیفیت نماز خواندن را به او بیاموزی، و تا زمانیکه عذر او جهل است، همانا با یاد گرفتن این عذر از بین می­رود....

ادامه مطلب …

(۵۰۰۶) حکم زندگی مشترک با مردی که نماز نمی‌خواند

نظر من در مورد سوال خواهرمان این است که باید دوباره عقد ازدواج جاری شود، تا زمانیکه ازدواج کرده بودند و شوهرش در وضعیت بی نمازی بود، بلکه کافر می­شود، پس باید دوباره عقد ازدواج جاری شود وبدین وسیله این مشکلشان حل شود....

ادامه مطلب …

(۵۰۲۸) حکم فردی که به دین ناسزا می¬گوید چیست

اگر به دین اسلام ناسزا گفت کافراست، زیرا ناسزا گویی به اسلام، ناسزاگویی به الله، رسولش و کتابش شمرده می­شود....

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه