دوشنبه 18 شوال 1447
۱۷ فروردین ۱۴۰۵
6 آوریل 2026

(۴۹۸۹) حکم ازدواج با خواستگار اهل نماز اما مبتلا به قلیان

(۴۹۸۹) سوال: دختری پایبند به مسائل دینی هستم، جوانی به خواستگاری من آمده که نمازش را میخواند، اما اهل قلیان است، من سردرگم هستم که جواب مثبت دهم یا خیر؟

جواب:

اگر مرد مناسبی به خواستگاری دختری آمد، ایرادی ندارد جواب مثبت داده شود، در حدیث وارد شده که رسول الله صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم می فرمایند: «إذا أتاكُم من تَرضونَ خُلقهُ ودينهُ فزوّجوهُ ، إلا تفعلوا تكنْ فتنةٌ في الأرضِ وفسادٌ عريضٌ»[۱]. « هرگاه فردی به خواستگاری آمد که از دین و اخلاقش راضی بودید، پس آن را به ازدواج در آورید، در غیر اینصورت سبب فساد و فتنه در روی زمین خواهید شد».

برای هیچ فردی جایز نیست که دختر ویا خواهرش و یا هر فردی که سرپرستی زنان را بر عهده دارد، از ازدواج با مرد مناسبی که به خواستگاری آنان آمده منع کند، زیرا با این کار در امانتی که به او سپرده شده، انجام وظیفه نکرده است، در این حالت اگر دختر ار از خواستگار مناسبش منع کند، سرپرستی دختر به فرد بعدی سپرده می­شود، به عنوان مثال اگر پدرش مخالف ازدواج او با پسری که دیندار و با اخلاق است منع کند، برادرش او را به ازدواج این پسر در می آورد وایرادی ندارد اگر خواهرش او را به ازدواج در آورد، در حالیکه پدرش با ازدواجش مخالفت ورزیده است.زیرا پدرش با این کردارش سرکشی و نافرمانی کرده در نتیجه حق کفالت دخترش از گردنش ساقط می­شود.

و اگر تشخیص داده شده که برادرانش بخاطر ترس از پدرشان با ازدواج او مخالف هستند، پس در این حالت سرپرستی دختر به عمویش سپرده می­شود، پس عموی دختر او را به عقد فردی که مناسبش است و از او خواستگاری کرده در می­آورد، اهل علم اینگونه بیان می­کنند که زمانی که سرپرست دختر به دلایلی غیر قابل قبول با ازدواج دختری که افراد مناسبی به سراغش می آید، مخالفت کند، و این قضیه تکرار شود، سرپرست دختر به عنوان فردی فاسق شمرده می­شود و سرپرستی او ساقط می­شود، وبعد از آن کاری که شرط عدالت در آن باشد، به وی داده نمی­شود، که این قضیه­ی خطرناکی است.

برخی از انسان ها هستند که نه به بندگان رحم میکنند و نه از الله ترس دارند، دخترشان را همانند یک کالای تجاری تصور میکنند، به ازدواج کسی در می آورند که در مقابل مبلغ بیشتری دهد، و در مقابل اگر فردی دیندار و مناسب به خواستگاری دخترشان آید، مخالفت می کنند و توقع دارند، فرد ثروتمند به خواستگاری دخترشان بیاید،  وبرخی دیگر هم به خاطر تعصبات قبیله ای، دخترشان را فقط به خواستگاری که از قبیله شان باشد، جواب مثبت می دهند، و این مساله از لحاظ شرعی جایز نمی­باشد.

پس اولیای امور دختران باید تقوای الله را پیشه کنند، و همچنین در مقابل زنانی که سرپرستی آنان را برعهده دارند از خدا بترسند، و این را بدانند که بخاطر این مسائل در روز قیامت بازخواست خواهند شد، آنجایی که هیچ پناهی از رفتاری که در دنیا مرتکب شدند ندارند.

افرادی قضیه ای را به من گفته اند و آن اینکه، زنی که ازدواج نکرده بود، زمانی که در فراش مرگ بود، به زنانی که اطرافش بودند، وصیتی به پدرش می کرد و معنای این وصیت این بود که ، پدرش او را از ازدواج با کسانی که مناسب بودند منع می کرد، در روز قیامت میان دختر و پدرش موقفی خواهد بود.

