پنج‌شنبه 24 شعبان 1447
۲۳ بهمن ۱۴۰۴
12 فوریه 2026

(۴۸۴۰) حکم بخشش نابرابر میان فرزندان

(۴۸۴۰) سوال: پسران و دخترانی دارم. به آنها مبالغی پول هدیه دادم اما نه به تساوی بلکه به هرکس به اندازه سطحش. لطفا بفرمایید این کار من درست بوده یا خیر الله به شما اجر عنایت بفرماید.

جواب:

بر انسان واجب است که در اعطا بین فرزندانش عدالت را برقرار نماید و به پسر دو برابر دختر پول بدهد. یعنی مثلا اگر به پسر بیست هزار داد به دختر ده هزار بدهد و الله اینگونه میراث را بین اولاد تقسیم نموده است: :{ يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلَادِكُمْ ۖ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ}{حکم خدا در حق فرزندان شما این است که پسر دو برابر دختر ارث برد}(نساء: ١١) و هیچ تقسیمی عادلانه‌تر از تقسیم الله متعال نیست. اما این امر مربوط به نیاز اولاد نیست و مربوط به بخشش و اعطا است. اما آنچه به عنوان نفقه پرداخت می‌گردد و برای دفع نیاز مالی فرزندان به آنها داده می‌شود متفاوت است و باید به هر فرزند به اندازه نیازش پول پرداخت شود. مثلا اگر دختر به صد ریال برای خرید لباس نیاز دارد و پسر پنجاه ریال، به پسر پنجاه ریال می‌دهیم و به دختر صد ریال و اگر برعکس بود هم باز تفاوتی نمی‌کرد و به هرکس به اندازه نیازش پول می‌دادیم. پس پاسخ ما به این سوال این است: اگر هدیه تبرع و بذل اموال به صورت محض است، پس باید عدالت به طور کامل برقرار شود به طوری که به هر پسر دو برابر دختر سهم داده شود. اما اگر مساله نفقه باشد باید به هر کس به اندازه نیازش داده شود. مثلا فرض کنیم فردی دو پسر دارد: یکی از آنها کوچک است و به کتاب و لوازم التحریر و خودکار و غیره نیاز ندارد و دیگری دانش آموز است و به کتاب و لوازم و التحریر و قلم نیازمند است، پس باید به دومی هرچه را نیاز دارد بدهد و به اولی که نیاز ندارد چیزی ندهد.

بد نیست در باب این موضوع اشاره‌ای داشته باشم به برخی از برادران که فرزندان بسیار دارند که بعضی از آنان رشد می‌کنند و به سن ازدواج می‌رسند و کودکان باقی می‌مانند. دیده می‌شود که این عزیزان گاهی وصیت می‌کنند که چیزی از ماترک او به هزینه ازدواج این فرزندان کوچکتر اختصاص داده شود که این امر مطلقا حرام است، زیرا ازدواج نفقه محسوب می‌گردد و هر کس بدان نیاز دارد باید هزینه‌اش برای او تامین گردد و اگر فرزندی بدان نیاز ندارد اختصاص وجه به او جایز نیست و بنابراین برای مثال اگر فردی سه پسر داشت و در زمان حیاتش دو پسر خود را راهی خانه بخت کرد و پسر کوچکتر به سن ازدواج نرسید و پدر وصیت کرد که معادل هزینه‌ای که برای ازدواج آن دو هزینه شده از ما ترک برای پسر کوچکتر جدا شود، در این حالت پدر مرتکب فعل حرام شده است و وصیت او باطل است و وقتی مرد وصیت او اجرا نخواهد شد، مگر اینکه دیگر وراث به اجرای آن رضایت دهند. پیامبر گرامی ما در این باره می‌فرمایند:” إن الله قد أعطی کل ذي حق حقه، فلا وصیة لوارث” “الله به هر ذی حقی حقش را داده است و هیچ وارثی حق وصیت کردن ندارد”

پرسش: اگر فرزندان دیگر به مالی ک پدرشان به برادرشان می‌دهد رضایت دهند آیا این اعطای مال حلال می‌گردد.

پاسخ: بله. اگر فرزندان بالغ و رشید باشند و رضایت دهند به تفاوتی که پدر برای برادرشان قایل شده است، در این حالت مشکلی پیش نمی‌آید و اشکالی ندارد زیرا این مساله حق آنان است.

