(۵۰۳۰) سوال: جوانی مصری هستم که در کشور سعودی به مدت دو سال مشغول کار هستم، دختری داردم، پدر خانمم نماز نمیخواند، اما وجب نماز را انکار نمیکند، با این وجود همسرم دین دار و پایبند به مسایل شرعی است، پس در نتیجه زمانی که ما عقد ازدواج بستیم، پدر خانمم وکیل این ازدواج بودند، آیا این عقد ازدواج صحیح است؟ و اگر صحیح نیست چه باید کرد؟
جواب:
صحیح بودن این عقد ازدواج بستگی به اختلافی که اهل علم در مورد کافر بودن فردی که نماز نمی خواند دارد، پس با توجه به قول کسانی که میگویند ترک کنندهی نماز کافر است، این عقد ازدواج هم صحیح نمیباشد، و واجب است که این عقد دوباره تجدید شود، زیرا فرد کافر نمیتواند سرپرست مسلمان باشد، و بر اساس قول کسانی که میگویند اگر فردی اعتقاد به وجوب نماز داشته باشد و ترک کند، کافر نمیشود، این عقد صحیح است، مگر نزد کسانی که عدالت را یکی از شروط سرپرستی می دانند، که دراین حالت باز هم این عقد صحیح نمیباشد؛ زیرا با این وضعیت این سرپرست عادل نمیباشد، بلکه یکی از فاسقان به شمار می آید-پناه برخدا-
و قول صحیح در این مورد این است که فردی که نماز را ترک می کنند مطلقا کافر است واز دایرهی اسلام خارج میشود، با توجه به دلایلی که در قرآن،سنت، و سخنان صحابه وقول صحیح کافر بودنش وارد دشده است.
دلیل قرآن بر کافر بودنش سخن الله عَزَّوَجَلَّ در مورد مشرکین: {فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ}]التوبه:۱۱[ ترجمه: (اگر آنان (از کفر) توبه کردند و (احکام اسلام را مراعات داشتند، و از جمله) نماز را خواندند و زکات دادند (دست از آنان بدارید، چرا که) در این صورت برادران دینی شما هستند (و سزاوار همان چیزهائی بوده که شما سزاوارید، و همان چیزهائی که بر شما واجب است، بر آنان هم واجب است).
وجه دلالت دراین آیه این است که الله عَزَّوَجَلَّ سه شرط را برای اثبات برادری در دین برای مشرکین قرار داده است: توبه کردن از شرک، برپا داشتن نماز، و پرداخت کردن زکات مال، پس هرگاه این شروط را رعایت نکردند و یا یکی از آنها را نقض کردند، برادری دینی تحقق نمییابد، پس برادری در اسلام از بین نمیرود مگر با انجام دادن کاری که انسان را از دایرهی اسلام خارج میسازد، پس گناهان انسان را از دایرهی اسلام خارج نمی کند.
و دلیل آن هم اینکه به قتل رساندن فرد مسلمان از بزرگترین گناهان به شمار میرود، که الله عَزَّوَجَلَّ قاتل را به عنوان برادر مقتول معرفی کرده است، آنجا که میفرماید:
{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى ۖ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنثَىٰ بِالْأُنثَىٰ ۚ فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ}[البقره:۱۷۸] ترجمه: (ای کسانی که ایمان آوردهاید! دربارهی کشتگان، (قانون مساوات و دادگری) قصاص بر شما فرض شده است (و باید در آن کسی را به گناه دیگری نگرفت، و بلکه): آزاد در برابر آزاد، و برده در برابر برده، و زن در برابر زن است. پس اگر کسی (از جنایتش) از ناحیهی برادر (دینی) خود، گذشتی شد (و یکی از صاحبان خونبها کشنده را بخشید، و یا حکم قصاص تبدیل به خونبها گردید، از سوی عفو کننده) باید نیک رفتاری شود).
ودر جایی دیگر میفرمایند: {وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ۖ فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّىٰ تَفِيءَ إِلَىٰ أَمْرِ اللَّهِ ۚ فَإِن فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا ۖ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ ۚ}[ الحجرات:۹ -۱۰] ترجمه: (هرگاه دو گروه از مؤمنان با هم به جنگ پرداختند، در میان آنان صلح برقرار سازید. اگر یکی از آنان در حق دیگری ستم کند و تعدّی ورزد (و صلح را پذیرا نشود)، با آن دستهای که ستم میکند و تعدّی میورزد بجنگید تا زمانی که به سوی اطاعت از فرمان خدا برمیگردد و حکم او را پذیرا میشود. هرگاه بازگشت و فرمان خدا را پذیرا شد، در میان ایشان دادگرانه صلح برقرار سازید و (در اجرای مواد و انجام شرائط آن) عدالت بکار برید، چرا که خدا عادلان را دوست دارد. (۹) فقط مؤمنان برادران همدیگرند، پس میان برادران خود صلح و صفا برقرار کنید).
و به قتل رساندن برادر مسلمان از بزرگترین گناهان به شمار میرود، در نتیجه فردی که نماز نمیخواند، برادر دینی مان به شمار نمی آید و کافر است.
اما سخن الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم { وَآتَوُا الزَّكَاةَ } (زکات را پرداخت کند) که این سومین شرطی است که سنت رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم بیانگر این است که اگر فردی این شرط را ادا نکند کافر نمیشود، پس زمانی که رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم عقوبت مانع زکات را بیان میکند می فرماید: « فَيَرَى سَبِيلَهُ؛ إمَّا إلى الجَنَّةِ، وإمَّا إلى النَّار» ترجمه: «مسیرش را می بیند، یا وارد بهشت میشود و یا جهنم»[۱].
و همچنین از دلایل کافر بودن فردی که نماز خواندن را رها میکند سخن رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم است آنجا که میفرماید: «إنَّ بيْنَ الرَّجُلِ وبيْنَ الشِّرْكِ والْكُفْرِ تَرْكَ الصَّلاةِ»[۲]. ترجمه: «همانا فاصله میان فرد و شرک کافر شدنش، رها کردن نماز میباشد».
اما سخنان صحابه همانا عبدالله بن شقیق تابعی مشهور رَحِمَهُالله میگوید: یاران رسول الله صَلَّىٰاللهُعَلَيْهِوَعَلَىٰآلِهِوَسَلَّم چیزی غیر از رها کردن نماز را از اسباب کافر شدن نمی دانستند.
از اهل علم اجماع کردند بر اینکه فردی که نماز را ترک میکند کافر است.
اما دیدگاه صحیح این است که فردی که نماز خواندن را رها کرده با این وجود که به اهمیت آن و آیات و احادیثی که در ترغیب و ترهیب آن وارد شده را میداند، و اگر در قلبش ذره ای از ایمان باقی نمانده، امکان ندارد که کاملا نماز را رها کند.
پس قول صحیح این است که اگر فردی مطلقا نماز خواندن را رها کرده، کافر و از دایرهی اسلام خارج میشود، اگر هم اعتقاد به وجوب داشته باشد.
بر این اساس توصیه میکنم عقد ازدواجتان که این فرد بی نماز وکالت داشته را تجدید کنید، تا اینکه خیالت راحت و آسوده شود.
[۱] – به تخریج آن اشاره شد.
[۲] – امام مسلم آن را تخریج کرده است. کتاب ایمان، باب وارد کردن کلمه کفر بر فردی که نماز خواندن را رها کرده است، حدیث شماره (۸۲).