این قضیه بسیار خطرناکی است، پس لازم است که فرد تقوای الله را پیشه کند، چه بسا اگر این سرپرست، زنی را برای ازدواج اختیار کند، و فرد دیگری مانع این ازدواج شود، چه موقفی خواهد گرفت، آیا به این مساله راضی می­شد؟ هرگز راضی نمی شود، اگر این طور است پس چرا مانع ازدواج دخترش می­شود در حالیکه فردی به خواستگاری دخترش آمده که دین دار است؟

اما در مورد قضیه­ی سالم بودن فرد از لحاظ دینداری، که باید دقت شود، فردی نباید همیشه بر انجام گناه اصرار ورزد، همانند استعمال دخانیات-سیگار- همانا استعمال دخانیات حرام است، و اصرار ورزیدن بر گناه، حتی اگر یکبار هم باشد حرام است، اصرار ورزیدن بر آن سبب بزرگی آن می­شود، پس هرگاه فردی به خواستگاری دختری آمد که برگناهی اصرار دارد که احتمال دارد، امنیت این دختر در خطر بیفتد، بهتر این است، جواب مثبت داده نشود، واز الله بخواهید که فردی نصیب دخترشان شود که از این گناهان به دور باشد.

اما اگر مرتکب گناهی باشد که غیر متعدی است، همانند غیبت کردن، این قضیه آسان تر است، مثلا فردی باشد که معروف به غیبت کردن است، همانا غیبت کردن، چنانچه همه میدانند، غیر متعدی است، در نتیجه این فرد میتواند زمانی که همسرش حاضرنیست غیبت کند، بهتر از این است که مرتکب گناهی، جلوی همسرش شود، و امکان ندارد زمانی که همسرش حضور دارد از این کار دست بکشد.

خلاصه­ی صحبتم این است که توصیه می­کنم، زن فردی را برای زندگی اش انتخاب کند که دیندار و با اخلاق باشد، زیرا فرد دیندار اگر با او ازدواج کرد با نیکی رفتار میکند و اگر قصد جدا شدن داشت با نیکی جدا می­شود، و اینکه زن در جواب مثبت دادن به خواستگارش عجله نکند، تا زمانی که از همه جوانب مورد بررسی قرار دهد، و منظورم این نیست که با فردی مرتکب گناه میشود ازدواج نکند، زیرا این غیر ممکن است، اما بیش از اندازه سخت گیری نکنید و آسان بگیرید.


[۱] – به تخریج آن اشاره شد.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

تقول السائلة: أنا فتاة ملتزمة، وقد تقدم لي رجلٌ وهو يُصلي، ولكنه يشرب الشيشة، وأنا في حَيْرة؛ هل أوافق على ذلك الزوج؟

فأجاب رحمه الله تعالى-: إذا خطب المرأة رجلٌ كُفْءٌ، فإنه يُزَوَّجُ، ولا يَمْنَعُ، ففي الحديث عن النبي – صلى الله عليه وعلى آله وسلم-: «إِذَا جَاءَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ دِينَهُ وَخُلُقَهُ فَأَنْكِحُوهُ، إِلَّا تَفْعَلُوا تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَفَسَادٌ عريض».

ولا يحل لأحد أن يمنع ابنته، أو أخته، أو غيرهما، يمن له ولاية عليه من النساء، من خاطب كُفْ رَضِيَتُهُ؛ لأن هذا خلاف الأمانة، وفي هذه الحال لو فُرِضَ أنه منعها من كُفْءٍ رَضِيَتْهُ، فإن الولاية تنتقل منه إلى من بعده فإذا منعها أبوها مثلا والخاطب كُفْء في دينه وخُلقه، وهي راضيةٌ به، زَوَّجَها أخوها، ولا بأس عليه في هذه الحال أن يُزَوِّجَ أخته، مع مَنْعِ أبيه من تزويجها؛ وذلك لأن أباه معتد في هذا المنع فأسقط حقه بنفسه.

وإذا قدر أن الإخوة أبوا أن يُزَوِّجُوها كراهة أن يخالفوا أباهم، فإن الولاية تنتقل إلى العم الذي هو أخو الأب، فله أن يُزَوج هذه المرأة التي رَضِيَتْ بالكُفْء الذي خَطَبها، ومنعه أبوها وإخوتها، وقد ذكر العلماء – رحمهم الله – أن الوَليَّ إذا تكرر منعه من تزويج الخاطب إذا كان كُفْتًا، ورَضِيَتْ به المرأة، يكون بذلك فاسقا، وتَسْقُط ولايته، ولا يمكن من مباشرة كل عمل تشترط فيه العدالة، والمسألة خطيرة.

وبعض الناس لا يَرْحَمون الخلق، ولا يخافون الخالق، فتجده يجعل ابنته بمنزلة السلعة، لا يُزَوِّجها إلا مَن يُعْطِيه أكثر ، وإذا خطبها الكفء ذو الخلق والدِّينِ، ورَضِيَتْ به أبى أن يزوجه؛ لأنه ينتظر مَن يَزيدُه من المال، ومن الناس مَن يَمْنَع الكفء إذا خَطَب ابنته ورَضِيَتْه ؛ لأنه يريد أن يُزوجها ابن أخيه، أو أن يزوجها رجلا من قبيلته، وهذا أيضًا حرام، ولا يحل.

فعلى الأولياء أن يتقوا الله في أنفسهم، وأن يتقوا الله فيمَن وَلَّاهم الله عليه من النساء، وأن يعلموا أنهم سيحاسبون على ذلك يوم القيامة، حين لا يجدون مناصا من سُوء معاملتهم.