این صفحه را به اشتراک بگذارید

مشاهده‌ی اصل متن عربی

يقول السائل: لدي أبناء وبنات، وأهدي لهم بعض النقود، ولكن ليس بالتساوي، بل هذه الهدية على حسب مستواهم، أفيدوني بعملي هذا أفادكم الله؟

فأجاب – رحمه الله تعالى-: الواجب على الإنسان في إعطاء أولاده من ذكور وإناث أن يعدل بينهم، فيعطي الذكر مِثْلي ما يعطي الأنثى، يعني إذا أعطى الأنثى عشرة أعطى الذَّكَر عشرين هكذا قسم الله -تعالى- بين الأولاد في الميراث، فقال -تعالى-: ﴿ يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلَدِ كُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِ الْأُنثَيَيْنِ ﴾ [النساء: ۱۱]، ولا قسمة أعدل من قسمة الله -عز وجل- هذا في غير الحاجة، أما ما أعطاهم مِنْ أَجْلِ الحاجة والنفقة، فكل إنسان يعطى ما يحتاجه، فإذا قدَّرنا أن الأنثى تحتاج إلى مئة في اللباس، والذكر لا يحتاج إلا إلى خمسين، أعطى الذَّكَر خمسين، وأعطى الأنثى مائة، وإذا كان الأمر بالعكس، فإنه يعطي كل واحد منهم ما يحتاجه فصار الجواب: إذا كانت الهدية تبرعا محضا، فلا بد من التعديل بأن يعطي الذَّكَرِ مِثْلَي ما للأنثى، وإذا كانت للنفقة، فإن التعديل بينهم أن يعطي كل إنسان ما يحتاجه، ولنفرض أن عنده ابنين: أحدهما صغير لا يحتاج إلى كتب ولا قرطاس، ولا أقلام، ولا غيرها، والآخر يدرس فيحتاج إلى كتب وقرطاس ،وأقلام فيعطي هذا الدارس ما يحتاجه للمدرسة، وذاك لا يعطيه شيئًا.

ولعلنا في هذه المناسبة نُذكر بعض إخواننا الذين يكون لهم أولاد متعددون، فيكبر بعضهم ويزوجهم ويبقى الصغار، فتجده يوصي لهم بشيء من ماله، ليتزوجوا به بعد موته، وهذا حرام عليه، لأن الزواج من النفقة، فمن احتاجه قام بحاجته فيه، ومن لم يحتجه، فإنه لا يجوز له أن يعطيه شيئًا، وعلى هذا، فإذا كان للإنسان ثلاثة أبناء، وزوّج اثنين منهم في حياته، وبقي الصغير لم يصل إلى حد الزواج، ثم إن هذا الأب أوصى للصغير بمقدار المهر الذي أعطاه أخويه، فإن ذلك حرام، والوصية باطلة، فإذا مات، فإن هذه الوصية تُردّ في التركة، إلا أن يسمح بذلك بقية الورثة، لقول النبي صلى الله عليه وسلم: «إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَعْطَى كُلَّ ذِي حَقٌّ حَقَّهُ، فَلَا وَصِيَّةَ لِوَارِثٍ».

يقول السائل: إذا رضي الأولاد بعطية أبيهم لأخيهم، فهل يَحِلُّ له؟ فأجاب رحمه الله تعالى: نعم إذا رضي الأولاد -وهم بالغون

راشدون- بما فضَّل به والدهم أخاهم، فإن هذا لا بأس به، لأن الحق لهم.

مطالب مرتبط:

(۴۸۳۱) حکم بخشش یک‌جانبه مال به پسر و محروم کردن دختران از آن

بخشیدن مال تنها به پسر و محروم کردن دختران کاملا حرام است و جایز نیست...

ادامه مطلب …

(۴۸۴۴) حکم زراعت در زمین اجاره‌ای بدون مشارکت مالک در محصول

این کار کاملا جایز است که به تو زمینی بدهد که در آن کشاورزی کنی و تمام محصول از آن تو باشد....

ادامه مطلب …

(۴۸۳۴) آیا ثبت خانه به نام ما به‌ جای برادر محروم از ارث، دِینی بر گردن پدر باقی می‌گذارد؟

مساوات در تقسیم اموال بین فرزندان باید به گونه‌ای که الله متعال فرموده انجام گیرد و به هر پسر سهمی دو برابر هر دختر داده شود....

ادامه مطلب …

(۴۸۱۳) آیا فرد میتواند در زمان حیات خود مال خود را بر حسب موازین شرعی در بین ورثه تقسیم کند؟

علما فرمودهاند که انسان میتواند حتی در زمان حیات خود، بر حسب موازین شرعی مالش را در بین فرزندانش تقسیم کند. اما بهتر است این کار را انجام ندهد زیرا ممکن است اوضاع تغییر کند....

ادامه مطلب …

(۴۸۰۱) حکم قبول کردن هدیه چیست؟

قبول کردن هدیه سنت است، زیرا پیامبر صَلَّىٰ‌اللهُ‌عَلَيْهِ‌وَعَلَىٰ‌آلِهِ‌وَسَلَّم هدیه قبول می­کردند...

ادامه مطلب …

(۴۸۳۰) حکم شرعی بخشش زمین به فرزند خدمت‌گزار در زمان حیات والدین

اگر فقط برای ثواب با تو کار می‌کند چیزی به او نده، اما اگر برای دستمزد با تو کار میکند، میتوانی دستمزدی که برای یک کارگر غیرخودی در نظر می‌گیری را برای او در نظر بگیری...

ادامه مطلب …

کُتُب سِتّة:  شش کتاب اصلی احادیث اهل سنت و جماعت:

صحیح بخاری
صحیح مسلم
سنن ابو داود
جامع ترمذی
سنن نسائی
سنن ابن ماجه