ولقد حَكَي لي بعض الناس أن امرأة فتاة لم تتزوج، ولما مَرِضَتْ وحضرها الموتُ أشْهدتْ مَن حولها من النساء بوصية إلى أبيها، فقالت كلاما معناه أن أباها قد مَنَعَها مِن الخُطَّابِ الأَكْفَاءِ، وأن بينها وبينه موقفًا عند الله يوم القيامة.

وهذا أمر خطير، فيجب على المرء أن يتقي الله تعالى فيه، وما أدري هل إذا اختار هذا الوَليُّ امرأة ليتزوجها، فحِيلَ بينه وبينها، فما موقفه؛ هل يَرْضَى بذلك؟ كلا، لا يرضى أن يحول أحدٌ بينه وبين مخطوبته، فإذا كان كذلك، فلماذا يرضى أن يحول بين ابنته وخاطبها الذي هو كُفْءٌ في دينه وخُلقه؟

وبالنسبة لسلامة الدِّينِ التي تجب مراعاتها هي أَلَّا يكون الإنسان مُصِرًا على معصية تتعدَّى إلى الغير؛ كالإصرار على شُرب الدُّخَانِ، فَإِنَّ شُرْبَ الدُّخَانِ مُحرَّم، والإصرار عليه معصيةٌ، بل فِعْلُه – ولو مرة واحدة- معصية، والإصرار عليه يرتقي إلى درجة الكبيرة، فإذا خَطَب المرأةَ رجلٌ يُصِرُّ على معصية من أي نوع كانت من المعاصي التي لا تسلم الزوجة منها، فإن من الخير ألَّا تَقْبَل خِطبته، وأن تسأل الله تعالى أن يُيَسِّرَ لها زوجا خاليًا من هذه المعصية.

أما إذا كانت المعصية لا تتعدى فهي أهون؛ مثل أن يكون الإنسان معروفًا بالغيبة، فإن الغيبة – كما يعلم الجميع – ليست متعدية؛ إذ بالإمكان أن يكون هذا الزوج يغتاب الناس في غير حَضْرة زوجته، وهذا أهونُ مِن كَوْنِه يفعل المعصية أمامها، ولا يمكن أن يتخلّى عنها إذا كانت الزوجة أمامه.

وخلاصة القول أننا ننصحُ المرأة بألا تختار في النكاح إلَّا رجلا صاحبَ دين وخُلق؛ لأن صاحب الدِّين إنْ أَمْسَكَها أمسكها بمعروف، وإن فَارَقَها فارقها بإحسان، وألا تتعجل المرأة بقبول الخاطب؛ حتى يبحث عنه من جميع الجوانب، ولا أعني أن المرأة لا تتزوج من لا يأتي شيئًا من الذنوب؛ لأن هذا مُتعَذِّر، لكن سَدَّدُوا وَقَارِبُوا.

مطالب مرتبط:

(۴۹۸۶) حکم رد خواستگار دیندار به‌ دلیل نداشتن نسب خانوادگی

اگر پدر از ازدواج دخترش با شخصی که از او راضی است و دین و اخلاق او را پسندیده است، منع کند، عمویش می‌تواند او را به عقد درآورد، هر چند که پدرش مخالفت کند...

ادامه مطلب …

(۴۹۸۲) حکم پنهان کردن حقیقت برای جلوگیری از ازدواج

برای هیچ فردی جایز نیست که بین انسان و فردی که به او علاقه دارد جدایی بیندازند، فرقی ندارد چه پدر باشد یا مادر،برادر و یا عمو و یا هر فردی باشند....

ادامه مطلب …

(۴۹۹۷) آیا می‌توان با جوانی که در برخی واجبات دینی کوتاهی دارد ازدواج کرد؟

بر ولی امر واجب است که زمانی که فردی به خواستگاری دخترش آمد، در مورد دین واخلاقش تحقیق وبررسی کند واگر مناسب بود او را به ازدواج درآورد و اگر غیر مناسب بود به ازدواجش درنیاورد...

ادامه مطلب …

(۵۰۰۲) حکم ازدواج با زن بیوه از روی دلسوزی

اگر این زن عیبی که دارد، مربوط به اخلاق ودینش است، توصیه نمی کنم با او ازدواج کنی...

ادامه مطلب …

(۴۹۹۵) حکم تحقیق کردن از خواستگار

تحقیق کردن در مورد خواستگار از ضروریات است، خاصتا امروزه که انسان های خوب و بد با همدیگر قاطی شدند، و درغگویی و حیله و شهادت دروغی زیاد شده است....

ادامه مطلب …

(۴۹۹۴) حکم تحقیق کردن از فردی که به خواستگاری آمده است

باید در مورد خواستگار سوال شود، خصوصا  امروزه که حیله و فریب زیاد شده است...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه